خطبه 15 نهج‌البلاغهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: خطبه پانزدهم نهج‌البلاغه، عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی، حضرت علی (علیه‌السلام).

پرسش: امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملک به الاماء لرددته فان فی العدل سعة و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق» (خطبه ۱۵ نهج البلاغه)، چه‌گونه ظلم بر افرادی که عدل بر آنان دشوار است، دشوارتر خواهد بود و حال آن‌که در حکومت ظلمه دست آنان برای رسیدن به اهدافشان بازتر است؟ اگر ممکن است روایاتی در این زمینه بیان کنید.

پاسخ:



صفت بارز امام علی

[ویرایش]

یکی از اوصاف حضرت علی (علیه‌السلام) عدالت‌خواهی و ظلم‌ستیزی ایشان است و به حدی این صفت در آن حضرت برجسته است که گفته‌اند: «قتل فی محرابه لشدة عدله؛ در محرابش به خاطر شدت عدالتش کشته شد»؛ و در این باره سخنان نغز بسیاری دارند
[۲] رسول‌زاده خویی، سیداسماعیل، قضاوت‌ها و حکومت عدالت‌خواهی علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، ص۵۳۰ـ۵۵۷، تهران، یاسین، چاپ هفتم، ۱۳۷۵.
و خطبه‌ای که در سؤال مطرح شده یکی از آن‌هاست.

نگاهی به خطبه پانزدهم

[ویرایش]

آن‌چه را که مرحوم سیدرضی (رحمة‌الله‌علیه) در خطبه ۱۵ نهج البلاغه آورده است، بخش گلچین‌شده از خطبه‌ای است که طبق نقل ابن عباس، امام علی (علیه‌السلام) در روز دوم خلافت ظاهری‌شان در مورد بازپس‌گیری زمین‌ها و اموال متعلق به بیت‌المال که در زمان عثمان تاراج شده بود، بیان فرمودند:
و در آن به غارتگران این‌گونه هشدار دادند: «بدانید هر قطعه‌ای از زمین را که عثمان بخشیده و هر مالی از مال الله (بیت‌المال) که به ناحق داده است، باید به بیت‌المال برگردد؛ زیرا هیچ چیزی، حق قدیم و ثابت را باطل نمی‌کند ...» و بعد طبق آن‌چه در نهج البلاغه آمده، در متن سؤال هم ذکر شده است، فرمودند: «و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملک به الاماء لرددته فان فی العمل سعة و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق؛ به خدا سوگند! بیت‌المال تاراج‌شده را هر کجا بیابم، به صاحبان آن باز می‌گردانم، گرچه با آن ازدواج کرده، یا کنیزانی خریده باشند؛ زیرا عدالت گشایش برای عموم است و آن کسی که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سخت‌تر است».

معنای فراز آخر

[ویرایش]

به نظر می‌رسد سؤالی که درباره این خطبه مطرح شده است، ناشی از معنایی است که برای قسمت آخر آن یعنی «فان فی العدل سعة و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق» تصور شده است؛ زیرا این سؤال بر این فرض مبتنی است که معنی قسمت آخر خطبه این باشد که «کسانی که عدل بر آنان دشوار است، ظلم کردن توسط آنان دشوارتر خواهد بود» و حال آن‌که منظور حضرت این نیست؛ بلکه به نظر مترجمان و شارحان معروف نهج البلاغه، مقصود از عبارت «و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق» این است که کسی که تحمل عدل بر او دشوار است، به طریق اولی تحمل ظلم و ستم بر او سخت‌تر خواهد بود.
[۸] مغنیه، محمدجواد، فی ظلال نهج البلاغه، ج۱، ص۱۳۰، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ سوم، ۱۹۷۹م.


← دیدگاه شهید مطهری


چنان‌که شهید مطهری (رحمة‌الله‌علیه) در توضیح فراز مورد بحث می‌فرماید: عدالت بیش از هر چیز دیگر، گنجایش دارد که همه را راضی کند، یگانه ظرفیتی که می‌تواند همه را در خود جمع کند و زمینه رضایت عموم واقع گردد، عدالت است، اگر کسی در اثر انحراف طبیعت و در اثر حرص و آز، به حق خود و حد خود قانع نباشد و قناعتِ به حق، بر او فشار بیاورد، جور و ظلم به او بیش‌تر فشار خواهد آورد.

← دیدگاه مکارم شیرازی


آیت الله مکارم شیرازی در توضیح عبارت مورد بحث می‌نویسد:
(علی (علیه‌السلام)) سرانجام به کسانی که دست‌هایشان به این اموال (اموال حرامی که در زمان عثمان به چنگ آورده‌اند) آلوده است و تصور می‌کنند این تصمیم امام (علیه‌السلام) (در بازپس‌گیری آن اموال) به زیان آن‌هاست، ‌اندرز می‌دهد که این کار به نفع خود آن‌ها می‌باشد؛ زیرا اگر کسی عدالت بر او تنگ‌تر است؛ چراکه عدالت، اموال حلال او را به او می‌دهد و تنها اموال نامشروعش را می‌گیرد، ولی اگر (افراد) تن به عدالت ندهند و رسم ظلم و جور زنده کنند، تمام اموالشان به خطر می‌افتد، هم حلالشان و هم حرامشان ...

