• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

دختران

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: آرامش، ازدواج، همسر باایمان، دختران، عصر جاهلیت.
پرسش: آیا در روایات بیان شده است که انسان با به سرانجام رسیدن دخترانش به آرامش خواهد رسید و در این راستا تفاوتی نمی‌کند خواه آنان با ازدواج، خانۀ پدری را ترک گویند و خواه با مرگ زودرس؟!
پاسخ: دخترستیزی و دخترگریزی از باورهای غلط جاهلی بود که قرآن کریم و پیشوایان دینی به‌شدت با آن به مقابله برخاستند. اگر روایتی با مضمونی مشابه این باورها مشاهده شود، مورد پذیرش نخواهد بود، مگر آنکه بتوان برداشت صحیح دیگری از آن روایت داشت. در پاسخ تفصیلی، یکی از این روایات را مورد بررسی قرار خواهیم داد.



در روایتی منتسب به امام صادق ـ علیه‌السلام ـ این عبارت نقل شده است: «ثَلَاثَةٌ لِلْمُؤْمِنِ فِیهَا رَاحَةٌ دَارٌ وَاسِعَةٌ تُوَارِی عَوْرَتَهُ وَ سُوءَ حَالِهِ مِنَ النَّاسِ وَ امْرَأَةٌ صَالِحَةٌ تُعِینُهُ‌ عَلَی أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ ابْنَةٌ یُخْرِجُهَا إِمَّا بِمَوْتٍ أَوْ بِتَزْوِیجٍ»؛
سه چیز است که به آسایش فرد باایمان خواهد انجامید:
یک. خانه مناسبی که آبرومندانه در آن زندگی کرده و پوشاننده مشکلات مادی او باشد تا او در برابر چشم مردم‌خوار نگردد؛
دو. همسر نیکوکاری که هم در کارهای دنیا و هم در پیشرفت‌های معنوی، یار و یاور او باشد؛
سه. دختری که او را به سرانجام برساند یا با مرگ او و یا با ازدواجش!
اکنون به بررسی این روایت می‌پردازیم:


در ارتباط با دو موضوع اول، تردیدی نیست که داشتن حداقل امکانات مادی و نیز همسری باایمان و نیکوکار، آسایش افراد باایمان را در پی خواهد داشت و طبیعی است که موضوع سوم یعنی به سرانجام رساندن دختران نیز خواهد توانست موجبات آرامش خاطر او را فراهم آورد.


اما آنچه محتوای بخشی از این روایت را با تردید روبه‌رو می‌کند، آن است که در انتهای حدیث، دو راه برای سرانجام دختران اعلام شده، یکی ازدواج و دیگری مرگ!
به عبارت دیگر، در نگاه اول، معنای روایت آن است که اگر دختر فردی باایمان بمیرد، او به آسایش و آرامش خواهد رسید!
اما آیا این موضوع قابل پذیرش است که انسان با مرگ دخترش به آرامش برسد؟!
در غیر این صورت، پس معنای روایت چیست؟!


واقعیت آن است که آموزه‌های دین اسلام ـ برخلاف باورهای جاهلیت ـ ارزش والایی برای دختران قرار داده و این موضوعی نیست که از نگاه پژوهشگران بی‌طرف مخفی بماند. آیات بسیاری در قرآن کریم، دخترستیزی زمان جاهلیت را مورد انتقاد شدید قرار می‌دهد.
رویکرد مبارزه با تفکر جاهلی دخترگریزی توسط پیشوایان معصوم نیز دنبال شده است.

۴.۱ - روایتی از امام صادق

شخصی به نام «جارود» نقل می‌کند که به امام صادق علیه‌السلام ـ که روایت مورد گفت‌وگو نیز منتسب به ایشان بود ـ عرض کردم: من دختران زیادی دارم! امام در پاسخ فرمودند: نکند که آرزوی مرگ آنان را در سر بپرورانی! آگاه باش اگر چنین آرزویی داشته باشی و اتفاقاً آنان از دنیا بروند، پاداشی نخواهی برد و روز قیامت که با پروردگارت روبه‌رو می‌شوی، با پرونده‌ای گناه‌آلود به دیدار او خواهی رفت!

