امام محمدباقرذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: امام محمدباقر علیه‌السلام، باقرالعلوم.
پرسش: زندگی‌نامه امام باقر ـ علیه‌السلام ـ را بیان کنید؟
پاسخ: محمد بن علی بن الحسین علیه‌السلام، ملقب به باقر و کنیه ابوجعفر فرزند امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ است.
امام باقر ـ علیه‌السلام ـ در دوران امامت خویش، با وجود شرایط نامساعدی که بر عرصۀ فرهنگ اسلامی سایه افکنده بود، با تلاشی جدی و گسترده نهضتی بزرگ را در زمینه علوم و معارف اسلامی طراحی کرد. امام با برقراری حوزۀ درس، با کج‌اندیشی‌ها مبارزه کرد و درصدد زدودن چالش‌های علمی، تحکیم مبانی معارف و اصول ناب اسلامی با تکیه بر آیات رهنمون‌گر قرآن برآمد و ابواب فقهی و اعتقادی را از دیدگاه قرآن بررسی کرد و به پرورش دانشمندان و فرهیختگان عصر خود و جنبش بزرگ علمی پرداخت.
امام محمدباقر ـ علیه‌السلام ـ درحالی‌که ۵۷ سال از عمر مبارکش ‌گذشته بود، بنا بر نظر مشهور مورخان در هفتم ماه ذی‌الحجه سال ۱۱۴ هجری دیده از جهان فرو بست و در قبرستان بقیع در کنار پدرش (امام سجاد) و عمویش (امام حسن) دفن شد. علت مرگ آن حضرت، شهادت به دستور هشام بن عبدالملک بود.


لقب و کنیه امام باقر[ویرایش]

محمد بن علی بن الحسین علیه‌السلام، ملقب به باقر و کنیه ابوجعفر فرزند امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ است.

زمان و مکان تولد[ویرایش]

برخی روز تولد آن حضرت را در مدینه اول ماه رجب مصادف با روز جمعه می‌دانند. [۱] [۲] [۳] [۴] [۵] [۶]
اما برخی دیگر سوم صفر [۷] [۸] [۹] [۱۰] [۱۱] دانسته‌اند.

نام پدر و مادر[ویرایش]

پدر ایشان امام سجاد علیه‌السلام، پیشوای چهارم شیعیان و مادرش «ام عبدالله» دختر امام حسن مجتبی ـ علیه‌السلام ـ است؛ لذا هم از جهت پدری و هم از جهت مادری فاطمی و علوی است. [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵]

لقب امام محمدباقر[ویرایش]

مشهورترین لقب‌ امام محمد بن علی علیه‌السلام، باقرالعلوم است [۱۶] [۱۷] [۱۸]
[۱۹] که پیامبر اسلام ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به آن حضرت داده است؛ [۲۰] [۲۱] [۲۲]
چون امام باقر ـ علیه‌السلام ـ شکافنده و آشکار و ظاهرکنندۀ علوم است، به «باقرالعلوم» نام‌گذاری شده است. [۲۳] [۲۴]
همچنین گفته‌اند چون پیشانی آن حضرت در اثر سجدۀ زیاد باز بود، به لقب «باقر» نام‌گذاری شد. [۲۵] [۲۶]

حضور امام در کربلا[ویرایش]

قیام عاشورا یکی از اثرگذارترین و مهم‌ترین وقایع تاریخ اسلام است که در محرم سال ۶۱ هجری قمری واقع شد. در این قیام، امام محمدباقر ـ علیه‌السلام ـ که کودکی چهار ساله بودند، نیز حضور داشتند و مورد قبول مورخان است؛ زیرا روایات بسیاری وجود دارد که ولادت آن امام را پیش از سال ۶۱ دانسته‌اند؛ مانند: «امام باقر ـ علیه‌السلام ـ در سال ۵۷ هجری در مدینه متولد شد». [۲۷]
همچنین امام باقر در پاسخ به سؤال فردی که از آن حضرت می‌پرسد، آیا شما زمان امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را درک کرده‌اید، امام فرمود: بلی. [۲۸]

← سخن امام درباره حضورش در کربلا
امام باقر ـ علیه‌السلام ـ خود در مورد حضورش در کربلا می‌فرماید: «جدم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ کشته شدند؛ درحالی‌که من چهار ساله بودم و کشته شدن او را به یاد می‌آورم». [۲۹]
براساس این دست از روایات، حضور امام باقر در کربلا هیچ‌گونه منع تاریخی نداشته و از آنجا که سن آن بزرگوار بسیار کم بوده، به‌طور طبیعی با خانواده خود زندگی می‌کرده و در سفر همراه آنها بوده و چون سن بسیار کمی داشت، از این باب کمتر، کتاب‌های تاریخی به حضور آن امام در کربلا پرداختند.

