ترک غیبتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: غیبت، ترک غیبت.

پرسش: درباره غیبت توضیح دهید؟

پاسخ: غیبت عبارت است از ذکر کردن یا فهماندن عیب و نقص کسی به دیگران در غیاب او و همچنین یاد کردن شخصی به آنچه که کراهت و ناخوش دارد.
بررسی انگیزه‌ها و عواملی که باعث غیبت کردن می‌شود و سعی در از بین بردن آن‌ها، تفکر در آثار دنیوی و اخروی؛ و نهایتاً توجه به باطن و حقیقت غیبت که خوردن گوشت برادر مرده باشد، راه‌هایی است که انسان را در ترک غیبت یاری می‌دهد.


ترک غیبت[ویرایش]

برای فرار از غیبت و ترک آن در سه چیز باید تفکر کرد: ۱. علت غیبت کردن؛ ۲. آثار غیبت؛ ۳. حقیقت غیبت.

← علت غیبت کردن
باید با خودمان خلوت کنیم و رفتارهایمان را مرور کنیم و ببینیم با چه انگیزه‌ یا انگیزه‌هایی سراغ غیبت می‌رویم و بعد سعی کنیم آن انگیزه‌ها را ضعیف کرده یا از بین ببریم. هر کس خودش بهتر می‌داند با چه انگیزه‌ای غیبت می‌کند.

←← دشمنی
ممکن است با کسی که از او غیبت‌ می‌کنیم دشمنی داریم و همین دشمنی سبب می‌شود علیه او اقدامی کنیم و از او غیبت کنیم و او را در نزد دیگران کوچک و خوار کنیم. اگر این‌چنین است باید اولاً دشمنی را از بین برده و با خود بگوییم مؤمنین که با هم برادرند، [۱] نباید دشمن باشند، نباید بد هم را بخواهند و ... .
اگر هم با او دشمن هستیم، آیا با غیبت کردن داریم به او بدی می‌کنیم یا خوبی؟ در روایات آمده است که کارهای خوب آدم غیبت‌کننده وارد نامه اعمال غیبت‌شونده می‌شود؛ پس ما داریم با غیبت‌ او در واقع به خودمان بدی می‌کنیم، نه به دشمنمان. [۲]

←← حسادت
ممکن است از روی حسادت غیبت کنیم. در این صورت باید حسادتی که در ما هست درمان شود. باید با خودمان بیندیشیم که چرا ما باید از بین رفتن نعمتی را که خدا به او داده، طلب و آرزو کنیم. خداوند شاید خیر و مصلحت او می‌دانسته که به او نعمت داده و به ما نداده است. [۳] خداوند می‌تواند در عین این‌که به او ـ غیبت‌شونده ـ نعمت داده به ما نیز بدهد. لازم نیست که آرزو کنیم که نعمت او را بگیرد تا به ما برسد.

←← دلسوزی
ممکن است از روی دلسوزی باشد؛ [۴] یعنی ما گاهی مشکل و گرفتاری یک فرد را که به نوعی عیب حساب می‌شود، از روی دلسوزی در میان جمع مطرح می‌کنیم؛ درحالی‌که او اگر بشنود، ناراحت می‌شود و دوست ندارد که دیگران از مشکل و عیب او باخبر شوند. در این‌جا باید بیندیشیم که این راه دلسوزی نیست. اگر مشکل او قابل حل است و خودمان می‌توانیم حل کنیم باید در رفع آن بکوشیم؛ نه آنکه آن را هر جا می‌رویم بیان کنیم یا اگر خودمان نمی‌توانیم فقط به کسی که می‌تواند ـ آن هم به شکل خصوصی ـ در میان بگذاریم. اگر می‌خواهیم خدمتی بکنیم نباید آبروی او را بریزیم.

←← مجلس‌گرمی
ممکن است به خاطر هیچ‌یک از این انگیزه‌ها نباشد؛ بلکه صرفاً برای خوش‌گذارنی و دور هم نشستن و با گفتن سخن از این و آن لحظاتی را به خنده برگزار کردن.در این صورت باید‌ اندیشید آیا چند لحظه خوش بودن به عذاب و عقوبتی که در پی دارد می‌ارزد یا راه مناسب‌تر و بهتری بدون آن‌که عقوبت اخروی به همراه داشته باشد، وجود ندارد.آیا نمی‌توان غیبت نکرد و خوش بود آیا نمی‌توان به سرگرمی‌ها حلال پرداخت.

