حدیث رایت خیبرذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: حدیث رایت خیبر.
پرسش: پیرامون مفهوم و سند حدیث «رایت خیبر» توضیحاتی ارائه کنید؟
پاسخ:

فهرست مندرجات
۱ - معنای لغوی رایت
۲ - ام الحرب
۳ - لواء
۴ - عهده‌دار رایت
۵ - عهده‌دار رایت رسول خدا
       ۵.۱ - روایی از انس و جابر به نقل از پیامبر
       ۵.۲ - روایت عل متقی به نقل از رسول خدا
       ۵.۳ - روایتی از احمد بن حنبل به نقل از ابن عباس
۶ - منبع ادله تواتر حدیث رایت خیبر
۷ - حدیث رایت خیبر در فضایل امام علی
۸ - واژه خیبر
۹ - معنای لغوی خیبر
۱۰ - خیبر از لحاظ موقعیت جغرافیایی
۱۱ - خیبر محل سکونت برخی از یهودیان
۱۲ - مناطق واحه خیبر
۱۳ - قلعه‌های موجود در این مناطق
۱۴ - ویژگی‌ قلعه‌ها
۱۵ - عزیمت پیامبر به خیبر
۱۶ - اقدامات یهودیان
۱۷ - وضعیت سپاه اسلام
۱۸ - فتح قلاع
۱۹ - فتح قلعه قموص به دست امام علی
۲۰ - سخن عمر و عایشه
۲۱ - تقویت روحیه مسلمانان پس از فتح خیبر
۲۲ - روایتی از ابن اسحاق
۲۳ - ناقلان حدیث رایت با الفاظ گوناگون
       ۲۳.۱ - روایتی از انصاری به نقل از امام علی
              ۲۳.۱.۱ - ناقلان روایت انصاری به الفاظ گوناگون
       ۲۳.۲ - روایتی از قتیبة بن سعید
              ۲۳.۲.۱ - ناقلان روایت قتیبه به الفاظ گوناگون
       ۲۳.۳ - روایتی از ابن اسحاق
              ۲۳.۳.۱ - روایتی درباره در قلعه خیبر
              ۲۳.۳.۲ - روایتی دیگر از برخی راویان درباره در قلعه خیبر
              ۲۳.۳.۳ - دیدگاه امام فخر رازی درباره در قلعه خیبر
۲۴ - حدیث رایت، از ادله برتری امام علی بر دیگر صحابه
۲۵ - برخی القاب امام علی در زبان فارسی
۲۶ - حدیث رایت به نقل از صحابه و رجال
۲۷ - پانویس
۲۸ - منبع

معنای لغوی رایت[ویرایش]

رایت در لغت، به معنای درفش فرماندهی کل و بزرگ‌ترین پرچم است.

ام الحرب[ویرایش]

رایت را ام الحرب، یعنی مرکز و اصل و اساس جنگ گفته‌اند؛ زیرا تا در میدان برافراشته است، بدان معناست که فرمانده در مرکز ستاد باقی است و جنگ ادامه دارد.

لواء[ویرایش]

هر واحد رزمی نیز جداگانه پرچمی دارد که لواء گفته می‌شود و رتبت آن از رایت پایین‌تر است.

عهده‌دار رایت[ویرایش]

معمولاً رایت به سرداری سپرده می‌شود که استعداد نظامی، نیروی بدنی، هوش، استقامت، سرعت عمل و معنویات او از دیگران بیشتر باشد و تا آخرین نفس برای برپا داشتن آن مقاومت و فداکاری نماید.

عهده‌دار رایت رسول خدا[ویرایش]

رایت رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ در همه غزوات به دست علی ـ علیه‌السلام ـ بود. [۱]

← روایی از انس و جابر به نقل از پیامبر
انس بن مالک و جابر بن عبدالله انصاری از رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ روایت کرده‌اند که «علی پسرعم و حامل رایت من است».

← روایت عل متقی به نقل از رسول خدا
علی متقی از طبرانی از بریدة بن الحصیب آورده است که از رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ پرسیدند: روز قیامت چه کسی رایت تو را در دست خواهد داشت؟ فرمود: چه کسی بهتر از آن که آن را در دنیا در دست دارد علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام. [۲] [۳]


← روایتی از احمد بن حنبل به نقل از ابن عباس
عبدالله بن احمد بن حنبل به اسناد خود از ابن عباس روایت کرده است که «در روز بدر علی ـ علیه‌السلام ـ رایت رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ را در دست داشت. حکم راوی این حدیث علاوه نموده که او در روز بدر و در همه غزوات علمدار پیغمبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ بود». [۴]

منبع ادله تواتر حدیث رایت خیبر[ویرایش]

میرحامد حسین لکنهویی نیشابوری، جلد نهم از منهج دوم کتاب عبقات الانوار [۵] را به ذکر طرق اسناد و ادله تواتر از مآخذ اهل‌سنت اختصاص داده است.

