مدل تعالی انسانذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: مدینه فاضله ، مدینه فاسده ، انسان ، فارابی، افلاطون، سعادت ، کمال .
پرسش: مدل تعالی انسان در نظام پویای رحمانی چیست؟
پاسخ:

فهرست مندرجات

۱ - مقدمه بحث
       ۱.۱ - مدینه فاضله
       ۱.۲ - مدینه فاضله افلاطون
       ۱.۳ - جامعه ایده‌آلی افلاطون
       ۱.۴ - پیدایش مجدد مدینه فاضله در قرون وسطا
       ۱.۵ - مدینه فاضله در عالم اسلام
       ۱.۶ - جایگاه رهبر در مدینه فاضله افلاطون و فارابی
       ۱.۷ - مدینه فاضله از دیدگاه فارابی
       ۱.۸ - جامعه‌های مقابل مدینه فاضله
       ۱.۹ - ایدئولوژی‌های جهان امروز
۲ - مدل تعالی اسلامی از دیدگاه فارابی
۳ - أ. آرمان شهر
       ۳.۱ - مهم‌ترین اندیشمندان مسلمان
       ۳.۲ - شاگردان فارابی
       ۳.۳ - کتاب فارابی
       ۳.۴ - اصطلاحات فلسفه سیاسی
       ۳.۵ - جامعه کامل
       ۳.۶ - مدینه فاضله فارابی
       ۳.۷ - نظام طبقاتی مدینه فاضله
       ۳.۸ - دستگاه فلسفی فارابی
       ۳.۹ - خیر افضل در شهر آرمانی
       ۳.۱۰ - ساختار جامعه مدنی
       ۳.۱۱ - پایگاه فرد در اجتماع و پیدایش مدینه فاضله
       ۳.۱۲ - نظام‌های سیاسی از دیدگاه فارابی
       ۳.۱۳ - نظام سیاسی فاضله
              ۳.۱۳.۱ - دیدگاه فارابی درباره رهبری و سیاست فاضله
              ۳.۱۳.۲ - تحول درونی در مدینه فاضله
              ۳.۱۳.۳ - فلسفه وجودی و هدف غایی ریاست
              ۳.۱۳.۴ - سعادت از دیدگاه فارابی
              ۳.۱۳.۵ - سعادت، یکی از اصول مبانی فلسفی سیاسی
       ۳.۱۴ - نظام سیاسی غیر فاضله (مدینه فاسده)
              ۳.۱۴.۱ - اول. مدینه جاهله
              ۳.۱۴.۲ - دوم. مدینه فاسقه
              ۳.۱۴.۳ - سوم. مدینه متبدله
              ۳.۱۴.۴ - چهارم. مدینه ضالّه
۴ - ب. انسان‌شناسی
       ۴.۱ - پیوند سیاست با حکمت
       ۴.۲ - شرط دست‌یابی به سعادت
۵ - پانویس
۶ - منبع

مقدمه بحث

[ویرایش]


← مدینه فاضله


این سؤال بیان دیگری از مسئله مدینه فاضله یا ایدئولوژی رهایی‌بخش است. مدینه فاضله، آرمان‌شهر یا اتوپیا یکی از مهم‌ترین موضوعات قلمرو حکمت قدیم تا به امروز بوده است.

← مدینه فاضله افلاطون


مدینه فاضله افلاطون قدیمی‌ترین و مشهور‌ترین مدل تعالی انسان است که در کتاب « جمهوری » تصویر شده است.

← جامعه ایده‌آلی افلاطون


جامعه ایده‌آلی افلاطون جامعه‌ای دهقانی ـ برده‌داری است و این مدینه فاضله اساساً تحکیم نظام اشرافی فئودال‌ها و برده‌داران است که بایستی با رعایا مهربان باشند. البته در رأس این حکومت هم بایستی فلاسفه قرار داشته باشند. امروزه این نوع جمهوری را هیچ گروهی از بشر مطلقاً نمی‌پذیرد و اصلاً شرایط آن هم وجود ندارد.

