وصل کردن روزه شعبان به ماه رمضانذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: ماه رمضان، روزه، واجب، پیامبر.

پرسش: آیا درست است که همه ی روزهای ماه شعبان را روزه گرفت و روزه را به ماه مبارک رمضان وصل کرد؟


تعارض در سیره پیامبر[ویرایش]

پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به ماه شعبان، علاقه بسیاری داشت و آن را ماه خود می‌خواند. [۱] [۲] [۳]سیره ایشان و اهل بیت پاک و مطهّرشان در روزه داشتن بسیاری از روزهای آن نیز نشان دهنده استحباب مؤکّد روزه‌داری آن است. روزه داشتن همه روزهای شعبان و متّصل کردن آن به روزه‌های ماه رمضان نیز نیکو و بدون مشکل شرعی است، چنان‌که روزه نگرفتن همه یا چند روز از شعبان نیز حرمت شرعی ندارد و حتّی ممکن است توصیه کردنی باشد؛ زیرا موجب پرهیز از واجب دانستن روزه آن و برابر دانستنش با ماه مبارک رمضان می‌شود. [۴] [۵]احادیث شیعی در این اختیار و آزادی عمل، صریح‌اند. [۶]
بر این پایه، هر چند روزه ماه شعبان واجب نیست، [۷] [۸] [۹]امّا به جای آوردنِ استحبابی آن برای کسانی که توان این کار را دارند، پیروی از سنّت پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و تأسّی به خاندان مطهّر ایشان است و از این‌رو توصیه می‌شود.
در عین حال، برخی احادیث، بر نهی پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از روزه گرفتن همه روزهای ماه شعبان دلالت می‌کنند، چنان‌که در حدیثی آمده است پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سه روز در آغاز ماه، سه روز در میانه و سه روز از پایان ماه شعبان را روزه می‌گرفت [۱۰]و این با ادّعای روزه داشتن همه شعبان، در تعارض است. ذیل همین حدیث نیز آمده است: پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دو روز آخر شعبان را افطار می‌کرد، و این با ادّعای احادیثی که می‌گویند: پیامبر خدا روزه ماه شعبان را به ماه مبارک رمضان وصل می‌کرد، (مانند روایات وصل روزه شعبان به رمضان.) ناسازگار می‌نماید.

راه حل تعارض[ویرایش]

با مفروض گرفتن اعتبار هر دو سوی تعارض می‌توان گفت: احادیث دلالت کننده بر وصل کردن روزه ماه شعبان به رمضان، ناظر به یک دوره از عمر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و احادیث دیگر، ناظر به دوره دیگری از عمر شریف ایشان‌اند. این سخن بر این پایه استوار است که به استناد چند حدیث، شیوه روزه داری پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در طول زندگی ایشان، متفاوت بوده، هر چند در سال‌های پایانی، بر یک شیوه باقی مانده است. [۱۱]در حدیثی صحیح السند آمده است: پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در آغاز، چندان پی در پی روزه می‌گرفت که گفته می‌شد دیگر افطار نمی‌کند و همیشه روزه‌دار خواهد بود و گاه عکس آن، رفتار می‌نمود. پس از مدّتی، به شیوه حضرت داوود (علیه السلام)، یک روز در میان، روزه می‌گرفت. پس از آن، سه روز میانیِ ماه را روزه می‌داشت و در پایان، یک روز از هر ده روز را یعنی دو پنجشنبه ابتدا و انتهای ماه و نیز چهارشنبه میانی را روزه می‌گرفت و بر همین سیره تا هنگام وفات باقی ماند. [۱۲]گزارش زیر که شیخ کلینی آن را از عَنبَسه عابد نقل می‌کند، می‌تواند مؤیّد و مکمّل این سخن باشد:
«قُبِضَ النَّبِیُّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) عَلی صَومِ شَعبانَ وَ رَمضانَ وَ ثَلاثَةِ ایّامٍ فی کُلِّ شَهرٍ؛ اوَّلِ خَمیسٍ وَ اَوسَطِ اربِعاءَ وَ آخِرِ خَمیسٍ؛ [۱۳]پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از دنیا رفت در حالیکه ماه شعبان و ماه رمضان و سه روز هر ماه یعنی: پنجشنبه اوّل، چهارشنبه وسط و پنجشنبه آخر ماه را روزه می‌گرفت.»
این گزارش تأیید می‌کند که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در پایان عمر شریف خود، سه روز از هر ماه را روزه می‌گرفت و برای ماه شعبان، منزلتی ویژه قائل بود و آن را ماه خود خواند [۱۴] [۱۵] [۱۶] و روزه آن را سنّت نهاد. («وَ فَرَضَ اللّه فِی السَّنَةِ صَومَ شَهرِ رَمَضانَ، وَ سَنَّ رَسولُ اللّه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) صَومَ شَعبانَ وَ ثَلاثَ ایّامٍ فی کُلِّ شَهرٍ مِثلَیِ الفَریضَةِ، فَاَجازَ اللّه (عزّوجلّ) لَهُ ذلِکَ؛ خداوند در سال، روزه ماه رمضان را واجب کرد و پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روزه ماه شعبان و سه روز در هر ماه را (که دو برابر روزه واجب می‌شود)، مستحب قرار داد و خداوند هم این کار ایشان را امضا کرد») [۱۷]می توان تصوّر کرد که حدیث امام علی [۱۸]و دیگر احادیثی که بر روزه‌داری پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در برخی از روزهای شعبان دلالت می‌کنند، [۱۹] [۲۰] [۲۱]ناظر به دوره ابتدایی یا میانی روزه‌داری پیامبراند که ایشان تنها برخی از روزهای ماه شعبان را روزه می‌داشته و همه آن را روزه نمی‌گرفته است. (شیخ حرّ عاملی نیز بر این‌باور است و می‌گوید: «هذا محمول علی انّه کان یفصل بینهما فی بعض السنین؛ این روایت [حمل] می‌شود بر این که او (پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)) بین شعبان و رمضان را در برخی سال‌ها، فاصله‌انداخت [و روزه نمی‌گرفت]». او به احادیث و نیز سخن شیخ صدوق استدلال کرده است) [۲۲] [۲۳]برخی احادیث دیگر [۲۴]نیز ناظر به دوره پایانی‌اند که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با تغییر شیوه روزه‌داری، از روزه ماه‌های دیگر، کاسته و بر روزه داری شعبان افزوده است. همین توجیه را می‌توان برای ذیل حدیث [۲۵]نیز ارائه داد و چنین گفت که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در اواخر عمر، چندان بر روزه ماه شعبان افزوده که گویی آن را به ماه رمضان متّصل کرده است. احادیث فراوانی، وصل کردن روزه این دو ماه را از سوی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تأیید می‌کنند. [۲۶]روایت دعائم الاسلام، [۲۷] [۲۸]مؤیّد دیگری برای پذیرش وصل کردن روزه دو ماه شعبان و رمضان است. این روایت می‌گوید: گاه پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به روزه شعبان و رمضان بسنده نمی‌کرد و رجب را نیز می‌افزود و سه ماه پیاپی را روزه می‌گرفت.