دلایل امامت امام باقر[ویرایش]

برای امامت ائمه (از جمله امام باقر علیه‌السلام) ادله نقلی بسیاری در منابع شیعه ذکر شده است.

کرامات و معجزات[ویرایش]

برای امام باقر ـ علیه‌السلام ـ کرامات و معجزات زیادی نقل شده است که در اینجا به دو مورد اشاره می‌شود:

← ۱. شفای نابینا
ابوبصیر از شاگردان برجسته امام باقر علیه‌السلام، از بینایی محروم بوده و به‌شدت رنج می‌برد. روزی به حضور امام باقر ـ علیه‌السلام ـ شتافته و از آن حضرت پرسید: آیا شما وارث پیامبر هستید؟ آن حضرت فرمود: بله. ابوبصیر عرض کرد: آیا رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ وارث تمام پیامبران و وارث علوم و دانش‌های آنان بود؟ امام فرمود: بله؛ ابوبصیر عرض کرد: شما می‌توانید مرده را زنده کنید و کور مادرزاد را معالجه نمایید و از آنچه که مردم در خانه‌هایشان می‌خورند، خبر دهید؟ امام فرمود: بله، ما همۀ اینها را به اذن خداوند انجام می‌دهیم.
او می‌گوید: در این هنگام امام باقر ـ علیه‌السلام ـ فرمود: ای ابابصیر! نزدیک بیا. من نزدیک حضرت رفتم. آن حضرت با دست مبارک خود روی چشمان مرا مسح نمود. در این حال من خورشید و آسمان و زمین و خانه‌ها و هرچه در شهر بود، همه را دیدم.
آن‌گاه به من فرمود: آیا می‌خواهی که این چنین باشی و در روز قیامت حساب تو مانند بقیه مردم باشد و خداوند هرچه را اراده فرمود، همان شود یا می‌خواهی به حال اول برگردی و بدون حساب به بهشت بروی؟! ابوبصیر گفت: می‌خواهم به حال اول برگردم. امام باقر ـ علیه‌السلام ـ بار دیگر دست بر چشمان ابوبصیر کشید و چشمان او به حال اول برگشت. [۳۰]

← ۲. امام باقر و حاجیان
ابوبصیر در یکی از سال‌ها در مراسم حج همراه امام باقر ـ علیه‌السلام ـ طواف می‌کرد. او می‌گوید: از زیادی صداها و تکبیرهای حجاج به شگفت آمدم و به امام عرضه داشتم: «ما اکثر الحجیج و أَعْظَم‌ الضَجیج»؛ چقدر حاجی زیاد شده و سر و صداها چقدر بیشتر شده است؟
در این موقع امام ـ علیه‌السلام ـ فرمود: «یا ابا بصیر! ما اقل الحجیج و اکثر الضجیج»، ای ابابصیر! چقدر حاجی کم است؛ اما سر و صدا زیاد است». آیا می‌خواهید درستی سخنم را اثبات کنم و با چشم خود حقیقت گفتار مرا ببینی؟
عرض کردم: چطور ممکن است ای مولای من؟!
فرمود: «جلوتر بیا!» من به امام باقر ـ علیه‌السلام ـ نزدیک شدم. دست مبارک را بر چشم‌هایم کشید و چند جمله دعا کرد. در این حال من بینایی خود را باز یافتم. امام باقر ـ علیه‌السلام ـ فرمود: ای ابا بصیر! حالا به حاجیان طواف‌کننده بنگر. هنگامی‌که به جمعیت نگاه کردم، بسیاری از مردم را به‌صورت میمون و خوک‌هایی دیدم که در گرد کعبه در حال حرکت بودند و افراد باایمان و حاجیان حقیقی در میان آنان مانند نوری در تاریکی می‌درخشیدند. عرض کردم: ای مولای من! درست فرمودی و حقیقت گفتار شما بر من ثابت شد، «ما اقل الحجیج و اکثر الضجیج»، «چقدر حاجی کم و سر و صدا زیاد است». آن‌گاه حضرت لب‌های مبارک را به حرکت درآورد و با خواندن دعایی، چشم‌های من به حالت اول برگشت. [۳۱]