← پیدایش مجدد مدینه فاضله در قرون وسطا


مسئله مدینه فاضله که بعد از دوران شکوه‌مند فلسفه یونانی به فراموشی سپرده شده بود، یک‌بار دیگر در قرون وسطا مورد توجه قرار گرفت و متفکری چون آگوست کنت در کتابی به نام «شهر خدا» مدلی معنوی از شهر برگزیده خدا ارائه نمود.

← مدینه فاضله در عالم اسلام


مقارن با این مسئله، در عالم اسلام فیلسوفی چون فارابی در کتاب «آرای اهل مدینه فاضله» درباره آرمان‌شهر اسلامی و ریاست آن به بحث پرداخت. فارابی به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین فلاسفه جهان اسلام که فلاسفه به او لقب معلم ثانی را داده‌اند ـ معلم اول ارسطو است ـ مدینه فاضله افلاطون را در قالب اسلامی ارائه داد؛ لذا مدینه فاضله او به واقعیت نزدیک‌تر بوده و عادلانه‌تر است.

← جایگاه رهبر در مدینه فاضله افلاطون و فارابی


در هر دو مدینه فاضله افلاطون و فارابی، رهبر حکیم، اسوه کمال جامعه تلقی می‌شود که بایستی جامعه را تربیت کرده، همچون خود سازد؛ لذا رهبر بایستی اسوه کامل انسانیت باشد.

← مدینه فاضله از دیدگاه فارابی


فارابی در بیانی استعاری مدینه فاضله را به بدن انسان تشبیه کرده و می‌نویسد:"این بدن قلبی دارد که همه اعضای سالم بدن از آن متابعت می‌کنند. رئیس مدینه به منزله قلب اجتماع است".
[۱] حسینی کوهساری، اسحاق، تاریخ فلسفه اسلامی، ص ۸۹، تهران، نشر بین‌الملل، ۱۳۸۷.


← جامعه‌های مقابل مدینه فاضله


فارابی، همچنین به شرح جامعه‌هایی که مقابل مدینه فاضله‌اند، پرداخته و آنها را به نام‌هایی؛ چون مدینه جاهله، مدینه فاسقه، مدینه ضاله و مدینه متبدله شناخته‌ است.

← ایدئولوژی‌های جهان امروز


در جهان امروز دو ایدئولوژی آرمان‌شهری مدون در جامعه فعالیت می‌کند و ادعای نجات دارد: لیبرال دموکراسی ( سرمایه‌داری و امپریالیزم ) و سوسیالیست (با دو گرایش دموکراتیک و کمونیستی). ایدئولوژی سومی که با انقلاب اسلامی ایران مطرح شده، ایدئولوژی اسلامی است که تلاش‌ها در تدوین هرچه بهتر این ایدئولوژی ادامه دارد. در این مقال با توجه به پیشگام بودن فارابی در ترسیم مدل تعالی اسلامی پاسخ را با اساس قرار دادن دیدگاه‌های فلسفی ایشان، در دو بخش آرمان‌شهر و انسان‌شناسی پی خواهیم گرفت.

مدل تعالی اسلامی از دیدگاه فارابی

[ویرایش]


أ. آرمان شهر

[ویرایش]


← مهم‌ترین اندیشمندان مسلمان


مهم‌ترین اندیشمندان مسلمان که به تفکر در باب مدل تعالی انسان یا همان مدینه فاضله پرداخته‌اند، ابونصر فارابی، ابن سینا ، ابن رشد و ابن خلدون می‌باشند که در میان ایشان فارابی جایگاه یک مؤسس را دارد.

← شاگردان فارابی


فارابی کسی بود که برای نخستین‌بار فلسفه سیاسی را به‌صورت مدون در فرهنگ اسلامی وارد ساخت و متفکرانی؛ مانند ابن سینا، ابن باجه، ابن طفیل و ابن رشد از او متأثر شدند.

← کتاب فارابی


در اوج درخشش فرهنگ اسلامی، ابونصر فارابی، حکیمی فرزانه از خاور ایران، اندیشه شهر آرمانی را در کتاب خود به نام «آراء اهل مدینه فاضله » مطرح ساخت و جامعه‌ای آرمانی بر پایه اندیشه فلسفی و در قالب مفاهیم شریعت اسلامی پی افکند.

