عبدذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: عبد.
پرسش: چرا شیعیان اسم‌های خودشان را عبدالحسین (بنده‌ی حسین) و عبد‌العلی (بنده‌ی علی) و ... می‌گذارند؟! در‌حالی‌که خدای متعال می‌فرماید: فقط مرا بندگی کنید و عبد من باشید.
پاسخ: "عبد" در زبان عرب چند معنا دارد: اول کسی که پرستش، خضوع و طاعت می‌کند؛ دوم مملوک و غلام.
جایگاه عظیم و شأن رفیع ائمه اطهار ـ علیهم‌السلام ـ باعث شد، تا ارادتمندانشان گاهی برای اظهار علاقه از نام‌هایی چون "عبدالحسین، عبدالعلی و ..." یا معادل فارسی آن "غلام‌حسین، غلام‌علی و ..." استفاده کنند.
خدمت و نوکری صرفاً کمک در امور دنیوی و کارهای روزمره نیست، بلکه آن‌چه مهم‌تر و گرامی‌تر است، احیای راه و روش و پی‌روی از مولاست؛ زیرا اگر‌چه جسم او در میان ما نیست، روح او زنده و ناظر بر اعمال ماست.


معانی عبد[ویرایش]

«عبد» در لغت به چند معنا آمده است:

← اول
به معنای پرستش‌کننده و عبادتگر، آن کس که در مقابل معبود خود اظهار عبودیت، ذلت و طاعت می‌کند.

←← دوم
به معنای غلام و مملوک. [۱] [۲] [۳] [۴] [۵] [۶] (در جای دیگر عابد به معنای خادم آمده است).

در ادبیات عرب هر دوی این معانی رایج و مصطلح است، از جمله در قرآن ـ که یک نمونه مثال‌زدنی از ادبیات عرب است ـ هر دوی این معانی به کار رفته است.

نمونه‌های قرآنی[ویرایش]


← أ. آیاتی درباره معنای اول
«یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم ...»؛ «ای مردم! پرستش کنید خدایی را که آفریننده‌ی شماست ...». [۷]
«قال انی عبدالله آتانی الکتاب ...»؛ «گفت همانا من بنده‌ی خدایم ...». [۸]

در این نوع آیات خداوند پرستش را فقط شایسته‌ی خود دانسته است.

← ب. آیه‌ای درباره معنای دوم
«ضرب الله مثلاً عبداً مملوکاً لا یقدر علی شیء ...»؛ «خداوند مثل می‌زند بنده‌ی مملوکی را که قادر به هیچ نیست». [۹]

در این آیه ضعف بت‌ها در مقابل قدرت کبرایی پروردگار به غلامی ناتوان و بی‌اختیار در مقابل مردی آزاد که مال زیاد دارد و همواره از آن انفاق می‌کند، تشبیه شده است.

اظهار ارادت و علاقه به ائمه[ویرایش]

عظمت و بزرگی شأن ائمه علیهم‌السلام باعث می‌شود تا مسلمانان به خصوص (شیعیان) همواره از آنان تجلیل کرده و به طرق مختلف به اظهار ارادت و علاقه نسبت به آنان بپردازند. نام‌گذاری‌هایی از قبیل "عبدالعلی، عبدالحسن و ..." و یا غالب فارسی آن مثل "غلام‌علی، غلام‌رضا و ..." برای اظهار همین شوق و دوستی نسبت به خاندان عصمت و طهارت است.

گذاشتن نام ائمه پس از شهادت ایشان[ویرایش]

اما در جواب این‌که بعد از شهادت ائمه ـ علیهم‌السلام ـ چه مقصودی از این نام‌گذاری‌ها وجود دارد، چنین می‌گوییم:

← أ. بزرگ‌داشت ائمه
اول این‌که خدمت‌گزاری و غلامی امامان معصوم مستلزم حیات دنیوی آنان نیست؛ بلکه پاسداشت یاد آنان، گرامی‌داشت راهشان و تمسک و پی‌روی از مسلک و روش آن عزیزان است، و چه‌بسا این خدمت بسیار ارزشمندتر و گران‌قیمت‌تر است از آن‌چه یک غلام در زمان حیات آنان در امور دنیوی برایشان انجام می‌داد.

← ب. حاضر بودن روح ائمه
دوم این‌که با شهادت امامان معصوم تنها جسمشان از میان ما می‌رود؛ اما روح بلند آنان هم‌چنان پابرجا و حاضر است؛ چنان‌که در زیارات ائمه‌ی اطهار می‌خوانیم «و اشهد انک تسمع کلامی و ترد سلامی»؛ [۱۰] یعنی شما سخن مرا می‌شنوید و سلام مرا پاسخ می‌گویید. پس اربابان این غلامان نیست و نابود نشده‌اند که این‌ها دست از نوکری بردارند، بلکه زنده‌اند و بر اعمال همه‌ی ما ناظر و آگاهند.

