سکوتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: سکوت، بیهوده گویی، سخن نیکو، سخن زیاد.
پرسش: سکوت چه فضیلتی دارد؟
پاسخ: زبان خوب ، زبانی است که جز به ذکر خدا ، شکر نعمت های او، راهنمایی مردم و... سخن دیگری نگوید و زبان بد ، زبانی است که جز به بدی و بیهوده گویی سخن نمی گوید. حال چون خطر زبان بسیار است باید دانست که؛ علاج بد زبانی و بیهوده گویی چیزی نیست جز سکوت و اینکه در فضیلت آن مطالبی را متذکر خود شویم.
ضد بیهوده گویی و هرزه گویی یا خاموشی است یا سخنان سودمند گفتن؛ خواه مربوط به دین باشد یا دنیا . [۱] در کلام عرب صمت به فتح (صاد) بمعنی سکوت است [۲] که در مجموع تعریفی از این واژه به طور دقیق به چشم نمی خورد ولی بعضی سکوت را بمعنی سکون تفسیر کردند و بعضی دیگر سکوت مقابل نطق آورده¬اند. [۳]


منظور از سکوت[ویرایش]

در این جا مقصود از سکوت، سکوت مطلق نیست؛ زیرا که سکوت مطلق از لوازم عقل نیست و افضل از کلام نیست، بلکه منظور از سکوت یعنی سکوت از حرفها و سخنان غیر مناسب و بی‌فائده [۴] که کلام در موقع خود، افضل از سکوت است؛ زیرا که به واسطه کلام، نشر معارف و حقایق دینیّه ونشرآداب شریعت می شود و خدای تعالی متّصف به تکلّم است و از اوصاف جمیله او «متکلّم» است. از این جهت، در مقابل صمت، تکلّم قرار ندارد، بلکه هَذَر- به فتحتین- را، که عبارت از هذیان است و تکلّم‌ به چیزهای بی‌معنی است، قرار دارد.
پس، آنچه از جنود عقل است و در شرع و عقل مورد تحسین است، سکوت از هذیان و هذر است و البته این سکوت و حفظِ زبان از لغو و باطل، از فضایل و کمالات انسانی است؛ بلکه اختیار زبان را داشتن و این مار سرکش را در تحت اختیار درآوردن از بزرگترین هنرمندی‌ها است که کمتر کسی می‌تواند به آن موفق شود و اگر کسی دارای چنین قدرتی شد، از آفات و خطرات بسیاری محفوظ ماند. [۵]

فضیلت سکوت[ویرایش]

در فضیلت سکوت مطالب بسیاری در کلام معصومین (ع) و بزرگان ذکر شده است که ما به اختصار به آنها می پردازیم.
اول عبادت سکوت است. [۶]
اول علم سکوت است. [۷]
خاموشی و سکوت دری است از درهای حکمت . [۸]
عبادت ده قسم است؛ نه قسمت آن در سکوت و خاموشی است. [۹]
سکوت میراث حکمت است. [۱۰]
آبادترین مکانها دلهای مردان شایسته‌ی ساکت باشد. [۱۱]
بهترین عبادت سکوت است [۱۲]
سکوت طلا و سخن نقره است. [۱۳]
از نشانه‌های کمال اسلام شخص، ترک سخن بیهوده است. [۱۴]
چون خرد به مرتبه کمال رسد گفتار کاهش می‌یابد. [۱۵]

مقایسه سکوت با سخن[ویرایش]