۴.۲ - روایتی دیگر به نقل از حضرت ابراهیم

حضرتشان در روایت دیگری به نقل از حضرت ابراهیم ـ علیه‌السلام ـ می‌فرمایند که ایشان (با آنکه دست کم دو پسر داشتند که هر کدامشان پیامبری بزرگ بودند)، از پروردگارش درخواست کرد تا دختری به او هدیه دهد.
آیا این پیشوایان و چنین مکتبی می‌توانند مرگ دختران را موجب آرامش پدرانشان بدانند؟ هرگز!


آرامش انسان با به سرانجام رساندن دختران، می‌تواند قابل قبول باشد؛ زیرا هر پدری در مقابل فرزندانش ـ به‌ویژه دختران ـ احساس مسئولیت می‌کند و تلاش در خوشبختی آنان دارد و هنگامی‌که این دختران به سرانجام مناسب رسیدند، او در وجودش احساس آرامش خواهد کرد.

۵.۱ - اول

آنچه در انتهای روایت آمده که حتی با مرگ آنان نیز چنین آرامشی به سراغ او خواهد آمد، ممکن است تفسیر ی از جانب راویان باشد که بعدها به روایت افزوده شده باشد، یا آنکه ممکن است تفکیکی را در محتوای روایت متصور شویم؛ بدین ترتیب که آرامش ناشی از ازدواج، مربوط به دختران پاک‌دامن بوده و آرامش ناشی از مرگ، تنها مخصوص دخترانی باشد که از شاهراه هدایت بیرون افتاده و در منجلاب فساد غوطه‌ور شده و خانواده خود را در معرض بدنامی قرار داده‌اند.

۵.۲ - دوم

توجیه دیگری را نیز شاید بتوان ارائه کرد که انسان باایمانی که در رسیدگی به دخترانش از هیچ تلاشی دریغ نکرده و آنان را چون میوۀ جانش پرورش داده و هرگز از داشتن دختر نزد این و آن، زبان به شکوه نگشوده است، حتی اگر دختری از فرزندانش دچار مرگ زودرس شود، با آن‌که در فراق عزیزش غمناک و دل شکسته است، اما نزد وجدان خود احساس آرامش خواهد کرد که مانند عرب‌های جاهلی از داشتن دختر، شرمنده نبوده، بلکه این هدیۀ زیبای خدا را تا زمانی که مصلحت پروردگار در زنده ماندن او بود، به‌خوبی نگه‌داری کرده است. در غیر این صورت، ما به دلیل مخالفت با آموزه‌های اصیل دینی، این بخش از روایت را نخواهیم پذیرفت.


۱. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۵، ص ۳۲۸، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷ ق.    
۲. نحل (۱۶)، آیه ۵۸ و ۵۹.    
۳. تکویر (۸۱)، آیه ۹.    
۴. انعام (۶)، آیه ۱۵۱.    
۵. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۶، ص ۵، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷ ق؛ «عَنْ جَارُودٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام إِنَّ لِی بَنَاتٍ‌ فَقَالَ لَعَلَّکَ تَتَمَنَّی مَوْتَهُنَ‌ أَمَا إِنَّکَ إِنْ تَمَنَّیْتَ مَوْتَهُنَّ فَمِتْنَ لَمْ تُؤْجَرْ وَ لَقِیتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ تَلْقَاهُ وَ أَنْتَ عَاصٍ».    
۶. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۶، ص ۵، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷ ق؛ «عَنْ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ علیه‌السلام قَالَ:إِنَّ أَبِی إِبْرَاهِیمَ علیه‌السلام سَأَلَ رَبَّهُ أَنْ یَرْزُقَهُ ابْنَةً تَبْکِیهِ وَ تَنْدُبُهُ بَعْدَ مَوْتِهِ».    



پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : اخلاق اسلامی | حقوق فرزندان




جعبه ابزار