حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها)ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها).

پرسش: درباره شخصیت، فضایل و ویژگی‌های ام‌المؤمنین حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) مطالبی را بیان کنید؟

پاسخ: خدیجه (سلام‌الله‌علیها) دختر خویلد بن اسد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب [۱] [۲] [۳] اولین و شایسته‌ترین همسران رسول خداست. ایشان در زمره همسران قریشی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به شمار آمده و از جهت قرابت و خویشاوندی نزدیک‌ترین همسران به لحاظ نسبی به ایشان است.


ولادت[ویرایش]

در دامن طبیعت پاک حجاز و در زیر آسمان پرستاره مکه، در قلب شبه جزیره عربستان در خانواده‌ای فرهنگ‌ساز و بیگانه با آداب و رسوم خرافی روزگار، دختری چشم به جهان گشود که در زندگی تاریخ سازانه‌اش نشان داد که که ریشه‌ای به زلالی آب زمزم و فطرتی به زلالی آبشارهای بلند و دور از دسترس داشت. پس از ولادت او، خاندانش، برخلاف رسم سپاه زمانه (زنده به گور کردن دختران)، ولادت او را گرامی داشتند و پدر و مادرش «خویلد» و «فاطمه» در همان مراسم ساده و روح‌بخش، نام او را «خدیجه» به مفهوم گسسته و بیگانه از زشتی‌ها و ناپسندی‌ها برگزیدند.
بنا بر روایت حکیم بن حزام پسرعموی خدیجه (سلام‌الله‌علیها)، خدیجه (سلام‌الله‌علیها) در سال پانزده پیش از عام الفیل در مکه به دنیا آمد. [۴] [۵] بنابراین حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) پانزده سال قبل از ولادت پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) (۵۵ سال قبل از بعثت)، در شبه جزیره‌ عربستان (حجاز) چشم به جهان گشود. [۶]
حضرت، دختر خویلد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب بود، که جناب قصی، جد چهارم پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌باشد. بنابراین حضرت خدیجه نیز با چند واسطه دختر عموی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بودند و از جهت ریشه خاندانی با یکدیگر متحد می‌شوند. لذا سلسله نسب حضرت خدیجه به حضرت اسماعیل (علیه‌السلام) و ابراهیم خلیل ا... (علیه‌السلام) که جد ۲۸ و ۲۹ رسول الله است، می‌رسد. [۷]

شناخت اجمالی[ویرایش]

پدرش خُوَیلِد بن اسد بن عبدالعُزّی بن قُصَیِّ بن کلاب و مادرش فاطمه، دختر زائده، است [۸] [۹]
از دوران کودکی و نوجوانی او تا هنگام ازدواج با پیامبر و حتی بعد از آن، اطلاعات اندکی در دست است و بخشی از اخبار تاریخی درباره احوال ایشان نیز دستخوش دخل و تصرف قصه پردازان شده و با اسرائلیات درهم آمیخته است.

ازدواج ها[ویرایش]

براساس اغلب منابع، وی قبل از ازدواج با حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، دو بار ازدواج کرده بود، ولی در ترتیب این ازدواج‌ها اختلاف هست. [۱۰] [۱۱] [۱۲] [۱۳]
برخی نیز به استناد شواهدی، ازدواج‌های خدیجه پیش از وصلت با پیامبر را رد کرده‌اند. [۱۴] [۱۵] [۱۶]
طبق منابع، وی نخست با عتیق بن عایذ بن عبداللّه بن عمر بن مخزوم ازدواج کرد که از او صاحب یک دختر شد.
پس از مرگ عتیق به همسری ابوهاله نباش بن زُرارة از بنی عمرو بن تمیم که از هم پیمانان بنو عبدالدار بود، درآمد. [۱۷] [۱۸] [۱۹]
خدیجه از ابوهاله، صاحب پسرانی به نام‌های حارث، هند، [۲۰] [۲۱] [۲۲] [۲۳] طاهر و هاله [۲۴] [۲۵] و دختری به نام زینب [۲۶] [۲۷] شد.
در میان این فرزندان، هند مشهور است.
بعدها هند در زمره صحابه رسول خدا در آمد و با صیفی بن امیه ازدواج کرد و اعقابش در مدینه به سبب انتساب به مادربزرگشان (خدیجه) به بنو طاهره معروف شدند. [۲۸] [۲۹] [۳۰] [۳۱]
وی در جنگ بدر حضور داشت و بعدها در جنگ جمل در کنار علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌السلام) به شهادت رسید. [۳۲]
وی که نوجوانی خود را در خانه خدیجه گذرانده بود، تصویری کامل از خلق‌وخوی پیامبر در پاسخ به پرسش امام حسن (علیه‌السلام) ارائه کرده و از اینرو «وصّاف النبّی» نامیده شده است. [۳۳] [۳۴] [۳۵] [۳۶]
در برخی گزارش‌های دیگر که ترتیب ازدواج خدیجه و همسرانش به گونه‌ای دیگر آمده، گفته شده که خدیجه پس از وفات ابوهاله، به عقد پسرعمه خود، عتیق/ عُتیق بن عائذ درآمد [۳۷] [۳۸] و از وی صاحب پسری به نام عبداللّه (عبدمناف) و دختری به نام هند شد.
خدیجه پس از درگذشت شوهر دومش، عتیق بن عائذ [۳۹] ازدواج نکرد و به تجارت پرداخت. [۴۰] [۴۱]

آشنایی و ازدواج با پیامبر[ویرایش]

در چگونگی همکاری و آشنایی حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ــکه در آن سال‌ها حدود بیست سال داشت ــ با خدیجه، اختلاف هست.
برخی آغاز روابط تجاری خدیجه و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را به توصیه و سفارش ابوطالب دانسته‌اند. [۴۲] [۴۳]
اما در خبری از ابن اسحاق [۴۴] آمده است که خدیجه از امانتداری و درست‌کاری حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خبر داشت و چون تصمیم گرفته بود مال فراوانی را به تجارت اختصاص دهد، از او خواست تا به کاروانش بپیوندد و بیش از دیگران مزد بگیرد. [۴۵] [۴۶] [۴۷]
حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حداکثر پنج سفر تجاری، چهار سفر به یمن و یک سفر به شام، برای خدیجه انجام داد. [۴۸]
مهم‌ترین آن‌ها، که به ازدواج آن دو منجر گردید، سفر تجاری شام بود و به دلیل اهمیتش اکثر منابع، تنها به ذکر آن سفر پرداخته و آن را ابتدای همکاری حضرت با خدیجه دانسته‌اند.
ظاهرآ اولین سفر تجاری حضرت به بازار حُباشه، در تهامه، بوده [۴۹] [۵۰] و سفر به شام دومین یا سومین سفر بوده است، چرا که حضرت سفری نیز به جُوَش، در یمن، کرد.
به زعم حلبی [۵۱] بازار حباشه همان جوش است و گویا این یک یا دو سفر برای آزمودن قدرت تجاری پیامبر بوده است.
بعد از انعقاد قرارداد، ابتدا پیامبر با کارمزد دو قلوص (ماده شتر جوان) [۵۲] [۵۳] به همراه شریک تجاری خود سائب بن ابی سائب صَیفی بن عابد [۵۴] [۵۵] [۵۶] و غلام خدیجه، میسره، عازم بازار حباشه شد و با موفقیت بازگشت.
میسره اخبار شگفت‌انگیزی از این سفر به خدیجه داد و او برای اولین بار با رضایت ابوطالب، پیامبر را در رأس کاروانی بزرگ به شام تجهیز کرد. [۵۷] [۵۸]
پس از اتمام این سفر پرماجرا، که جزئیات آن در منابع اسلامی آمده است، [۵۹] [۶۰] [۶۱] [۶۲] خدیجه به ایشان علاقه‌مند شد.

