کبرذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دوصفت کبر و تواضع را با استفاده از آیات و روایات شرح دهید؟


صفت کبر[ویرایش]

پاسخ:
یکی از صفاتی که از قوه ی غضبیه سرچشمه می گیرد، کبر و برتری جویی بر دیگران است. کبر یعنی برتر دانستن خود از دیگران و کوچک شمردن آنان.

متکبر[ویرایش]

و از آثار آن این است که، شخص متکبر با دیگران خو نمی گیرد و به آنان سلام نمی کند، بلکه منتظر سلام کردن دیگران است، تقدّم در راه رفتن دارد، با بی توجّهی با مردم سخن می گوید، با حقارت و کوچکی با غیر خودش رفاقت می کند. این صفت، بسیار زشت و از خوی های حیوانی و درندگی است و آیات و روایات زیادی در مذمّت آن آمده است.

کبر در آیات[ویرایش]

خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
(کذلِک یطْبَعُ اللّهُ عَلی کلِّ قَلْبِ مُتَکبِّر جَبّار); [۱]این چنین خداوند بر قلب هر متکبّر ستمگری مهر می زند.
(ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها فَلَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکبِّرِینَ); [۲] از درهای جهنم وارد شوید و جاودانه در آن باشید که جایگاه متکبران چه قدر بد است.

تکبر در روایات[ویرایش]

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می فرماید:
من تعظّم فی نفسه و اختال فی مشیه لقی الله و هو علیه غضبان; [۳] هرکس خود را بزرگ بداند و در راه رفتن تکبر کند، خدا را در حالی که از او غضبناک است ملاقات می کند.
لا یزال الرجل یذهب بنفسه حتی یکتب فی الجبّارین فیصیبه ما اصابهم من العذاب; [۴] چه بسا مردی خود بزرگ بینی پیشه کند تا آن گاه که در زمره ی گردن کشان نوشته شود و در نتیجه، همان عذاب به او رسد که به آنان می رسد.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید:
(عَجِبْتُ لِلْمُتَکبِّرِ الَّذِی کانَ بِالْأَمْسِ نُطْفَةً وَ یکونُ غَداً جِیفَةً); [۵] [۶]شگفت دارم از متکبر; در حالی که دیروز نطفه ی (نجس) بود و فردا مردار بدبویی است.
(ضَعْ فَخْرَک وَ احْطُطْ کبْرَک وَ اذْکرْ قَبْرَک); [۷] [۸] سرفرازی خود را واگذار و کبر و بزرگی را سر به زیر نما (متواضع باش) و قبرت را به یاد بیاور (تا بزرگی نکنی).

نشانه های تکبر[ویرایش]

پس باید سعی کنیم تکبّر را از خود دور کنیم و تا می توانیم متواضع و افتاده و فروتن باشیم. در ضمن باید توجه نماییم که شیطان ما را فریب ندهد در این که خیال کنیم متواضع هستیم، در حالی که در واقع متکبّریم. پس چه خوب است که خود را امتحان کنیم; مثلاً اگر در مباحثه و مذاکره با دیگران و یا هر موضوع دیگری متوّجه شدیم که حق با طرف مقابل است و ما خلاف واقع می گوییم، زود اعتراف کنیم و مجادله را کنار بگذاریم; دیگر این که اگر کسی جلوتر از ما راه رفت و یا بالاتر از ما نشست ناراحت نشویم، هم چنین در سلام کردن بر دیگران پیشی بگیریم و اصلا منتظر نباشیم که دیگران به ما سلام کنند و نیز اگر کسی از ما تعریف و تمجید کرد خیلی خوشحال نشویم; هم چنان که امام صادق(علیه السلام) نیز می فرماید:
مِن التواضع ان ترضی بالمجلس دون المجلس و ان تُسلّم علی من تلقی و ان تترک المراء و ان کنت محقاً و ان لا تحبّ انّ تُحمَد علی التقوی; [۹] تواضع این است که هر جای مجلس جا بود بنشینی گرچه پایین باشد و این که هر کس را ملاقات کنی بر او سلام کنی و مجادله و بگو مگو را ترک کنی گرچه حق با تو باشد و اینکه دوست نداشته باشی که تو را به داشتن تقوی تمجید کنند.
گاهی دیده می شود بعضی افراد وقتی وارد مجلس می شوند و می بینند در جایی که توقّع دارد بنشینند جا نیست یا جا تنگ است به زور خود را جا می دهند و موجب اذیت و آزار بقیه می شوند. این کارها بسیار چندش آور، و نشان از تکبّر است.

تواضع[ویرایش]

ضدّ صفت کبر، تواضع و فروتنی و افتادگی است و لازمه ی آن گفتار و رفتاری است که موجب تعظیم و تکریم دیگران شود و از صفات بسیار پسندیده و شریف است و در تعریف آن همین بس که خداوند متعال به بهترین خلق خود، که تمام دنیا را به طفیل وجود او خلق فرموده است، یعنی به پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) می فرماید:
(وَ اخْفِضْ جَناحَک لِمَنِ اتَّبَعَک مِنَ الْمُؤْمِنِینَ); [۱۰] برای پیروانت از مؤمنین، فروتنی و ملایمت داشته باش.

