خطاب کردن به حضرت زهرا در سجدهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: حضرت زهرا ، سجده ، شرک
پرسش: آیا در روایتی توصیه شده که در سجده، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را مخاطب قرار دهیم؟ آیا این شرک نیست؟
پاسخ: روایت مطرح شده:در کتاب بلد الأمین نوشته‌ عالم جلیل القدر کفعمی ذکر شده است. [۱] مجلسی نیز در بحار الأنوار آن‌را از کتاب بلد الأمین و مصباح کفعمی بیان کرده است. [۲]


متن حدیث[ویرایش]

رَوَی الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ إِذَا کَانَتْ لَکَ حَاجَةٌ إِلَی اللَّهِ وَ ضِقْتَ بِهَا ذَرْعاً فَصَلِّ رَکْعَتَیْنِ فَإِذَا سَلَّمْتَ کَبِّرِ اللَّهَ ثَلَاثاً وَ سَبِّحْ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ (ع) ثُمَّ اسْجُدْ وَ قُلْ مِائَةَ مَرَّةٍ یَا مَوْلَاتِی فَاطِمَةُ أَغِیثِینِی ثُمَّ ضَعْ خَدَّکَ الْأَیْمَنَ عَلَی الْأَرْضِ وَ قُلْ مِثْلَ ذَلِکَ ثُمَّ عُدْ إِلَی السُّجُودِ وَ قُلْ ذَلِکَ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ اذْکُرْ حَاجَتَکَ فَإِنَّ اللَّهَ یَقْضِیهَا؛ [۳] مفضل از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که ایشان فرمود: هرگاه خواسته‌ای در پیشگاه پروردگار داشتی و استجابت آن خواسته، از نیازهای ضروری تو بود، دو رکعت نماز گذاشته و هنگامی که سلام آن‌را دادی، سه بار تکبیر گفته و تسبیح حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را انجام داده، سپس به سجده برو و صدبار بگو: یا مولاتی فاطمة أغیثینی ای بانوی من فاطمه! به دادم برس. سپس صورت راست خود را بر زمین گذاشته همین عبارت را تکرار کن و سپس دوباره به سجده رفته، بعد از صد و ده بار تکرار مجدد، خواسته خود را از خدا بخواه که پروردگار، آن‌را برآورده خواهد کرد.

سند حدیث[ویرایش]

این روایت مقطوع است و تمام راویان آن تا مفضل بن عمر، ذکر نشده است و این خود به عنوان ضعفی در سند حدیث ، به شمار می‌رود.

شخصیت راوی[ویرایش]

اما مفضل بن عمر که از اصحاب امام صادق و امام موسی کاظم علیه‌السلام به شمار می‌رود، در کتب شیعه ، روایات بسیاری را از آن دو امام نقل کرده است.
کتاب « توحید مفضل » که از دیر باز در مباحث کلامی، مورد توجه و استناد بسیاری از متکلمان واقع شده است، از امام صادق علیه‌السلام و به روایت مفضل در مباحث اعتقادی و کلامی نگاشته شده است.
شیخ طوسی او را از ممدوحین می‌داند [۴] [۵].
شیخ مفید وی را از اصحاب و یاران خاص، نزدیک و مورد اعتماد امام صادق علیه‌السلام و از فقهای صالحی که از آن امام روایت نقل کرده است، می‌شمرد. [۶] تا آن‌جا که در میان راویان و به هنگام اختلاف اهل حدیث، مرجع حل اختلاف اهل کوفه بوده و در بسیاری روایات، مورد تأیید امام نیز قرار گرفته و از او تمجید می‌شود. در طرف مقابل بزرگانی؛ مانند نجاشی [۷] و ابن غضائری [۸] نیز او را فاسد المذهب شمرده و در وثاقت او تشکیک کرده‌اند. روایاتی نیز در ذم او وارد شده است.

