مداراذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: مدارا، رفق ، نرم خوئی ، آثار مدارا.

پرسش: معنای مدارا و آثار آن از نگاه روایات چیست؟

پاسخ: واژه‌شناسان رفق و مدارا را نرم خویی، رافت، ترک زور و خشونت معنا کرده‌اند. مدارا نقش بسیار سازنده‌ای در زندگی خانوادگی و اجتماعی انسان دارد. در امان ماندن دین و دنیا ، سرازیر شدن خیر و برکت ، پایداری دوستی و صمیمیت، پوشیده ماندن عیوب، از بین رفتن کینه و دشمنی و... از آثار و برکات رفق و مدارا است.


معنای رفق و مدارا[ویرایش]

واژه‌شناسان رفق و مدارا را چنین معنا کرده‌اند: الرِّفْقُ: اللُّطْفُ و هو ضِدُّ العُنْف؛ [۱] رفق به معنای لطف در برابر زور است.
در مرآة العقول در تعریف رفق و مدارا آمده است: رفق یعنی نرم‌خویی، رافت، ترک زور و خشونت در سخن و عمل در برابر مردم در تمام حالات، چه این‌که از طرف مردم خلافی نسبت به انسان سربزند یا نه. [۲]

اهمیت رفق و مدارا در تعالیم اسلام[ویرایش]

در اهمیت رفق و مدارا همین بس که از صفات خدای بزرگ خوانده می‌شود: «عَنْ اَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السّلام) قَالَ: اِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَفِیقٌ یُحِبُّ الرِّفْقَ وَ یُعْطِی عَلَی الرِّفْقِ مَا لَا یُعْطِی عَلَی الْعُنْفِ»؛ [۳] امام باقر (علیه‌السّلام) فرمود: خدای (عزّوجلّ) ملایم است و ملایمت را دوست دارد، و پاداشی که به ملایمت می‌دهد به خشونت و سخت‌گیری نمی‌دهد.
«واعْلَم انَّ راسَ العَقْلِ بعْدَ الایمانِ باللَّهِ (عزّوجلّ) مُدارَاةُ النَّاس»؛ [۴] امام علی (علیه‌السّلام) خطاب به فرزندش محمد حنفیه می‌فرماید بدان‌که بعد از ایمان به خدا ، مدارا کردن با مردم حیاتی‌ترین جزء عقل است.
امام علی (علیه‌السّلام) در بیان دیگر می‌فرماید: «ثَمَرَةُ الْعَقْلِ مُدَارَاةُ النَّاسِ»؛ [۵] نتیجه خردورزی مدارا کردن با مردم است.

آثار و برکات مدارا[ویرایش]

مدارا نقش بسیار سازنده‌ای در زندگی خانوادگی و اجتماعی انسان دارد. زنـدگـی پر از ناگواری‌هایی است که انسان با آن رو برو می‌شود. اگر انسان بنا را بر مدارا کردن با مردم نگذارد و در مشکلات و ناهمواری‌ها، با دیگران به تندی و خشونت رفتار کند، هـم بـه اعـتـبـار اجـتـمـاعـی و هـم بـه سلامت دینی و اخلاقی خود لطمه خواهد زد.
در زنـدگـی خانوادگی اگر رفق و مدارا نباشد، تندی و خشونت سراسر زندگی را فراخواهد گـرفـت؛ چـرا کـه در طـول زنـدگی مشترک، موارد فراوانی یافت می‌شود که رفتار و گفتار همسر، مطابق میل انسان نیست و در صورت عدم مدارای با همسر، هر یک از این موارد می‌تواند زمینه‌ای بـرای بـروز خـشـونـت و درگـیـری مـیان افراد خانواده باشد، در حالی‌که با رفق و مدارا می‌تـوان بـسـیـاری از اخـتلافات را حل کرده، آرامش و صمیمیت را در محیط خانواده حاکم نمود. این‌گونه است در زندگی اجتماعی و برخورد و تعامل با مردم.
این مسئله تا آن‌جا اهمیت دارد که خداوند به فرستادگانش حضرت موسی و‌ هارون (علیه‌السّلام) در مواجهه با فرعون می‌فرماید با او از در مدارا و ملاطفت وارد شوید، شاید به خود آید و پند گیرد و یا بترسد؛ یعنی از ترس این‌که خطری او را تهدید می‌ کند مطلب را بپذیرد: «فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ اَوْ یَخْشی». ‌ [۶]
این‌که به موسی و‌هارون (علیه‌السّلام) امر شدند تا با فرعون به نرمی‌سخن بگویند، برای آن است که در دعوت به حق باید اصول و شیوه‌های درستی انتخاب شود و از همان آغاز با خشونت و سخت‌گیری شروع نشود که طرف مقابل فرار می‌کند و به سخن حق گوش نمی‌دهد، ولی اگر با نرمی‌ و ملایمت باشد، طرف آمادگی می‌یابد که مطالب را بشنود و درباره آن بیندیشد. [۷]
چگونه ممکن است زبان نرم علاج سرکشی باشد؟! سرکشی حالت استکبار و غرور است. چاره غرور گاه به عنف صورت نمی‌پذیرد، بلکه باید در اعماق نفوذ کرد. پس آن‌که مردم را دعوت می‌کند، باید بداند که هدفش سرکوب و نابود کردن متکبر نیست، هدفش ارشاد او است. نیز نباید طغیان را با طغیان پاسخ گوید، بلکه پاسخ طغیان سعه صدر و نرم‌خویی است.
سخن نرم برای سرکشان و طاغیان درس عملی است. تا بداند که طغیان او عملی است نابجا. گاه همین سخن نرم اساس طغیان را منهدم می‌سازد و طغیان‌گر درمی‌یابد که برای تحقق اهدافش راه دیگری هم وجود دارد. [۸]

