ماریه قبطیهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: تاریخ ، پیامبر(ص)، مقوقس، ماریه قبطیه، مشربه ام ابراهیم ، عالیه، إفک .
پرسش: ماریه قبطیه چی کسی هستند و آیا آیات إفک در مورد ایشان نازل شده است؟
پاسخ: ماریه قبطیه یکی از همسران پیامبر اکرم (ص) هستند که پیامبر به ایشان علاقه زیادی داشتند و آیات إفک در مورد ایشان نازل شده هست.


محل تولد ماریه قبطیه[ویرایش]

ماریه قبطیه همسر گرامی رسول‌خدا (ص) دختر شمعون [۱] از مادر رومی‌اش [۲] در قریه‌ی(حَفن) در یکی از مناطق‌(اَنصِنای) مصر به دنیا آمد. [۳] [۴] [۵] [۶]

اسلام آوردن ماریه[ویرایش]

در سال هفتم هجری، رسول‌خدا(ص) حاطب بن ابی‌بلتعه را به همراه نامه‌ای به سوی مقوقس حاکم مصر و اسکندریه می‌فرستد تا او را به اسلام دعوت کند. [۷] [۸] [۹]
مقوقس در پاسخ به دعوت پیامبر(ص) ماریه را که از دختران ملوک مصر بود به همراه خواهرش "سیرین" [۱۰] [۱۱] [۱۲] [۱۳]و به نقلی "شیرین" [۱۴] به همراه هدایایی دیگر، برای رسول‌خدا(ص) می‌فرستد. مقوقس همراه این هدایا نامه‌ای نیز برای رسول‌خدا(ص) می‌نویسد که در بخشی از آن چنین آمده:«من فرستاده تو را اکرام کردم و به سوی تو دو کنیز فرستادم که در سرزمین " عظیم قبط "، دارای منزلت هستند» [۱۵] نقل است که عایشه نیز از او به عنوان (دختر حاکم) یاد کرده‌است. [۱۶]
روایت شده که در بین راه حاطب بن ابی‌بلتعه اسلام را بر آن دو عرضه می‌دارد و آنها می‌پذیرند و مسلمان می‌شوند. [۱۷] [۱۸] [۱۹]

ماریه و زندگی با پیامبر(ص)[ویرایش]

پس از ورود به مدینه، رسول‌خدا(ص) ماریه را برای خود برگزیدند و سیرین را به حسان بن ثابت بخشیدند. [۲۰] [۲۱] [۲۲]
نخستین منزل ام‌المؤمنین ماریه خانه‌ی حارثة بن نعمان بود، ایشان یک سال در این منزل سکونت کردند؛ اما آزار و اذیت‌های برخی از زنان پیامبر (ص) بخصوص عایشه، ماریه را بر آن ‌داشت که ملتماسانه و مصرّانه از رسول‌خدا(ص) بخواهد که او را به جایی دیگر انتقال دهد، پس رسول‌خدا(ص) او را در بخش بالای مدینه در نخلستان کوچکی که از اموال رسول‌خدا(ص) در غزوه بنی‌نضیر بود و امروزه به مشربه ام‌ابراهیم معروف است، مسکن دادند و مقررات حجاب را بر او مقرر داشتند. [۲۳] [۲۴]
ماریه در تابستان و فصل خرماچینی همانجا ساکن بود و پیامبر(ص) برای دیدنش به آنجا می‌رفت. [۲۵] [۲۶]

← علت حسادت برخی از زنان به ماریه
عایشه در این باره می‌گوید:«ماریه زنی زیبا با موهای مجعد بود، برای همین رسول‌خدا(ص) او را دوست می‌داشت. از این‌رو علیه هیچ یک از همسران پیامبر(ص) به اندازه ماریه بدگویی و سخن‌چینی نکرده‌ام... پس از اذیت و آزارهای ما رسول‌خدا(ص) ماریه را به مشربه ام‌ابراهیم منتقل کرد و خودش پیش او رفت و آمد می‌کرد. این کار باعث حسادت بیشتر ما نسبت به او شد، پس از آنکه ماریه از رسول‌خدا(ص) حامله شد این حسادت و کینه شدیدتر شد، چرا که او چیزی داشت که همه ما از آن محروم بودیم.» [۲۷] [۲۸] [۲۹]