اگر گفته شود علت این همه فضیلت برای سکوت چیست، باید گفت علت آن آفتهای زیاد زبان است که عبارتند از: اشتباه ، دروغ ، سخن چینی ، غیبت ، و... که بر زبان سنگین نیست ودر دل شیرین است و چون افسار زدن بر زبان دشوار است از این رو در فضیلت سکوت بسیار سفارش شده است. [۱۶]
زیرا سخن بر چهار قسم است:
یک نوع سخن، ضرر خالص است، نوع دیگر، بهره خالص است، نوعی هم ضرر دارد وهم بهره و نوع آخر که نه ضرر دارد ونه بهره.
اما آن نوعی که فقط ضرر دارد، باید در آن سکوت کرد و نیز از سخنی که ضرر و بهره دارد و ضررش با بهره برابر نیست باید پرهیز کرد، اما سخنی که نه فایده دارد ونه ضرر، زاید است و سرگرم شدن به آن، هدر دادن وقت است و عین ضرر است. بنابراین فقط نوع چهارم که سودمند است باقی می ماند که در این سخن نیز خطر است؛ زیرا گاهی با سخنی که آلوده به گناه است چون ریا ، سازشکاری ، غیبت، خود ستایی وسخن زاید به گونه ای آمیخته می شود که درک آن مشکل است [۱۷] و اگر بتوان از این آفات دوری جست باید گفت آنجا که باید سخن درست گفت، در خاموشی خیری نیست، چنانکه در سخن ناآگاهانه نیز خیری نخواهد بود [۱۸] وسخن گفتن در راه حقّ بهتر است از سکوت بر باطل. [۱۹]
در روایتی از امام سجاد (ع) که از ایشان در باره سکوت و سخن گفتن سؤال شد که کدام یک از آنها بهتر می‌باشند آمده است: هر یک از آنها آفاتی دارند و هر گاه از آفت مصون باشند، سخن گفتن بهتر از سکوت می‌باشد. پرسیدند: یابن رسول اللَّه! این مطلب را بیشتر توضیح دهید تا موضوع روشن شود. فرمود: برای اینکه خداوند انبیاء و مرسلین و اوصیاء را برای سکوت مبعوث نکرد؛ خداوند آنها را فرستاد تا سخن بگویند بهشت را با سکوت نمی‌توان بدست‌آورد و با سکوت به ولایت خداوند نتوان رسید و با سکوت هم نمی‌توان از جهنم دور شد تمام اینها را با سخن باید بدست آورد و نمی‌توان ماه را با آفتاب مقایسه کرد. [۲۰]

ویژگی و آثار سخن نیکو[ویرایش]

حال که بیان کردیم که سخن حق و نیکو از سکوت برتر است باید دانست که سخن نیکو، سخنی است که:
برخاسته از فکر و اندیشه باشد.
همراه با ادب اسلامی باشد.
راست و همراه با عمل باشد. [۲۱]
این سخن زیبا آثار و برکات زیادی دارد و کسی که زبان خود را به زیباگویی عادت دهد، از این برکات بهره مند خواهد شد.
گفتار نیک ثروت را زیاد، روزی را افزون می‌کند، اجل را به تأخیر می‌اندازد، محبت خاندان را جلب، انسان را داخل بهشت می‌کند. [۲۲] دوستان را بسیار می کند، دشمنان را اندک می نماید و موجب در امان ماندن از سرزنش می شود. [۲۳]

زمینه سکوت[ویرایش]

از جمله مواردی که زمینه ساز سکوت است این می باشد که آدمی آنچه را که نمی‌داند نگوید، بلکه همه آنچه را که می داند نیز به زبان نراند [۲۴] که این خود برآمده از عقل کامل [۲۵] شخص می باشد و در این میان ترس از خداوند و شناخت خدا [۲۶] نقش مؤثری دارد.

آثار سکوت[ویرایش]