تأیید راوی[ویرایش]

بنابر تحقیق باید گفت؛ روایاتی که در مذمت او وارد شده است، یا ضعیف هستند و یا حمل بر تقیه می‌شوند و در مقابل روایاتی که در مدح و تمجید او وارد شده‌اند و بعید نیست که تواتر اجمالی داشته باشند، توان مقاومت ندارند. [۹] از این رو، با توجه به نظر بسیاری از بزرگان؛ چون شیخ مفید و شیخ طوسی، اعتنایی به قول نجاشی نشده و مفضل بن عمر به عنوان یکی از یاران مورد وثوق امام شمرده می‌شود. چنانچه بسیاری از بزرگان علم رجال، مانند آیت الله خویی نیز همین نظر را اختیار کرده‌اند. [۱۰]

دلالت حدیث[ویرایش]

اما در مورد دلالت و معنای حدیث باید گفت؛ آن‌چه که در بسیاری از احادیث، مورد مذمت واقع شده است، سجده بر غیر خداوند است؛ اما توسل به پیامبران و امامان معصوم علیهم‌السلام و طلب شفاعت از آنان، از مسلمات شیعه بوده و به هیچ وجه شرک شمرده نمی‌شود.
در این حدیث نیز آن‌چه از روایت استنباط می‌شود، این است که حاجت از خدا است؛ نماز برای خدا است؛ تسبیحات حضرت فاطمه نیز که تکبیر و حمد و تسبیح خدا است؛ سجده‌ای هم که پس از نماز است برای خدا است؛ تنها چیزی‌ که هست در این سجده، فاطمه سلام‌الله‌علیها مورد خطاب واقع شده و شفیع قرار داده می‌شود، نه این‌که ایشان مورد سجده واقع شود. در نهایت هم در همین روایت تصریح شده که این خداوند است که حاجتت را می دهد! از این رو هیچ دلیلی بر شرک در این نماز وجود ندارد.

حکم خطاب به غیر خدا در سجده[ویرایش]

در مورد خطاب قرار دادن غیر خدا در سجده نیز اشکالی وارد نیست؛ چنان‌چه در خود نماز هم که به عنوان عبادتی خاص برای شخص پروردگار است و نماز برای غیر خداوند جایز نیست، پیامبر اکرم صلوات‌الله‌علیه و بندگان صالح خداوند مورد خطاب قرار می‌گیرند و بر آن‌ها درود و سلام فرستاده می‌شود. شیعه و اهل سنت ، گفتن «السلام علیک أیها النبی و رحمة الله و برکاته، السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» را در تشهد و سلام نماز جایز می‌دانند.




پانویس[ویرایش]
 
۱. البلد الامین و الدرع الحصین، کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ص ۱۵۹،
۲. بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ج ۹۹، ص۲۵۴.    
۳. البلد الامین و الدرع الحصین، کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ص ۱۵۹،
۴. تهذیب الأحکام، طوسی، محمد بن الحسن، تحقیق، خرسان حسن الموسوی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ج ۷، ص۲۷۸.
۵. الغیبة، طوسی، محمد بن الحسن، تحقیق، تهرانی و ناصح، دار المعارف الاسلامیه، قم، ص۳۴۶.    
۶. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، شیخ مفید، محمد بن محمد، تحقیق موسسه آل البیت، کنگره شیخ مفید، قم، ج ۲، ص۲۱۶.
۷. رجال النجاشی، نجاشی، احمد بن علی، مؤسسة النشر الاسلامی التابعه لجامعه المدرسین بقم المشرفه‌، قم، ص۴۱۶.    
۸. الرجال بابن الغضائری، واسطی بغدادی، احمد بن حسین، تحقیق حسینی، دار الحدیث، قم، ص۸۷.    
۹. برای مشاهده کامل روایاتی که در مدح یا ذم مفضل بن عمر وارد شده رجوع کنید:معجم رجال الحدیث، خویی، سید ابوالقاسم، قم، ج ۱۸، ص ۲۹۲، مدخل «المفضل بن عمر أبو عبدالله».
۱۰. معجم رجال الحدیث، ج ۱۹، ص ۳۱۸.    


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست    


رده‌های این صفحه : حدیث شناسی | بررسی سندی




جعبه‌ابزار