حدیث رایت خیبر در فضایل امام علی[ویرایش]

حدیث پیروزی معجزه‌آسای علی ـ علیه‌السلام ـ در جنگ خیبر سخنی است که در فضایل آن حضرت و به آن مناسبت، بر زبان رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ جاری شده است.

واژه خیبر[ویرایش]

خیبر کلمه‌ای است عبرانی (خبر = kheber)؛ یعنی طایفه و جماعت یا قلعه و پادگان .

معنای لغوی خیبر[ویرایش]

لغت‌نویسان عرب آن را عالم به احکام خدا یا کشاورز... معنا کرده‌اند [۶]

خیبر از لحاظ موقعیت جغرافیایی[ویرایش]

واحه خیبر در دویست و پنجاه کیلومتری شمال مدینه در راه تبوک و شام واقع است.

خیبر محل سکونت برخی از یهودیان[ویرایش]

این دشت سرسبز از دیرباز مسکن دسته‌ای از یهودیان بوده که خود را از نسل رکاب [۷] می‌دانستند و می‌گفتند: بازماندگان جندب (یونادب = junadeb) پسر رکابند و بعد از ویران شدن هیکل و قتل عام اورشلیم به خیبر مهاجرت کرده‌اند. مردانی ثروتمند و ملاک و رباخوار ، ولی شجاع و پرکار بودند. به زبان عربی با لهجه یهودی حرف می‌زدند و از بین ایشان شاعران بنامی برخاسته بودند.

مناطق واحه خیبر[ویرایش]

واحه خیبر به نام سه دژ بزرگ است که به سه منطقه تقسیم شده و هر منطقه شامل چند قلعه بزرگ و کوچک بود و باغ‌ها و مزارع سرسبز داشت. یکی از آنها منطقه دژ نطاة (یعنی تاج خوشه خرما) دومی منطقه دژ شق (برادر) و سومی منطقه دژ کتیبه (بر وزن سفینه یعنی دسته‌ای از لشکریان) نام داشت.

قلعه‌های موجود در این مناطق[ویرایش]

قلعه‌های صعب بن معاذ، ناعم و زبیر (بر وزن امیر نامی است عبری ) در منطقه نطاة، قلعه‌های ابی و نزار در منطقه شق و قلعه‌های قموص (بر وزن چموش و به همان معنی) و وطیح (گلی که به سم حیوانات و چنگال مرغان می‌چسبد) و سلالم (شاید به معنی نردبان) در منطقه کتیبه واقع بود.

ویژگی‌ قلعه‌ها[ویرایش]

این قلاع استوار مأمن خیبریان و مخزن اموال و انبار اسلحه و غلات و علوفه بود و هنگام بروز خطر احشام خود را به داخل آنها برده، آماده دفاع می‌شدند. بعد از آنکه قبایل یهود مدینه از آن شهر تارومار شدند، بقیة السیف ایشان به خیبر پناه بردند و در آنجا به تحریک و تفتین پرداختند.

عزیمت پیامبر به خیبر[ویرایش]

رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ که بعد از صلح حدیبیه درصدد فتح مکه بود و می‌بایست قبلا ًخاطر خود را از یهود عربستان شمالی آسوده سازد، حدود سه هفته بعد از بازگشت از حدیبیه در اواخر ذی‌حجه سال ششم هجری عازم خیبر شد و راه مدینه خیبر را که هشت منزل بود، چهارده روز پیمود و شبانگاهی به کنار قلاع خیبر رسید.

اقدامات یهودیان[ویرایش]

یهودیان که از این لشکرکشی خبردار شده بودند، قبلا ًمردان جنگی را در دو قلعه نطاة و قموص، و زنان و کودکان را در دژ کتیبه جای دادند. سلاح و تدارکات را در دژ شق جمع آوردند و علوفه را در قلعه صعب بن معاذ انباشتند.