یک اشکال و پاسخ آن[ویرایش]

برخی احادیث، نهی مشهور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از روزه وصال را گزارش کرده‌اند. ناسازگاریِ این احادیث، با آنچه در باره وصل کردن روزه شعبان و رمضان از سوی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت شده، با این سؤال مطرح می‌گردد که: چگونه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خود، روزه دو ماه شعبان و رمضان را به هم وصل می‌کند و سپس مردم را از روزه وصال، نهی می‌نماید؟

دو پاسخ[ویرایش]

دست کم، دو پاسخ می‌توان به این اشکال داد:

← معنای روزه وصال
نخست، این که روزه وصال را به معنای روزه داشتن دو روز پیاپی بدون افطار کردن در پایان روز اوّل بدانیم. در این صورت، نهی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از روزه وصال، نهی از روزه‌ای است که این چنین طولانی می‌شود و ارتباطی با وصل کردن روزه ماه شعبان به رمضان ندارد. چند حدیث، این معنا را تبیین کرده‌اند، [۲۹] [۳۰] [۳۱] [۳۲]

←← حدیث امام صادق
از جمله حدیث امام صادق (علیه‌السّلام) که در تبیین این معنا می‌فرماید:
«انَّما قالَ رَسولُ اللّه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم): لا وِصالَ فی صیامٍ یَعنی لا یَصومُ الرَّجُلُ یَومَینِ مُتَوالِیَینِ مِن غَیرِ افطارٍ، وَ قَد یُستَحَبُّ لِلعَبدِ ان لا یَدَعَ السَّحورَ؛ [۳۳]پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «روزه وصال نداریم»؛ یعنی این که انسان دو روز پیاپی، بی آن که افطار کند، روزه نگیرد. بی‌گمان، مستحب است که بنده سحری خوردن را وا ننهد.»

← تفاوت وظیفه پیامبر و مردم
پاسخ دیگر، آن است که حتّی اگر نهی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را ناظر به وصل کردن روزه ماه شعبان به رمضان بدانیم، میان وظیفه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و مردم معمولی، فرق قائل شویم؛ یعنی مخاطب نهی از روزه وصال را عموم مردم بدانیم و نه پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)؛ چرا که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به دلیل کمالات روحی و سیراب شدن از جام وصل الهی، توان این کار را داشت.