← ج. خدمت به زائران و میهمانان ائمه
سوم این‌که خدمت‌گزاری یک فرد خدمت به میهمانان، مجاوران و زائران او را به تبع خود دارد چه او در قید حیات باشد یا نه. پس افرادی که به هر نحو خدمتی به زائران و میهمانان ائمه بنمایند، عبد و غلام حضرت خواهند بود.

گذاشتن اسامی ائمه در محیط مورد تهمت[ویرایش]

لازم به ذکر است که عبودیت به معنای پرستش، خضوع و طاعت تنها در مقابل صاحب ملک و ملکوت، خالق آسمان‌ها و زمین خدای متعال پسندیده و رواست و با توجه به اولین آیه مذکور (یا ایها الناس ...) فلسفه پرستش و شایستگی عبادت مخصوص کسی است که اولاً ما را خلق کرده و ثانیاً پرورش و تربیت کرده است؛ پس اگر هدف فردی از نام‌گذاری‌های یاد‌شده معنای اول عبد (پرستش) باشد، از دایره‌ی اسلام و ایمان خارج شده و شرک ورزیده است. بنابراین در محیطی که احتمال تهمت و سوء‌ظن می‌رود، گذاشتن اسامی و القاب بهتر و سفارش‌شده‌ی ائمه لازم به نظر می‌رسد.

← روایت اول
مثلاً در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است: «(خطاب به راوی) برای فرزندانت نامی بگذار که بندگی خداوند را بفهماند ... مثل عبدالرحمن». [۱۱]

← روایت دوم
و نیز در روایات به نام "محمد" سفارش شده است. [۱۲]

← روایت سوم
معروف است که امام حسین علیه‌السلام سه فرزند خود را "علی" نام‌گذاری فرمود. [۱۳]

برخی اسامی در کتاب‌های تاریخ و رجال[ویرایش]

آن‌چه از مراجعه به کتاب‌های تاریخ و رجال استفاده می‌شود این است که اسم‌هایی چون عبدالاعلی، عبدالمجید، عبدالسلام و ... به وفور ذکر شده؛ [۱۴] اما اسم‌هایی مثل عبدالحسین و امثال آن در ازمنه‌ی قدیم مرسوم نبوده، و در کتاب‌های رجال نیامده؛ ولی پس از روشن شدن عظمت جایگاه رفیع ائمه اطهار و بعد از دست‌یابی به آزادی بیان و آماده شدن زمینه‌ی اظهار ارادت به آن بزرگواران این اسامی مطرح شده است.

نتیجه بحث[ویرایش]

آن‌چه در پایان می‌توان نتیجه گرفت این‌که نام‌هایی چون عبدالعلی، عبدالرضا و ... برای اظهار آمادگی خدمت، پا در رکابی و اظهار ارادت به معصومان علیهم‌السلام است که پس از فوت آنها نیز مطرح است و چنین نام‌گذاری‌هایی در جایی که ترس از اتهام شرک نیست اشکالی ندارد؛ هرچند می‌توان از اسامی بهتری که مورد سفارش خود ائمه‌اند، استفاده کرد و برای بهانه ندادن به دست بهانه‌جویان از این نوع نام‌گذاری‌ها خودداری نمود.

پانویس[ویرایش]
 
۱. ابن فارس مقاییس اللغة، ج ۴، ص ۲۰۵؛ معنای اول:«ان العامة اجتمعوا علی تفرقه مابین عبادالله والعبید المملوکین».    
۲. المنجد، ص ۴۸۶؛ «وحده وخدمه و خضع و ذل و طاع له».
۳. ابن فارس مقاییس اللغة، ج ۴، ص ۲۰۵؛ معنای دوم:«العبد و هو المملوک».    
۴. المنجد، ص ۴۸۳؛ «المملوک».
۵. ابن فارس مقاییس اللغة، ج ۴، ص ۲۰۵؛ العابد و الخادم.    
۶. المنجد، ص ۴۸۳؛ العابد و الخادم.
۷. بقره (۲)، آیه ۲۱.    
۸. مریم (۱۹)، آیه ۳۰.    
۹. نحل (۱۶)، آیه ۷۵.    
۱۰. زیارت امام رضا (ع)، مفاتیح الجنان.
۱۱. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۷، ص ۱۲۵.
۱۲. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۷، ص ۱۲۵.
۱۳. علی‌اکبر، علی اوسط و علی‌اصغر.
۱۴. معجم الثقاة، ج ۹، ص ۳۵۶ ـ ۲۵۴. در جلدهای ۱۰ و ۱۱ نیز ادامه دارد.


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : اخلاق اسلامی | آداب ولادت




جعبه‌ابزار