مقام علمی امام و تربیت شاگردان[ویرایش]

امام باقر ـ علیه‌السلام ـ در دوران امامت خویش، با وجود شرایط نامساعدی که بر عرصۀ فرهنگ اسلامی سایه افکنده بود، با تلاشی جدی و گسترده نهضتی بزرگ را در زمینه علوم و معارف اسلامی طراحی کرد. تا جایی که این جنبش دامنه‌دار به بنیان‌گذاری و تأسیس یک دانشگاه بزرگ و برجسته اسلامی انجامید که پویایی و عظمت آن در دوران امام صادق علیه‌السلام، به اوج خود رسید.
امام با برقراری حوزۀ درس، با کج‌اندیشی‌ها مبارزه کرد و درصدد زدودن چالش‌های علمی، تحکیم مبانی معارف و اصول ناب اسلامی با تکیه بر آیات رهنمون‌گر قرآن برآمد و ابواب فقهی و اعتقادی را از دیدگاه قرآن بررسی کرد و به پرورش دانشمندان و فرهیختگان عصر خود و جنبش بزرگ علمی پرداخت؛ به‌گونه‌ای که دانشمندی چون «جابر بن یزید جُعفی» هرگاه می‌خواست سخنی در باب علم به میان آورد، با آن توشه‌ای که از دانش داشت، می‌گفت: «جانشین خدا و میراث‌دار دانش پیامبران محمد بن علی ـ علیه‌السلام ـ برایم این‌گونه گفت» [۳۲] و به دلیل ناچیز دیدن موقعیت علمی خود در برابر جایگاه امام علیه‌السلام، از خود نظری به میان نمی‌آورد.
ابواسحاق سبیعی از دیگر فرهیختگان این دوره، آن‌قدر نظرات علمی امام را درست می‌پندارد که وقتی از او در مورد مسئله‌ای می‌پرسند، پاسخ را از زبان امام می‌گوید و می‌افزاید: «او دانشمندی است که هرگز کسی بسان او (در علم) ندیده‌ام». [۳۳]

شاگردان امام باقر[ویرایش]

در مکتب امام باقر ـ علیه‌السلام ـ شاگردانی نمونه و ممتاز پرورش یافتند که تعدادی از آنان این شخصیت‌ها هستند:

← ۱. ابان بن تَغلِب
ابان از شخصیت‌های علمی عصر خود، در تفسیر، حدیث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسیاری داشت. والایی دانش ابان چنان بود که امام باقر ـ علیه‌السلام ـ به او فرمود: «در مسجد مدینه بنشین و برای مردمان فتوا بده، چون دوست دارم مردم چون تویی را در میان شیعیان ما ببینند». [۳۴] [۳۵]

← ۲. زرارة بن اعین
زرارة بن اعین شیبانی یکی از بزرگ ترین اصحاب امام باقر ـ علیه‌السلام ـ و امام صادق ـ علیه‌السلام ـ است که از این دو امام روایت نقل کرده است. زراره نزد ایشان شأن و مقامی بزرگ داشته است. وی جزو اصحاب اجماع شمرده شده است که در وثاقت و راست‌گویی او بین اصحاب امام باقر ـ علیه‌السلام ـ و امام صادق ـ علیه‌السلام ـ اجماع و اتفاق است. اگرچه روایاتی در مذمت او وارد شده است، ولی در جمع بین روایات و نتیجه‌گیری نهایی، می‌توان به‌درستی به این نتیجه رسید که وی یکی از بزرگ‌ترین اصحاب امام باقر ـ علیه‌السلام ـ و امام صادق ـ علیه‌السلام ـ بوده است.