← اصطلاحات فلسفه سیاسی


اصطلاحات فلسفه سیاسی فارابی، عموماً از قرآن برداشته شده‌اند. صفت «فاضله» گویای آرمان حکیم در جست‌و‌جوی کمال مطلوب برای جامعه است. چنین نگرشی، افزون بر این‌که از مفهوم اسلامی "دار الاسلام" سرچشمه می‌گیرد، بسی فراتر از محدوده جغرافیایی ملت‌هاست.

← جامعه کامل


دریافت فارابی از جامعه کامل، جامعه‌ای بزرگ است که ملت‌های بسیار را در برگرفته و چنانچه رهبری آرمانی، زمام را به دست گیرد، «مدینه فاضله» در محدوده آن تحقق خواهد یافت.

← مدینه فاضله فارابی


مدینه فاضله فارابی، جامعه‌ای است کاملاً روحانی که تصور جزئیات آن بسی دشوار است. با این‌که بحث وی گسترده و مفصل است، اما همه جا به‌کلی گویی بسنده می‌کند و به روابط ملموس سیاسی و اجتماعی نمی‌پردازد.

← نظام طبقاتی مدینه فاضله


برای درک نظام طبقاتی مدینه فاضله، آگاهی اجمالی به دستگاه فلسفی فارابی ضرورت دارد؛ زیرا ساختار شهر آرمانی وی برداشت عقلانی او از نظام کائنات است.

← دستگاه فلسفی فارابی


در دستگاه فلسفی فارابی، همه کائنات از فیضات وجود نخست یا ذات پروردگار پدید آمده است و موجودات عالم در نظامی متنازل قرار گرفته‌اند. بدین ترتیب که پس از موجود نخست که مبدأ المبادی است، سلسله مراتب موجودات عالم به ترتیب قاعده «الأنقص فالأنقص» از کمال به نقصان سیر می‌کند تا به مرحله‌ای می‌رسند که گامی فروتر از آن، نیستی محض است.

← خیر افضل در شهر آرمانی


از‌این‌رو در شهر آرمانی فارابی، خیر افضل ( سعادت آدمی و نیکی برین) تنها در اجتماع مدنی به دست می‌آید، نه در اجتماعی که از آن کمتر یا ناقص باشد و انسان‌ها به حکم سرشت و برای رسیدن به کمال ، نیازمند همکاری و تشکیل اجتماع‌اند، نیازهای آدمی چنان متنوع و فراوان است که هیچ‌کس به‌تنهایی نمی‌تواند همه آنها را برآورده سازد.
[۲] فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ص ۷۷ ـ ۷۸.
این اجتماع و تقسیم کاری اجتماعی است که همه افراد را در دست‌یابی به خواسته‌هایشان کامیاب می‌سازد.

← ساختار جامعه مدنی


بنابراین جامعه مدنی محصول تقسیم کار اجتماعی است و تنها در چنین جامعه‌ای انسان به کمال و سعادتی که درخور آن است، دست می‌یابد.

← پایگاه فرد در اجتماع و پیدایش مدینه فاضله


فارابی در کنار ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی به پایگاه فرد در اجتماع برحسب سرشت و استعداد او نظر دارد و بر این باور است که اگر فرد در جامعه به کاری که طبیعت او اقتضا دارد، بپردازد و سلسله مراتب اجتماعی و سیاسی برحسب شایستگی افراد تشکیل شود، مدینه فاضله در زمین تحقق پیدا می‌کند. در نظر فارابی خود سیاست هدف نیست، بلکه هدف، سعادت است که آن هم جز با اجتماع به دست نمی‌آید".
[۳] حسینی کوهساری، اسحاق، تاریخ فلسفه اسلامی، ص ۸۸، تهران، نشر بین‌الملل، ۱۳۸۷.


← نظام‌های سیاسی از دیدگاه فارابی


فارابی براساس غایت و هدف نظام سیاسی ، نظام‌های سیاسی را به دو نوع تقسیم می‌کند:
۱. نظام سیاسی فاضله،
۲. نظام سیاسی غیرفاضله.
غایت در نظام سیاسی فاضله، سعادت حقیقی است و در نظام سیاسی غیرفاضله سعادت ظنی و پنداری.
[۴] کیخا، عصمت، نگاهی به پیوند قدرت و اخلاق در فلسفه سیاسی فارابی، پگاه حوزه، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵، ش ۱۸۲.