←← انگیزه‌های دیگر
ممکن است انگیزه‌های دیگری باشد که باید آن‌ها را شناسایی کرد و با تفکر و مطالعه کتب اخلاق اسلامی راه‌حل مبارزه با آن را پیدا کرد.
خداوند در قرآن وقتی می‌خواهد از غیبت نهی کند اول از چیزهایی که ممکن است زمینه غیبت را فراهم کنند نهی می‌کند و می‌گوید: «از بسیاری گمان‌ها بپرهیزید؛ چراکه بعضی از گمان‌ها گناه است». [۵] نباید به دیگران بدگمان شد.باید رفتار و کردار آن‌ها را بر وجهی درست حمل کرد. باید اگر احیاناً رفتار مشکوک می‌بینیم، بگوییم ان‌شاء‌الله قصد خیر داشته و امثال آن. نباید آن را به گونه ناصحیح تفسیر کرده، بدگمان نباید شد که همین بدگمانی سبب می‌شود بروید ببینید قضیه چیست و به تجسس بپردازید. وقتی که تجسس کردید ممکن است به عیبی یا رفتار ناشایستی برخورد کنید. به چیزی دست پیدا کنید که دیگران از آن بی‌خبر هستند بعد بیایید آن را برای آن‌ها تعریف کنید و به این وسیله مبتلا به غیبت شوید. لذا خداوند از سه رفتار ناشایستِ بدگمانی، تجسس و غیبت نهی می‌کند.

← آثار غیبت
آثار و پی‌آمدهای غیبت، عبارت‌اند از:

←← آثار دنیوی
وقتی که ما از کسی در پیش دیگران غیبت می‌کنیم، آن‌ها با خود فکر می‌کنند این که از فلانی پیش ما بدگویی می‌کند، حتماً از ما هم نزد دیگران بدگویی می‌کند و به یاد آن شعر می‌افتند که:
آن‌که عیب دگران نزد تو آورد و شمرد ••• بی‌گمان عیب تو نزد دگران خواهد برد
لذا به ما بدگمان و بی‌اعتماد می‌شوند؛ بنابراین در درجه اول سلب اعتماد از دیگران کرده‌ایم.
اگر غیبت‌شونده از موضوع باخبر شود و بفهمد که ما عیب او را پیش دیگران گفته‌ایم و از او بدگویی کرده‌ایم از ما دلخور و دلگیر خواهد شد و احتمالاً کینه ما را به دل می‌گیرد و به دشمنی با ما می‌پردازد و او نیز درصدد تلافی برمی‌آید و آبروی ما را پیش دیگران می‌ریزد. با غیبت کردن برای خود دشمن درست می‌کنیم و بذر دشمنی و کینه را در جامعه اسلامی می‌پاشیم. [۶]
اثر دیگری که در دنیا به دنبال دارد این است که طبق روایات وقتی ما در پی عیوب مردم باشیم تا از آن‌ها آگاه شویم و به دیگران بگوییم، خداوند در پی عیب ما خواهد آمد و ما را هر چند در خانه‌مان باشیم، رسوا خواهد کرد. بنابراین اگر در پی رسوا کردن دیگران باشیم، خدا نیز ما را رسوا خواهد کرد. [۷] [۸]

←← آثار اخروی
مهم‌تر از همه آن است که سبب می‌شود حسنات ما از بین برود. در روایت است که «آتش در سوزاندن چوب خشک از غیبت در از بین بردن حسنات سریع‌تر عمل نمی‌کند». [۹]
یا در روایت دیگری است که «کسی در حضور پروردگار متوقف می‌شود و نامه عملش به او داده می‌شود، پس کارهای خوب خود را نمی‌بیند، می‌گوید: خداوندا! این نامه اعمال من نیست، حسناتم در آن نمی‌باشد.به او گفته می‌شود پروردگار تو اشتباه نمی‌کند و نه فراموش می‌کند، اعمال تو با غیبت کردن مردم از بین رفته است و کس دیگر آورده می‌شود و نامه عملش به او داده می‌شود؛ پس در آن طاعات بسیاری می‌بیند پس می‌گوید خداوندا! این نامه اعمال من نیست من که این طاعات را انجام نداده بودم. به او گفته می‌شود: فلانی از تو غیبت کرد؛ از‌این‌روی کارهای نیکش به تو داده شد». [۱۰]