وضعیت سپاه اسلام[ویرایش]

از آن‌سو مواد غذایی در سپاه اسلام اندک بود و مسلمانان ناچار شکم خود را با گوشت خران بارکش و خرمای نارس سیر می‌کردند. بااین‌حال محاصره و جنگ ادامه داشت.

فتح قلاع[ویرایش]

ابتدا قلعه ناعم گشوده شد. بعد قلاع نطاة، شق و قموص به دست مسلمانان افتاد و آنگاه وطیح و سلالم فتح شد؛ ولی تا فتح قلعه صعب بن معاذ مسلمانان همچنان دچار عسرت و بی‌غذایی بودند.

فتح قلعه قموص به دست امام علی[ویرایش]

مقاومت قموص که امرا و اشراف یهود در آن بودند، از همه بیشتر بود. بزرگان صحابه چون ابوبکر و عمر از فتح آن عاجز بودند تا اینکه رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ علی ـ علیه‌السلام ـ را مأمور فتح آن نمود و او حماسه‌ای چنان بزرگ آفرید که تاریخ اسلام هرگز آن را فراموش نخواهد کرد. علی با کشتن سردار قهرمان یهود مرحب حمیری و برادرش یاسر و چند پهلوان دیگر یهود و با نمایش قدرت فوق بشری خود در پرش از روی خندق قموص و کندن درِ سنگی قلعه و به کار بردن آن به‌جای سپر و هجوم برق‌آسا به داخل قلعه و نابود کردن فوری همه مقاومت‌ها و اسیر گرفتن همه زنان و کودکان از جمله صفیه دختر حیی بن اخطب (بانوی اول یهود) که به همسری رسول خدا درآمد، چنان رعب و هیبتی در دل خیبریان افکند که قدرت هرگونه دفاع را از آنان سلب نمود و ناچار بدون قید و شرط تسلیم گشتند. بعد از این فتح بود که ثروت بی‌کران و ملک و برده و سلاح و ستور بسیار به دست دولت اسلام افتاد و مسلمانان یک‌باره از حالت پریشانی به‌درآمدند.

سخن عمر و عایشه[ویرایش]

عمر می‌گفت: بعد از این فتح توانستیم غذای سیر بخوریم. عایشه می‌گفت: حالا می‌توانیم هر‌چه بخواهیم خرما بخوریم. [۸]

تقویت روحیه مسلمانان پس از فتح خیبر[ویرایش]

به علاوه روحیه مسلمانان چنان قوی گردید که سال بعد توانستند مکه را فتح کنند و اسلام را بر سراسر جزیرة‌العرب مسلط سازند. احادیثی که درباره قدرت‌نمایی و شجاعت و معجزات و مناقب علی ـ علیه‌السلام ـ در روز خیبر روایت شده، بی‌شمار است.

روایتی از ابن اسحاق[ویرایش]

ابن اسحاق سیره‌نویس و مورخ قدیم اسلام حدیث ذیل را از سلمة بن عمر و الاکوع صحابی رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ روایت کرده است: «پیغمبر رایت خویش را به ابوبکر صدیق داد و او را به یکی از قلاع خیبر فرستاد. او برفت و منتهای کوشش را به کار برد؛ اما توفیقی به دست نیاورد و فتح ناکرده بازگشت. روز دیگر عمر بن الخطاب را فرستاد. او هم برفت و جهد بسیار کرد؛ اما کاری از پیش نبرد و برگشت. آنگاه رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ فرمود: «لاعطین الرایة غدا رجلا یحب الله و رسوله (و یحبه الله و رسوله) یفتح الله علی یدیه لیس بفرار؛ همانا فردا این رایت را به مردی خواهم داد که خدای و رسول او را دوست دارد (در بعض روایات: و خدا و رسول او هم او را دوست دارند) خدا خیبر را به دست او می‌گشاید. او هرگز نمی‌گریزد؛ پس علی ـ رضوان‌الله‌علیه ـ را بخواند و او به درد چشم مبتلا بود؛ پس رشحه‌ای از آب دهان در چشم او چکانید و گفت: «خذ هذه الرایة فامض بها حتی یفتح الله علیک»؛ این رایت را بگیر و آن را با خود ببر تا خدای خیبر را بر تو بگشاید. علی با آن رایت از نزد رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ بیرون آمد، به‌سرعت می‌دوید و نفس می‌زد، ما هم در پی او رفتیم، تا اینکه رایت خود را در زیر دیوار قلعه بر کومه‌ای از سنگ نشاند، جهودی از فراز قلعه سر برآورد و گفت: تو کیستی؟ گفت: علی بن ابی‌طالب؛ جهود گفت:"علوتم و ما انزل علی موسی"؛ سوگند به کتابی که بر موسی نازل شده، غلبه کردید. سلمه گوید: علی از آن جنگ برنگشت تا خدا خیبر را به دست او گشود».

