فقرذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: فقیر، مرگ، قبر، فقر، فخر، مذمت فقر.

پرسش: آیا فقیر بودن باعث افتخار انسان است، یا آن‌که مرگ بهتر از فقر است؟! در هر دو زمینه روایاتی داریم!

پاسخ:


کسب روزی حلال[ویرایش]

از آن‌جا که انسان در دنیا مأمور به سعی و تلاش در راه به دست آوردن روزی حلال است، در این راستا اگر او سعی و تلاش خود را - البته از راه‌های صحیح و درست - به کار گرفت، دیگر چندان نگران نیازهای مادی نخواهد بود؛ چراکه به وظیفه خود و طبق قواعد و قوانین عمل کرده و روزی و برکت نیز از جانب پروردگار است. انسان اگر از این زاویه به دنیا و زندگی دنیایی نگاه کند، حتی اگر فقری به سراغش آمد، آن فقر، مایه فخر و مباهات است که پیشوایان دین آن‌ را ستوده‌اند: «رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ (صلي‌الله‌عليه‌وآله) الْفَقْرُ فَخْرِی وَ بِهِ أَفْتَخِرُ»؛ پیامبر اسلام (صلي‌الله‌عليه‌وآله) فرمود: فقر مایه مباحات من است و من به آن افتخار می‌کنم. [۱]

فقر و غنا[ویرایش]

بنابراین نه فقر به خودی خود و بدون در نظر گرفتن ارزش‌های دینی، ارزش ذاتی دارد و نه ثروت و مالی که از راه حلال به دست آید، مذموم است. فقر و غنا هر دو از ابزارهای امتحان الهی‌اند که می‌توانند مایۀ پیشرفت و تعالی، و یا انحراف و انحطاط انسان باشند. البته از این مطلب نباید غافل شد که انسان فقیر در جامعه نسبت به هم‌نوعان خویش مسئولیت کمتری خواهد داشت، و در روز واپسین در پیشگاه خداوند، حساب آسان‌تری خواهد داشت؛ چراکه در مورد مال دنیا فرموده‌اند: «... وَ اعْلَمْ أَنَّ فِی حَلَالِهَا حِسَاباً وَ فِی حَرَامِهَا عِقَابا...»؛ «در حلالش حساب و در حرامش عقاب است». [۲]

فقر مطلق و فقر نسبی[ویرایش]

در نگاهی دیگر، حتی اگر در هر دو روایتی که یکی فقر را فخر و دیگری آن‌ را بدتر از مرگ می‌داند، مراد از فقر را فقر مادی بدانیم، در جمع‌بندی باید گفت «فقر» مانند «وجود» واژه‌ای تشکیکی است و مصادیق فراوانی دارد؛ یعنی آن فقری بدتر از قبر است و ممکن است سر از کفر درآورد («عَنْ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (عليه‌السلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي‌الله‌عليه‌وآله) کَادَ الْفَقْر») [۳] که فقر مطلق باشد و انسان تمام فکر و اندیشه‌اش صرف به دست آوردن حداقل زندگی شود و توان اندیشیدن به چیز دیگری را نداشته باشد؛ اما فقر نسبی با توجه به این‌که صفت ناپسند استغنا را در انسان نابود می‌کند، برای رشد معنوی انسان مفید است: «کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی‌»؛ [۴] چنین نیست (که شما می‌پندارید) به یقین انسان طغیان می‌کند، از این‌که خود را بی‌نیاز ببیند.

فقر معنوی[ویرایش]

البته ممکن است منظور از «و القبر خیر من الفقر» فقر و ناداری معنوی باشد که همان فقر در آخرت است؛ به سبب اعمال خلاف و تهی‌دست بودن از اعمال نیکو، یا نه، بلکه همان فقر مادی که همراه با صبر و ورع نباشد. در این‌جا روشن است که مرگ و قبر برای چنین فردی بهتر است؛ چراکه او را از هلاکت و بدبختی نجات خواهد داد. [۵]
به عبارتی، اگر فردی هر روز از لحاظ معنوی فقیرتر از دیروزش شده و یا آن‌که فقر مادی، او را از مسیر صبر و تقوا دور کند، قبر و مرگ برایش گزینه بهتری خواهد بود.


پانویس[ویرایش]
 
۱. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۶۹، ص۳۰، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۹ق.    
۲. میرزا حسین نوری طبرسی، میرزا حسین (محدث نوری)، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۵۲، قم، مؤسسة آل البیت، ۱۴۰۸ق.    
۳. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی‌اکبر، آخوندی، محمد، ج‌۲، ص‌۳۰۷، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.    
۴. علق/سوره۹۶، آیه۶.    
۵. سروی مازندرانی، محمدصالح بن احمد، شرح الکافی (الاصول و الروضة)، محقق، مصحح، شعرانی، ابو الحسن، ج۱۱، ص۲۲۰، تهران، ‌المکتبة الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۸۲ق.


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «فقر»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱/۱۶.    



جعبه‌ابزار