آثار ولایت‌عهدیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: امام رضا علیه‌السلام، ولایت‌عهدی، قیام علویان.
پرسش: آیا با قبول ولایت‌عهدی توسط امام رضا ـ علیه‌السلام ـ شورش‌های علویان بر علیه خلافت فروکش کرد؟
پاسخ: در اول ماه رمضان سال ۲۰۱ ه‌. ق در مرو با حضرت امام رضا ـ علیه‌السلام ـ به‌عنوان ولایتعهدی مأمون بیعت صورت گرفت. [۱]


پذیرش اجباری ولایت‌عهدی از سوی امام[ویرایش]

با وجود اینکه حضرت شرط کرده بودند در امور مملکتی و عزل و نصب‌ها دخالت نخواهند کرد و لذا می‌توان گفت که این امر به اختیار امام نبوده؛ بلکه از روی اجبار و تهدید صورت گرفته است.

علت بیعت مأمون با امام[ویرایش]

یکی از عللی که باعث شد مأمون تصمیم بگیرد که امام رضا ـ علیه‌السلام ـ را از مدینه به خراسان (مرو) منتقل کند و به‌عنوان ولایتعهدی با آن حضرت بیعت کند، وجود قیام‌ها و شورش‌هایی بود که از جانب علویون صورت می‌گرفت و این امر به‌صورت مهم‌ترین مشکل برای خلافت عباسیان درآمده بود، با وجود اینکه اکثر قیام‌ها را سرکوب می‌کردند و با علویان بی‌رحمانه‌ترین رفتارها را پیش می‌گرفتند. در زمان مأمون، شورش‌هایی از جانب علویان در بصره و کوفه و یمن و واسط و مداین و در جاهای دیگر صورت گرفته بود. [۲] لذا مأمون دریافته بود که برای رهایی از این وضع و همچنین مشکلات دیگری که خلافتش را تهدید می‌کرد، باید چاره‌ای بیندیشد؛ لذا با طرح ولایت‌عهدی امام رضا ـ علیه‌السلام ـ و شرکت آن حضرت در حکومت، این هدف مأمون تأمین می‌شد؛ زیرا با شرکت آن حضرت ـ که در رأس علویان قرار داشت ـ در حکومت، علویان خلع سلاح می‌شدند [۳] و شعارهایشان از دستشان گرفته می‌شد. و محبوبیتی که در اثر قیام در بین مردم داشتند، از بین می‌رفت؛ یعنی وقتی که رأس علویون را به دستگاه خودش بیاورد، قهراً آنها می‌گویند پس ما هم سهمی در این خلافت داریم.

عملکرد و هدف مأمون[ویرایش]

مأمون سیاستی را، با هوشیاری و کیاست خود جهت حفظ خلافتش اتخاذ کرد. و امام رضا ـ علیه‌السلام ـ را با زور و تهدید به مرو برده و به ولایت‌عهدی رساند و در‌عین‌حال طوری رفتار کرد که اکثراً این‌گونه تلقی می‌کردند که مأمون شیعه است و از دوستداران اهل‌بیت ـ علیه‌السلام ـ می‌باشد. [۴]
اما اگر به نامه‌ای که از مأمون برای عباسیان در بغداد ارسال شده نگاه کنیم، می‌بینیم که در آن نامه اهداف خود را بیان کرده می‌گوید: برای حفظ خلافت و استحکام پایه‌های آن، او را (امام را) به ولایت‌عهدی خود انتخاب کردم که مردم را به خدمت ما بخواند و به سلطنت و خلافت ما اعتراف نماید. [۵]

خنثا شدن اهداف مأمون به‌ دست امام[ویرایش]

امام رضا ـ علیه‌السلام ـ هم با اتخاذ روش‌هایی سعی داشتند که اهداف مأمون را خنثا کنند و از آغاز دعوت امام تا روز شهادت حضرت همواره این روند را ادامه دادند. شاید اگر مأمون امام را به ولایت‌عهدی انتخاب نمی‌کرد، برای حفظ خلافتش، به روش اسلاف خویش روی می‌آورد، و با تمام توان به سرکوب علویان می‌پرداخت؛ همان‌طور که در سال ۲۰۷ هجری و بعد از آن نسبت به علویان برخورد شدیدی اتخاذ کرد. [۶]
بنابراین مأمون با اتخاذ این تصمیم و آوردن امام به مرو و قبولاندن ولایت‌عهدی هرچند به‌صورت ظاهری به یکی از اهداف خود که همان خواباندن شورش‌ها بود، رسید.