← دیدگاه دوشیزگی
علامه مجلسی در جلد ششم بحارالانوار، در باب زنان و پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آورده است که: احمد بلاذری و ابوالقاسم کوفی در کتاب خود و سید مرتضی در کتاب شافی و ابوجعفر در تلخیص، روایت کرده‌اند که: پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با خدیجه ازدواج نمود، در حالی که او دوشیزه بود و این امر را تاکید می‌کند، آنچه در کتاب «انوار البدیع» آمده است. (در این کتاب گفته شده رقیه و زینب دختران هاله، خواهر خدیجه هستند) صحیح است. [۶۳]
همچنین در کتاب «استغاثه» آمده که برای حضرت خدیجه، فرزندی جز فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) نمی‌باشد و بقیه، دختران هاله و خواهر خدیجه‌اند که به خاطر گمنامی "هاله" و اعتبار و علو درجه حضرت خدیجه به او نسبت داده شده‌اند. [۶۴]

علاقه به پیامبر[ویرایش]

دلایلی که برای ایجاد این علاقه در منابع اسلامی آمده است، عبارت‌اند از: از سفر تجاری پرسود پیامبر اکرم به شام؛ گزارش مَیسره از اخبار شگفت‌انگیز این سفر [۶۵] [۶۶] مشاهده دو فرشته‌ای که به هنگام ورود به خانه خدیجه بر سر پیامبر سایه افکنده بودند [۶۷] [۶۸] پیش‌گویی ورقة بن نوفل درباره ازدواج خدیجه با مردی از قریش که نبی قوم خواهد شد [۶۹] پیش‌گویی مردی، در یک جشن زنانه که خدیجه نیز حضور داشت، از آمدن پیامبری و بشارت به این‌که هرکدام از آن زنان می‌تواند با او ازدواج کند. [۷۰] [۷۱]

ازدواج در منابع تاریخی[ویرایش]

آنچه در مصادر تاریخی درباره ازدواج خدیجه با پیامبر آمده، بیش از همه مبتنی بر روایات محمد بن اسحاق بن یسار (متوفی ۱۵۱)، و سپس محمد بن عمر واقدی (متوفی ۲۰۷)، و هشام بن سائب کلبی (متوفی ۲۰۴)، عمر بن سعد کاتب واقدی (متوفی ۲۳۰) است.
یکی از مصادر نقل این ازدواج کتاب الانوار ابوالحسن بکری است. [۷۲]
این کتاب دربردارنده گزارش‌های تاریخیِ آمیخته با مطالب نادرست و غرائب بسیار است و از این‌رو محلّ استناد نیست و مجلسی نیز که برخی روایات آن کتاب را در بحار الانوار [۷۳] درج کرده، به غیر قابل اعتماد بودن و اشتمال آن‌ها بر غرائب تأکید کرده است.
در هر صورت، صرف‌نظر از روایت شاذ یعقوبی [۷۴] که ازدواج پیامبر با خدیجه را حاصل دیداری ناگهانی در صفا و مروه دانسته، در بیش‌تر منابع سفر تجاری به شام مقدمه اصلی این ازدواج ذکر شده است. [۷۵] [۷۶] [۷۷]

مراسم خواستگاری[ویرایش]

خدیجه با توجه به بیوگی و سالمندی در نهایت به وسیله میسره [۷۸] یا دوست خود نفیسه، دختر مُنیه [۷۹] [۸۰] [۸۱] یا شخصاً [۸۲] [۸۳] [۸۴] خواست خود را به اطلاع پیامبر رساند. این در حالی بود که او به تمام خواستگاران خود از سران قریش و بزرگان‌شان که حاضر بودند، مهریه‌های سنگینی بپردازند، جواب رد داده بود. [۸۵] [۸۶] [۸۷]
پس از این‌که حضرت ماجرای خواستگاری را برای عموهای خود گفت، آنان از شنیدن این خبر شگفت‌زده شدند.
آنان ابتدا صفّیه، دختر عبدالمطلب، عمه پیامبر را برای کسب اطلاع به خانه خدیجه فرستادند [۸۸] و پس از اطمینان از حقیقت امر، در موعد مقرر به خانه خدیجه رفتند و او را از عمویش، عَمْرو بن اسد، خواستگاری کردند. [۸۹] [۹۰] [۹۱] [۹۲]
برخی بین عموهای حضرت تنها به نام حمزه اکتفا کرده‌اند، [۹۳] [۹۴] [۹۵] در حالی که بیش‌تر منابع نماینده پیامبر و خواننده خطبه را ابوطالب ذکر کرده‌اند. [۹۶] [۹۷] [۹۸] [۹۹]
درباره وکیل خدیجه در این مراسم، اختلافهایی در منابع مشاهده می‌شود: ابن هشام [۱۰۰] خویلد بن اسد، پدر خدیجه، و ابن اسحاق [۱۰۱] و ابن کلبی [۱۰۲] عمویش عمرو بن اسد، و ابن سیدالناس [۱۰۳] و برادرش عمرو بن خویلد را ذکر کرده‌اند.
با توجه به این‌که خویلد بن اسد در جنگ فِجار و به قولی قبل از آن درگذشته بود [۱۰۴] [۱۰۵] حضور وی در این خواستگاری و این‌که خدیجه برای راضی کردن پدرش به این ازدواج او را مست کرده بود [۱۰۶] [۱۰۷] [۱۰۸] [۱۰۹] مبنایی ندارد. [۱۱۰]
مراسم خواستگاری و عقد، دو ماه و ۲۵ روز بعد از سفر تجاری شام برگزار شد [۱۱۱] و مهریه خدیجه مبلغ دوازده و نیم یا دوازده اوقیه (هر اوقیه معادل چهل درهم) [۱۱۲] تعیین شد. [۱۱۳] [۱۱۴] [۱۱۵] [۱۱۶] [۱۱۷] [۱۱۸] [۱۱۹]
پس از برگزاری جشن ازدواج [۱۲۰] این دو برای مدتی کوتاه در خانه حکیم بن حزام [۱۲۱] سکنا گزیدند و سپس به خانه خدیجه [۱۲۲] انتقال یافتند.
در اکثر منابع، پیامبر را هنگام ازدواج ۲۵ ساله و خدیجه را چهل ساله دانسته‌اند.
برخی نیز اقوال دیگری در باب سن خدیجه آورده‌اند. [۱۲۳] [۱۲۴] [۱۲۵] [۱۲۶]
به هر حال به نظر می‌رسد که چهل سال سن تقریبی بوده و دلیل انتخاب این عدد آن است که چهل سالگی سن کمال و بلوغ عقلی محسوب می‌شود. [۱۲۷]

اقدامات[ویرایش]

خدیجه پس از ازدواج با پیامبر همیشه یاری همراه و کمک‌کاری همدل برای پیامبر بود و گواه بر این مطلب عمل‌کرد و اقداماتی بود که خدیجه در این راستا انجام داد.