←← روایت صدوق
روایت صدوق می‌تواند بازگو کننده این معنا باشد:
«نهی رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) عن الوِصال فی الصیام، و کان یواصِل فقیل له فی ذلک، فقال (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم): انّی لَستُ کَاَحَدِکُم، انّی اظَلُّ عِندَ رَبّی فَیُطعِمُنی وَ یَسقینی؛ [۳۴] [۳۵]پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از روزه وصال، نهی کرد؛ ولی خود، روزه وصال می‌گرفت. در این باره به ایشان گفته شد. فرمود: «من مانند هیچ یک از شما نیستم. من در سایه عنایت پروردگارم هستم و او به من می‌خوراند و می‌نوشاند».

تذکر[ویرایش]

گفتنی است راه حل‌های فنّی و دقیق دیگری نیز به دست داده شده که جای طرح و بررسی آنها در دانش فقه است. [۳۶]

پانویس[ویرایش]
 
۱. ر.ک:حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۴۸۶، ح۲.    
۲. حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۴۹۰، ح ۱۰.    
۳. حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۴۹۰، ح۱۲.    
۴. ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، سیره پیامبر خاتم، ج۵، ص۲۶۶ ، ح۳۲۶۱.
۵. حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۴۹۱، ح۱۷.    
۶. ر.ک:طباطبایی بروجردی، حسین، جامع احادیث الشیعة، ج۹، ص۴۵۰، باب «استحباب صوم شهر شعبان کلّه و بعضه و استحباب اتّصال صومه بشهر رمضان».    
۷. ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲ ص۹۱، ذیل ح۶.
۸. مجلسی، محمد‌باقر، مرآة العقول، ج۱۶، ص۲۵۴.    
۹. نجفی، محمدحسین، جواهر‌ الکلام، ج۱۷، ص۱۱۳.    
۱۰. ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، سیره پیامبر خاتم، ج۵، ص۲۹۰، ح۳۳۱۰.
۱۱. ر.ک:کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۴، ص۸۹ باب «صوم رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)».    
۱۲. ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، سیره پیامبر خاتم، ج۵، ص۲۶۸ ح ۳۲۶۵.
۱۳. ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، سیره پیامبر خاتم، ج۵، ص۲۶۶ ح ۳۲۶۳.
۱۴. ر.ک:حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۰ ص۴۸۹، ح۱۰.    
۱۵. حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۴۹۰، ح۱۲.    
۱۶. حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۴۹۲، ح۲۲-۲۳.    
۱۷. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۶۶، ح۴.    
۱۸. ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، سیره پیامبر خاتم، ج۵، ص۲۹۰، ح۳۳۱۰.
۱۹. ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، سیره پیامبر خاتم، ج۵، ص۲۶۵، ح۳۲۵۹.
۲۰. محمدی ری‌شهری، محمد، سیره پیامبر خاتم، ج۵، ص۲۶۷، ح۳۲۶۱.
۲۱. جمعی از محدثین، اصول السّتة عشر، ص۱۲۶، ح۱۹.
۲۲. ر.ک:حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۰، ص۵۰۴، ذیل، ح۲۱.    
۲۳. صدوق، محمد بن علی‌، من لا یحضره الفقیه، ج۲ ص۹۳، ذیل ح۱۸۲۷.    
۲۴. ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، سیره پیامبر خاتم، ج۵، ص۲۸۷، ح۳۳۰۳-۳۳۰۸.
۲۵. ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، سیره پیامبر خاتم، ج۵، ص۲۹۰، ح۳۳۱۰.
۲۶. ر.ک:حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۰ ص۴۹۵ باب «استحباب صلة صوم شعبان بصوم شهر رمضان مع الافطار لیلا لا بدونه».    
۲۷. تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۸۴.    
۲۸. مجلسی، محمد‌باقر، بحار الانوار، ج۹۴، ص۸۰.    
۲۹. ر.ک:کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۴، ص۹۵ باب «صوم الوصال و صوم الدهر».    
۳۰. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۴، ص۹۲، ح۵.    
۳۱. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۷۲، ح۲۰۴۷.    
۳۲. حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۹، ص۳۷۷.    
۳۳. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۴، ص۹۲، ح۵.    
۳۴. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۷۲، ح۲۰۴۶.    
۳۵. ر.ک:فیض کاشانی، محمدمحسن، الوافی، ج۱۱، ص۶۵.    
۳۶. ر.ک:میرزای قمّی، ابو‌القاسم بن محمدحسن، غنائم الایّام، ج۶، ص۸۵.    


منبع[ویرایش]

حدیث‌نت، برگرفته از مقاله «وصل کردن روزه شعبان به ماه رمضان» تاریخ بازیابی۱۳۹۷/۷/۱۷.    


رده‌های این صفحه : ماه شعبان | ماه رمضان | روزه وصال




جعبه‌ابزار