سکوت، راهنمای تمام خوبیهاست.
به وسیله‌ی سکوت، کسب محبت و دوستی می‌شود.
سکوت باعث سلامتی و آسایش فرشتگان نویسنده می‌شود. [۲۷]
نگهداری زبان ، ایمان را محکم، دل را آرام می کند. [۲۸]
هر کس خاموش باشد نجات پیدا می‌کند. [۲۹]
هر کس سلامتی دنیا و آخرت را طالب است، زبانش را مقید سازد [۳۰]
مؤمن سکوت می‌کند تا سالم بماند [۳۱]
چیره نشدن شیطان ، دارای عزت شدن، [۳۲] پوشاننده بدیها، [۳۳]
سکوت، عملی است که بر زبان آسان و در میزان سنگین باشد [۳۴] و از نشانه‌های مؤمن، خاموشی است [۳۵]
سکوت گنجی است که برای بردبار زینت، برای نادان پرده و پوشش است. [۳۶]
کثرت سکوت، هیبت آدمی را زیاد می‌کند [۳۷]
با هیچ چیز همانند سکوت نمی‌توان خدا را عبادت کرد. [۳۸]
سکوت، مردم را به کارها و اعمال نیک رهبری می‌کند. [۳۹]
سکوت از علایم دانایی است. [۴۰]
نشانه شیعیان است. [۴۱]
با سکوت بسیار، وقار انسان بیشتر شود. [۴۲]
از علایم نیکویی اسلام ، سکوت است. [۴۳]

آثار سخن زیاد[ویرایش]

خراب‌ترین مکانها دلهای آنانست که سخنهای بی‌فایده گویند. [۴۴]
هر کس در سخن گفتن شتاب کرد زبانش او را بسوی بدیها کشاند. [۴۵]
هر کس که کلامش زیاد باشد لغزشش فراوان است. ‌ [۴۶]
هر که مالک زبان خود نباشد، پشیمان می‌گردد. [۴۷]

پانویس[ویرایش]
 