← بعد از ازدواج
خدیجه پس از ازدواج با پیامبر، تمام داراییش را به وی بخشید [۱۲۸] و کارهای تجاری را نیز به او سپرد، حتی غلامان و کنیزان خود، از جمله میسره، را آزاد کرد. [۱۲۹]
حلیمه سعدیه، دایه حضرت رسول، در ایام خشکسالی به منزل ایشان آمد.
خدیجه برای تشکر از زحمات دایه همسرش وی را بسیار احترام کرد و چهل گوسفند و یک شتر نیز به او هدیه داد؛ ثوبیه، کنیز ابولهب، که نخستین بار به پیامبر شیر داده بود، از جمله کسانی بود که با آنان در ارتباط بود.
خدیجه حتی برای جبران خدمت وی و کسب رضایت پیامبر بارها تلاش کرد تا او را از ابولهب بخرد و آزاد کند، ولی موفق نشد. [۱۳۰]
زید بن حارثه، غلامی بود که خدیجه به پیامبر بخشید [۱۳۱] و حضرت نیز او را آزاد و پسر خوانده خویش کرد، و از اینرو تا مدت‌ها زید بن محمد نامیده می‌شد. [۱۳۲] [۱۳۳]

← بعد از نزول وحی
در برخی گزارش‌های تاریخی از آغاز وحی، ذکر شده است که پیامبر با تسلی خدیجه ــ پس از آن‌که خدیجه درخصوص نبوت پیامبر با پسرعموی خود به نام ورقه مشورت کردــ آرام گرفت. [۱۳۴] [۱۳۵] [۱۳۶]
سوای تردید در شخصیت تاریخی ورقه [۱۳۷] گزارش‌های مذکور با احادیثِ معتبر ناسازگار است و ایرادات اساسی نیز به آن وارد شده است.
خدیجه نخستین بانویی است که به پیامبر گروید. [۱۳۸] [۱۳۹] [۱۴۰] [۱۴۱]
همچنین بنابر گزارش ابن سعد، [۱۴۲] وی همراه پیامبر و علی (علیه السلام) در مسجدالحرام نماز می‌گزارد.
برخورداری از حمایت‌های بی‌دریغ و دلگرم کننده همسری یک دل و هم عقیده از سعادت‌های یک فرد انقلابی به شمار می‌آید و خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) در این عرصه همدلی و همراهی سرآمد زنان بود. وجود خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) سختی‌های راه رسالت را بر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آسان می‌کرد. او وزیری راستین برای اسلام بود و رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با مهر و صفای او آرامش می‌یافت. [۱۴۳] [۱۴۴] [۱۴۵] زمانی که سخنان زشت و ناهنجار مشرکان در تکذیب نبوت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) غبار غم بر چهره‌ حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌نشاند، این خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) بود که تیرگی‌های غم را از چهره‌ی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌زدود و کار را بر او آسان می‌کرد. [۱۴۶] [۱۴۷] [۱۴۸] [۱۴۹]
در ایام محاصره اقتصادی بنی هاشم در شعب ابیطالب، خدیجه اموالش را در حمایت از پیامبر هزینه کرد. [۱۵۰]
به نظر عده‌ای از مفسران، آیه هشت سوره ضحی: «ای پیامبر (آیا تو را نیازمند نیافت پس بی‌نیاز و توانگر ساخت»، به این حمایت‌های مالی خدیجه اشاره دارد. [۱۵۱] [۱۵۲]
تأثیر حمایت‌های مالی خدیجه به حدی بود که پیامبر، بعدها آن را ستود و فرمود: «هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه برایم سودمند نبود». [۱۵۳] [۱۵۴]
کمک‌های ابوالعاص و حکیم بن حزام، خواهرزاده و برادرزاده خدیجه، به محاصره شدگان در شعب ابی‌طالب، در حالی که هنوز آن دو نفر اسلام نیاورده بودند، تنها به دلیل وجود خدیجه در میان آنان بود. [۱۵۵] [۱۵۶] [۱۵۷]

القاب آن حضرت[ویرایش]

از برجسته‌ترین لقب‌های دختر فرزانه حجاز، واژه «طاهره» یا پاک‌منش است؛ چراکه حضرت با آنکه در میان ناز و نعمت و اعتبار خانوادگی زندگی می‌کرد، اما این امکانات هرگز نتوانست آن جوان پاک‌منش را دستخوش غفلت و یا مستی کند. او با آنکه قبل از آشنایی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مدیریت یک سازمان بزرگ اقتصادی را بر عهده داشت و ده‌ها مرد در تشکیلات او بودند، مگر به قدر ضرورت با آنان برخورد نمی‌کرد و دامان عفاف را حفظ می‌کرد. در شب نشینی‌های گناه‌آلود اشراف شرکت نکرده و خود را آلوده نمی‌ساخت و به هیچ وجه روش منحط جامعه را نمی‌پذیرفت و ذره‌ای به رسوم رایج دل نمی‌داد. هرگاه زنی یا دختری به دنبال کمال و معنویت بود، به سرای او می‌شتافت و از وی درس می‌آموخت. یکی از دانشمندان اهل سنت در مورد حضرت خدیجه می‌نویسد: «و کانت تدعی فی الجاهلیة بالطاهرة لشدة عفافها».
«خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) در روزگار تیره و تار جاهلیت به خاطر پروا و معنویت بسیارش، پاک روش و پاک منشی یا طاهره خوانده می‌شد». [۱۵۸]
از القاب دیگر آن حضرت "سیدة النساء القریش" (سرور زنان قریش)؛ "مبارکه" (بانوی پر برکت)؛ سرور زنان عالم؛ "صدیقه" (بانوی راستی و درستی)؛زکیه (پاک و بالنده از نظر جسم، روح و اندیشه)، راضیه (خشنود از تدبیر و تقدیر حکیمانه‌ی خدا)، مرضیه (انسان شایسته‌ای که خدا از او خشنود است)، کبری [۱۵۹] (بانوی ارجمند و بلند پایه) و هم چنین "ام الیتامی" و "ام المؤمنین" را می‌توان نام برد.

توان مدیریتی[ویرایش]

با توجه به شرایط آن روزگار، که زن را از تمام احتیاجات محروم و دختران را زنده به گور می‌کردند و با توجه به موقعیت و فعالیت اقتصادی خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) می‌توان او را خردمندترین و کارآمدترین زن روزگار خود نامید. یکی از نویسندگان عرب در مورد او می‌نویسد: «خدیجه این بانوی آگاه و پاک سرشت و این انسان شیفته معنویت که حق‌گرایی، فضیلت‌طلبی و نواندیشی و عشق به کمال از ویژگی‌های او بود. از همان روزگار جوانی و پیش از آشنایی با پیامبر، یکی از دختران نامدار و با فضیلت حجاز و عرب به شمار می‌آمد. در جهان عرب نخستین، زن توانمندی است که در تجارت و مدیریت درخشید و در این راه شخصیت منطقه‌ای و شهرت جهانی به هم زد. به گونه‌ای که نام بلند او در تاریخ عرب و در آثار و نوشته‌های تاریخ‌نگاران پیش از اسلام نیز باشکوه و عظمت و به عنوان یک قهرمان بزرگ ملی آمده است». [۱۶۰]

نخستین زن مسلمان[ویرایش]

ابن اسحاق گفته است، خدیجه نخستین کسی بود که به خدا و رسولش ایمان آورد و آنچه را که رسول خدا آورده بود، تصدیق نمود. پس پروردگار به جهت ایمان وی، از رسولش بار اندوه را سبک کرد. هنگامی که پیامبر از اعماق دل با خدیجه صحبت می‌کرد، خدیجه از اندوه او می‌کاست و او را تصدیق می‌کرد و کار مردم را بر او آسان می‌شمرد. [۱۶۱]

وفات[ویرایش]

