تقلیدذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



پرسش: چگونه می توانید ثابت کنید که تقلید از مراجع واجب است؟
نمایه: فلسفه اجتهاد، فلسفه تقلید، تقلید، مجتهد، اجتهاد
پاسخ:


مقدمه[ویرایش]

اسلام برای نیازمندی های انسان ـ اعم از مادی و معنوی، فردی و اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ـ قـوانین و مقررّاتی وضع کرده که در مجموعه های گوناگون فقهی تدوین و تألیف یافته و عـلم فـقـه را تشكیل مـی دهـد. علم فقه در واقـع، روش اصـیل بـنـدگی، کیفیت صحیح و انسانی روابط اجتماعی و عالی ترین نظامات حیاتی است که نـاظـر بـه تـمـام ابـعـاد زنـدگـی انـسـان مـی بـاشـد و بـه تعبیر امام راحل ـ قـدس سـرّه ـ (فقه، تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع، از گهواره تا گور است.) [۱]
بـه خـاطـر اهـمیت فوق العاده فقه و احکام شرعی، اولیای گرامی اسلام، پیروان خود را به فـراگـیری آن سـفـارش مـی کـردند و کسانی را که از این وظیفه خطیر سرباز زده و یا در امر فراگیری احکام شرعی سهل انگاری می نمودند، مستحق عقوبت و سرزنش می دانستند.
امام باقر(علیه السلام) می فرماید: "اگر یکی از جوانان شیعه را نزدم بیاورند که تفقّه نمی کند، او را تأدیب می کنم !" [۲]
در شریعت اسلام، واجبات و محرماتی وجود دارد که خدای حکیم، آن ها را برای سعادت دنیا و آخرت انسان تشریع کرده است و اگر انسان آنها را اطاعت نکند، نه به سعادت مطلوب می رسد و نه از عذاب سرپیچی از آنها در امان می ماند.

وظیفه مکلف برای شناخت احکام شرعی[ویرایش]

برای شناخت احکام شرعی، آگاهی های فراوانی – از جمله: فهم آیات و روایات، شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح، کیفیت ترکیب و جمع روایات و آیات و ده ها مساله دیگر لازم است که آموختن آنها، نیازمند سال ها تلاش جدی است.
در چنین حالتی، مکلف خود را در برابر سه راه می بیند:
نخست این که راه تحصیل این علم (اجتهاد) را در پیش گیرد؛
دوم این که در هر کاری آرای موجود را مطالعه کرده، به گونه ای عمل کند که طبق همه آرا، عمل او صحیح باشد (احتیاط کند)؛
سوم این که از رأی کسی که این علوم را به طور کامل آموخته و در شناخت احکام شرعی کارشناس است، بهره جوید.
بی شک، اگر او در راه اول به اجتهاد برسد، کارشناس احکام شرعی شده، از دو راه دیگر بی نیاز، خواهد بود؛ اما تا رسیدن به آن، ناگریز از دو راه دیگر است.
راه دوم نیازمند اطلاعات کافی از آراء موجود در هر مساله و روش های احتیاط است و در بسیاری از موارد، به دلیل سختی احتیاط، زندگی عادی او را مختل می کند. ناگزیر گزینه «تقلید» برای توده ی مردم علاوه بر راحتی و سهولت، حتمیت می یابد.

عدم اختصاص اجتهاد، احتیاط یا تقلید به مکلف احکام شرعی[ویرایش]

این سه راه اختصاص به برخورد انسان با احکام شرعی ندارد؛ بلکه در هر رشته تخصصی دیگر نیز وجود دارد. به عنوان مثال یک مهندس متخصص را فرض کنید که بیمار می شود. او برای درمان بیماری خویش، یا باید خود به تحصیل علم پزشکی بپردازد، یا تمام آرای پزشکان را مطالعه کرده، به گونه ای عمل کند که بعداً پشیمان نشود و یا به پزشک متخصص رجوع کند.
راه نخست او را به درمان سریع نمی رساند. راه دوم نیز بسیار دشوار است و او را از کار تخصصی خود (مهندسی) باز می دارد. ازاین رو بی درنگ از پزشک متخصص کمک می گیرد و به رأی او عمل می کند.
وی در عمل به رأی پزشک متخصص، نه تنها خود را از پشیمانی آینده و احیاناً سرزنش دوستان نجات می دهد؛ بلکه در اغلب موارد، درمان نیز می شود. مکلف نیز در عمل به رأی مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشیمانی آخرت و عذاب الهی نجات می دهد؛ بلکه به مصالح احکام شرعی نیز دست می یابد. [۳]

معنا و علت تقلید[ویرایش]

پس مراد از "تقلید"، مراجعه‌ غیر متخصّص، در یک امر تخصّصی، به متخصص آن می باشد. و مهمترین دلیل بر لزوم تقلید در مسایل دینی، هم این نکته عقلایی است که انسان غیر متخصّص باید در مسایل تخصّصی به متخصّص آن مراجعه نماید.

دلالت آیات و روایات بر تقلید[ویرایش]

از آیات قرآن و روایات هم می توان دلایلی را برای تقلید کردن ارائه کرد. مثلا قرآن می فرماید: "فاسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون" [۴](اگر چیزی را نمی دانید از عالمان سؤال کنید.)
یا در روایات آمده است که:
" اما در باره رویدادها یی که پیش می آید، به راویان حدیث ما مراجعه کنید که ایشان حجت من بر شما هستند و من حجت خداوند بر شما هستم". [۵]

ديـدگاه محقق کرکی درباره مجتهد و تقليـد[ویرایش]

همه شیعیان اتفاق نظر دارند که فقیه عادل، اميـن، جامع الشرائط در فتوا که از آن به مجتهد در احکام شرعيـه تعبيـر می شود، از طرف ائمه هدی (عليـه السلام) در زمان غیبت، در جميـع آن چه که نيـابت در آن مدخليـت دارد، نيـابت دارند.
اما باید توجه داشت که تمام ادّله‌ لفظى تقليـد به همان امر مقبول در نزد عقلا نظر دارند و نکته اضافه ای را بیان نمی کنند.
بنابراین مراجع تقلید، متخصّصین در فقه هستند که توانايـى بر استنباط احکام الهى از منابع شرعى را دارا می باشند و بر دیگران لازم است که در مسایل دینی به آنان رجوع کنند.



پانویس[ویرایش]
 
۱. صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۹۸.    
۲. بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۱۴.    
۳. نک: رساله ی دانشجویی، چاپ پنجم، حسینی، سید مجتبی، ص۴۶-۴۵.
۴. نحل(۱۶) آیه ۴۳.    
۵. وسائل‌الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۴۰.    



برای آگاهی بیشتر، نک، نمايـه های[ویرایش]

۱. مرجعيـت و تقليـد، سؤال ۲۷۶.
۲. ولايـت فقيـه و مرجعيـت، سؤال ۲۷۲.
۳. ادله ولايـت فقيـه، سؤال ۲۳۵.


منبع[ویرایش]

سایت اسلام کوئست    


رده‌های این صفحه : فقه | اجتهاد و تقلید | فلسفه احکام




جعبه‌ابزار