← تفاسیر دیگر


البته تفاسیر دیگری نیز درباره قسمت پایانی خطبه مورد بحث ذکر شده است؛ اما هیچ‌یک از آن تفاسیر با برداشتی که در سؤال از آن ناشی شده است، موافق نیست. بنابراین توجه به مقصود حضرت علی (علیه‌السلام) مانع از پدید آمدن سؤال فوق می‌گردد و جایی برای ذکر احادیثی در تأیید آن برداشت وجود نخواهد داشت و اصلاً روایتی در این مورد وجود ندارد.

بیان چند روایت

[ویرایش]

در این‌جا برای آن‌که درخواست پرسشگر عزیز بی‌پاسخ نماند، چند روایت که به نحوی با موضوع خطبه مورد بحث مرتبط باشد، ذکر می‌گردد:

← روایت اول


وقتی عده‌ای از دوستان علی (علیه‌السلام) به حضرت پیشنهاد کردند که به خاطر جذب بزرگان قریش و ... دست از تقسیم مساوی بیت‌المال بردارد و به اشراف اموال بیش‌تری عطا کند؛ حضرت در پاسخ فرمودند: «آیا به من دستور می‌دهید برای پیروزی خود، از جور ستم درباره امت اسلامی که بر آن‌ها ولایت دارم، استفاده کنم؟ به خدا سوگند! تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان از پی هم طلوع و غروب می‌کنند، هرگز چنین کاری نخواهم کرد! اگر این اموال از خودم بود؛ به گونه‌ای مساوی در میان مردم تقسیم می‌کردم تا چه رسد که جزو اموال خداست ...».

← روایت دوم


باز حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «من عامل رعیته بالظلم ازال الله ملکه و عجل بواره و هلکه (هلاکه)؛ هرکس (فرمان‌روایی) که با رعیت (زیردستان) خود با ظلم رفتار کند، خداوند ملکش (فرمان‌روایی‌اش) را زائل کند و نابودی و هلاکتش را سریع گرداند».

← روایت سوم


امام علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «الرعیة لا یصلحها الا العدل؛
[۱۴] تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۳۴۰، تحقیق مصطفی درایتی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، بی‌تا.
(حال و وضع) رعیت (مردم) را چیزی جز عدل اصلاح نمی‌کند».

← روایت چهارم


و نیز آن حضرت فرمود: «فی الجور هلاک الرعیة؛ تباهی رعیت (مردم)، در ظلم و ستم‌کاری است».

← روایت پنجم


امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «ما اوسع العدل، ان الناس یستغنون اذا عدل علیهم؛ عدالت چه وسعتی دارد! یقیناً اگر با مردم با عدالت برخورد شود، (همه) مردم غنی (بی‌نیاز) خواهند شد».

منابع

[ویرایش]

۱. علامه جعفری، محمدتقی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۱۷۴-۲۲۵، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چ هفتم، ۱۳۷۶.
۲. محمد، محمدی ری‌شهری، میزان الحکمة، ج۶، ص۷۸-۹۰، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۲؛ محمد، محمدی ری‌شهری، میزان الحکمة، ج؟، ص۵۹۵-۶۱۹، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۲.
۳. سید اسماعیل رسول‌زاده خویی، قضاوت‌ها و حکومت عدالت خواهی علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، تهران، یاسین، چ هفتم، ۱۳۷۵، ص۵۲۹-۵۶۸. (در این کتاب روایات علی (علیه‌السلام) پیرامون عدالت و ظلم گردآوری شده است).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۲۰، تهران، صدرا، چاپ پنجم، ۱۳۵۸.    
۲. رسول‌زاده خویی، سیداسماعیل، قضاوت‌ها و حکومت عدالت‌خواهی علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، ص۵۳۰ـ۵۵۷، تهران، یاسین، چاپ هفتم، ۱۳۷۵.
۳. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، پیام امام، ج۱، ص۵۲۶، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۵.    
۴. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۶۹، قاهره، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۳۸۵ ق.    
۵. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۶۹، قاهره، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۳۸۵ ق.    
۶. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۱۶، خطبه ۱۵، ترجمه محمد دشتی، قم، پارسایان، چاپ دوم، ۱۳۷۹.    
۷. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، پیام امام، ج۱، ص۵۲۷، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۵.    
۸. مغنیه، محمدجواد، فی ظلال نهج البلاغه، ج۱، ص۱۳۰، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ سوم، ۱۹۷۹م.
۹. مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۲۲، تهران، صدرا، چاپ پنجم، ۱۳۵۸.    
۱۰. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، پیام امام، ج۱، ص۵۲۸، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۵.    
۱۱. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، پیام امام، ج۱، ص۵۲۹، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۵.    
۱۲. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۱۱۸، خطبه ۱۲۶، ترجمه محمد دشتی، قم، پارسایان، چاپ دوم، ۱۳۷۹.    
۱۳. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۶۳۴، تحقیق مصطفی درایتی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، بی‌تا.    
۱۴. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۳۴۰، تحقیق مصطفی درایتی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، بی‌تا.
۱۵. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۸۱۵، تحقیق مصطفی درایتی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، بی‌تا.    
۱۶. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۴۷۸، تحقیق مصطفی درایتی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، بی‌تا.    
۱۷. محمدی ری‌شهری، محمد میزان الحکمة، ج۷، ص۹۴، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۲.    


منبع

[ویرایش]

سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «خطبه ۱۵ نهج‌البلاغه»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۰۴/۱۹.    



جعبه ابزار
جعبه‌ابزار