← ۳. محمد بن مسلم ثقفی
محمد بن مسلم، یکی از برجسته‌ترین و پرآوازه‌ترین پرورش‌یافتگان و دانش‌آموختگان حضرت امام محمدباقر ـ علیه‌السلام ـ و حضرت امام صادق ـ علیه‌السلام ـ بود که بی‌تردید در گسترش فرهنگ اسلام ناب و حقایق تابناک آموزه‌های اهل بیت عصمت ـ علیهم‌السلام ـ نقش ممتاز و تأثیرگذاری داشت. [۳۶]

خلفای اموی معاصر[ویرایش]

دوران پرفروغ امامت امام باقر ـ علیه‌السلام ـ مصادف بود با خلافت ولید بن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، عمر بن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک و هشام بن عبدالملک. [۳۷]

شیوه‌های مبارزاتی[ویرایش]

امام باقر ـ علیه‌السلام ـ برای احیای ارزش‌های دینی و انجام وظیفه پاسداری از ارزش‌ها، و به تناسب موقعیت، از راه‌ها و شیوه‌های زیر استفاده می‌کرد:

← أ. ترسیم وظایف حاکم اسلامی
امام باقر ـ علیه‌السلام ـ می‌کوشید با تبیین وظایف حاکمان، نوک تیز انتقاد خود را متوجه حاکمان وقت سازد و عدم مشروعیت اقدامات آنان را گوشزد کند؛ همان‌طور که می‌فرمود: «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَی خَمْسَةِ أَشْیَاءَ عَلَی الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَایَة»؛ اسلام بر پنج چیز بنا نهاده شده است: نماز، زکات، حج، روزه، ولایت». زراره پرسید: کدام افضل است؟ امام ـ علیه‌السلام ـ فرمود: «الْوَلَایَةُ أَفْضَلُ لِأَنَّهَا مِفْتَاحُهُنَّ وَ الْوَالِی هُوَ الدَّلِیلُ عَلَیْهِن»؛‌ ولایت برتر است؛ چون کلید آنها است و والی (امام) راهنمایی کننده بر آنها است». [۳۸]

← ب. نهی از همکاری با حکومت طاغوت
امام همواره مؤمنان را از همکاری با حکومت طاغوت نهی می‌کرد و به هر طریق ممکن، این پیام خود را به گوش امت می‌رساند.

←← روایت اول
شخصی از امام باقر ـ علیه‌السلام ـ سؤال کرد: من از زمان حجّاج پیوسته تاکنون فرماندار بوده‌ام، برای من توبه میسر است؟ امام جوابی نداد و من دوباره پرسیدم، آن حضرت در پاسخ فرمود: نه، تا به هر صاحب حقی، حق او را بپردازی. [۳۹]

←← روایت دوم
یکی از شیعیان به نام عبدالغفار بن قاسم می‌گوید: به امام باقر ـ علیه‌السلام ـ گفتم: نظرتان در نزدیک شدن من به سلطان و رفت و آمد به دربار چیست؟ فرمود: این کار را برای تو صلاح نمی‌دانم. گفتم: گاهی به شام می‌روم و بر ابراهیم بن ولید وارد می‌شوم. فرمود: «ای عبدالغفار! رفت و آمد تو نزد سلطان سه پیامد منفی دارد: محبت دنیا در دلت راه می‌یابد، مرگ را فراموش می‌کنی و نسبت به آنچه خدا قسمت تو کرده ناراضی می‌شوی».
عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! من عیال وارم و هدفم از رفتن به آن‌جا، انجام تجارت است. فرمود: «ای بندۀ خدا! من نمی‌خواهم تو را به ترک دنیا دعوت کنم؛ بلکه می‌خواهم گناهان را ترک کنی، ترک دنیا فضیلت است، اما ترک گناه فریضه و واجب است و تو در شرایطی هستی که به انجام دادن واجبات نیازمندتری تا کسب فضایل». [۴۰]
امام باقر ـ علیه‌السلام ـ از یک‌سو قیام‌های ضد حکومتی مانند قیام زید و... را تأیید می‌کرد و از سوی دیگر، در موقعیت‌های مناسب، خود با خلفا به رویارویی جدی می‌پرداخت.