← روایات درباره آثار مدارا
در زمینه آثار و برکات رفق و مدارا روایات زیادی وارد شده است که در این‌جا برخی از آنها بیان می‌شود:

←← ایمنی دین و دنیا
امام علی (علیه‌السّلام) فرمود: «سَلامَةُ الدّینِ وَ الدُّنْیا فی مُداراةِ النّاسِ»؛ [۹] سلامت دین و دنیا در مدارای با مردم است.
سلامتی دنیا در مدارا کردن با مردم ظاهر است، اما سلامتی دین به اعتبار این است که دوری از ضرر و آفات شرعاً پسندیده، بلکه واجب است. و ظاهر است که در خلاف مدارا – یعنی خشونت و تندی- خوف ضرر و آفات بسیار است، ضمن این‌که انسان هر گاه با مردم مدارا کند، از ناحیه آنان احساس امنیت می‌کند؛ لذا بهتر می‌تواند به مسائل دینی خود بپردازد بر خلاف این‌که مدارا نکند و از ناحیه آنان تشویش و اضطراب داشته باشد.

←← برقراری صمیمیت و دوستی
علی (علیه‌السّلام) صمیمیت و دوستی را از آثار رفق دانسته و فرمود: «بِالرِّفْقِ تَدُومُ الصُّحْبَهُ»؛ [۱۰] با رفق و مهربانی، دوستی پایدار خواهد شد.

←← خیر و برکت
«اِنَّ فِی الرِّفْقِ الزِّیَادَةَ وَ الْبَرَکَةَ وَ مَنْ یُحْرَمِ الرِّفْقَ یُحْرَمِ الْخَیْرَ»؛ [۱۱] پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: در نرمی، زیادی و برکت است و هر کس از نرمی‌محروم شد از خیر محروم گشت.

←← از بین رفتن کینه و دشمنی
«دَارِ النَّاسَ تَسْتَمْتِعْ بِاِخَائِهِمْ وَ الْقَهُمْ بِالْبِشْرِ تُمِتْ اَضْغَانَهُم»؛ [۱۲]‌ با مردم مدارا کن تا به برادری ایشان بهره‌یابی. و با مردم به گشاده‌رویی برخورد کن تا کینه‌های ایشان از بین برود.
منظور روایت این است که هر گاه با مردم مدارا کنی آنان نیز با تو برادری و دوستی برقرار می‌کنند، و تو از آن بهره‌مند می‌شوی، و هر گاه با آنان با حسن خلق رفتار کنی کینه‌هایشان از بین می‌رود و در پی آزار و اذیت تو برنمی‌آیند.

←← پوشیده ماندن عیوب
«مَنْ سَالَمَ النَّاسَ سُتِرَتْ عُیُوبُهُ(مَنْ تَتَبَّعَ عُیُوبَ النَّاسِ کُشِفَ عُیُوبُهُ)‌»؛ [۱۳] هر کس با مردم آشتی کند عیب‌هایش پوشیده شود.
منظور تشویق و ترغیب به این است که انسان با همه مردم آشتی باشد و با کسی نزاع و درگیری نداشته باشد، و این باعث می‌شود که عیب‌های او پوشیده شود؛ زیرا کسی که چنین باشد، دیگران نیز با او کاری ندارند و در صدد افشای عیب‌های او برنمی‌آیند در نتیجه عیوب او پنهان می‌ماند، برخلاف کسی که با مردم عداوت و دشمنی کند، که دشمنان جویای عیوب او می‌گردند و امکان ندارد که عیوب با تفحص و تجسس آنان ظاهر نگردد و انسان رسوا نشود.