تواضع در ایات و روایات[ویرایش]

خداوند می فرماید:
(وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً); [۱۱] بندگان خاص خدای رحمان کسانی هستند که با آرامش و بدون تکبّر بر زمین راه می روند و هرگاه نادانان خطابشان کنند، با سخن مسالمت آمیز پاسخ دهند.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می فرماید:
ما تواضع احد لله الاّ رفعه الله; [۱۲]هیچ کس برای خدا تواضع نکرد، مگر آن که خدا مقام او را بالا برد.
در حدیث بسیار شیرینی از امام رضا(علیه السلام) نقل شده که عقل انسان کامل نمی شود، مگر ده صفت در او باشد، تا این که می فرماید:
العاشرة و ما العاشرة قیل ما هی؟ قال(علیه السلام) لا یری احداً الاّ قال هو خیرٌ منّی واتقی انّما الناس رجلان رجل خیر منه واتقی و رجل شرّ منه و ادنی فاذا لقی الذی شرّ منه و ادنی قال لعلّ خیر هذا باطن و هو خیر له و خیری ظاهر و هو شرّ لی، و اذا رأی الذی هو خیر منه واتقی تواضع له لیلحق به فاذا فعل ذلک فقد علا مجده و طاب خیره و حَسُن ذکره و ساد فی اهل زمانه; [۱۳]دهم و چقدر مهم است دهم، سؤال شد چیست؟ فرمود: هیچ کس را نبیند، مگر آن که بگوید او از من بهتر و با تقواتر است; زیرا مردم دو دسته اند: یکی آن که از او بهتر و پارساتر است و دیگری که از او بدتر و پست تر است; پس هرگاه بدتری را ببیند بگوید شاید خوبی های این مرد پنهان است و این برای او خیلی بهتر است، ولی خوبی من آشکار است و این برای من بد است و اگر کسی را ببیند که بهتر و پارساتر است، برای او تواضع می کند، تا به مقام او برسد; بنابراین، اگر چنین رفتاری داشته باشد مسلماً شرافت او بالا می رود و خوبی او پاکیزه می شود و همه از او به نیک نامی یاد می کنند و به تمام معنا آقا و بزرگ اهل زمانش می شود.
همان اندازه که تکبّر، انسان را کوچک و خوار می کند و سبب تنفر دیگران می شود، تواضع، انسان را سرفراز و محترم می کند و سبب گرایش و عزت است.

عدم تواضع در مقابل متکبر[ویرایش]

چه خوب است که انسان در برابر شخص متکبر، فروتنی و تواضع نکند; زیرا فروتنی و تواضع در مقابل او، موجب گمراهی و افزایش تکبّرش می شود; پس چه بهتر که در برابر او تکبّر شود تا شاید متنبّه و متوّجه شود که تکبّر بد است و تواضع خوب. رسول خدا(صلی الله علیه وآله)می فرماید:
اذا رایتم المتواضعین من امتّی فتواضعوا لهم و اذا رأیتم المتکبّرین فتکبّروا علیهم فانّ ذلک لهم مذلّة و صغار; [۱۴] هرگاه متواضعان امّت مرا ببینید، برای ایشان تواضع کنید و هرگاه متکبران را ببینید برآنان تکبّر کنید; زیرا این باعث ذلّت و کوچکی آنان است.

تواضع در حد معقول[ویرایش]

نیاز به یادآوری است که انسان نباید بیش تر از حدّ متعارف و معقول تواضع کند; زیرا که آن موجب ذلّت و خواری است.

پانویس[ویرایش]
 
۱. غافر/سوره۴۰، آیه۳۵.    
۲. زمر/سوره۳۹، آیه۷۲.    
۳. جامع السعادات، ج۱، ص۳۰۲.
۴. جامع السعادات، ج۱، ص۳۰۲.
۵. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ج۲، ص۱۱۳۵.
۶. نهج البلاغه، محمد عبده، ج۲، ص۱۶۶.
۷. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ج۲ ، ص۱۲۶۲.
۸. نهج البلاغه، محمد عبده، ج۲، ص۲۹۹.
۹. اصول کافی، ج۲، ص۱۲۲.    
۱۰. شعراء/سوره۲۶، آیه۲۱۵.    
۱۱. فرقان/سوره۲۵، آیه۶۳.    
۱۲. جامع السعادات، ج۱، ص۳۱۲.
۱۳. تحف العقول، ص۴۴۳.    
۱۴. جامع السعادات، ج۱، ص۳۱۵.


منبع[ویرایش]

راسخون.    


رده‌های این صفحه : اخلاق اسلامی | رذائل اخلاقی | تکبر




جعبه‌ابزار