دروغ مصلحتی و معمولیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: دروغ، دروغ مصلحتی، توریه، گناه کبیره.

پرسش: چرا در اسلام چیزی به اسم دروغ مصلحتی وجود دارد و فرق آن با دروغ معمولی چیست؟ از کجا می‌توانیم تشخیص بدهیم که اگر دروغ مصلحتی بگوییم بهتر است؟

پاسخ: دروغ یکی از گناهان بزرگ و سرچشمه تمام بدی‌هاست. فلسفه دروغ مصلحتی و تفاوت آن با دروغ معمولی آن است که دروغ معمولی پی‌آمدهای منفی به‌ دنبال دارد، باعث اختلاف، تفرقه، نفاق و ریختن آبروی خود فرد و دیگران می‌شود؛ لذا برای همین آثار و پی‌آمدهای منفی آن، خداوند این نوع دروغ‌ها را حرام کرده است. ذات دروغ حرام نیست؛ بلکه حرمت دروغ به‌ خاطر آثار و پی‌آمدهای منفی آن است؛ اما در مواردی که پی‌آمد منفی نداشته باشد، بلکه آثار مثبت داشته باشد، به‌ سبب همان آثارش، دروغ گفتن جایز است؛ لذا یکی از شرایط اصلی این‌که دروغ گفتن جایز است، این است که آثار مثبت به‌ دنبال داشته باشد و اگر انسان دروغ نگوید، ضرر قطعی بسیار زیاد و قابل توجه مالی یا جانی و...متوجه او یا دیگران شود.
مواردی که از نظر فقه اسلامی برای مصالح و فواید مهم شرعی فردی یا اجتماعی دروغ تجویز شده، به شرح ذیل است: ۱. در مورد ضرورت و ناچاری؛ ۲. اصلاح میان مردم؛ ۳. خدعه و نیرنگ در جنگ؛ ۴. وعده به خانواده و همسر.


کلید همه بدی‌ها[ویرایش]

دروغ یکی از گناهان بزرگ و سرچشمه تمام بدی‌هاست.
امام حسن عسکری (علیه‌السلام) فرمود: «جُعِلتِ الخائِثُ کلُّها فی بیتٍ و جُعِلَ مفتاحُها الکذبُ [۱] [۲] تمام پلیدی‌ها در خانه‌ای نهاده شده و کلید آن دروغ است».

دروغ در اسلام[ویرایش]

دروغ، انسان را در میان مردم بی‌اعتبار نموده و اعتماد دیگران را از وی سلب می‌کند و آثار بسیار نامطلوبی در پی دارد؛ ازاین‌رو دروغ از نظر اسلام حرام است؛ اما با وجود این، دروغ همیشه و در همه جا حرام نیست. در مواردی که دروغ گفتن دارای مصلحت باشد، از نظر شرع جایز و حتی در برخی موارد واجب است.

تفاوت دروغ مصلحتی با معمولی[ویرایش]

بنابراین در پاسخ سؤال باید عرض کرد که فلسفه دروغ مصلحتی و تفاوت آن با دروغ معمولی آن است که دروغ معمولی پی‌آمدهای منفی به‌ دنبال دارد، باعث اختلاف، تفرقه، نفاق و ریختن آبروی خود فرد و دیگران می‌شود؛ لذا برای همین آثار و پی‌آمدهای منفی آن، خداوند این نوع دروغ‌ها را حرام کرده است. ذات دروغ حرام نیست؛ بلکه حرمت دروغ به‌ خاطر آثار و پی‌آمدهای منفی آن است؛ اما در مواردی که پی‌آمد منفی نداشته باشد، بلکه آثار مثبت داشته باشد، به‌ سبب همان آثارش، دروغ گفتن جایز است؛ لذا یکی از شرایط اصلی این‌که دروغ گفتن جایز است، این است که آثار مثبت به‌ دنبال داشته باشد و اگر انسان دروغ نگوید، ضرر قطعی بسیار زیاد و قابل توجه مالی یا جانی و ... متوجه او یا دیگران شود.

موارد جواز دروغ[ویرایش]

مواردی که از نظر فقه اسلامی برای مصالح و فواید مهم شرعی فردی یا اجتماعی دروغ تجویز شده، به شرح ذیل است:

← در مورد ضرورت و ناچاری
هرگاه کسی برای حفظ جان یا مال یا ناموس خود یا یک فرد مسلمان سخن یا سوگند دروغ بخورد، جایز است.

←← حدیثی از امام صادق
لذا امام صادق (علیه‌السّلام) فرموده است: «اگر انسان از روی تقیه و ضرورت و ناچاری، سوگند دروغ یاد کند، ضرری ندارد».
و در ادامه افزود: «به‌طور قاعده کلی، هر حرامی در مقام اضطرار حلال می‌شود». [۳]

← اصلاح میان مردم
هرگاه بین دو نفر مسلمان خصومت و نزاعی باشد و ابتدا تمام راه‌های معمولی چاره را رفته‌اند، ولی نتیجه‌ای نبخشید، در این صورت انسان می‌تواند با گفتن دروغ، کینه و عداوت را برطرف نموده و صلح و صفا و صمیمیت میان آن‌ها برقرار کند، در این‌جا دروغ گفتن حرام نیست؛ مثلاً اگر دو نفر یا دو خانواده با یکدیگر قهر باشند، پیش یکی رفته و از قول دیگری بگوید که فلانی تعریف و تمجید شما را می‌کرد و از این‌که با شما قهر کرده، اظهار ناراحتی می‌نمود و به نظر من او مایل است که با شما آشتی کند و هم‌چنین نزد آن دیگری رفته و از قول دوست اولی مشابه همین مطلب را بگوید. این‌گونه دروغ‌ها گذشته از این‌که حرام نیست، پسندیده نیز هست و رسول خدا آن‌ را تأیید کرده است.