اندک زمانی پس از شکست محاصره اقتصادی، خدیجه، در ۶۵ سالگی در رمضان سال دهم بعثت، [۱۶۲] [۱۶۳] به فاصله سه روز بعد از وفات ابوطالب [۱۶۴] درگذشت. [۱۶۵] [۱۶۶]
امّ ایمن، کنیز آزاد شده پیامبر اکرم، و امّ فضل او را غسل دادند [۱۶۷] و پیامبر با دستان مبارکش وی را در قبرستان حَجون (قبرستان ابوطالب) بدون ادای نماز به خاک سپرد؛ چراکه هنوز نماز میت واجب نشده بود. [۱۶۸] [۱۶۹] [۱۷۰]
این مصیبت چنان بر پیامبر گران آمد که فرمود: «این روزها، بر این امت دو مصیبت وارد شده که نمی‌دانم به کدام‌یک از آن دو بی‌تاب ترم»، [۱۷۱] از‌این‌رو آن سال عام الحزن نامیده شد. [۱۷۲] [۱۷۳] [۱۷۴]
قبر خدیجه پیوسته زیارتگاه مسلمانان بوده است ولی در سال ۱۳۴۳ وهابیون آن را ویران کردند. [۱۷۵]
خدیجه هنگامی که جان می‌داد، رسول خدا بر او وارد شد و فرمود: «مرا آنچه می‌بینم ناگوارست و شاید خدا در ناگواری، خیری بسیار قرار دهد»
و چون خدیجه وفات کرد، فاطمه می‌گریست و به رسول خدا می‌گفت: مادرم کجاست؟ پس جبرئیل بر او فرود آمد و گفت: به فاطمه بگو که خدای متعال برای مادرت در بهشت خانه‌ای از در و گوهر بنا کرده است که رنج و داد و بیدادی در آن نیست. و او در کنار آسیه و مریم است.
آری خدیجه، همان بانوی پاک دامن و مهربانی بود که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السّلام) در وصف او این چنین می‌سراید: «هان‌ ای دو چشم من، باران اشک از آسمان دیدگانم فرو بارید، خدا این گریه و این باران اشک را در سوگ دو یار خدا، کار اسلام و قرآن و دو پشتیبان بی همانند پیامبر آزادی و عدالت بر شما مبارک سازد...
پیشتازترین زن در راه آزادی بود و با پیامبر نماز گذارد و به نیایش نشست، باران اشک فرو بارید. بر همان بانوی خود ساخته و پاک روش و پاک منشی که خدا خیمه و سرای او را پاک و پاکیزه ساخته است». [۱۷۶]

فرزندان[ویرایش]

در شماره و ترتیب فرزندان خدیجه از پیامبر، یعنی زینب، رقیه، امّ کلثوم، فاطمه، [۱۷۷] [۱۷۸] [۱۷۹] [۱۸۰] [۱۸۱] [۱۸۲] قاسم و عبداللّه [۱۸۳] [۱۸۴] [۱۸۵] اختلاف هست. [۱۸۶] [۱۸۷]
در برخی منابع از سه یا چهار پسر یاد شده که ظاهرآ القاب عبداللّه، یعنی طیب و طاهر، اسامی جداگانه‌ای در نظر گرفته شده‌اند. [۱۸۸] [۱۸۹]
عده‌ای [۱۹۰] [۱۹۱] زینب و برخی [۱۹۲] [۱۹۳] قاسم را اولین فرزند ایشان دانسته‌اند.
در مورد دختران نیز ترتیب قابل قبولی ارائه نشده است.
باتوجه به این‌که زینب در سی سالگی پیامبر متولد شده [۱۹۴] به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین فرزند حضرت بوده است و از آن‌جا که رقیه و امّ کلثوم پس از جدایی از پسران ابولهب یکی پس از دیگری به نکاح عثمان درآمدند [۱۹۵] [۱۹۶] [۱۹۷] ظاهرا از حضرت فاطمه (سلام‌اللّه‌علیها) که در سال دوم یا پنجم بعد از بعثت متولد شد، [۱۹۸] بزرگ‌ترند.
حسن امین [۱۹۹] به نقل از آل یاسین به دلیل تشتت و اختلاف در اسناد تاریخی، جز فاطمه دختر دیگری برای خدیجه از پیامبر قائل نیست.
این نظر را جعفر مرتضی عاملی در کتاب ربائب الرسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم): شبهات و ردود (قم ۱۳۸۶ش) و کتاب البنات ربائب: قل هاتوا برهانکم (قم ۱۳۸۶ش) با تفصیل بیشتری مورد تأکید قرار داده است.
این نظر را ابوماذ بن احمد در کتاب زینب و رقیه و ام کلثوم بنات رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) لاربائبه (کویت ۲۰۰۷) و خلیفة عبید کلبانی عمانی در کتاب أولاد النبی و هل للنبی بنت غیرالزهراء (بیروت ۱۴۲۸/ ۲۰۰۷) مورد نقد قرار داده‌اند.

فضائل[ویرایش]

در فضیلت خدیجه و ارزش و احترام او نزد پیامبر و خویشان وی، سخنان زیادی وارد شده است.
از این احادیث چنین برداشت می‌شود که خدیجه محبوب‌ترین زن ایشان بوده است. [۲۰۰] [۲۰۱]
بنا بر حدیثی از پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در تفسیر آیه ۴۲ آل عمران خطاب به امام علی (علیه‌السلام)، خدیجه یکی از چهار زن برتر دنیا بوده است. [۲۰۲] [۲۰۳]
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را یکی از بهترین زنان جهان معرفی فرموده
[۲۰۴] [۲۰۵] در وصفش فرمودند: خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) در زیبایی یکی از نیکوترین زنان و در خردورزی از کاملترین زنان و در فرزانگی از داناترین زنان بود. اوعفیف‌ترین، متدین‌ترین، باحیاترین، با شخصیت‌ترین و برازنده‌ترین زنان بود. [۲۰۶] سخنان صریح پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به خوبی از موقعیت ممتاز خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) در نزد ایشان (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و شخصیت‌ والای او در مقایسه با دیگر زنان خبر می‌دهد.
ابوطالب نیز از خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) بعنوان بانویی کامل و پر میمنت و فاضل یاد کرده ساحتش را از هرگونه ننگ و عیب بری می‌دانست. [۲۰۷] [۲۰۸]
ذهبی هم خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) را چنین می‌ستاید: «خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) از حیث کمال از کامل‌ترین زنان بود او عاقله، جلیله، کریمه و از اهل بهشت بود رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را ثنا گفت و بر دیگر زنانش تفضیل داد و در بزرگ‌داشتش بسیاری سخنان فرمود». [۲۰۹] [۲۱۰]
از عظمت روحی این بانو همین بس که از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت شده که جبرئیل بر من نازل شد و گفت هم اکنون خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) با ظرفی از غذا و نوشیدنی بر تو وارد می‌شود، پس هر گاه آمد سلام خدا و من را به او برسان. [۲۱۱] [۲۱۲] [۲۱۳]
از عایشه روایت شده است که رسول خدا هرگاه گوسفندی قربانی می‌کرد از گوشت آن برای دوستان خدیجه می‌فرستاد. [۲۱۴] [۲۱۵]
همچنین آورده‌اند که پیامبر خطاب به امام علی فرمود: «تو همسری چون فاطمه داری که من چنان همسری ندارم، تو مادرزنی چون خدیجه داری که من چنان مادرزنی ندارم». [۲۱۶]
عایشه بارها گفته بود: «به هیچ‌یک از زنان پیامبر به اندازه خدیجه حسادت نورزیدم در حالیکه هرگز او را ندیده بودم و این به سبب یادآوری بیش از حد او توسط پیامبر بود». [۲۱۷] [۲۱۸] [۲۱۹] [۲۲۰]

