• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

بررسی روایی قصاص ابن ملجم مرادی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: امام حسن، ابن ملجم، مثله، قصاص.

پرسش: ‌آیا روایاتی که می‌گویند امام حسین (علیه‌السّلام) و چند نفر دیگر ابن ملجم را مثله کردند و امام حسن (علیه‌السّلام) دستور داد او را بسوزانند، صحیح است؟!

پاسخ اجمالی: ابن ملجم مرادی، قاتل امام علی (علیه‌السّلام) به وسیله امام حسن (علیه‌السّلام) قصاص شد. در مورد چگونگی انجام این قصاص نقل‌هایی وجود دارد؛ معروف‌ترین آنها که متواتر است، سفارش امام علی (علیه‌السّلام) به امام حسن است که فرمودند قاتلم باید با یک ضربه قصاص شود که این نقل به سیره امام حسن (علیه‌السّلام) نزدیک‌تر است؛ اما نقل‌های دیگری نیز وجود دارد که اشاره به سوزاندن و مثله کردن ابن ملجم می‌کنند. مثله کردن، علاوه بر آنکه خلاف آموزه‌های اسلامی است، خلاف سیره پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز است. البته از برخی روایات برداشت می‌شود که گروهی از مردم، در حرکتی خودجوش و به دلیل شدت غضبی که از قاتل امام علی (علیه‌السّلام) داشتند، جنازه او را سوزاندند که در این صورت، نمی‌توان انجام چنین رفتاری را به امام نسبت داد.



ابن ملجم مرادی، قاتل امام علی (علیه‌السّلام) به وسیله امام حسن (علیه‌السّلام) قصاص شد. در مورد چگونگی انجام این قصاص نقل‌هایی وجود دارد. معروف‌ترین آن، وصیت امام علی (علیه‌السّلام) به فرزندش است: «ای فرزندان عبدالمطلّب! مبادا پس از من دست به خون مسلمانان فرو برید (و دست به کشتار بزنید) و بگویید، امیر مؤمنان کشته شد، بدانید که فقط قاتلم باید قصاص شود. هرگاه من از این ضربت او از دنیا رفتم تنها او را یک ضربت بزنید.» امام در این سخن و سخنان دیگری که نقل شده است؛ به نوع کشتن قاتل خود که با یک ضربه باشد، اشاره کرده است.
به نظر می‌رسد؛ نقل فوق که تقریبا متواتر است، با سیره امام حسن (علیه‌السّلام) نزدیک‌تر باشد. با این وجود، در برخی منابع تاریخی، مثله کردن و یا سوزاندن ابن ملجم نیز نقل شده است که پذیرش آنها به دلایل مختلفی - مانند توصیه امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در مورد شیوه قصاص - بسیار دشوار خواهد بود.


امام علی (علیه‌السّلام) در ماه رمضان، با ضربه شمشیر ابن ملجم مرادی به شهادت رسید. قانون قطعی اسلام، این حق را برای بازماندگان حضرت به رسمیت می‌شناسد که ابن ملجم را قصاص کنند، و آنان هم این کار را انجام دادند.


در مورد چگونگی قصاص و کشتن ابن ملجم، نقل‌هایی وجود دارد که در دو بخش جداگانه در ذیل به بررسی آنها می‌پردازیم.

۳.۱ - بخش اول:دستور امام علی

نقل معروف و مشهوری از امام علی (علیه‌السّلام) وجود دارد که خطاب به وارثان خود به صورت عام و امام حسن (علیه‌السّلام) به صورت خاص، چنین وصیت می‌کند:
۱. «ای فرزندان عبدالمطلّب! مبادا پس از من دست به خون مسلمانان فرو برید (و دست به کشتار بزنید) و بگویید، امیر مؤمنان کشته شد، بدانید که فقط قاتلم باید قصاص شود. مراقب باشید؛ هرگاه من از این ضربت او از دنیا رفتم تنها او را یک ضربت بزنید.»
این گفتار، علاوه بر نهج البلاغه، در منابع دیگر شیعه (مانند: کشف الغمة فی معرفة الائمة، اربلی) و اهل سنت (مانند: الکامل فی التاریخ، ابن اثیر) نیز نقل شده است، و به نوعی از کثرت نقل و شهرت برخوردار است. بخش ابتدایی این سخن در جلوگیری از اشتباهی است که عبیدالله فرزند خلیفه دوم انجام داد و در قصاص کشته شدن پدر، اقوام و دوستان قاتل را نیز کشت. امام علی (علیه‌السّلام) با این گفتار تلاش می‌کند از بروز چنین عملی در میان فرزندان خود جلوگیری نماید. امام در ادامه سخن خود، نوع کشتن قاتل خویش را نیز معین کرده که باید تنها با یک ضربه باشد.
۲. در تعبیر دیگری از امام علی (علیه‌السّلام) چنین نقل شده است: «زمانی که من مُردَم؛ به همان شیوه‌ای که قاتل مرا کشت، او را بکش.»
۳. پس از شهادت امام علی (علیه‌السّلام)، امام حسن (علیه‌السّلام) ابن ملجم را طلبید. او از امام درخواست کرد تا او را رها کند تا به جبران آن، معاویه را نیز به قتل برساند، اما امام شمشیر را به طرفش بلند کرد، ابن ملجم دستش را سپر کرد، و انگشت کوچک دست او، قطع شد. امام حسن (علیه‌السّلام) ضربه دیگری بر سرش زد و او را کشت.