←← تداوم حیات
«قَالَ سَمِعْتُ اَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السّلام) یَقُولُ اِنَّ قَوْماً مِنْ قُرَیْشٍ قَلَّتْ مُدَارَاتُهُمْ لِلنَّاسِ فَنُفُوا مِنْ قُرَیْشٍ وَ ایْمُ اللَّهِ مَا کَانَ بِاَحْسَابِهِمْ بَاْسٌ وَ اِنَّ قَوْماً مِنْ غَیْرِهِمْ حَسُنَتْ مُدَارَاتُهُمْ فَاُلْحِقُوا بِالْبَیْتِ الرَّفِیعِ قَالَ ثُمَّ قَالَ مَنْ کَفَّ یَدَهُ عَنِ النَّاسِ فَاِنَّمَا یَکُفُّ عَنْهُمْ یَداً وَاحِدَةً وَ یَکُفُّونَ عَنْهُ اَیَادِیَ کَثِیرَةً»؛ [۱۴] امام صادق (علیه‌السّلام) فرمود: گروهی از قریش نسبت به مردم کم لطف بودند و با آنها کم مدارا می‌کردند، نتیجه‌اش آن شد که از قریش رانده شدند، در صورتی که به خدا سوگند که از نظر خانوادگی عیبی نداشتند. و گروهی از غیر قریش با مردم خوش‌رفتاری نمودند و به خاندان عالی و بلند پیوستند. سپس فرمود: هر کس دستش را از مردم دریغ دارد، او از آنها یک دست دریغ داشته، ولی مردم از او دست‌ها دریغ دارند.

←← مدار نصف ایمان
«عَنْ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌السّلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ‌ مُدَارَاةُ النَّاسِ‌ نِصْفُ الْاِیمَانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَیْش»؛ [۱۵]‌ امام صادق (علیه‌السّلام) از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل فرمود: مدارا کردن با مردم نصف ایمان است و نرمی‌ با آنها نصف زندگی است.

←← حفظ ایمان
«عَنْ اَبِی جَعْفَرٍ، قَالَ: «اِنَّ لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ قُفْلًا، وَ قُفْلُ الْاِیمَانِ الرِّفْقُ»؛ [۱۶] امام باقر (علیه‌السّلام) فرمود: برای هر چیزی قفلی است (که حافظ آن باشد) و قفل ایمان نرمی‌ و ملاطفت است.
خوش خلقی و نرم‌خوئی از آن جهت حافظ ایمان است که هر کس در تعامل با مردم نرمی‌و ملاطفت را از دست دهد و تندی و خشونت در پیش گیرد، ناچار به اعمالی دست می‌زند که ایمانش از دست می‌رود.

پانویس[ویرایش]
 
۱. واسطی زبیدی، سید محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج‌۱۳، ص۱۶۷، محقق، مصحح، شیری، علی، واژه رفق، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، چاپ اول، ۱۴۱۴ق. ‌    
۲. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج‌۸، ص۲۳۳، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.    
۳. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج‌۲، ص۱۱۹، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.    
۴. احمدی میانجی، علی، ‌ مکاتیب الائمة علیهم السلام، ‌ ج‌۲، ص۲۰۸، محقق، مصحح، فرجی، مجتبی، قم، دار الحدیث‌، چاپ اول، ۱۴۲۶ ق.    
۵. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۰۹، محقق، مصحح، حسنی بیرجندی، حسین، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.    
۶. طه/سوره۲۰، آیه۴۴.    
۷. جعفری، یعقوب، کوثر، ج‌۶، ص۵۷۰، بی‌جا، بی‌تا.
۸. مدرسی، سید محمدتقی، تفسیر هدایت، ج‌۷، ص۱۴۱، گروه مترجمان، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی‌آستان قدس رضوی، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.    
۹. اللیثی الواسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۸۵.    
۱۰. اللیثی الواسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، ص۱۸۶.    
۱۱. اللیثی الواسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، ص۱۸۶.
۱۲. تمیمی‌آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص۴۴۵، محقق، مصحح، درایتی، مصطفی، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.
۱۳. اللیثی الواسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، ص۴۴۵.    
۱۴. شیخ صدوق، محمد بن حسن، الخصال، ج‌۱، ص۱۷، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.    
۱۵. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج‌۲، ص۱۱۷.    
۱۶. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۲، ص۱۱۸.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «مدارا»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۴/۵.    



جعبه‌ابزار