شخصیت ممتاز و بی‌مانند حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) و محبت‌ها و حمایت‌های بی‌دریغ او از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و نیز اوصاف ممتاز و ارزنده‌اش چنان جاذبه‌ای در رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ایجاد کرده بود که ایشان (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حتی سال‌ها بعد از وفات خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) نیز با تمام وجود به او اظهار عشق و علاقه می‌نمود و لحظه‌ای از یادآوری ارزش‌های وجودی‌اش غافل نمی‌شد و حق‌شناسانه زحمات و خدمات او را یادآوری می‌کرد؛ به طوری که یاد مکرر خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) از سوی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) موجبات رشک و حسد بعضی از زنان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را فراهم می‌آورد و گاه با اعتراض آن‌ها مواجه می‌شد، عایشه نقل کرده که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از خانه خارج نمی‌شد؛ مگر آن‌که از خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) یادی می‌کرد و ثنایش می‌گفت روزی غیرت زنانگی‌ام بر من مسلط شد و گفتم: او پیرزنی بیش نبود که خدا [ بعد از مرگش ] بهترش را نصیب تو کرد، پس حضرت به شدت برآشفت و فرمود: نه به خدا قسم خدا بهتر از او را نصیبم نکرد او به من [۱۸۲]     آورد، زمانی که مردم کافر بودند و تصدیقم کرد زمانی که مردم تکذیبم می‌کردند و به مالش مرا یاری می‌رساند، زمانی که مردم تحریمم کردند و خدا از او فرزندانی نصیبم کرد که از دیگر زنان نصیبم نکرد. [۲۲۱] [۲۲۲] [۲۲۳] [۲۲۴]

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به گونه‌ای از خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) یاد می‌کردند که گویی در دنیا زن دیگری جز خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) نبود. [۲۲۵] [۲۲۶] [۲۲۷] [۲۲۸] یاد و نام خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) برای حضرت چندان عزیز بود که عایشه نیز جهت تقرب به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از نام و یاد خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) بهره می‌برد. [۲۲۹] پیامبر گرامی‌اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بارها به یاد خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) گریستند و می‌فرمود: این مثل خدیجه (سلام‌الله‌علیهم). [۲۳۰] نهایت عشق و علاقه حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) را می‌توان در روز فتح مکه دریافت در آن روز ایشان مسیر حرکت خود را به گونه‌ای تعیین فرمودند که از کنار مزار خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) عبور نمایند، ایشان در حجون در کنار قبر خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) خیمه زده و از آن‌جا لشکر مسلمانان را فرماندهی می‌کردند. [۲۳۱] [۲۳۲] علاقه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) به حدی بود که از هر چیز و هر کسی که به نوعی در زمان حیات خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) یاد و نام خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) را برایش تداعی می‌کرد به شایستگی استقبال می‌کرد.
زیارت حضرت خدیجه (علیها‌السّلام) در قبرستان مَعْلات (حجون یا قبرستان ابوطالب) و نیز حضور در خانه وى که محل سکونت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و تولّد حضرت فاطمه (علیها‌السّلام) بوده و دعا کردن در آنجا مستحب است. [۲۳۳] [۲۳۴]
البته در گذشته در محلّ خانه حضرت خدیجه (علیها‌السّلام) مسجدى بنا شده بود که در بازسازی‌هاى اخیر از میان رفته و امروزه نشان‌هاى از آن نیست. [۲۳۵]

خدیجه نزد اهل بیت[ویرایش]

مهر و محبت خدیجه به فرزندانش چنان بود که خاطره او تا نسل‌ها در خاندان پیامبر اسلام برجای مانده بود و همواره از او به نیکی یاد می‌شد.
امام حسین (علیه‌السلام) در واقعه عاشورا در کربلا در مقابل سپاه شام به مادربزرگش خدیجه فخر می‌ورزید که اولین زن مسلمان بود [۲۳۶] امام سجاد (علیه‌السلام) در خطبه‌اش در مجلس یزید در دمشق بعد از واقعه عاشورا، خود را فرزند بانوی بزرگ اسلام، خدیجه (علیها‌السّلام) می‌دانست [۲۳۷] همچنین زبیر بن عوام در مباحث‌های با ابن عباس عمه‌اش خدیجه را مایه مباهات خویش می‌دانست. [۲۳۸]
نیز گفته شده خداوند به واسطه امین وحی، جبرئیل، بر او سلام فرستاده و او را گرامی داشته است. [۲۳۹] [۲۴۰] [۲۴۱]

جایگاه روایی[ویرایش]

در کتب روایی خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) از روات حدیث رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) برشمرده شده است. ابن عباس [۲۴۲] و عبدالله بن حارث [۲۴۳] و دیگران از او روایاتی را نقل کرده‌اند؛ از جمله این روایات روایتی است که ابن عباس از خدیجه (سلام‌الله‌علیهم) در خصوص خصائل نه‌گانه‌ علی (علیه‌السّلام) روایت کرده است. [۲۴۴]

آثار تألیف شده[ویرایش]

کتاب‌های فراوانی درباره خدیجه نوشته شده است.
کهن‌ترین این آثار کتاب خدیجة و عَقِبِها و اَزْواجها نوشته ابوالحسن علی بن عبداللّه خدیجی است که ادعا داشته از نوادگان خدیجه از همسرش هاله است. [۲۴۵]
خدیجة أم المؤمنین: هی قصة دینیة تاریخیة نوشته زهران عیسوی افندی، نیز از آثار متأخر است. [۲۴۶]

فهرست منابع[ویرایش]

(۱) آقابزرگ طهرانی، الذریعه.
(۲) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
(۳) ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، چاپ عادل احمد رفاعی، بیروت ۱۴۱۷/ ۱۹۹۶.
(۴) ابن اسحاق، کتاب السیر و المغازی، چاپ سهیل زکار، (بی‌جا) : دارالفکر، ۱۳۹۸/ ۱۹۷۸، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
(۵) ابن بابویه، معانی الاخبار، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۱ش.
(۶) ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، چاپ محمد بن عبدالرحمان عبداللّه، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
(۷) ابن حبیب، کتاب المُحَبَّر، چاپ ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد، دکن ۱۳۶۱/ ۱۹۴۲، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
(۸) ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
(۹) ابن حزم، جوامع السیرة، و خمس رسائل اخری، چاپ احسان عباس و ناصرالدین اسد، (قاهره ۱۹۵۰).
(۱۰) ابن سعد، الطبقات الکبری (بیروت).
(۱۱) ابن سیدالناس، السیرةالنبویة، المسمی عیونالاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
(۱۲) ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف ۱۹۵۶.
(۱۳) ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
(۱۴) ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ ۲۰۰۱.
(۱۵) ابن کلبی، جمهرةالنسب لابن الکلبی، ج ۱، چاپ محمود فردوس عظم، قاهره (۱۹۸۲).
(۱۶) ابن هشام، السیرةالنبویة، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، (بی‌تا).
(۱۷) محمد بن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
(۱۸) حسن امین، دائرةالمعارف الاسلامیة الشیعیة، ج ۱، جزء۱، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۱۹) محسن امین، تجدید کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب، چاپ حسن امین، (بیروت) ۱۳۸۲/ ۱۹۶۲.
(۲۰) محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، (چاپ محمد ذهنی افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
(۲۱) احمد بن عبداللّه بکری، الانوار فی مولدالنبی محمد «ص»، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۷.
(۲۲) احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
(۲۳) محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج ۳، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت ۱۴۰۳.
(۲۴) جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت ۱۹۷۶ـ۱۹۷۸.
(۲۵) علی بن ابراهیم حلبی، السیرةالحلبیة، بیروت (۱۳۳۰)، چاپ افست (بی‌تا).
(۲۶) «حِلْیةُ رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم بروایة الحسن و الحسین علیهم‌االسلام»، اعداد محمدرضا حسینی جلالی، علوم الحدیث، ش ۲۰ (رجب ـ ذیحجه ۱۴۲۷).
(۲۷) عبدالمؤمن بن خلف دمیاطی، کتاب نساء رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وسلّم و اولاده و من سالفه من قریش حلفائهم و غیرهم، چاپ فهمی سعد، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹.
(۲۸) یوسف الیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیة و المعربة، قاهره ۱۳۴۶/ ۱۹۲۸، چاپ افست قم ۱۴۱۰.
(۲۹) سلوی بالحاج صالح، دثّرینی یا خدیجة :دراسة تحلیلیة لشخصیة خدیجة بنت خویلد، بیروت ۱۹۹۹.
(۳۰) عبدالرحمان بن عبداللّه سهیلی، الروض الانف فی شرح السیرة النبویة لابن هشام، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۸۷ـ۱۳۹۰/ ۱۹۶۷ـ۱۹۷۰، چاپ افست ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
(۳۱) محمدتقی شوشتری، رسالة فی تواریخ النبی و الآل علیهم‌السلام، در محمدتقی شوشتری، قاموس الرجال، ج ۱۲، قم ۱۴۲۴.
(۳۲) فضل بن حسن طبرسی، الاعلام الوری باعلام الهدی، قم ۱۴۱۷.
(۳۳) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۳۴) احمد بن عبداللّه طبری، السَّمط الثَّمین فی مناقب اُمّهات المؤمنین، قاهره (۱۴۰۲/ ۱۹۸۳).
(۳۵) جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرةالنبی الاعظم (ص)، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
(۳۶) عبدالحمید محمد طهماز، السیدة خدیجة ام المؤمنین و سبّاقة الخلق الی الاسلام، دمشق ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
(۳۷) علی بن احمد کوفی، کتاب الاستغاثة، (بی‌جا: بینا، بی‌تا).
(۳۸) مجلسی، بحار الانوار.
(۳۹) مسعودی، التنبیه.
(۴۰) مصعب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳.
(۴۱) احمد بن علی مَقریزی، امتاع الاسماع، ج ۱، چاپ محمود محمد شاکر، (قاهره): لجنةالتألیف و الترجمة و النشر، (بی‌تا).
(۴۲) احمد بن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنفی الشیعةالمشتهر برجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷.
(۴۳) یحیی بن شرف نَوَوی، صحیح مسلم بشرح النووی، چاپ ابوعبدالرحمان عادل بن سعد، قاهره (۲۰۰۳).
(۴۴) احمد بن عبدالوهاب نویری، نهایةالارب فی فنون الارب، قاهره (۱۹۲۳) ـ۱۹۹۰.
(۴۵) یعقوبی، تاریخ یعقوبی.