←← سخن امام باقر
آن حضرت می‌فرمود: «هر کس به‌سوی سلطان ستم‌گری برود، او را به تقوا ی الاهی فرمان دهد و او را بترساند و موعظه کند؛ مانند پاداش جن و انس و اعمال آنان را خواهد داشت». [۴۱]

←← سخنی دیگر از امام
همچنین آن حضرت مشروعیت حاکمان جور را زیر سؤال می‌برد و راه را بر قیام علیه آنان هموار می‌ساخت و می‌فرمود: « ائمه حق و پیروان آنها بر دین خدایند و پیشوایان‌ ستمگر، از دین خدا و حق منحرف‌اند، خود گمراهند و دیگران را نیز گمراه کرده‌اند، اعمالی که انجام می‌دهند، مانند خاکستری است که در مسیر تندبادی سخت در یک روز طوفانی قرار گیرد، نتیجه‌ای از کار خود نمی‌برند، این یک گمراهی بسیار سختی است». [۴۲]

← ج. تقیه
میزان اهتمام حضرت باقر ـ علیه‌السلام ـ به تقیه چنان بود که می‌فرمود: « تقیه دین من و دین پدران من است، کسی که تقیه ندارد، ایمان ندارد». [۴۳]

شهادت[ویرایش]

امام محمدباقر ـ علیه‌السلام ـ ۵۷ سال از عمر مبارکش ‌گذشته بود، بنا بر مشهور در هفتم ماه ذی‌حجه سال ۱۱۴ هجری [۴۴] [۴۵] [۴۶] [۴۷] [۴۸] [۴۹] دیده از جهان فرو بست و در قبرستان بقیع در کنار پدرش (امام سجاد) و عمویش (امام حسن) دفن شد. [۵۰]
شهادت آن حضرت در عصر خلافت هشام بن عبدالملک رخ داد [۵۱] [۵۲] و به امر هشام بود. [۵۳]

پانویس[ویرایش]
 
