جمالذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: جمال، زیبایی.

پرسش: آیا در قرآن کریم، به جمال و زیبایی اشاره شده است؟

پاسخ: در اسلام استفاده از زیبایی‌های طبیعت، لباس‌های زیبا و متناسب، به کار بردن انواع عطر‌ها و امثال آن، هم مجاز شمرده شده است و هم به آن توصیه و سفارش شده است. استفاده از زیبایی‌ها در حد اعتدال و معتدل آن پسندیده و اگر سر از اسراف و افراط درآورد که نامش تجمُل‌پرستی است، ناپسند خواهد بود.


معنای جمال[ویرایش]

جمال به معنای، زیبایی [۱] و آراستگی زیاد و کامل، خوش‌منظری و زینت [۲] است.

معنای جمیل[ویرایش]

کلمه «جمیل» نیز برای مزید زیبایی به کار می‌رود [۳] [۴] «فَصَبْرٌ جَمِیلٌ؛ [۵] (یعقوب گفت) صبر و خویشتن‌داری من جمیل و زیباست.

معنای زینت[ویرایش]

واژه زینت به معنای آن‌چه را که انسان در تمام احوال، چه در دنیا و چه در آخرت آن را زشت نداند و از آن خوشش آید، (زیبا) در تمام احوال می‌باشد. [۶]
هر سه واژه در قرآن کریم، به کار رفته است. (برای اطلاعات بیش‌تر به المعجم المفهرس رجوع شود.)

انواع جمال[ویرایش]

در یک تقسیم جمال دو نوع است:

← زیبایی مربوط به انسان
زیبایی که به بدن یا فعل و کار انسان مربوط است:

«... خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ...؛ [۷] زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید...» .

← زیبایی مربوط به غیر انسان
زیبایی که به سایر پدیده‌ها، غیر از انسان مربوط می‌شود؛ مانند:

ــ «... وَاَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ؛ [۸] و از هر نوع گیاه به جهت انگیزه در آن رویاندیم».

ــ «اِنّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنیا بزینَةٍ الکواکب؛ [۹] ما آسمان نزدیک (=پایین) را با ستارگان آراستم».

ــ «وَلَکُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ؛ [۱۰] و در آن‌ها برای شما زینت و شکوه است هنگامی که به استراحتگاهشان باز می‌گردانید و هنگامی که (صبحگاهان) به صحرا می‌فرستید».

جمال و زیبایی که در آیه آخر آمده است، از نوع دوم [۱۱] است.

معنای دیگر جمال[ویرایش]

و در واقع جمال، استغنا و خودکفایی جامعه است، جمال، تولید و تأمین فرآورده‌های مورد نیاز یک ملت است و به تعبیر گویاتر جمال استقلال اقتصادی و ترک هرگونه وابستگی و حرکت دسته‌جمعی گوسفندان و چهارپایان به سوی بیابان و چراگاه، سپس بازگشتشان با پستان‌های پر از شیر [۱۲] دو منظره خوش و زیبایی است [۱۳] که قرآن از آن به جمال تعبیر کرده است.

اهمیت زیبایی در اسلام[ویرایش]

به گواه روان‌شناسان، حس زیبایی، یکی از چهار بعد روح انسانی است ‌که به ضمیمه حس نیکی و حس دانایی و حس مذهبی، ابعاد اصلی روان آدمی را تشکیل می‌دهند. آن‌ها معتقدند تمام زیبایی‌های ادبی، شعری، صنایع ظریفه و هنر به معنی واقعی، همه مولود این حس است. با وجود این چگونه ممکن است، یک قانون صحیح، این حس اصیل را در روح انسان خفه کند ‌و عواقب سوء عدم اشباع صحیح آن را نادیده بگیرد؟ ازاین‌رو در اسلام استفاده کردن از زیبایی‌های طبیعت، ‌لباس‌های زیبا و متناسب، به کار بردن انواع عطر‌ها و امثال آن، هم مجاز شمرده شده است و هم به آن توصیه و سفارش شده است.

استناد به روایات[ویرایش]

روایات زیادی در این زمینه از پیشوایان مذهبی در کتب معتبر نقل شده است.

← روایتی از امام حسن
به عنوان نمونه در تاریخ زندگی امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) می‌خوانیم هنگامی که به نماز برمی‌خواست، بهترین لباس‌های خود را می‌پوشید؛ سؤال کردند چرا بهترین لباسِ خود را می‌پوشید؟ فرمود: ‌«اِنَّ اللهَ جمیلَ یحبّ الجمال، فَاَتجمَّلُ لربّی و هو یقول اخذوا زینَتَکم عند کلِّ مسجدِ فَاُحِبُّ اَن البَس اَجمل ثیابی؛ خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد؛ به همین جهت، من لباسِ زیبا برای راز و نیاز با پروردگارم می‌پوشم و هم او دستور داده است که زینت خود را هنگام رفتن به مسجد برگیرید؛ پس من دوست دارم زیباترین لباسم را بپوشم». [۱۴] [۱۵]

← روایتی از امام علی
امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) فرمود: «ما لی اَراکُم قَلَحاً ما لَکُم لا تَستاکُونَ؛ چرا دندان‌های شما را زرد و کثیف می‌بینم، چرا مسواک نمی‌کنید»؟ [۱۶]

← روایتی از امام کاظم
و امام کاظم (علیه‌السلام) می‌فرماید: «العَطرُ مِنْ سُنَنِ المُرسلینَ؛ بهره‌وری از عطر، از شیوه همه رسولان خداست». [۱۷]

← روایتی از پیامبر
رسول گرامی اسلام فرمود: «بِئس العَبدُ القاذُرَةُ؛ بنده نامرتب و کثیف، بنده بدی است». [۱۸]