عناوین مرتبط[ویرایش]

خانه حضرت خدیجه؛ ام‌المؤمنین؛ زنان پیامبر.

پانویس[ویرایش]
 
۱. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۶، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸، چاپ دوم.    
۲. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۸۹، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا.    
۳. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحاب، ج۸، ص۹۹ه، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵.    
۴. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۲، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸، چاپ دوم.    
۵. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۹۸-۹۹، بیروت، دارالفکر، چاپ اول.    
۶. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج۵، ص۱۰.    
۷. اصفهانی، ابو الفرج، مقاتل الطالبین، ص۲۹.    
۸. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۰۵.    
۹. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۹۶.    
۱۰. ابن عبدالبر، ابن ابن عبدالبر، یوسف ‌بن ‌عبد‌اللهّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۱۷.    
۱۱. طبرسی، فضل بن حسن، الاعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۲۷۴.    
۱۲. طبری، احمد بن عبداللّه، السَّمط الثَّمین فی مناقب اُمّهات المؤمنین، ج۱، ص۱۱.
۱۳. دمیاطی، عبدالمؤمن بن خلف، نساء رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وسلّم و اولاده و من سالفه من قریش حلفائهم و غیرهم، ج۱، ص۳۲.
۱۴. کوفی، علی بن احمد، کتاب الاستغاثة، ج۱، ص۶۴۷۰.    
۱۵. ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۱۳۸.    
۱۶. عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، ج۲، ص۱۹۱.    
۱۷. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، ج۳، ص۱۹۰.    
۱۸. سلوی بالحاج صالح، دثّرینی یا خدیجة :دراسة تحلیلیة لشخصیة خدیجة بنت خویلد، ج۱، ص۲۹ـ۳۰.
۱۹. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴۱۵.    
۲۰. ابن کلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب، ج۱، ص۲۷۹.    
۲۱. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۵.    
۲۲. ابن حزم، ابومحمد، علی ‌بن ‌احمد، جوامع السیرة، ج۱، ص۳۲.    
۲۳. دمیاطی، عبدالمؤمن بن خلف، نساء رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وسلّم و اولاده و من سالفه من قریش حلفائهم و غیرهم، ج۱، ص۳۱.
۲۴. ابن کلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب، ج۱، ص۲۷۹.
۲۵. سهیلی، عبدالرحمان بن عبداللّه، الروض الانف فی شرح السیرة النبویة لابن هشام، ج۲، ص۲۴۶.    
۲۶. ابن حزم، ابومحمد، علی ‌بن ‌احمد، جوامع السیرة، ج۱، ص۳۲.    
۲۷. نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایة الارب فی فنون الارب، ج۱۸، ص۱۷۱.    
۲۸. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۴۲۲۴۲۳.    
۲۹. زبیری، مصعب بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ج۱، ص۳۳۳۳۳۴.    
۳۰. ابن حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، ج۱، ص۷۹.    
۳۱. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷.    
۳۲. عسقلانی، ابن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج۶، ص۴۳۷.    
۳۳. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۴۲۲۴۲۳.    
۳۴. صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، ج۱، ص۸۰۸۱.    
۳۵. طهماز، عبدالحمید محمد، السیدة خدیجة ام المؤمنین و سبّاقة الخلق الی الاسلام، ج۱، ص۵۳ـ۵۷.
۳۶. حسینی جلالی، محمدرضا، «حِلْیةُ رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم بروایة الحسن و الحسین علیهم‌االسلام»، ج۱، ص۱۷۶ـ۱۸۴.
۳۷. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۶.    
۳۸. ابن عبدالبر، یوسف ‌بن ‌عبد‌اللهّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۱۷.    
۳۹. ابن اسحاق، محمد بن إسحاق، السیر و المغازی، ج۱، ص۸۱.    
۴۰. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۶.    
۴۱. سلوی بالحاج صالح، دثّرینی یا خدیجة :دراسة تحلیلیة لشخصیة خدیجة بنت خویلد، ج۱، ص۳۳ـ۳۹.
۴۲. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۲۹.    
۴۳. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۹۸.    
۴۴. ابن اسحاق، محمد بن إسحاق، السیر و المغازی، ج۱، ص۸۱۸۲.    
۴۵. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۸۷-۱۸۸.    
۴۶. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۶.    
۴۷. طبری، احمد بن عبداللّه، السَّمط الثَّمین فی مناقب اُمّهات المؤمنین، ج۱، ص۱۱ـ۱۲.
۴۸. حلبی، علی بن ابراهیم، السیرة الحلبیة، ج۱، ص۱۹۷.    
۴۹. طبری، احمد بن عبداللّه، السَّمط الثَّمین فی مناقب اُمّهات المؤمنین، ج۱، ص۱۲.
۵۰. ابن سید الناس، ابو الفتح، عیون الاثر، ج۱، ص۷۳.    
۵۱. حلبی، علی بن ابراهیم، السیرة الحلبیة، ج۱، ص۱۹۷.    
۵۲. مَقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۷.    
۵۳. حلبی، علی بن ابراهیم، السیرة الحلبیة، ج۱، ص۱۹۷.    
۵۴. مَقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۱۰.    
۵۵. حلبی، علی بن ابراهیم، السیرة الحلبیة، ج۱، ص۱۹۷.    
۵۶. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۱۴، ص۹۵.    
۵۷. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۳۰.    
۵۸. ابن سید الناس، ابو الفتح، عیون الاثر، ج۱، ص۷۰.    
۵۹. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۹۹۲۰۰.    
۶۰. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۳۰۱۳۱.    
۶۱. ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج۷، ص۹۰ـ۹۱.
۶۲. طبرسی، فضل بن حسن، الاعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۶۵۶۷.    
۶۳. دفیل، علی محمد علی، خدیجه سلام‌الله‌علیهم، ترجمه دکتر فیروز حریرچی، ص۱۱.
۶۴. کوفی، علی بن احمد، الاستغاثه، ج۱، ص۷۰ –۶۴.    
۶۵. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۹۹۲۰۰.    
۶۶. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۳۰۱۳۱.    
۶۷. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۲۰۳.
۶۸. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۳۰۱۳۱.    
۶۹. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۳۲۴.    
۷۰. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۵.    
۷۱. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۴.    
۷۲. بکری، احمد بن عبداللّه، الانوار فی مولد النبی محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، ج۱، ص۱۳۷ـ۱۹۰.
۷۳. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۰۷۶.    
۷۴. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۰.    
۷۵. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۳۱۱۳۲.    
۷۶. ابن حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، ج۱، ص۷۷.    
۷۷. ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج۷، ص۹۰ـ۹۱.
۷۸. مَقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۰.
۷۹. ابن سعد،محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۳۱.    
۸۰. دمیاطی، عبدالمؤمن بن خلف، نساء رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وسلّم و اولاده و من سالفه من قریش حلفائهم و غیرهم، ج۱، ص۳۳۱۹۸۹.
۸۱. عسقلانی، ابن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج۸، ص۱۰۰.    
۸۲. ابن اسحاق، محمد بن إسحاق، السیر و المغازی، ج۱، ص۸۱۸۲.    
۸۳. ابن حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، ج۱، ص۷۸.    
۸۴. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۵۳۵۴.    