← شأن نزول آیات اول سوره تحریم
توجه رسول‌خدا(ص) به ماریه و شایستگی‌های این بانو حسادت برخی از زنان پیامبر(ص) بخصوص عایشه و حفصه را برانگیخته بود آنها از رفتار پیامبر(ص) با ماریه و علاقه خاص حضرت به او در رنج و تعب بودند تا اینکه روزی حفصه در روز مخصوص خود نزد پیامبر(ص) آمده از ایشان اجازه خواست جهت کاری نزد پدر برود حضرت به او اجازه داد، پس از رفتن حفصه آن حضرت ماریه را به خود طلبیدند، حفصه به خانه برگشت و چون در بسته بود بیرون در نشسته بود وقتی حفصه رسول‌خدا(ص) را با ماریه دید ناراحت شد و با پیامبر(ص) درشتی کرد رسول‌خدا(ص) برای رضایت او ماریه را بر خود حرام کرد و از او خواست قضیه را مخفی کند؛ اما حفصه فوراً به عایشه خبر داد [۳۰] [۳۱]
و گفت:« تو را بشارت می‌دهم که رسول‌خدا(ص) کنیزش را بر خود حرام کرده است و خداوند ما را از دست او راحت کرد.» [۳۲] [۳۳]
در این هنگام آیات اول سوره تحریم نازل شد در این آیات ضمن ملامت حفصه و عایشه به رسول‌خدا(ص) خطاب شد که « یا ایّها النّبیّ لم تحرّم ما أحلّ الله لک تبتغی مرضات أزواجک و الله غفورٌ رحیم. »
ای پیامبر چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام می‌کنی و خداوند آمرزنده رحیم است. [۳۴]

← تشدید حسادت به خاطر بارداری ماریه
فرمان خداوند به شکستن تحریم ماریه نشان از آن دارد که رابطه عاطفی پیامبر با ماریه فی نفسه امر مطلوبی بوده است. در نهایت ماریه نزد رسول‌خدا(ص) ‌ماند؛ اما توجه رسول‌خدا(ص) به ماریه همچنان ناراحتی برخی زنان پیامبر (ص) به خصوص عایشه را در پی داشت او که در آتش حسد می‌سوخت و نمی‌توانست آن را کاملاً پنهان کند زبان به شماتت و تهمت به ماریه می‌گشود تا او را از چشم حضرت بیندازد، [۳۵] این وضعیت با اعلان بارداری ماریه تشدید شد. از این‌رو پیامبر خدا(ص) ماریه را از مدینه خارج و در منطقه‌ای به نام (عالیه) ساکن کرد [۳۶] [۳۷] [۳۸]
و برای وی نیز همچون سایر همسرانش حجاب مقرر فرمود این مسأله بر زنهای پیامبر(ص) بسیار دشوار آمد و بر او رشک بردند. [۳۹] [۴۰] [۴۱] [۴۲] [۴۳] [۴۴]
مدتی پس از استقرار ماریه در مشربه ام‌ابراهیم، ابراهیم فرزند رسول‌خدا(ص) در ذیحجه سال هشتم هجری به دنیا آمد، جبرئیل نازل ‌شد و حضرت را با عنوان "ابا ابراهیم" سلام ‌داد [۴۵] [۴۶] [۴۷]
نقل است که بعد از تولد ابراهیم، رسول‌خدا(ص)، ابراهیم را به عایشه نشان داد و فرمود:«ببین چقدر این بچه شبیه من است؟» عایشه از روی حسادتش این حرف حضرت را رد کرد، گفت:«او هیچ شباهتی به شما ندارد و این شباهت‌هایی هم که هست اثر شیر بز است.» [۴۸]
زمان گذشت تا این‌که بعد از چند ماه ابراهیم فرزند پیامبر(ص) از دنیا ‌رفت در بقیع دفن ‌شد.