← نظام سیاسی فاضله


از نظر فارابی، حکومت دولت فاضله، حکومتی است که بتواند افعال، سنن و ملکات ارادی را در کشور، ملت و حتی خود دولت متمکن، مستقر و نهادینه سازد که انسان و جامعه بتواند در پرتو آنها به سعادت حقیقی، هم در حیات دنیوی و هم به تبع آن در حیات اخروی نایل شود؛ لذا به حکومت ، نظام سیاسی و دولتی که بتواند چنین امر خطیری را انجام دهد، نظام سیاسی فاضله می‌گویند که نظامی است تکاملی و اعتدالی و به کشورها و ملت‌هایی که تابع چنین حکومتی باشند، کشور و ملت فاضله می‌گویند.
[۵] کیخا، عصمت، نگاهی به پیوند قدرت و اخلاق در فلسفه سیاسی فارابی، پگاه حوزه، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵، ش ۱۸۲.

سرنوشت ساکنان مدینه فاضله به هم مرتبط است. در شهر آرمانی فارابی، ممکن نیست که یکی سعید و دیگری شقی باشد، یا همه اهل مدینه سعادت‌مند هستند و یا همه در نکبت و شقاوت اسیرند. با ذکر این مسئله مشخص می‌شود که در مدینه فاضله و اجتماع موفق مدنی ممکن نیست که گروهی در رفاه و نیک‌بختی به سر برند و اکثریتی برهنه، بینوا و تیره‌روز شوند؛ لذا فارابی چنین مدنیتی را مردود می‌داند و معتقد است: سعادت ، یک کل است که هریک از اجزای جامعه مدنی صاحب سهمی مساوی از آن هستند.
[۶] کیخا، عصمت، نگاهی به پیوند قدرت و اخلاق در فلسفه سیاسی فارابی، پگاه حوزه، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵، ش ۱۸۲.
بنابراین فضل چنین جامعه‌ای نتیجه کوشش جمعی است.

←← دیدگاه فارابی درباره رهبری و سیاست فاضله


فارابی درباره رهبری و سیاست فاضله می‌گوید:"در این مدینه، رهبری حکومت می‌کند که «افضل» انسان‌هاست و سیاست او نیز «سیاست فاضله» است که تنها در فضای همین مدینه امکان تحقق می‌یابد".
[۷] فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ص ۸۶.


←← تحول درونی در مدینه فاضله


در این مدینه، تحول درونی به‌جای اصلاحات بیرونی، قرار می‌گیرد؛ لذا عقل انسان برای پذیرش حقایق، نیازمند استدلال و قلب او خواهان ایجاب و اقناع است. فارابی غلبه را به هر وسیله‌ای، چه زور و چه ریا دشمن شرافت و کرامت انسان و چاره‌ای ناکارساز برای مدنیت می‌داند. آنچه شهروندان این شهرِ آرمانی را از دیگر شهرها متمایز می‌کند، معرفت نظری به اصول آسمانی و تقید عملی به فضایل و مکارم اخلاق است. فارابی اجزای مدینه را بر‌حسب نوع کار و ارزش خدمتی که به مدینه می‌کنند طبقه‌بندی می‌نماید.
[۸] کیخا، عصمت، نگاهی به پیوند قدرت و اخلاق در فلسفه سیاسی فارابی.


←← فلسفه وجودی و هدف غایی ریاست


فلسفه وجودی مدینه فاضله، رساندن انسان‌ها به سعادت است و هدف غایی ریاست در مدینه ، تسهیل راه‌های تحصیل سعادتِ اهل آن است، لذا ادراک جامع از فلسفه مدنی فارابی ، منوط به شناخت سعادت در نظام فکری او است.