ناقلان حدیث رایت با الفاظ گوناگون[ویرایش]

ابن هشام در سیره [۹] به روایت ابن اسحاق از بریدة بن سفیان اسلمی از پدرش سفیان و او از سلمة بن عمرو، نسائی خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب، [۱۰] بخاری و مسلم و ابن ماجه، هریک در صحیح خود، [۱۱] سبط ابن جوزی در تذکرة الخواص، [۱۲] حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین، [۱۳]
[۱۴] شمس‌الدین محمد جزری در اسنی المطالب، هیثمی در مجمع الزوائد، [۱۵] محب طبری در الریاض النضره [۱۶] حدیث رایت را با الفاظ مختلف نقل کرده‌اند.

← روایتی از انصاری به نقل از امام علی
ابولیلی انصاری حدیث رایت را از پدرش و او از امیرالمؤمنین ـ علیه‌السلام ـ به‌صورت ذیل آورده است: «پدرم در‌حالی‌که با علی راه می‌رفت، به او گفت: در تو چیزی هست که موجب شگفتی و پرسش مردم شده است. تو در سرمای زمستان با دو لنگ نازک بیرون می‌آیی و در گرمای تابستان لباس ضخیم می‌پوشی. علی گفت: مگر تو در غزوه خیبر با ما نبودی؟ گفت: آری بودم. علی گفت: رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ لوایی برای ا بوبکر بست و او را به جنگ فرستاد؛ اما او برگشت. بعد لوایی برای عمر بست و او را مأمور فرمود؛ اما او هم برگشت. پس فرمود: رایت خود را به مردی خواهم داد که خدا و رسول او را دوست دارند و او نیز خدا و رسول را دوست دارد و او هرگز به دشمن پشت نمی‌کند. آنگاه به دنبال من فرستاد و من به درد چشم مبتلا بودم. او رشحه‌ای از آب دهان در چشم‌های من فشاند و گفت: اللهم احفظه من اذی الحر و البرد؛ «خدایا او را از آسیب گرما و سرما حفظ کن. علی گفت: بعد از آن هرگز از گرما و سرما احساس ناراحتی نمی‌کنم».

←← ناقلان روایت انصاری به الفاظ گوناگون
این حدیث را به الفاظ گوناگون احمد بن محمد بن حنبل در المسند، [۱۷] متقی در کنز العمال، [۱۸] [۱۹] حافظ ابونعیم در حلیة الاولیاء [۲۰] و سایر محدثین [۲۱] روایت کرده‌اند.

← روایتی از قتیبة بن سعید
قتیبة بن سعید از یعقوب بن عبدالرحمن زهری از ابوحازم و او از سهل بن سعد ساعدی حدیث رایت را چنین آورده است: «در روز خیبر پیغمبر فرمود: این رایت را فردا، به مردی خواهم داد که خدای این دژ را به دست او می‌گشاید. او خدای و رسول او را دوست دارد و خدای و رسول او هم او را دوست دارند. چون بامداد روز دیگر شد، مردم نزد پیغمبر گرد آمدند. همه امیدوار دریافت رایت بودند. آن حضرت فرمود: علی بن ابی‌طالب کجاست؟ گفتند: یا رسول الله! او از درد چشم رنج می‌برد. فرمود کسی را دنبالش بفرستید. پس علی ـ علیه‌السلام ـ را نزد پیغمبر آوردند. رشحه‌ای از بزاق خود در چشمانش چکاند و برای او دعا کرد. علی در دم از آن درد شفا یافت؛ به‌طوری‌که گویی دردی نداشته است. پس رایت را بدو داد. علی گفت: ای رسول خدا آیا باید آن‌قدر با آنها بجنگم که مثل ما شوند؟ فرمود: راه بیفت و تا پای قلعه پیش برو. آنگاه آنان را به اسلام دعوت کن و آنچه را از سوی خدا بر ایشان واجب است، به همه خبر بده؛ زیرا اگر خدای تنها یک نفر را به‌وسیله تو به راه راست هدایت کند، برای تو از آن سودمندتر است که شتران سرخ‌مو داشته باشی».