حدیث إفک[ویرایش]

علی بن ابراهیم قمی با سلسله سندش از امام صادق (ع) روایت کرد چون ابراهیم فرزند پیامبر(ص) وفات کرد، پیامبر(ص) را حزنی شدید در برگرفت، عایشه گفت:«چرا بر این کودک می‌گریی؟ او که فرزندت نبود، او فرزند خادمش جریح بود.» [۴۹] [۵۰]
پیامبر(ص) از این گفته عایشه به شدت عصبانی ‌شد و علی(ع) را فرا ‌خواندند و امر به قتل جریح دادند؛ علی(ع) به مشربه ام‌ابراهیم رفت، جریح قبطی در حیاط بود، علی(ع) در زد، جریح پیش آمد تا در را باز کند، پس چون علی(ع) را با صورت برافروخته دید به عقب برگشت و فرار کرد، علی(ع) در را شکست و وارد شد و او را تعقیب کرد، او از ترس بر بالای درخت نخلی رفت، علی(ع) نیز به دنبالش رفت پس چون جریح بر بالای درخت خرما رسید بادی وزید و عورتش نمایان شد و معلوم شد که او از آلت مردانگی بی‌بهره است، پس علی(ع) برگشت و جریان را به رسول‌خدا(ص) اطلاع داد بدین ترتیب ماریه از این اتهام تبرئه شد. [۵۱] [۵۲] [۵۳] [۵۴]
پس آیه نازل شد که «انّ الّذین جاءوا بالإفک عصبةٌ مّنکم لا تحسبوه شرّاً لّکم بل هو خیرٌ لّکم لکل امرئٍ مّنهم مّا أکتسب من الإثم و الّذی تولّی کبره منهم له عذابٌ عظیمٌ»
مسلماً کسانی که آن تهمت عظیم را عنوان کردند گروهی(متشکل و توطئه‌گر) از شما بودند؛ اما گمان نکنید این ماجرا برای شما بد است بلکه خیر شما در آن است آنها هر کدام سهم خود را از این گناهی که مرتکب شدند دارند و از آنان کسی که بخش مهم آن را بر عهده داشت عذاب عظیمی برای اوست. [۵۵] [۵۶]

← نزول آیات إفک در مورد ماریه
شکی نیست که متهم کردن ماریه قبطیه از مصادیق بارز تهمت‌زدن به زنان عفیف بوده است بر این اساس شیعه روایت کرده که آیات إفک در برائت ماریه نازل شده است. [۵۷] در مقابل اهل سنت روایت کرده‌اند که آیات درباره عایشه نازل شد که در جنگ بنی‌المصطلق از قبیله خزاعه نسبت ناروا به او دادند، [۵۸] [۵۹] [۶۰]ماجرای إفک به این صورت در اکثر منابع اهل سنت و تعدادی از منابع شیعی آمده است با این وصف برخی از علماء و مفسران شیعه از جمله علی بن ابراهیم قمی متذکر این مطلب هستند و می‌گویند ماجرای إفک درباره ماریه قبطیه بوده است.

← دلائل رد دیدگاه اهل سنت
دیدگاه اهل سنت در باب حدیث إفک برخاسته از روایات متعددی است که از طرق مختلف از سوی روات و محدثین آنان نقل شده است؛ بر این روایات اشکالات زیادی وارد است که از جمله آنها می‌توان به این موارد اشاره کرد:

←← مناقشه در سند و متن
سند احادیث مورد نظر یا مرسل یا معلق و یا منقطع است و آن‌چه دارای سند متصلی است بر اساس اهل سنت ضعیف است و اعتماد برآن صحیح نیست؛ در محتوا نیز تناقضات متعدد و غیر قابل جمع وجود دارد.

←← اختلاف زمانی نزول آیات و قضیه إفک
آیات إفک حدوداً در سال هشتم هجری نازل شده و حال آن که ماجرای إفک در سال ششم و یا قبل از آن رخ داده. روایات نیز صراحت دارد که آیات در زمان وقوع إفک نازل شده و پس چگونه إفک در سال ششم باشد و آیات در سال هشتم نازل شود. در نتیجه نسبت دادن آن به عایشه دشوار به نظر می‌آید.

← دلائل بودن آیات إفک در مورد ماریه
اما در مورد ماریه قراین نزدیکتری وجود دارد. از جمله:
۱- سال و محل و ولادت ابراهیم همان سال نزول آیات إفک است.
۲- تمام کتب تاریخی اهل سنت به شکل متفاوتی جریان تهمت به ماریه را نیز نقل کرده‌اند و به این مسأله اذعان دارند که در این بین روایت واقدی به شکل ویژه‌ای قابل مطابقت با آیات إفک است. [۶۱] [۶۲]

ماریه جزء همسران پیامبر[ویرایش]

اگر تاریخ نتواند با داده‌های خود همسری ماریه را برای پیامبر(ص) ثابت کند، روایاتی هم چون پرده‌زدن و سخن گفتن از وراء حجاب، معرفی پیامبر(ص) به عنوان داماد قبطیان، و حرام شدن او بر مردان هم چون سایر زنان پیامبر (ص) این مطلب را می‌رساند که وی هم‌ردیف و هم‌شأن سایر همسران بوده و نزد رسول‌خدا (ص) جایگاه خاصی داشته است.