←← سعادت از دیدگاه فارابی


بر‌اساس این تعریفِ فارابی «سعادت» نوعی شدن، تحرک و صعود از مرتبه احتیاج به ماده، به مرتبه مفارقتِ از ماده و رسیدن به کمال وجودی انسان و بقا در آن حال است. سعادت، عین خیر، غایت و اعظم اشیایی است که یک انسان می‌تواند به آن نایل شود. راه تحصیل سعادت نیز انجام اعمال ارادی نیک و تقید به افعال فضیلت‌مند و خودداری از شر، رذیلت و شقاوت است. سعادت در واقع نتیجه کار نیک و خودداری از هوای نفس است.
[۹] کیخا، عصمت، نگاهی به پیوند قدرت و اخلاق در فلسفه سیاسی فارابی.


←← سعادت، یکی از اصول مبانی فلسفی سیاسی


اصل اساسی مورد نظر فارابی در هر دو نوع مدینه‌ای که ارائه می‌دهد «سعادت» است؛ اما از نظر فارابی «سعادت حقیقی» که می‌تواند باعث رشد، توسعه سیاسی، رواج عادات و سنن و فرهنگ و سازمانی فاضله در کشورها و ملت‌ها شود، تنها در نظام سیاسی فاضله قابل دسترسی است؛ لذا فارابی نخستین اصل از اصول مبانی فلسفی سیاسی خود را «سعادت» و شناخت سعادت و شناساندن آن و تمیز و تمایز بین سعادت حقیقی و سعادت‌پنداری قرار می‌دهد.

← نظام سیاسی غیر فاضله (مدینه فاسده)


فارابی پس از آن‌که به ذکر ویژگی‌های نظام سیاسی فاضله می‌پردازد، در مقابل به تبیین ویژگی‌های « مدینه فاسده » نیز اهتمام می‌ورزد. وی در فلسفه سیاسی خود قائل به چهار مدینه فاسده است:

←← اول. مدینه جاهله


مدینه‌ای است که مردمش نه سعادت را می‌شناسند و نه سعادت به نظرشان خطور می‌کند و از میان همه خیرات چیزی جز لذات را نمی‌شناسند.

←← دوم. مدینه فاسقه


آنچه را که اهل مدینه فاضله از خدا و عقل فعال
[۱۰] عقل فعال: عقل دهم در سلسله طولی عقول و به تعبیر فارابی، روح الامین یا روح القدس، آخرین عقول مفارقه سماوی است که نه در ماده بوده و نه در ماده خواهد بود و این عقل همیشه فعال است. او عقل فعال را واهب الصدور می‌داند که معقولات در آن موجودند و اوست که آنها را به عقل انسانی ارزانی می‌دارد.
شناخته‌اند، می‌شناسند؛ ولی اعمالشان همانند مدینه جاهله است؛ می‌گویند ولی عمل نمی‌کنند.

←← سوم. مدینه متبدله


آرا و کردارشان مانند مردم مدینه فاضله است؛ ولی در آن تصرف نموده، کردارشان را به فساد آلوده کرده‌اند.

←← چهارم. مدینه ضالّه


مردم این مدینه درباره خدا و عقل، عقیده فاسدی ابراز می‌دارند و رئیس آن نیز مدعی دروغین وحی و نبوت است.
[۱۱] حسینی کوهساری، اسحاق، تاریخ فلسفه اسلامی، ص ۹۰، تهران، نشر بین‌الملل، ۱۳۸۷.


ب. انسان‌شناسی

[ویرایش]

انسان‌بینی فارابی مانند ارسطو است؛ چرا‌که ذات انسان را مدنی بالطبع می‌داند. او معتقد است که بشر برای بقا و دست‌یابی به کمالات انسانی خویش نیازهایی دارد که به‌تنهایی از عهده تدارک آنها برنمی‌آید. در واقع تأمین نیازهای انسان در گرو تشکیل جامعه‌ای است که هریک از اعضای آن عهده‌دار برطرف کردن بخشی از این نیازها گردد. از‌این‌رو آدمی بر‌حسب فطرت خویش به اجتماع گرایش دارد و می‌خواهد در مجاورت هم‌نوعان زندگی کند. در حقیقت نیاز متقابل انسان‌ها به یکدیگر عامل بر‌پایی جوامع بوده است تا مردم به دور هم گردآیند و به یاری هم به کمال و سعادت نزدیک شوند.
[۱۲] نوروزی، فرشاد، بررسی و مطالعه شخصیت و اندیشه‌های سیاسی ـ اجتماعی فارابی و آیت‌الله خمینی، سایت رسمی انجمن احیاگران فلسفه نو.