به نظر می‌رسد این نقل‌ها به سیره ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) نزدیک‌تر است، به خصوص که از امام علی (علیه‌السّلام) در مورد قاتلش چنین نقل شده است: «این اسیر را زندانی کنید. به او غذا و آب بدهید و با او خوش‌رفتار باشید.»

۳.۲ - بخش دوم: مثله کردن و آتش زدن

با وجود روایات و گفتارهای تاریخی فوق و شهرت برخی از آنها، نقل‌های دیگری نیز وجود دارد که جای تامل دارند؛ از جمله:
۱. پس از شهادت امام علی (علیه‌السّلام)، حسن بن علی (علیه‌السّلام) به سوی عبدالرحمن بن ملجم رفت، او را از زندان خارج کرد تا قصاص نماید. در این هنگام مردم جمع شدند، بدن او را به نفت آغشته کردند، و گفتند او را آتش بزنیم. عبدالله بن جعفر، حسین بن علی (علیه‌السّلام) و محمد بن حنفیه گفتند اجازه دهید تا دل خود را از او خنک کنیم؛ عبدالله بن جعفر دست و پاهایش را قطع کرد، او شکوه نکرد؛ میخ داغ به چشمان او کشید، باز گلایه نکرد و گفت: تو چشمان مرا به سرب سرمه می‌کنی. پس از آن سوره: « اقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ• خَلَقَ الْانسَانَ مِنْ عَلَقٍ» را تا آخر خواند. چشمانش پر از اشک شد. دستور دادند زبان او را قطع کنند؛ او ضجّه زد، به او گفتند: ‌ای دشمن خدا! وقتی دست و پایت را می‌بریدیم ناله‌ای نکردی، اکنون چه شده است که ضجه می‌زنی؟ گفت: من اهل ناله کردن نیستم. الآن ناله می‌کنم؛ زیرا دوست ندارم در دنیا باشم و نتوانم ذکر خدا بگویم؛ سرانجام زبانش را بریدند و او را درون نمدی پیچیده و سوزاندند.
[۱۲] ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج۳، ص۶۱۸، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
شبیه این نقل در برخی منابع دیگر نیز آمده است.
۲. امام علی (علیه‌السّلام) فرمود: «اگر زنده ماندم نظر خود را درباره وی (ابن ‌ملجم) اجرا خواهم کرد و اگر از دنیا رفتم با او مانند قاتل پیامبران رفتار کنید، ابتدا او را بکشید و سپس در آتش بیندازیدش تا بسوزد.»
۳. در برخی از منابع شیعه چنین نقل شده است: «امام حسن (علیه‌السّلام) نشست و دستور داد ابن ملجم را بیاورند، پس او را آوردند. امام به او فرمود: ‌ای دشمن خدا! امیرمؤمنان را کشتی و تباهی را در دین بزرگ کردی؟ پس دستور داد گردنش را زدند. ام‌هَیثَم دختر اسوَد نَخَعی خواست که جسدش را به وی دهند، و کار سوزاندنش را به او واگذارند، جنازه را تحویل او دادند و ام‌هیثم جسدش را به وسیله آتش سوزاند.»
۴. در نقلی شبیه نقل فوق، برخی منابع تاریخی اهل سنت نیز چنین گفته‌اند: ‌ پس از شهادت امام علی (علیه‌السّلام)، امام حسن (علیه‌السّلام) ابن ملجم را احضار کرد. او به امام حسن (علیه‌السّلام) گفت: آیا مایلی یک کار برای تو انجام دهم که به خدا سوگند من هرچه با خدا عهد کردم، انجام می‌دهم. من در مکه سوگند یاد کردم که علی و معاویه را بکشم یا اینکه در راه این قصد، جان خود را فدا کنم. اگر می‌خواهی مرا آزاد کن که با خدا عهد می‌کنم در هر صورت؛ او را بکشم و یا نکشم اما زنده بمانم، مجدد نزد تو بر گردم و دست به دست تو بگذارم تا مرا بکشی. امام حسن (علیه‌السّلام) فرمود: «رهایت نمی‌کنم مگر آنکه آتش دوزخ را به چشم خود ببینی. پس ابن ملجم را کشت. مردم هم او را در بوریا پیچیده در آتش‌انداختند و سوزاندند.»


