مقامذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: مقام، قرآن کریم، ائمه علیهم‌السلام، حضرت اباالفضل، حضرت مریم سلام‌الله‌علیها، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها.
پرسش: آیا مقام قرآن بالاتر است یا ائمه؟ و آیا مقام حضرت عباس بالاتر می‌باشد و یا پیامبرانی مثل حضرت نوح یا حضرت موسی و یا حضرت عیسی و هم‌چنین درباره مقام حضرت زینب ـ سلام‌الله‌علیها ـ با حضرت مریم سلام‌الله‌علیها کدام‌یک افضل‌تر هستند؟
پاسخ: در حقیقت سه پرسش مطرح شده است که به ترتیب به آن‌ها پاسخ می‌دهیم.


مقام قرآن[ویرایش]

با توجه به حدیث ثقلین، قرآن ثقل اکبر است.

← أ. روایتی از امام صادق
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «پیامبر خدا در یکی از خطبه‌ها فرمود: «قال فی آخر خطبة خطبها إنی تارک فیکم الثقلین الثقل الأکبر، و الثقل الأصغر، فأما الأکبر فکتاب ربی، و أما الأصغر فعترتی أهل بیتی»؛ «من دو چیز گران‌بها در بین شما می‌گذارم، یکی بزرگ‌تر و یکی کوچک‌تر؛ اما آن بزرگ، کتاب پروردگارم است و آن کوچک‌تر عترت و اهل بیتم». [۱]

← ب. روایتی از امام علی
در سفارشی امیر المؤمنین ـ علیه‌السلام ـ به کمیل می‌فرماید: «یَا کُمَیْلُ نَحْنُ الثَّقَلُ الْأَصْغَرُ وَ الْقُرْآنُ الثَّقَلُ الْأَکْبَر»؛ «ای کمیل! ثقل کوچک ما هستیم و قرآن ثقل بزرگ است». [۲]

مقام حضرت عباس[ویرایش]

با توجه به روایتی، مقام عباس ـ علیه‌السلام ـ از شهدا بالاتر است؛ اما دلیلی بر بالاتر بودن مقامشان از پیامبران نداریم.

← روایتی از امام سجاد
امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید: «إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمَنْزِلَةً یَغْبِطُهُ بِهَا جَمِیعُ الشُّهَدَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»؛ «عباس، پیش خدا جایگاهی دارد که روز قیامت تمام شهدا نسبت به آن غبطه می‌خورند». [۳]

مقام حضرت مریم[ویرایش]

گرچه قضاوت نهایی بر عهده پروردگار است؛ اما با ادله و شواهدی که در قرآن و روایات نسبت به حضرت مریم سلام‌الله‌علیها وجود دارد، چنین استفاده می‌شود که مقام حضرت مریم ـ سلام‌الله‌علیها ـ از مقام حضرت زینب سلام‌الله‌علیها بالاتر است.

← روایتی از پیامبر
پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «خیر نساء الجنة مریم بنت عمران و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمد و آسیة بنت مزاحم امرأة فرعون»؛ «برترین زنان بهشت چهار نفرند: مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون». [۴]

پانویس[ویرایش]
 
۱. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۵، چاپ‌خانه علمیه، تهران، ۱۳۸۰ق.    
۲. طبری، عماد الدین، بشارة المصطفی، ص ۵۸، کتاب‌خانه حیدریه نجف، ۱۳۸۳ق.    
۳. شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص ۶۸، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۴۰۳ق.    
۴. شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص ۲۰۶، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۴۰۳ق.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست.    



جعبه‌ابزار