قیام عبدالرحمان بن احمد[ویرایش]

بنابراین وقتی به منابع تاریخی مراجعه می‌کنیم، اکثر قیام‌های علویون علیه مأمون را قبل از قبول ولایت‌عهدی از طرف آن حضرت ذکر می‌کنند و معمولاً بر این اعتقادند که بعد از آمدن امام رضا ـ علیه‌السلام ـ به مرو شورشی علیه مأمون صورت نگرفت. به‌جز قیامی که توسط عبد‌الرحمان بن احمد در یمن شکل گرفت و سبب آن‌هم به‌اتفاق مورخین ظلم و جور وُلات مأمون در آن منطقه بود. [۷] [۸] [۹]
لذا می‌بینیم که یکی از نتایج کار مأمون از برگزیدن امام و بیعت‌گیری برای آن حضرت این بوده که انقلاباتِ علویان را در تمام ولایات و شهرها خاموش کرد.

سخن حسن ابراهیم درباره رفتار مأمون[ویرایش]

حسن ابراهیم معتقد است که، بعد از آوردن امام رضا ـ علیه‌السلام ـ به مرو رفتار مأمون با علویان برخلاف سایر خلفای عباسی ملایم بود و این رویه همچنان ادامه داشت تا اینکه در سال ۲۰۷ ه‌ که عبدالرحمن بن احمد علوی در یمن شورید و مأمون سپاهی فراوان برای مقابله با او فرستاد و او را امان داده به بغداد آورد و به خواسته‌هایش رسیدگی کرد؛ ولی از آن پس روی از علویان بگردانید و ایشان‌را بار نداد و لباس سیاه برایشان مقرر کرد. [۱۰]

سخن علامه عاملی[ویرایش]

و علامه عاملی، می‌افزاید که مأمون نه‌تنها انقلاب های علویان را خاموش ساخت، بلکه اعتماد بسیاری از ایشان و طرفداران و دوستداران آنها و علویان خراسان را نیز جلب کرد و توانست از بسیاری از علویان و دیگران که با وی بیعت نکرده بودند، بیعت بگیرد و به اطاعت خود درآورد. [۱۱]


پانویس[ویرایش]
 
۱. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، تهران، مکتبة الاسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۵ هجری، ج ۴۹، ص ۱۲۸.    
۲. طبری، محمد جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ اول، ۱۳۵۴، ج ۱۳، ص ۳۸ ـ ۵۶.
۳. مطهری، مرتضی، سیری در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، تهران، انتشارات صدرا، چاپ اول، ۱۳۶۷، ص ۲۰۸.    
۴. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ هجری، ج ۶، ص ۴۰۸.    
۵. صدوق، عیون اخبار الرضا، تهران، انتشارات علمی، بی‌تا، ج ۲، ص ۱۶۷.    
۶. حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ نهم، ۱۳۷۶، ج ۲، ص ۱۷۹.
۷. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۰۸، ج ۴، ص ۲۰۷.    
۸. طبری، تاریخ طبری، بیروت، مؤسسة اعلمی، بی‌تا، ج ۷، ص ۱۶۸.    
۹. عاملی، جعفر مرتضی، حیاة سیاسی امام رضا، قم، نشر اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۲، ص ۲۲۶.    
۱۰. حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ نهم، ۱۳۷۶، ج ۲، ص ۱۷۹.
۱۱. عاملی، جعفر مرتضی، زندگانی سیاسی امام رضا علیه‌السلام، ترجمه و نشر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۳۶۵، ص ۲۱۷.    


منبع[ویرایش]

سایت اندیشه قم    



رده‌های این صفحه : امام رضا | تاریخ معصومان




جعبه‌ابزار