۳.۳ - مقایسه روایات بخش اول و دوم

بررسی روایات بخش دوم و مقایسه آنها با روایات بخش اول را می‌توان در ذیل نکاتی چنین بیان کرد:
الف. روایات مثله‌کردن و سوزاندن، مخالف روایات دسته اول هستند که منابع بسیاری بدان اشاره کرده و از شهرت بیشتری نیز برخوردارند.
ب. مثله کردن، علاوه بر آنکه خلاف آموزه‌های اسلامی است، در این مورد خاص نیز حضرت علی (علیه‌السّلام) به صراحت، از مثله کردن قاتلش نهی کرده و چنین فرموده‌ است: «از پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شنیدم که می‌فرمود: از مثله کردن دوری کنید هر چند درباره سگ گاز گیرنده باشد.»
ج. البته از برخی روایات - مانند روایت سوم و چهارم - برداشت می‌شود که گروهی از مردم - بدون آنکه دستوری از امام حسن (علیه‌السّلام) در این زمینه وجود داشته باشد - در حرکتی خودجوش و به دلیل شدت غضبی که از قاتل امام علی (علیه‌السّلام) داشتند، جنازه او را سوزاندند که در این صورت، نمی‌توان انجام چنین رفتاری را به امام نسبت داد.



۱. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله‌، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۱۲۵، تحقیق، علی محمد بجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۲. سید رضی، محمد بن حسن، نهج البلاغة، ص۴۲۲، محقق:صبحی صالح، دار الکتاب اللبنانی، ۱۴۱۴ق.    
۳. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، محقق:‌هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۴۱۳، تبریز، نشر بنی‌هاشمی، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.    
۴. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۳۹۱، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق.    
۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، ج۵، ص۱۴۸، تحقیق:محمد ابو الفضل، ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.    
۶. ر. ک:۳۲۰۲۹. قبر ابو لؤلؤ.    
۷. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۲۱، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.    
۸. ابن شهر آشوب، مشیر الدین، مناقب آل ابی‌طالب (علیه‌السّلام)، ج۳، ص۹۵.    
۹. خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النصّ علی الائمة الاثنی عشر، ص۱۶۲، محقق:عبداللطیف حسینی کوهکمری، قم، بیدار، ۱۴۰۱ق.    
۱۰. حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، ص۱۴۳، قم، مؤسسه آل البیت (علیه‌السّلام)، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.    
۱۱. مغربی، قاضی نعمان‌، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار (ع‌)، ج۲، ص۴۳۱، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.    
۱۲. ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج۳، ص۶۱۸، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
۱۳. ابن سعد، محمد بن سعد‌، الطبقات الکبری‌، ج۳، ص۲۸، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.    
۱۴. ر. ک:دینوری، ابن قتیبة‌، الامامة و السیاسة، تحقیق:علی شیری، ج۱، ص۱۸۱، بیروت، دار الاضواء، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.    
۱۵. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج۱، ص۱۳۴، قم، انتشارات رضی، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.    
۱۶. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۳۹۱، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام.    
۱۷. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۲۲، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.    
۱۸. ابن کثیر‌، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۷، ص۳۳۰، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق.    
۱۹. ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون‌، ج۳، ص۱۸۵، تحقیق:خلیل شحادة، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.    
۲۰. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ص۴۲۲، محقق:صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.    
۲۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، ج‌۵، ص۱۴۸، تحقیق:محمد ابو الفضل، ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.    



سایت اسلام کوئست، برگرفته از مقاله "بررسی چگونگی قصاص ابن ملجم مرادی در منابع روایی"، تاریخ بازیابی۱۳۹۹/۱۰/۰۴.    






جعبه ابزار