۱. شیخ مفید، مسار الشیعة، ص ۵۶، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.    
۲. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی‌، ج ۱، ص ۴۹۸، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق.    
۳. ابن حاتم شامی، جمال‌الدین یوسف‌، الدر النظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم‌، ص ۶۰۳، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۴۲۰ ق.
۴. طبری، محمد بن جریر بن رستم‌، دلائل الإمامة، ص ۲۱۵، بعثت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.    
۵. طبری، عمادالدین حسن بن علی‌، مناقب الطاهرین، ج ۲، ص ۶۲۹، سازمان چاپ و انتشارات‌، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۹ ش.
۶. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۴۶، ص ۲۱۲، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۳ ش.    
۷. شافعی، محمد بن طلحه‌، مطالب السئول فی مناقب آل الرسول‌، ص ۲۷۷، البلاغ، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۹ ق.
۸. کاشفی سبزواری‌، ملاحسین، روضة الشهداء، ص ۵۱۲، نوید اسلام‌، قم، چاپ سوم، ۱۳۸۲ ش.
۹. شبراوی، جمال‌الدین‌، الإتحاف بحب الأشراف‌، ص ۲۷۹، دارالکتاب، قم، چاپ اول، ۱۴۲۳ ق.
۱۰. حسینی عاملی‌، سید‌تاج‌الدین، التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام‌، ص ۹۳، بعثت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق.
۱۱. قرشی، باقر شریف‌، حیاة الإمام محمد الباقر علیه‌السلام‌، ج ۱، ص ۲۰، دار البلاغة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.
۱۲. مغربی، قاضی نعمان، المناقب و المثالب‌، ص ۳۲۷، اعلمی‌، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۳ ق.
۱۳. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی‌، ج ۱، ص ۴۹۸، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق.    
۱۴. ابن حاتم شامی، جمال‌الدین یوسف‌، الدر النظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم‌، ص ۶۰۳، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۴۲۰ ق.
۱۵. شبلنجی، مؤمن بن حسن‌، نور الأبصار فی مناقب آل بیت النبی المختار صلی الله علیه و آله و سلم‌، ص ۲۸۹، منشورات شریف رضی، قم، بی‌تا.
۱۶. طبرسی، فضل بن حسن‌، تاج الموالید، ص ۹۱ ؟؟؟، دارالقار، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۲ ق.
۱۷. حموی، محمد بن اسحاق‌، أنیس المؤمنین‌، ص ۱۲۳، بنیاد بعثت‌، تهران، ۱۳۶۳ ش.
۱۸. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۴۶، ص ۲۱۶، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۳ ش.    
۱۹. حسینی عاملی‌، سید‌تاج‌الدین، التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام‌، ص ۹۳، بعثت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق.
۲۰. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۲ ؟؟؟، ص ۱۵۹، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.
۲۱. شیخ عباس قمی‌، منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل‌، ج ۲، ص ۱۲۶۳، دلیل ما، قم، چاپ اول، ۱۳۷۹ ش.
۲۲. عطاردی، عزیزالله‌، مسند الإمام الباقر أبی‌جعفر محمد بن علی علیهماالسلام‌، ج ۶، ص ۲۸۹، عطارد، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۱ ش.
۲۳. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۲ ؟؟؟، ص ۱۵۹، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.
۲۴. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۴۶، ص ۲۲۱، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۳ ش.    
۲۵. سبط بن جوزی‌، تذکرة الخواص‌، ص ۳۰۲، منشورات الشریف الرضی‌، قم، چاپ اول، ۱۴۱۸ ق.
۲۶. المرعشی التستری،القاضی نور الله‌، إحقاق الحق و إزهاق الباطل‌، ج ۱۲، ص ۱۶۲، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‌، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق.
۲۷. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۴۶، ص ۲۱۲، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۳ ش.    
۲۸. . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح:غفاری علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‌۴، ص ۲۲۳، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
۲۹. احمد بن أبی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج‌ ۲، ص ۳۲۰، بیروت، دار صادر، بی‌تا.
۳۰. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی‌، ج ۱، ص ۵۰۳ و ۵۰۴، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق.    
۳۱. ابن شهر آشوب مازندرانی‌، المناقب‌، ج ۴ ؟؟؟، ص ۱۸۴، مؤسسه انتشارات علامه، قم، ۱۳۷۹ ق.
۳۲. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۲ ؟؟؟، ص ۱۶۰، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.
۳۳. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۲ ؟؟؟، ص ۱۶۱، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.
۳۴. علوی عاملی، احمد بن زین العابدین، مناهج الأخیار فی شرح الإستبصار، ج ۲، ص ۱۳۸، مؤسسه اسماعیلیان، قم، چاپ اول، ۱۳۹۹ ق.
۳۵. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، الإیقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة، محقق و مصحح: رسولی، هاشم، جنتی، احمد، ص ۲۶۲ ؟؟؟، انتشارات نوید، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۲ ش.
۳۶. سبحانی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج ۲، ص ۵۲۱ ۵۲۳، مؤسسه امام صادق علیه السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۱۸ ق.‌    
۳۷. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی‌، ج ۱، ص ۴۹۸، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق.    
۳۸. کلینی، اصول کافی،‌ ج‌ ۲، ص ۱۸.    
۳۹. کلینی، اصول کافی،‌ ج‌ ۲، ص ۳۳۱.    
۴۰. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۷۲، ص ۳۷۷، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۳ ش.    
۴۱. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۷۲، ص ۳۷۸، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۳ ش.    
۴۲. ابن أبی زینب نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، محقق و مصحح: غفاری، علی‌اکبر، ص ۱۲۸ و ۱۲۹، نشر صدوق، تهران، چاپ اول، ۱۳۹۷ ق.
۴۳. شیخ حر عاملی‌، وسائل الشیعة، ج ‌۱۶، ص ۲۰۴، آل البیت، قم،‌ چاپ اول، ۱۴۰۹ ق.    
۴۴. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی‌، ج ۱، ص ۴۹۸، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق.    
۴۵. ابن شهر آشوب مازندرانی‌، المناقب‌، ج ۴ ؟؟؟، ص ۲۱۰، مؤسسه انتشارات علامه، قم، ۱۳۷۹ ق.
۴۶. فتال نیشابوری‌، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین،‌ ج ۱، ص ۴۶۸ ؟؟؟، دلیل ما، قم، چاپ اول، ۱۴۲۳ ق.
۴۷. طبری، عمادالدین حسن بن علی‌، مناقب الطاهرین، ج ۲، ص ۶۲۹، سازمان چاپ و انتشارات‌، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۹ ش.
۴۸. حسینی عاملی‌، سید‌تاج‌الدین، التتمة فی تواریخ الأئمة علیهم السلام‌، ص ۹۸، بعثت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق.
۴۹. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۴۶، ص ۲۱۲، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۳ ش.    
۵۰. کلینی، اصول کافی،‌ ج‌ ۱، ص ۴۶۹.    
۵۱. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی‌، ج ۱، ص ۴۹۹، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق.    
۵۲. منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل‌، ج ۲، ص ۱۳۲۸.
۵۳. میرلوحی، کفایة المهتدی فی معرفة المهدی( ع)، ص ۳۳۵، دار التفسیر، قم، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    






جعبه‌ابزار