←← آثار دیگر
أ. در یک روایت است که «غیبت‌کننده اگر توبه کند، آخرین کسی است که به بهشت می‌رود و اگر توبه نکند، اولین کسی است که به دوزخ می‌رود». [۱۱]
ب. در روایت دیگر است که حضرت علی (علیه‌السلام) به نوف که درخواست موعظه کرده بود فرمود: «از غیبت دوری کن که خورش سگ‌های جهنم است». [۱۲] [۱۳]
روایات دیگری نیز هست که ما برای طولانی نشدن مطلب از ذکر آن‌ها خودداری می‌کنیم. [۱۴]

← حقیقت غیبت
عاملی دیگر که می‌تواند در ترک غیبت مؤثر باشد، توجه به حقیقت و باطن غیبت است. خداوند می‌گوید: «آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ همه شما از این امر کراهت دارید». [۱۵]

در این آیه برای نهی از غیبت به حقیقت و باطن غیبت کردن اشاره شده است. حقیقت آن خوردن گوشت مرده برادر است؛ چون مؤمنین با هم برادرند؛ پس وقتی از یک مؤمن غیبت می‌کنی از برادر خود غیبت کرده‌ای و در حقیقت گوشت مرده او را خورده‌ای. آیا هیچ انسانی گوشت برادر مرده خود را می‌خورد؟ پس همان‌طور که از این مسئله متنفر هستید، باید از غیبت کردن تنفر داشته باشید. چون با غیبت کردن دارید همان کاری را می‌کنید که از آن تنفر دارید؛ یعنی گوشت برادر مرده خود را می‌خورید.
ـ انسان که گوشت می‌خورد تنها گوشت تعداد مشخصی از حیوانات را می‌خورد، آن هم حیوانی که زنده باشد و انسان آن را بکشد، نه حیوان مرده را؛ اما انسان گوشت انسان دیگر را هرگز نمی‌خورد؛ به خصوص اگر مرده باشد.
ـ انسان نسبت به برادر خود تعصب می‌ورزد و اگر کسی به او حمله کند، از او دفاع می‌کند و نمی‌گذارد به برادرش آسیبی برسد. چه جور برادری باشد که بخواهد به برادرش آسیب و صدمه‌ای برساند. تا چه رسد که بخواهد گوشت او را درحالی‌که مرده باشد و هیچ‌گونه دفاعی از خود ندارد، بخورد. این‌ها کارهایی است که انسان‌های با وجدان به‌شدت از آن دوری می‌جویند.

نتیجه بحث[ویرایش]

سه چیز ما را در ترک غیبت کمک می‌کند:
۱. بررسی انگیزه‌ها و عواملی که باعث غیبت کردن می‌شود و سعی در از بین بردن آن‌ها؛
۲. تفکر در آثار دنیوی و اخروی؛
۳. توجه به باطن و حقیقت غیبت که خوردن گوشت برادر مرده باشد.
وقتی خواستیم غیبت کنیم اگر به این سه چیز توجه کنیم، آن را مرتکب نخواهیم شد و مدتی تمرین در مواظبت ما را برای همیشه از ارتکاب این گناه عظیم باز خواهد داشت.

یادآوری چند نکته[ویرایش]

اکنون چند نکته مهم را یادآوری می‌کنیم:

← دوری از مجالس غیبت
پس از شناخت علل و زمینه‌های غیبت و اعتقاد به جنبه‌های منفی دنیوی و اخروی آن، باید از مجالس غیبت دوری گزید و اگر این کار عادت شده باشد، برای دوری و ترک عادت رفتارهای جای‌گزین برای آن در نظر گرفت؛ مثلاً به جای اینکه اوقات فراغت خود را با مجلس بگووبخند پر از غیبت پر کنیم، در پی مجالس سالم‌تر باشیم یا کتاب به مطالعه کنیم و... .

← توجه به معنویت و توسل به ائمه
توجه به معنویت مثل خواندن نماز اول وقت، دعاهایی (مثل مکارم الاخلاق، مناجات توابین (خمس عشر)، دعاهای ایام هفته و...) که در مفاتیح‌الجنان ذکر شده‌اند، ما را از گناهان دور می‌کند؛ هم‌چنین توسل به ائمه (علیهم‌السلام) و دیدار پاکان و خواندن روش زندگی آنان در این کار موثر است.