←← ناقلان روایت قتیبه به الفاظ گوناگون
این حدیث را سیوطی در تاریخ الخلفاء علی بن سلطان قاری در مرقاة المفاتیح، [۲۲] [۲۳] حافظ گنجی در کفایة الطالب، موفق خوارزمی در المناقب، ابن سعد در طبقات (۲ ق)، [۲۴] خطیب در تاریخ بغداد [۲۵] و عموم محدثین شیعی و سنی با الفاظ مختلف روایت کرده‌اند (مأخذی که قبلاً نام برده شد).
=
روایتی از ابن اسحاق[ویرایش]
=
ابن اسحاق به اسناد خود از ابورافع خادم و پیشکار رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ چنین روایت کرده است: «با علی بن ابی‌طالب ـ رضی‌الله‌عنه ـ در‌حالی‌که رایت رسول الله را در دست داشت، به‌سوی یکی از قلاع خیبر رفتیم. همین که علی نزدیک قلعه رسید، اهل آن بیرون آمدند و به جنگ پرداختند. در گیراگیر نبرد، یکی از جهودان ضربتی بر او وارد آورد که سپر از دستش بیفتاد. پس علی دست یازیده در قلعه را از جای برکند و چون سپری در پشت آن به جنگ پرداخت و آن‌قدر کوشید تا خدای قلعه را بر او فتح کرد. وقتی جنگ تمام شد و علی آن در را از دست بینداخت من و هفت تن دیگر جهد بسیار کردیم تا آن را بجنبانیم و برگردانیم؛ اما نتوانستیم (مأخذ قبلی).

←← روایتی درباره در قلعه خیبر
در تاریخ بغداد آمده است که کمتر از چهل تن نتوانستند در قلعه خیبر را از زمین بردارند.

←← روایتی دیگر از برخی راویان درباره در قلعه خیبر
ذهبی در میزان الاعتدال [۲۶]، ابن حجر عسقلانی در فتح الباری [۲۷] و محب طبری در الریاض النضرة [۲۸] آورده‌اند که هفتاد مرد هم‌زور شدند تا در قلعه را به‌جای خود برگرداندند.

←← دیدگاه امام فخر رازی درباره در قلعه خیبر
امام فخر رازی در تفسیر کبیر ذیل آیه «ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا» [۲۹] آورده است که «هرکس بر احوال غیب وقوف بیشتر داشته باشد، قلبی قوی‌تر و اعصابی محکم‌تر و مسلط‌تر دارد؛ از‌این‌روست که علی بن ابی‌طالب ـ علیه‌السلام ـ می‌فرماید: «والله ما قلعت باب خیبر بقوة جسمانیة بل قلعتها بقوة ملکوتیه»؛ یعنی به خدا سوگند که در خیبر را با نیروی بدنی نکندم ؛بلکه آن را با نیروی ملکوتی و الهی از جای در آوردم. [۳۰]

حدیث رایت، از ادله برتری امام علی بر دیگر صحابه[ویرایش]

حدیث رایت و خیبر در همه کتب حدیث و تاریخ شیعی و سنی روایت شده و از دلایل استوار تقدم و افضلیت علی ـ علیه‌السلام ـ بر سایر صحابه است. امین عاملی در اعیان الشیعة [۳۱] اکثر صورت‌های مختلف این حدیث را ذکر کرده است. مضمون این حدیث و شرح شجاعت‌های علی ـ علیه‌السلام ـ در غزوه خیبر در ادب و هنر و عرفان همه زبان‌های اسلامی به نظم و نثر از دیرباز جلوه‌گر است.

برخی القاب امام علی در زبان فارسی[ویرایش]

در زبان فارسی فاتح خیبر، خیبرگشا و خیبرشکن از القاب علی ـ علیه‌السلام ـ است و جهود خیبری، کنایه از مرد بی‌نوای شکست‌خورده می‌باشد.