۸۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۸۱، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷، چاپ دوم.    
۸۶. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۸۹، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا.    
۸۷. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸، چاپ دوم.    
۸۸. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۵۷.    
۸۹. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۳۱۱۳۲.    
۹۰. ابن حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، ج۱، ص۷۸.    
۹۱. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۹۸.    
۹۲. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۰.    
۹۳. ابن اسحاق، محمد بن إسحاق، السیر و المغازی، ج۱، ص۸۲.    
۹۴. ابن حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، ج۱، ص۷۸.    
۹۵. ابن سید الناس، ابو الفتح، عیون الاثر، ج۱، ص۷۱.    
۹۶. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۰.    
۹۷. طبرسی، فضل بن حسن، الاعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۲۷۴.    
۹۸. سهیلی، عبدالرحمان بن عبداللّه، الروض الانف فی شرح السیرة النبویة لابن هشام، ج۲، ص۲۴۶.    
۹۹. ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغة، ج۱۴، ص۷۰.    
۱۰۰. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۹۰.    
۱۰۱. ابن اسحاق، محمد بن إسحاق، السیر و المغازی، ج۱، ص۸۲.    
۱۰۲. ابن کلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب، ج۱، ص۷۴.    
۱۰۳. ابن سید الناس، ابو الفتح، عیون الاثر، ج۱، ص۷۲.    
۱۰۴. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۳۲.    
۱۰۵. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۱.    
۱۰۶. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۳۲۱۳۳.    
۱۰۷. ابن حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، ج۱، ص۷۸.    
۱۰۸. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۱.    
۱۰۹. مَقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۹۴.    
۱۱۰. عبدالحمید محمد طهماز، السیدة خدیجة ام المؤمنین و سبّاقة الخلق الی الاسلام، ج۱، ص۳۲ـ۳۵.
۱۱۱. مَقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۷.    
۱۱۲. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۱۱.
۱۱۳. احمد بن علی مَقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۰.
۱۱۴. ابن حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، ج۱، ص۷۹.    
۱۱۵. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۱۰.    
۱۱۶. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۱۲.    
۱۱۷. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۱۹۰.    
۱۱۸. مَقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۰.
۱۱۹. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۷۰.    
۱۲۰. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۷۰۷۶.    
۱۲۱. ازرقی، محمد بن عبداللّه، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ج۲، ص۲۵۱.    
۱۲۲. ازرقی، محمد بن عبداللّه، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ج۲، ص۱۹۹.    
۱۲۳. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷.    
۱۲۴. ابن حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، ج۱، ص۷۹.    
۱۲۵. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۹۸.    
۱۲۶. ابن عبدالبر، یوسف ‌بن ‌عبد‌اللهّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۱۸.    
۱۲۷. عبدالحمید محمد طهماز، السیدة خدیجة ام المؤمنین و سبّاقة الخلق الی الاسلام، ج۱، ص۳۵ـ۴۰.
۱۲۸. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۷۱.    
۱۲۹. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۶، ص۵۲.    
۱۳۰. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۹۶.    
۱۳۱. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۴۹۷.    
۱۳۲. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۶۷.    
۱۳۳. ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج۷، ص۱۲۶.    
۱۳۴. ابن اسحاق، محمد بن إسحاق، السیر و المغازی، ج۱، ص۱۳۲۱۳۳.    
۱۳۵. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۲۲۲۲۲۴.    
۱۳۶. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۲۱ـ۱۲۲.
۱۳۷. عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، ج۳، ص۹.    
۱۳۸. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۱.    
۱۳۹. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷.    
۱۴۰. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، ج۳، ص۱۹۱.    
۱۴۱. عبدالحمید محمد طهماز، السیدة خدیجة ام المؤمنین و سبّاقة الخلق الی الاسلام، ج۱، ص۸۰ـ۸۲.
۱۴۲. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷۱۸.    
۱۴۳. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، ج۲، ص۳۵۲، بیروت، دارالکتب العلمیه.    
۱۴۴. ابن سید الناس، ابو الفتح، عیون الاثر، ج۱، ص۱۵۱، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۴، چاپ اول.    
۱۴۵. ذهبی، شمس الدین محمد، تاریخ اسلام، ج۱، ص۲۳۶، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۹۹۳، چاپ دوم.    
۱۴۶. ببیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، ج۲، ص۳۵۲، بیروت، دارالکتب العلمیه.    
۱۴۷. ابن سید الناس، ابو الفتح، عیون الاثر، ج۱، ص۱۵۱، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۴، چاپ اول.    
۱۴۸. ذهبی، شمس الدین محمد، تاریخ اسلام، ج۱، ص۲۳۶، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۹۹۳، چاپ دوم.    
۱۴۹. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۴، ص۱۸۲۰، بیروت، دارالفکر، چاپ اول.
۱۵۰. طبرسی، فضل بن حسن، الاعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۱۲۵.    
۱۵۱. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۳۸۴.    
۱۵۲. ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیرج۴، ص۴۵۸.    
۱۵۳. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۹، ص۶۳.    
۱۵۴. شیخ طوسی، امالی، ص۴۶۷، قم، انتشارات دارالثقافه، ۱۴۱۴.
۱۵۵. ابن اسحاق، محمد بن إسحاق، السیر و المغازی، ج۱، ص۱۶۱.    
۱۵۶. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۲، ص۵.    
۱۵۷. طبرسی، فضل بن حسن، الاعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۱۲۷.    
۱۵۸. کرمی فریدنی، علی، جلوه‌هایی از فروغ آسمان حجاز، ج۱، ص۱۴.
۱۵۹. جمعی از نویسندگان، القاب الرسول و عترته، ص۲۹.
۱۶۰. کوفی، محمد بن سلیمان، مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام، ج۲، ص۴۲۲.
۱۶۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۳، ص۸۴۳.
۱۶۲. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۸، چاپ دوم.
۱۶۳. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۸.    
۱۶۴. مسعودی، التنبیه، ج۱، ص۱۹۹.    
۱۶۵. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۶.    
۱۶۶. ابن عبدالبر، یوسف ‌بن ‌عبد‌اللهّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۲۵.    
۱۶۷. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۶.    
۱۶۸. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۸۱۹.    
۱۶۹. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۶.    
۱۷۰. امتاع الاسماع، ج۶، ص۲۶، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰، چاپ اول.    
۱۷۱. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۵.    
۱۷۲. طبرسی، فضل بن حسن، الاعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۱۳۲.    