← علاقمندی اهل بیت(ع) به ماریه
امیرالمؤمنین علی(ع) و فاطمه زهرا (س) نیز توجه ویژه‌ای به ایشان داشتند، چنان که گفته‌اند؛ پس از ولادت ابراهیم، امیرالمؤمنین(ع) بسیار خوشحال شدند. ایشان همواره حامی ماریه بودند خود شخصاً به امور ایشان رسیدگی می‌نمودند. امیرالمؤمنین نسبت به ماریه تعصب خاصی داشتند، [۶۳] چنانچه گذشت موضوع رسیدگی به تهمت ماریه را هم علی(ع) پیگیری کرده بودند.

← اوصاف اخلاقی ماریه
ماریه بانویی پاک ، [۶۴] دیندار و از زنان صالح، نیکوکار، شایسته و مورد توجه و علاقه رسول‌خدا(ص) بود [۶۵] و مورخان و سیره نگاران او را به حسن دینش ستوده‌اند [۶۶] پیامبر(ص) در بیانی علاقه خود را به این بانو چنین اظهار می‌دارند:« آن گاه که مصر را فتح کردید با آنها به خوبی برخورد کنید چون من داماد آنها هستم». [۶۷]

← زندگی ماریه پس از وفات پیامبر (ص)
از زندگی و احوالات و چند و چون زندگی ایشان پس از وفات پیامبر(ص) خبر چندانی به ما نرسیده است. تنها می‌دانیم که بعد از وفات رسول‌خدا(ص)، ابوبکر مقرری ای برای او در نظر گرفت؛ پرداخت این مقرری پس از مرگ ابوبکر توسط عمر بن خطاب نیز ادامه یافت. [۶۸] [۶۹] [۷۰] [۷۱]

← وفات
سرانجام وی در زمان خلافت عمر در محرم سال ۱۶ هجری وفات یافت. [۷۲] [۷۳] عمر، مردم را برای تشییع جنازه‌ی او خبر کرد و بر وی نماز خواند و در بقیع به خاک سپرده شد. [۷۴] [۷۵] [۷۶] [۷۷]

پانویس[ویرایش]
 