حدیث رایت به نقل از صحابه و رجال[ویرایش]

از صحابه و رجالی که حدیث رایت ( حدیث خیبر ) را با الفاظ مختلف ذکر کرده‌اند، ذیلاً نام برده می‌شود: عمر بن الخطاب خلیفه دوم و صحابی معروف (متوفی ۲۳ ق)، [۳۲] عایشه ام‌المؤمنین و دختر ابوبکر (متوفای ۵۸ ق)، [۳۳] [۳۴] بریدة بن الحصیب اسلمی (متوفای ۶۳ ق) (مأخذ آن قبلا ذکر شد)، عبدالله بن العباس، صحابی و پسرعموی نبی اکرم (ص) (متوفای ۶۸ ق)، ابوحمزه انس بن مالک انصاری (متوفای ۹۳ ق)، [۳۵] [۳۶] جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر (متوفای ۷۸ ق)، [۳۷]
[۳۸] سهل بن سعد ساعدی (متوفای ۹۱ ق) [۳۹] و عده زیادی از مؤلفین کتب رجال و راویان حدیث و محدثین مورد وثوق کامل فریقین که بعضی از آنها در متن ذکر گردیده است.
منبع: دایرة المعارف تشیع، ج ۶، ص ۱۶۳.

پانویس[ویرایش]
 
۱. اعیان الشیعة، ج ۱، ص ۳۳۷.
۲. کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، علی متقی هندی، ج ۱۲، ص ۱۳۰۱.
۳. کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، علی متقی هندی، ج ۵، ص ۳۴۲.
۴. مناقب ابن حنبل، نسخه خطی کتابخانه مرعشی، ص ۹۲ به بعد.
۵. (الذریعة، ج ۱۵، ص ۲۱۴ ـ ۲۱۵.
۶. تاریخ العرب قبل الاسلام، دکتر جواد علی، ۱۳۷۶ ق، ج ۶، ص ۱۵۹.
۷. تورات، سفر ملوک، فصل نوزدهم، آیه ۱۵.
۸. السیرة النبویة، ابن هشام، ج ۲، ص ۳۱۶.    
۹. السیرة النبویة، ابن هشام، ج ۲، ص ۳۳۴.    
۱۰. خصائص امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب، أحمد بن شعیب النسائی، ص ۵۱ به بعد.    
۱۱. فضائل الخمسة فی الصحاح الستة، فیروزآبادی، ج ۲، ص ۱۶۲.
۱۲. تذکرة الخواص، سبط ابن جوزی، ج ۴، ص ۹۶۴.
۱۳. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج ۳، ص ۳۷.
۱۴. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج ۴، ص ۳۵۶.
۱۵. مجمع الزوائد، هیثمی، ج ۹، ص ۱۰۸.
۱۶. الریاض النضره، محب طبری، ج ۲۵، ص ۲۰۳.
۱۷. المسند، احمد بن محمد بن حنبل، ج ۱، ص ۲۳ و ۹۹.
۱۸. کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، علی متقی هندی، ج ۵، ص ۲۸۴.
۱۹. کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، علی متقی هندی، ج ۵، ص ۳۵۸.
۲۰. حلیة الاولیاء، حافظ ابونعیم، ج ۴، ص ۳۵۶.
۲۱. فضائل الخمسة، ج ۲، ص ۱۶۱ و ۱۷۹.
۲۲. تاریخ الخلفاء، سیوطی.
۲۳. مرقاة المفاتیح، علی بن سلطان قاری، ج ۵، ص ۵۶۶.
۲۴. طبقات الکبری، ابن سعد، ج ۱، ص ۸۰.    
۲۵. تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج ۸، ص ۵.    
۲۶. میزان الاعتدال، ذهبی، ج ۲، ص ۲۱۸.
۲۷. فتح الباری، ابن حجر عسقلانی، ج ۹، ص ۱۸.
۲۸. الریاض النضرة، محب طبری،ج ۲، ص ۱۸۸.
۲۹. کهف(۱۸)،‌ آیه ۹.    
۳۰. فضائل الخمسة، ج ۲، ص ۳۲۵.
۳۱. اعیان الشیعة، ج ۱، ص ۳۳۷ به بعد.
۳۲. الاعلام زرکلی، ج ۵، ص ۲۰۳ و غالب کتب حدیث در تاریخ.
۳۳. الاصابة، کتاب النساء، ص ۷۰۱.
۳۴. طبقات الکبری، ابن سعد، ج ۸، ص ۳۹.    
۳۵. تهذیب التهذیب، ج ۱، ص ۳۷۶.
۳۶. شذرات الذهب، ج ۱، ص ۱۰۰ و سایر کتب.
۳۷. الاصابة، ص ۱۰۲۱۳.
۳۸. ذیل المذیل، ص ۲۷.
۳۹. الاصابة و سایر کتب.


منبع[ویرایش]
پایگاه حدیث نت.    






جعبه‌ابزار