← گوش دادن به غیبت
مطالبی که گفته شد مربوط به این بود که چگونه از غیبت کردن فرار کنیم؛ ‌یعنی غیبت نکنیم؛ ولی نباید فراموش کرد که گاه ما غیبت نمی‌کنیم؛ اما با گوش دادن به غیبت در گناه آن شریک می‌شویم. در حدیث آمده است که «اگر انسان در مجلسی باشد و غیبت برادر مسلمانش را بشنود و آن غیبت را رد کند، خداوند (عزوجل) از او هزار باب شر در دنیا و آخرت از او دور می‌کند؛ ولی اگر رد نکند، بر او مثل گناه غیبت‌کننده است». [۱۶] [۱۷] [۱۸]

←← نهی از غیبت و دفاع از غیبت‌شونده
برای آن‌که از گناه غیبت و عقابی که به دنبال دارد پاک باشیم، باید نه غیبت کنیم و نه به غیبت گوش دهیم و با این گوش دادن غیبت‌کننده را تشویق نکنیم و در چنین مواردی ضمن نهی از غیبت، به یاری غیبت‌شونده بشتابیم و از او دفاع کنیم؛ مثلاً اگر از عیب دنیایی او ـ از زشتی و نقص عضو او ... ـ غیبت می‌کنند، بگوییم این که عیبت نیست عیب چیزی است که خدا آن را عیب دانسته است که همان غیبت کردن تو باشد و اگر از عیب دینی او ـ مثلاً در نماز سهل‌انگار است ـ غیبت می‌کنند، سعی کنیم کار او را توجیه کنیم؛ مثلاً بگوییم تو که همیشه با او نیستی شاید خیلی مواقع نمازش را مرتب می‌خواند، شاید عذری داشته که نمازش را به موقع نخوانده و امثال آن و اگر قابل توجیه نیست، بگوییم بالاخره مؤمن گاهی مبتلا به گناه می‌شود، تو هم داری گناه می‌کنی. تو که خودت گناه می‌کنی، چرا از دیگران به سبب آن غیبت می‌کنی. اگر تذکرات ما فایده نداشت و ترک مجلس غیبت دشوار نبود، باید مجلس را ترک کرد، گرنه با تذکر دادن و نهی از غیبت و دفاع از غیبت‌شونده ما وظیفه‌مان را انجام داده‌ایم.

معرفی منابع[ویرایش]

۱. گناهان کبیره، شهید دستغیب شیرازی، شیراز، کانون تربیت.
۲. آفات زبان، محسن غفاری، تهران، پیام آزادی.
۳. معراج السعاده، ملااحمد نراقی، قم، هجرت.

پانویس[ویرایش]
 
۱. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۰.    
۲. موسوی خمینی، روح‌الله، چهل حدیث، ص۳۱۳، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۷۱ش.    
۳. موسوی خمینی، روح‌الله، چهل حدیث، ص۱۱۲، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۷۱ش.    
۴. نراقی، ملااحمد، معراج السعادة، ص۴۰۷، مؤسسه مطبوعاتی هدف، چ۲، ۱۳۶۷ش.
۵. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۲.    
۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۱۸۹، دارالکتب الاسلامیه، چ۱۷، ۱۳۷۸ش.    
۷. موسوی خمینی، روح‌الله، چهل حدیث، ص۳۱۶، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۷۱ش.    
۸. موسوی خمینی، روح‌الله، چهل حدیث، ص۲۵۹، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۷۱ش.
۹. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۹، ص۱۲۶، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، چ۲، ۱۴۰۸ق.
۱۰. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۸۳.    
۱۱. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۲.    
۱۲. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان‌الحکمه، ج۳، ص۲۳۲۹، دار‌الحدیث، چ۱.    
۱۳. محمدی ری‌شهری، محمد، میزان‌الحکمه، ج۸، ص۵۷۷، دار‌الحدیث، چ۱.    
۱۴. موسوی خمینی، روح‌الله، چهل حدیث، ص۳۰۴، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۷۱ش.    
۱۵. موسوی خمینی، روح‌الله، چهل حدیث، ص۳۰۳، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۷۱ش.    
۱۶. موسوی خمینی، روح‌الله، چهل حدیث، ص۳۱۵، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۷۱ش.    
۱۷. موسوی خمینی، روح‌الله، استفتائات، ج۲، ص۶۱۷، ‌مؤسسه نشر اسلامی، چ۲، ۱۳۷۲ش.
۱۸. موسوی خمینی، روح‌الله، استفتائات، ج۲، ص۱۶۸، ‌مؤسسه نشر اسلامی، چ۲، ۱۳۷۲ش.    


منبع[ویرایش]


سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «ترک غیبت»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۷/۱۱/۱۸.    







جعبه‌ابزار