۱. ابن عبدالبر؛الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ج۴، ص۱۹۱۲، بیروت، دارالجبل، چاپ اول.    
۲. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، ج۱، ص۴۴۹، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۳. یاقوت حموی؛ معجم البلدان، ج۱، ص۲۴۹، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵.    
۴. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۱، ص۱۰۷، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۵. زرکلی، خیرالدین؛ الأعلام، ج۵، ص۲۲۵، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۶.
۶. ابن هشام؛ السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، ج۱، ص۱۹۱، بیروت، دارالمعرفه.
۷. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ص۱۰۷، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۸. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، ج۱، ص۴۴۸، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۹. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۱۷، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸.    
۱۰. ابن قتیبه؛ المعارف، تحقیق ثروت عکاشه، ص۳۱۲، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، ۱۹۹۲.
۱۱. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ص۱۰۷، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۱۲. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، ج۱، ص۴۴۹، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۱۳. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ص۶۱۷، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸.    
۱۴. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، ج۱، ص۴۴۹، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۱۵. سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ص۲۰۰، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۱۶. ابن کثیر؛ البدایه و النهایه، ج۵، ص۳۰۴، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.    
۱۷. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، ص۴۴۹، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۱۸. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ص۶۱۷، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸.    
۱۹. ابن اثیر؛ اسدالغابه، ج۸، ص۳۱۱، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۹.
۲۰. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ص۱۰۷، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۲۱. ابن عبدالبر؛الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ج۴، ص۱۹۱۲، بیروت، دارالجبل، چاپ اول.    
۲۲. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ص۶۱۷، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸.    
۲۳. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ص۱۰۷، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۲۴. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ص۶۱۷، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸.    
۲۵. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۱، ص۱۰۷، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۲۶. ابن اثیر؛ اسدالغابه، ج۸، ص۳۱۱، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۹.
۲۷. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۸، ص۱۷۱، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۲۸. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، ص۴۵۰، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۲۹. عسقلانی، ابن حجر؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۱۱، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵.    
۳۰. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۸، ص۱۸۲، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.
۳۱. صالحی دمشقی، محمد بن یوسف؛ سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۹، ص۶۰، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۴.    
۳۲. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۸، ص۱۵۱، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۳۳. مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۲۹، بیروت، دار صادر، ۱۴۰۴.    
۳۴. تحریم/سوره۶۶، آیه۱.    
۳۵. سید جمیلی؛ نساء النبی، ص۱۳۷ – ۱۳۸، بیروت، دار المکتبة الهلال، ۲۰۰۳.    
۳۶. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، ص۴۴۹، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۳۷. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۱، ص۱۰۷، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۳۸. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۱، ص۱۷۱، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.
۳۹. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ص۶۱۷، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸.    
۴۰. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ص۷۱، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸.
۴۱. ابن کثیر؛ البدایه و النهایه، ج۵، ص۳۰۴، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.    
۴۲. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، ص۴۴۹، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۴۳. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۱، ص۱۰۸، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۴۴. ابن جوزی؛ المنتظم، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء و مصطفی عبدالقادر عطاء، ج۳، ص۳۴۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۲.    
۴۵. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، ص۴۵۰، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۴۶. یعقوبی؛ تاریخ یعقوبی، ، ج۲، ص۸۷بیروت، دارصادر، چاپ دوم، ۱۹۸۸.
۴۷. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۸، ص۱۷۲، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۴۸. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، ص۴۵۰، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۴۹. قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹-۱۰۰، قم، جزائری، چاپ سوم، ۱۴۰۴.    
۵۰. شیخ مفید؛ رسالة حول خبر ماریه، تحقیق مهدی الصباحی، ص۱۶، هزاره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳.
۵۱. قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹-۱۰۰، قم، جزائری، چاپ سوم، ۱۴۰۴.    
۵۲. شیخ مفید؛ رسالة حول خبر ماریه، تحقیق مهدی الصباحی، ص۱۷، هزاره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳.
۵۳. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، ص۴۵۰، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۵۴. ابن عبدالبر؛الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ج۴، ص۱۹۱۲، بیروت، دارالجبل، چاپ اول.    
۵۵. نور/سوره۲۴، آیه۱۱.    
۵۶. قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹، قم، جزائری، چاپ سوم، ۱۴۰۴.    
۵۷. قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر قمی، ج۲، ص۹۹، قم، جزائری، چاپ سوم، ۱۴۰۴.    
۵۸. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۲، ص۵۰، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۵۹. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۲، ص۶۱۱، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸.    
۶۰. بیهقی، ابوبکر؛ دلائل النبوه، ج۴، ص۶۵ و...، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵.
۶۱. العاملی، جعفر مرتضی؛ حدیث الافک، ص۷۲ ، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۰.
۶۲. العاملی، جعفر مرتضی؛ حدیث الافک، ص ۱۳۷، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۰.
۶۳. مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۳۶، بیروت، دار صادر، ۱۴۰۴.    
۶۴. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۳، ص۲۲، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸.    
۶۵. ابن کثیر؛ البدایه و النهایه، ج۷، ص۷۴، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷.    
۶۶. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۱، ص۱۰۷، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۶۷. یاقوت حموی؛ معجم البلدان، ج۵، ص۱۳۸، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵.    
۶۸. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶، ص۴۵۰.    
۶۹. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۱۸، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸.
۷۰. ابن سعد؛ طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، ج۸، ص۱۷۴، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.    
۷۱. ابن جوزی؛ المنتظم، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء و مصطفی عبدالقادر عطاء، ج۴، ص۲۱۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۲.    
۷۲. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ج۱۱، ص۶۱۸، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸.    
۷۳. ابن جوزی؛ المنتظم، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء و مصطفی عبدالقادر عطاء، ج۴، ص۲۱۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۲.    
۷۴. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۱، ص۶۱۸، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۷۸.
۷۵. ابن جوزی؛ المنتظم، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء و مصطفی عبدالقادر عطاء، ج۴، ص۲۱۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۲.    
۷۶. ابن عبدالبر؛الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، ص۱۹۱۲، بیروت، دارالجبل، چاپ اول.    
۷۷. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، بیروت، ص۴۵۳، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    


منبع[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله ماریه قبطیه.    






جعبه‌ابزار