← روایتی از امام صادق
شخص از امام صادق (علیه‌السلام) پرسید: آشکار نمودن نعمت که در آیه قرآن کریم، به آن دستور داده شده است، چگونه است؟ آن حضرت در حواب فرمود: «یُنَظِّفُ ثَوبَهُ، وَ یُطَیِّب ریحَهُ، وَ یُجَصِّصُ دارَهُ، وَ‌ یُکَنِّسُ اَفییَتَهُ؛ لباسش را پاکیزه سازد، خویش را خوش‌بو کند، ‌ خانه‌اش را گچ‌کاری پاکیزه نماید و آستانه خانه‌اش را جارو و تمیز کند». [۱۹]

← روایتی دیگر
در حدیث دیگری امام علی (علیه‌السلام) فرمود: «جَمالُ الرَّجُلِ الوَقارِ؛ وقار، زیبایی انسان است» و نیز فرمود: «وَقارُ الرَّجُلِ نورٌ و زینَةٌ؛ وقار انسان، نور و آراستگی است». [۲۰]

زیبایی پسندیده و ناپسند[ویرایش]

اسلام مانند تمام موارد، حد اعتدال را انتخاب کرده است، نه مانند بعضی که می‌پندارند استفاده از زینت‌ها و تجملات هرچند به صورت معتدل «و حلال» بوده باشد، مخالف زهد و پارسایی است و نه مانند تجمل‌پرستانی که غرق در زینت و تجمل می‌شوند و تن به هر گونه عمل نادرستی برای رسیدن به این هدف نامقدس می‌دهند و اگر ساختمان روح و جسم انسان را در نظر بگیریم، می‌بینیم که تعلیمات اسلام در این زمینه درست هماهنگِ ویژگی‌های روح انسان و ساختمان جسم اوست. [۲۱]

← نهی از منع زیبایی‌های حلال
خدای سبحان در قرآن کریم کسانی را که زینت‌های حلال و معتدل را ممنوع و حرام می‌کنند، مورد نکوهش قرار داده، می‌فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی اَخْرَجَ لِعِبَادِهِ؛ [۲۲] چه کسی حرام کرده است زینت‌هایی را که خداوند برای بندگانش آفریده است ...».

← اسراف نکردن
البته در آیه قبلش ضمن دستور به استفاده از زینت می‌فرماید: «یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَکُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ [۲۳] بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی‌دارد». [۲۴]
بنابراین استفاده از زیبایی‌ها در حد اعتدال و معتدل آن پسندیده و اگر سر از اسراف و افراط درآورد که نامش تجمُل‌پرستی است، ناپسند خواهد بود.

منابع[ویرایش]

۱. بیست و پنج اصل از اصول اخلاقی امامان. [۲۵]
۲. میزان الحکمه. [۲۶] [۲۷]

پانویس[ویرایش]
 
۱. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۲، ص۳۶۳، دارالاحیاء التراث العربی.    
۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۳۱۰، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی.    
۳. راغب اصفهانی، محمد بن حسین، المفردات، ص۲۰۲، المکتبة المرتضویه، تهران.    
۴. شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه، ج۱، ص۳۸۶.
۵. یوسف/سوره۱۲، آیه۱۸.    
۶. راغب اصفهانی، محمد بن حسین، المفردات، ص۳۸۸، المکتبة المرتضویه، تهران.    
۷. اعراف/سوره۷، آیه۳۱.    
۸. ق/سوره۵۰، آیه۷.    
۹. صافات/سوره۳۷، آیه۶.    
۱۰. نحل/سوره۱۶، آیه۶.    
۱۱. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۲، ص۳۶۳، دارالاحیاء التراث العربی.    
۱۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۱۶۰ و ۱۵۹، چاپ مروی، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۳ با کمی تغییر در عبارت.    
۱۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۰، ص۳۱۰، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی.    
۱۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۶، ص۱۵۱، چاپ مروی، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۳ با کمی تغییر در عبارت.    
۱۵. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۳، ص۳۳۱، ح۵۷۰۵، ابواب احکام الملابس، تحقیق شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی، داراحیاء التراث العربی، چاپ ششم.    
۱۶. کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، ج۶، ص۴۹۶، با تصحیح محمد آخوندی، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۰ ه‌ ش.    
۱۷. کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، ج۶، ص۵۱۱، با تصحیح محمد آخوندی، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۰ ه‌ ش.    
۱۸. کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، ج۶، ص۴۳۹، با تصحیح محمد آخوندی، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۰ ه‌ ش.    
۱۹. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۳، ص۳۴۱، ابواب احکام الملابس، تحقیق شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی، داراحیاء التراث العربی، چاپ ششم.    
۲۰. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ‌ ج۲، ص۲۵۳، طبع و نشر مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۵ ه‌ ق، نشر مکتب الاعلام الاسلامی.    
۲۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۶، ص۱۵۰، چاپ مروی، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۳.    
۲۲. اعراف/سوره۷، آیه۳۲.    
۲۳. اعراف/سوره۷، آیه۳۱.    
۲۴. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۸۳، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی.    
۲۵. عبدوس محمد محمدی اشتهاردی، محمدتقی، بیست و پنج اصل از اصول اخلاقی امامان، ص۲۹۲ـ۲۶۹، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵.
۲۶. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۲، ص۲۵۲، چاپ و نشر مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ سوم، ۱۳۶۷.    
۲۷. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۲، ص۸۱ـ۷۶، چاپ و نشر مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ سوم، ۱۳۶۷.


منبع[ویرایش]


سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «جمال»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۱/۱۲.    



جعبه‌ابزار