۱. مولامهدی،نراقی؛علم اخلاق اسلامی(ترجمه کتاب جامع السعادات)،ترجمه سید جلال الدین مجتبوی،انتشارات حکمت،۱۳۶۶ه. ش،اول،ج۲، ص۲۵۱
۲. قرشی سید علی اکبر؛ قاموس قرآن‌، تهران‌، دار الکتب الإسلامیة،۱۳۷۱ ش‌، ششم‌، ج‌۴، ص ۱۵۰
۳. طیب، سید عبد الحسین‌؛ اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران‌، انتشارات اسلام‌،۱۳۷۸ ش‌، دوم‌،ج‌۵،ص۴۶۹
۴. علامه مجلسی؛بحار الانوار- ترجمه جلد ۶۷ و ۶۸،سید ابو الحسن موسوی همدانی،‌ تهران‌،کتابخانه مسجد ولی عصر،اول‌، ج‌۲، ص ۳۰۱
۵. امام خمینی‌؛شرح حدیث جنود عقل و جهل‌،مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره‌،چاپ اوّل، بهار ۱۳۷۷، ص۳۸۶
۶. دیلمی، حسن بن ابی الحسن؛ارشاد القلوب الی الصواب، ترجمه عبدالحسین رضایی، انتشارات اسلامیه،ج ‌۱، ص ۴۶۳
۷. دیلمی، حسن بن ابی الحسن؛ ارشاد القلوب الی الصواب، ترجمه علی سلگی نهاوندی، قم، نشر ناصر، ۱۳۷۶ هـ ش،ج‌۱، ص ۵۵
۸. ارشاد القلوب-ترجمه رضایی، ج‌۱، ص ۲۴۸
۹. ارشاد القلوب-ترجمه رضایی، ص ۲۵۱
۱۰. ارشاد القلوب-ترجمه رضایی، ص ۴۶۳
۱۱. ارشاد القلوب-ترجمه رضایی، ص ۴۶۳
۱۲. رضائی‌، سید عبد الحسین؛ الروضة در مبانی اخلاق‌، تهران‌، اسلامیه‌،۱۳۶۴ ش‌،دوم‌، ص ۳۸۰
۱۳. کتاب الروضة در مبانی اخلاق، ص۳۸۰
۱۴. طبرسی،علی بن حسن؛ مشکاة الانوار،عزیز الله عطاردی‌، تهران، عطارد، ۱۳۷۴ ش‌، اول‌،ص ۱۶۶
۱۵. شیخ حر عاملی؛آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السلام‌، محمد علی فارابی- یعسوب عباسی علی کمر، مشهد، آستان قدس،۱۳۸۰ ش، پنجم‌، ص: ۱۴۳
۱۶. فیض کاشانی،ملا محسن؛المحجة البیضاء،قم،دفتر انتشارات اسلامی،دوم، ج۵،ص۲۷۱
۱۷. المحجه البیضاء،ج۵، ص۲۷۲
۱۸. سید رضی؛ نهج البلاغة، محمد دشتی‌، قم‌، مشهور،۱۳۷۹ ش‌، اول‌، ص ۶۶۹
۱۹. آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السلام، ص ۱۴۰
۲۰. علامه مجلسی؛ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، عزیز الله عطاردی‌، تهران‌، انتشارات عطارد،۱۳۷۸ ش‌، اول‌، ج‌۲، ص ۲۲۹
۲۱. محمدی،محمد مهدی-مقدس نیان،محمد؛آدابمعاشرت،قم،زمزم هدایت،۱۳۸۵ش،ص۸۲
۲۲. محمد امین، هیئت،اخلاق اسلامی، ترجمه سید صادق شفائی زاده، دارالانصار، ۱۳۸۵ هـ ش، ص۵۳
۲۳. آداب معاشرت، ص۸۷
۲۴. صابری یزدی،علی رضا / انصاری محلاتی‌، محمد رضار؛الحکم الزاهرة با ترجمه انصاری‌،قم‌،مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی‌، دوم‌،۱۳۷۵ ش‌، ص: ۵۱۱
۲۵. صمدانی،عبد الصمد؛بحر المعارف،تهران،انتشارات حکمت،۱۳۸۱ه ش،چهارم،ج۱،ص۱۲۰
۲۶. مشکاة الانوار-ترجمه عطاردی،ص ۱۶۶
۲۷. ارشاد القلوب-ترجمه رضایی، ج‌۱،ص ۲۴۸
۲۸. ارشاد القلوب-ترجمه رضایی، ص ۲۵۰
۲۹. مهدوی کنی،محمد رضا؛اخلاق عملی،قم،مؤسسه فرهنگی ثقلین،۱۳۸۲ه ش،اول، ص۵۰
۳۰. ارشاد القلوب-ترجمه رضایی، ج‌۱، ص ۲۵۰
۳۱. بحر المعارف، ج،۱ص۱۲۲
۳۲. ارشاد القلوب-ترجمه رضایی، ج‌۱،ص ۲۴۸
۳۳. ارشاد القلوب-ترجمه رضایی، ص ۲۵۲
۳۴. - علم اخلاق اسلامی(ترجمه کتاب جامع السعادات)،ج۲،ص۲۵۱
۳۵. ایمان و کفر-ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج‌۱، ص ۴۹۹
۳۶. صفاخواه‌، محمد حسین؛گلچین صدوق‌، تهران‌، فیض کاشانی‌،۱۳۷۶ ش‌، اول‌، ج‌۲، ص ۱۴۵
۳۷. ایمان و کفر-ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار،ج‌۱،ص ۴۹۹
۳۸. کتاب الروضة در مبانی اخلاق، ص ۳۸۰
۳۹. ایمان و کفر-ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار،ج‌۱،ص ۴۹۹
۴۰. شیخ صدوق؛عیون أخبار الرضا ع، شیخ محمد تقی آقا نجفی اصفهانی‌، تهران‌،انتشارات علمیه اسلامیه‌،اول‌، ج‌۱، ص ۱۹۷
۴۱. مشکاة الانوار-ترجمه عطاردی،ص ۱۶۶
۴۲. نهج البلاغة-ترجمه دشتی،ص ۶۷۷
۴۳. نراقی،ملا احمد؛معراج السعاده،قم،زهیر،۱۳۸۶ه. ش،اول،ص۳۶۲
۴۴. ارشاد القلوب-ترجمه رضایی، ج‌۱، ص ۴۶۳
۴۵. ارشاد القلوب-ترجمه رضایی، ص ۲۴۹
۴۶. آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السلام، ص ۱۴۵
۴۷. کتاب الروضة در مبانی اخلاق،ص ۳۸۰


منبع[ویرایش]

سایت پژوهه.    






جعبه‌ابزار