← پیوند سیاست با حکمت


فارابی بین مفاهیمی؛ چون عقل، وحی، سیاست و شریعت جدایی قائل نیست؛ بلکه بیشترین تلاش‌ها را در جهت هماهنگی آنها انجام داده است. اساساً فرض اصلی فارابی پیوند دادن سیاست با حکمت بوده است؛ زیرا فارابی غایت انسان‌ها را سعادت، و تحقق سعادت را در پرتو سیاست حکیمانه دانسته است که در این صورت نسبت سیاست با حکمت ضروری می‌شود. از دید فارابی راه رسیدن انسان به سعادت حقیقی عدالت است و عدالت‌محور حرکت انسان در مسیر کمال و دست‌یابی به سعادت.
[۱۳] نوروزی، فرشاد، بررسی و مطالعه شخصیت و اندیشه‌های سیاسی ـ اجتماعی فارابی و آیت‌الله خمینی، سایت رسمی انجمن احیاگران فلسفه نو.


← شرط دست‌یابی به سعادت


فارابی معتقد است که رأی جمعی و قصد همگانیِ شهروندان، شرط حصول سعادت است؛ یعنی اصلاح‌طلبی یک مصلح و همراهی گروهی از خیراندیشان. این مصلح که رئیس مدینه فاضله هم هست، انسان کاملی است که هم عقل است و هم معقول. این فرد کسی است که روح او به عقل فعال متصل است و معرفت را از طریق وحی از عقل فعال می‌گیرد. رئیس مدینه یا پیامبر خواهد بود یا امام .
[۱۴] فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ص ۸۶.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. حسینی کوهساری، اسحاق، تاریخ فلسفه اسلامی، ص ۸۹، تهران، نشر بین‌الملل، ۱۳۸۷.
۲. فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ص ۷۷ ـ ۷۸.
۳. حسینی کوهساری، اسحاق، تاریخ فلسفه اسلامی، ص ۸۸، تهران، نشر بین‌الملل، ۱۳۸۷.
۴. کیخا، عصمت، نگاهی به پیوند قدرت و اخلاق در فلسفه سیاسی فارابی، پگاه حوزه، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵، ش ۱۸۲.
۵. کیخا، عصمت، نگاهی به پیوند قدرت و اخلاق در فلسفه سیاسی فارابی، پگاه حوزه، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵، ش ۱۸۲.
۶. کیخا، عصمت، نگاهی به پیوند قدرت و اخلاق در فلسفه سیاسی فارابی، پگاه حوزه، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵، ش ۱۸۲.
۷. فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ص ۸۶.
۸. کیخا، عصمت، نگاهی به پیوند قدرت و اخلاق در فلسفه سیاسی فارابی.
۹. کیخا، عصمت، نگاهی به پیوند قدرت و اخلاق در فلسفه سیاسی فارابی.
۱۰. عقل فعال: عقل دهم در سلسله طولی عقول و به تعبیر فارابی، روح الامین یا روح القدس، آخرین عقول مفارقه سماوی است که نه در ماده بوده و نه در ماده خواهد بود و این عقل همیشه فعال است. او عقل فعال را واهب الصدور می‌داند که معقولات در آن موجودند و اوست که آنها را به عقل انسانی ارزانی می‌دارد.
۱۱. حسینی کوهساری، اسحاق، تاریخ فلسفه اسلامی، ص ۹۰، تهران، نشر بین‌الملل، ۱۳۸۷.
۱۲. نوروزی، فرشاد، بررسی و مطالعه شخصیت و اندیشه‌های سیاسی ـ اجتماعی فارابی و آیت‌الله خمینی، سایت رسمی انجمن احیاگران فلسفه نو.
۱۳. نوروزی، فرشاد، بررسی و مطالعه شخصیت و اندیشه‌های سیاسی ـ اجتماعی فارابی و آیت‌الله خمینی، سایت رسمی انجمن احیاگران فلسفه نو.
۱۴. فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ص ۸۶.


منبع

[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئیست.    


رده‌های این صفحه : اخلاق اسلامی | فضائل اخلاقی | کمال




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار