علم یا عملذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: پیشرفت، علم، عمل، دانش، رشد.
پرسش: آیا در پیشرفت و تعالی علم لازم است، یا عمل؟
پاسخ:


نقش علم و عمل در پیشرفت[ویرایش]


← کسب دانش با خواندن و نوشتن
سواد، فقط خواندن و نوشتن نیست، همان کربلایی کاظم معروف، حتماً در ابتدا به دنبال کسب دانش بود تا عمل خود را بر اساس آن دانش، سامان دهد. دانش، گاه با خواندن به دست می‌آید و گاه با شنیدن. علاوه بر این، مگر ما چند نفر مثل کربلایی کاظم داریم؟. ایشان و برخی مانند وی استثنا هستند که نمی‌توان از آنان، یک قاعده کلی ارائه نمود.

← تأکید بر طلب علم و دانش
علم، هم خودش کمال است و هم مقدمه و ابزار است برای عمل به تکلیف که این را هر عقلی درک می‌کند. تأکید بر طلب علم و دانش آن‌قدر در آیات و روایات تکرار شده که حتی بسیاری از مردم عادی نیز از آن بی‌اطلاع نیستند؛ به‌عنوان نمونه به دو مورد اشاره می‌شود:

←← أ. سخن خداوند متعال
«هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ»؛ [۱] «آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسان‌اند».

←← ب. روایتی از کمیل
مَا رَوَاهُ أَهْلُ النَّقْلِ عَنْ کُمَیْلِ بْنَ زِیَادٍ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنَّهُ قَالَ أَخَذَ بِیَدِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام
کمیل که یکی از یاران خاص حضرت علی علیه‌السلام است، گزارش می‌دهد:


ذَاتَ یَوْمٍ مِنَ الْمَسْجِدِ حَتَّی أَخْرَجَنِی مِنْهُ فَلَمَّا أَصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَدَاءَ ثُمَّ قَالَ یَا کُمَیْلُ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَةٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا احْفَظْ عَنِّی مَا أَقُولُ النَّاسُ ثَلَاثَةٌ عَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَی سَبِیلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَی رُکْنٍ وَثِیقٍ

روزی امیر المؤمنین علیه‌السلام در مسجد دست مرا گرفته بیرون آورد و چون به ‌صحرا رسید، آهی از دل کشید؛ سپس فرمود: ای کمیل! این دل‌ها ظرف‌هایی است (از علوم و حقایق) و بهترین آن دل‌ها نگاه‌دارنده‌ترین آنهاست (که آن‌چه به ‌او بسپارند خوب نگهداری کند و به ‌خاطر بسپارد) آن‌چه من به ‌تو می‌گویم، از من نگه‌دار و به ‌خاطر بسپار: مردم سه گروهند؛ عالم ربانی، یادگیرنده و آموزنده‌ای که بر راه نجات و رهایی است، و مگسان کوچک و ناتوان که پیرو هر آوازند، از نور دانش روشنی نمی‌گیرند، و به‌ پایه استواری پناه نمی‌برند.


یَا کُمَیْلُ الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ یَزْکُو عَلَی الْإِنْفَاقِ

ای کمیل! دانش بهتر از ثروت است، دانش تو را نگه‌ می‌دارد؛ ولی تو نگه‌دار مال و ثروت هستی، مال از دادن کم می‌گردد؛ ولی دانش به ‌وسیله دادنِ به ‌دیگران، افزون می‌شود.


یَا کُمَیْلُ صُحْبَةُ الْعَالِمِ دِینٌ یُدَانُ بِهِ وَ بِهِ تَکْمِلَةُ الطَّاعَةِ فِی حَیَاتِهِ وَ جَمِیلُ الْأُحْدُوثَةِ بَعْدَ مَوْتِهِ وَ الْعِلْمُ حَاکِمٌ وَ الْمَالُ مَحْکُومٌ عَلَیْهِ

ای کمیل! دوست داشتن علم و دانش شیوه‌ای است که (در روز رستاخیز) به آن پاداش داده می‌شود و بدان‌ وسیله انسان در زمان حیات و زندگی پی‌روی (از خدا) را به ‌کمال می‌رساند، و پس از مرگ (خوش نامی و) خوش گویی (مردم را) به ‌دست می‌آورد، دانش حکومت و فرمان‌فرمایی می‌کند؛ ولی دارایی و ثروت فرمان‌بردار و مغلوب است.


یَا کُمَیْلُ مَاتَ خُزَّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْیَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِیَ الدَّهْرُ أَعْیَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ أَمْثَالُهُمْ فِی الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ.

ای کمیل! خزانه‌داران دارایی‌ها و ثروت‌ها با این‌که (در دنیا هستند و) زنده‌اند. مرده‌اند؛ ولی دانشمندان تا روزگار برپاست پایدار و باقی هستند، خودشان (با بدرود زندگی) ناپدیدند؛ ولی صورت‌هایشان در دل‌ها موجود است. [۲]
روشن است، همان‌طوری که عمل بدون علم ممکن نیست و ره به جایی نمی‌برد، هم‌چنین علم به تنهایی نیز برای رسیدن به کمال کافی نیست و ما را به کمال نمی‌رساند؛ بلکه به دنبال آن عمل صالح نیز لازم است.

← ایمان و عمل
این‌که گفته می‌شود: اصل عمل است، اولاً: ما این‌ را نمی‌پذیریم؛ بلکه بر این باوریم که اساس و ریشه، ایمان و اعتقاد است و عمل در مرحله پس از آن قرار دارد؛ لذا در قرآن در موارد متعدد نخست به ایمان اشاره شده، سپس به عمل نیک. [۳] ثانیاً: بر فرض بپذیریم که اصل عمل است، باز هم از علم بی‌نیاز نیستیم؛ زیرا عمل نیاز به علم دارد و تا به چیزی علم نداشته باشیم چه‌گونه می‌خواهیم به آن عمل کنیم.

← اختیار و تکلیف
فضیلت و برتری انسان بر بسیاری از موجودات به اختیار و تکلیف اوست و این بدون علم ممکن نیست. نخست باید به تکلیف علم داشت، سپس با اختیار آن‌ را عمل نمود یا ترک کرد.

← مأمور به تکلیف نه نتیجه
در پایان تذکر این نکته لازم است که شما و ما برای راه‌نمایی دیگران در حد امر به معروف و نهی از منکر وظیفه داریم و این که کسی سخن ما را می‌پذیرد و یا رد می‌کند، بستگی به ‌خودش دارد و هیچ اجباری برای زیر بار حق رفتن دیگران نیست و به تعبیر رسا ما مأمور به تکلیف هستیم نه نتیجه.

پانویس[ویرایش]
 
۱. زمر (۳۹)، آیه ۹.    
۲. مفید، محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‌۱، ص ۲۲۷ و ۲۲۸، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، قم، ۱۴۱۳ق‌.    
۳. بقره (۲)، آیه ۲۵. در قرآن حدود ۵۰ مورد آمده:«آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات»، بقره، ۲۵، ۸۳، ۲۷۷ و....    


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : اخلاق اسلامی | علم




جعبه‌ابزار