←← سفارش پیامبر به امام علی
در وصیت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آمده است: «یا علی! انَّ اللّه احَبَّ الکذبَ فی الاصلاح و ابغض الصدق فی الفساد [۴] ای علی! خداوند دروغ را که باعث اصلاح بین مردم شود دوست دارد و از راست گفتن که باعث فتنه و نفاق شود، بیزار است».
از این روایت به‌خوبی دانسته می‌شود که دروغ گفتن همیشه ناپسند و راست گفتن همیشه مطلوب و پسندیده نیست؛ بلکه در برخی موارد راست گفتن حرام و دروغ گفتن جایز، حتی واجب می‌شود. سعدی می‌گوید:
یک دروغ مصلحت آمیز ••• به از صد راست فتنه‌انگیز

← خدعه و نیرنگ در جنگ
یکی دیگر از مواردی که گفتن دروغ حرام نیست، جنگ و جهاد است. اگر جنگ با انگیزه دفاع یا رفع فتنه و فساد باشد، استفاده از دروغ اشکالی ندارد؛ زیرا اگر بتوانیم با خدعه و فریب دشمن را غافل‌گیر کنیم و با یک حمله ضربتی به او یورش بریم، می‌توانیم با کمترین تلفات دشمن را نابود سازیم؛

←← فراز دیگر از سفارش پیامبر
لذا در فراز دیگر از وصیت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به علی (علیه‌السلام) آمده است: «که در سه مورد دروغ گفتن جایز است که یکی از آن‌ها جنگ است». [۵]

← وعده به خانواده و همسر
در دین مقدس اسلام هزینه زندگی زن و فرزند به عهده مرد است. (تقریباً تمام فقها چنین فتوایی دارند (می‌توانید به رساله عملیه مراجع عظام تقلید، بخش ازدواج مراجعه کنید) نفقه در مورد همسر مطلقاً و در مورد فرزندان در صورت نیاز آن‌ها و تمکّن پدر)؛ البته نفقه واجب به تناسب امکانات و مقدار توان است و بیش از آن لازم نیست؛ ولی چون بسیاری از اوقات در اثر زیاده‌طلبی و چشم‌و‌هم‌چشمی تقاضای خانواده فراتر از امکانات مرد و بیش از حد توان اوست، در چنین وضعی مرد بر سر دوراهی قرار می‌گیرد. یا باید با برخورد منفی و رد صریح در برابر خواسته‌های آنان موضع‌گیری کند یا با برخورد امیدوارکننده و وعده‌های مصلحتی و غیر جدی تا حدودی آن‌ها را راضی و قانع سازد. حال، با توجه به این‌که پاسخ منفی و تند جز جریحه‌دار شدن عواطف و تزلزل ارکان خانواده و حتی طلاق همسر سرانجامی ندارد. ناگزیر اجازه داده شده است که از روش دوم استفاده شود و او به ظاهر دروغ گفتن است.

←← روایت پیامبر
در همان روایتی که پیش‌تر از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نقل شد، به این مورد نیز اشاره شده و تمام روایت این است: «یا علی! ثلاثٌ یحسنُ فیهنّ الکذبُ، المکیدةُ فی الحربِ وَعِدَتُکَ زوجتک والاصلاح بین النّاس [۶] یا علی! سه مورد است که دروغ گفتن در آن نیکو است. خدعه و نیرنگ در جنگ، وعده به همسر و اصلاح میان مردم».
این روایت ملاک و معیار خوبی در اختیار ما قرار داده است که می‌توانیم براساس آن تشخیص بدهیم که دروغ گفتن در این موارد اشکالی ندارد و اگر دروغ بگوییم در این موارد، دارای مصلحت و فایده است.

توریه[ویرایش]

البته قبل از پرداختن به دورغ مصلحت‌آمیز باید دید راه دیگر و سالم‌تری برای رسیدن به نتیجه هست یا خیر. اگر نیست باز هم نوبت به دروغ نمی‌رسد؛ بلکه نوبت توریه است. توریه هم یعنی گفتن لفظی که ذهن شنونده با آنچه در ذهن گوینده است، یکسان عمل نکند؛ مثلاً اگر فلان شخصی خانه است و کس می‌پرسد که آیا خانه شما است یا خیر مشخص با اشاره به کنار خود بگوید او این‌جا نیست یعنی کنار من نیست؛ درحالی‌که داخل خانه و در اتاق نشسته است. در این‌جا شنونده خیال می‌کند منظور این بوده که فلان شخص اصلاً خانه نیست.

معرفی منبع[ویرایش]

مهدی فقیه ایمانی، نقش زبان در سرنوشت انسان، اسماعیلیان، چ۳، ۱۳۷۵ش.

پانویس[ویرایش]
 
۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۶۳، بیروت.    
۲. نراقی، مهدی، جامع‌السعادات، ج۲، ص۳۳۴.    
۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج۱۶، ص۱۳۷، بیروت.    
۴. حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج۸، ص۵۷۸، بیروت.    
۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۴، ص۵۱، بیروت.    
۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۴، ص۵۱ و ۵۲، بیروت.    


منبع[ویرایش]


سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «دروغ مصلحتی و معمولی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۷/۱۱/۲۱.    







جعبه‌ابزار