۱۷۳. امتاع الاسماع، ج۱، ص۴۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰، چاپ اول.    
۱۷۴. طبرسی، اعلام الوری باعلام الهد، ج۱، ص۵۳، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۹۰، چاپ سوم.    
۱۷۵. محسن امین، تجدید کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب، ج۱، ص۵۵.
۱۷۶. طوسی، محمد بن حسن، الامالی، ص۱۷۵.    
۱۷۷. زبیری، مصعب بن عبداللّه، نسب قریش، ج۱، ص۲۳۱.    
۱۷۸. زبیری، مصعب بن عبداللّه، نسب قریش، ج۱، ص۲۱.    
۱۷۹. ابن حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، ج۱، ص۵۲.    
۱۸۰. ابن حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، ج۱، ص۷۹.    
۱۸۱. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۱.    
۱۸۲. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۱.    
۱۸۳. ابن کلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب، ج ۱، ص۳۰.    
۱۸۴. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۲.    
۱۸۵. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۰.    
۱۸۶. طبری، احمد بن عبداللّه، السَّمط الثَّمین فی مناقب اُمّهات المؤمنین، ج۱، ص۱۱۹ و ۱۳۱-۱۲۷ و ۱۳۰.
۱۸۷. دمیاطی، عبدالمؤمن بن خلف، نساء رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وسلّم و اولاده و من سالفه من قریش حلفائهم و غیرهم، ج۱، ص۳۴ـ۳۵.
۱۸۸. ابن اسحاق، محمد بن إسحاق، السیر و المغازی، ج۱، ص۲۴۵.    
۱۸۹. طبرسی، فضل بن حسن، الاعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۲۷۵.    
۱۹۰. ابن حزم، ابومحمد، علی ‌بن ‌احمد، جوامع السیرة، ج۱، ص۳۹.    
۱۹۱. ابن عبدالبر، یوسف ‌بن ‌عبد‌اللهّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۱۸.    
۱۹۲. ابن عبدالبر، یوسف ‌بن ‌عبد‌اللهّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۱۸۱۸۱۹.    
۱۹۳. ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج۷، ص۱۱۴.    
۱۹۴. نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایة الارب فی فنون الارب، ج۱۸، ص۲۱۸.    
۱۹۵. زبیری، مصعب بن عبداللّه، نسب قریش، ج۱، ص۲۲۲۳.    
۱۹۶. ابن حبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، ج۱، ص۵۳.    
۱۹۷. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۹۷.    
۱۹۸. تستری، محمدتقی، رسالة فی تواریخ النبی و الآل علیهم‌السلام، ج۱، ص۸۹.    
۱۹۹. حسن امین، دائرة المعارف الاسلامیة الشیعیة، ج۱، جزء۱، ص۳۸.
۲۰۰. ابن اسحاق، محمد بن إسحاق، السیر و المغازی، ج۱، ص۲۴۴۲۴۵.    
۲۰۱. ابن عبدالبر، یوسف ‌بن ‌عبد‌اللهّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۲۱۱۸۲۳.    
۲۰۲. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۳۶.    
۲۰۳. ابن عبدالبر، یوسف ‌بن ‌عبد‌اللهّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۲۱۱۸۲۳.    
۲۰۴. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ج۴، ص۱۶۴.    
۲۰۵. ابن حبان، صحیح ابن حبان، ج۱۵، ص۴۷۰، تحقیق شعیب الارنؤوط، الرساله، چاپ دوم، ۱۹۹۳.    
۲۰۶. انصاری زنجانی خوئینی، اسماعیل، الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهرا (سلام‌الله‌علیهم)، ج۱۲، ص۳۷۰، قم، دلیل ما، ۱۴۲۸، چاپ اول.
۲۰۷. بکری، احمد بن عبدالله، الانوار فی مولد النبی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، ص۳۰۸، قم، شریف رضی، ۱۴۱۱.
۲۰۸. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۶، ص۵۶، تهران، اسلامیه، بی‌تا.    
۲۰۹. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۰، شعیب ارنؤوط، بیروت، ۱۹۹۳، چاپ نهم.    
۲۱۰. سیلاوی، غالب، الانوار الساطعه، ص۱۲۰، بی‌جا، علمیه، چاپ اول، ۱۴۲۱.
۲۱۱. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه،ج۸، ص۱۰۱، بیروت، دارالکتب العلمیه.    
۲۱۲. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، ص۳۵۱-۳۵۲، بیروت، دارالکتب العلمیه.    
۲۱۳. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۴۱، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا.    
۲۱۴. نَوَوی، یحیی بن شرف، صحیح مسلم بشرح النووی، ج۸، جزء۱۵ـ۱۶، ص۵۲ـ۵۳.
۲۱۵. عسقلانی، ابن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج۸، ص۱۰۳.    
۲۱۶. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴۰، ص۶۸.    
۲۱۷. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ج۵، ص۳۸.    
۲۱۸. ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، ج۵، ص۷۰۲.    
۲۱۹. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱۲.    
۲۲۰. یحیی بن شرف نَوَوی، صحیح مسلم بشرح النووی، ج۲۰، ص۳۹۵.    
۲۲۱. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ص۱۰۳، بیروت، دارالکتب العلمیه.    
۲۲۲. نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ص۱۷۲، قاهره، دارالکتب و الوثائق القومیه، ۱۴۲۳، چاپ اول.
۲۲۳. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۴، ص۱۸۲۳، بیروت، دارالفکر، چاپ اول.
۲۲۴. دولابی، محمد بن احمد، الذریة الطاهره، ص۵۳، تحقیق محمد جواد الحسینی الجلالی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۷.
۲۲۵. سید بن طاووس، الطرائف، ج۱، ص۲۹۱، قم، چاپخانه خیام، ۱۴۰۰.    
۲۲۶. ابن کثیر، البدایه والنهایه، ج۳، ص۱۲۸، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.    
۲۲۷. مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۲، ص۲۲۶، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰، چاپ اول.    
۲۲۸. العینی، عمدة القاری، ج۱۶، ص۲۸۰، بیروت، دار احیاء التراث العربی.    
۲۲۹. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج۱، ص۵۰۸، تبریز، مکتبة بنی‌هاشمی، ۱۳۸۱.
۲۳۰. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۳۱، تهران، اسلامیه، بی‌تا.    
۲۳۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۵۶، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷، چاپ دوم.    
۲۳۲. ابن کثیر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، بی‌تا، ج۴، ص۲۹۰.    
۲۳۳. عاملی، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۴۶۸.    
۲۳۴. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۶۹.    
۲۳۵. جعفریان، رسول، آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۱۵۵.    
۲۳۶. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۱۸.    
۲۳۷. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۷۴.    
۲۳۸. ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغة، ج۹، ص۳۲۵.    
۲۳۹. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۸۵.    
۲۴۰. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۲۲۵.    
۲۴۱. ابن عبدالبر، یوسف ‌بن ‌عبد‌اللهّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۲۱.    
۲۴۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۸، ص۸۴، تهران، اسلامیه، بی‌تا.    
۲۴۳. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۲، قم، انتشارات اهل بیت (علیه‌السّلام).
۲۴۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۸، ص۸۴، تهران، اسلامیه، بی‌تا    .
۲۴۵. نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، ج۱، ص۲۶۶۲۶۷۱۴۰۷.    
۲۴۶. یوسف الیان سرکیس، معجم المطبوعات العربیة و المعربة، ج۱، ستون۹۷۹.


منابع[ویرایش]


دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «حضرت خدیجه».    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۳، ص۴۳۸.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «حضرت خدیجه (س)».    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «ام المؤمنین خدیجه کبری (س)».    







جعبه‌ابزار