حواریذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: حواری، زبیر بن عوام، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله.
پرسش: آیا روایت منتسب به پیامبر گرامی اسلام ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ مبنی بر این‌که «هر پیامبری حواری دارد و حواری من زبیر است» دارای سند صحیح و معتبر است؟
پاسخ:


زبیر بن عوام بن خویلد[ویرایش]

زبیر بن عوام بن خویلد بن اسد بن عزی بن قصی، یکی از اصحاب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله است.

نام مادر[ویرایش]

مادرش صفیه، دختر عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، عمه پیامبر اسلام است. [۱]

← خدمات زبیر به پیامبر
او در زمان رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ خدمات قابل توجهی به اسلام در جنگ‌ها و یاری رساندن پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله داشت و مورد تعریف و تمجید آن‌ حضرت قرار گرفت؛ از جمله این‌که:

← روایاتی از پیامبر
ـ از پیامبر اکرم نقل شده است: «لکلّ نبیّ حَوَارِیٌّ و حوارییّ الزّبیر»؛ [۲] [۳] [۴] برای هر پیامبری یاور و یاری‌کننده است و یاور و یاری‌کننده من زبیر است.
ـ یا در نقل دیگری فرمود: «الزُّبَیْرُ ابْنُ عَمَّتِی، وَ حَوَارِییَّ مِنْ أُمَّتِی‌»؛ [۵] زبیر پسر عمه و یاورم از امت من است.

سند روایت[ویرایش]

این روایت در منابع اولیه شیعی نقل نشده است؛ هرچند برخی از کتاب‌های متأخر آن‌ را از اهل سنت نقل کرده‌اند. [۶]

علت تشبیه زبیر به حواری[ویرایش]

اما حتی با فرض پذیرش سند روایت، تشبیه زبیر به «حواری»، [۷] به جهت یاری رساندن و کمک‌های او به پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ بوده است، [۸] [۹]

← سخن خداوند متعال
چنان‌چه خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:
ـ «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ کَما قالَ عیسَی ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوارِیِّینَ مَنْ أَنْصاری إِلَی اللَّهِ قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّه»؛ [۱۰] ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یاوران خدا باشید؛ همان‌گونه که عیسی بن مریم به حواریون گفت: «چه کسانی در راه خدا یاوران من هستند؟!» حواریون گفتند: «ما یاوران خداییم».
ـ «فَلَمَّا أَحَسَّ عیسی‌ مِنْهُمُ الْکُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاری إِلَی اللَّهِ قالَ الْحَوارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ»؛ [۱۱] هنگامی که عیسی از آنان احساس کفر (و مخالفت) کرد، گفت: «کیست که یاور من به‌سوی خدا (برای تبلیغ آیین او) گردد؟» حواریان (شاگردانِ مخصوصِ او) گفتند: «ما یاوران خداییم».

زبیر پس از رحلت رسول اکرم[ویرایش]

زبیر بعد از رحلت رسول اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ با ابوبکر بیعت نکرد و از جمله کسانی بود که به زور از او بیعت گرفتند و پس از قتل عثمان با حضرت امام علی علیه‌السلام بیعت کرد؛ اما مدتی نگذشت که بیعت خود را شکست و با عایشه در جنگ جمل بر امام علی ـ علیه‌السلام ـ خروج کرد و در روز جنگ، حضرت علی علیه‌السلام او را سرزنش کرد و گذشته‌ها را به او یادآور شد و زبیر نیز به خطای خود اعتراف کرد و دست از جنگ کشید و به‌سوی مدینه بازگشت که هنگام برگشت در بین راه به دست یک عرب بیابان‌نشین که زبیر را سبب شعله‌ور شدن آتش جنگ جمل می‌دانست با حیله و فریب کشته شد. [۱۲]

عدم پذیرش لقب حواری مختص به زبیر[ویرایش]

با توجه به بیان مختصری از زندگانی و حالات زبیر بن عوام در زمان رسول خدا و پس از آن باید گفت: شیعه هیچ‌گاه خدمات زبیر را در دوران رسول اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و خویشاوندی او را با آن‌ حضرت انکار نمی‌کند؛ اما لقب حواری را منحصر به زبیر و از القاب اختصاصی او یا تأییدی بر رفتار و حالات و صفات او بعد از رحلت آن‌ حضرت نمی‌داند، علاوه بر آن‌که براساس مبانی شیعی، روایت اشاره شده در پرسش نیز چندان قابل اعتماد نیست و با فرض پذیرش آن نیز همان‌گونه که خدمات او در جنگ‌ها سبب شد تا پیامبر به او لقب «حواری» بدهد، بیعت‌شکنی و خروج بر امام بر حق که خود زبیر به حقانیت او اعتراف و اقرار نموده و با غیر او تا مدت‌ها بیعت نکرده می‌تواند او و عمل‌کردش را پس از رحلت رسول اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ مورد نکوهش قرار بدهد و هیچ منافاتی نیز وجود ندارد که شخصی در برهه‌ای از زمان به جهت کارهای خوبی که دارد، مورد توجه و تشویق قرار بگیرد و همین شخص در بخش دیگری از زمان با عمل‌کرد ناپسندی که از خود بروز داده، مورد نکوهش و سرزنش باشد و یا بر عکس.

پانویس[ویرایش]
 
۱. ابن أبی‌الحدید، عبد‌الحمید، شرح نهج‌البلاغة، محقق و مصحح:ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج ۱، ص ۲۲۶،‌ مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اوّل، ۱۴۰۴ق.    
۲. ابن أبی‌الحدید، عبد‌الحمید، شرح نهج‌البلاغة، محقق و مصحح:ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج ۱، ص ۲۲۶،‌ مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اوّل، ۱۴۰۴ق.    
۳. بیهقی، ابو بکر احمد بن حسین، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعة، تحقیق:قلعجی، عبد المعطی، ج ‌۳، ص ۲۲۷، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۵ق.    
۴. دیار بکری‌، شیخ حسین، تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس النفیس‌، ج ‌۱، ص ۱۷۲، دار الصادر، بیروت، بی‌تا.    
۵. . شیبانی، أبوعبدالله أحمد بن محمد، مسند احمد، تحقیق: الأرنؤوط، شعیب، مرشد، عادل و دیگران، اشراف: ترکی، عبدالله بن عبدالمحسن، ج ۲۲، ص ۲۷۲، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۱ق.
۶. مدنی شیرازی، علی خان بن أحمد، الطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول‌، ج ‌۷، ص ۳۴۵، مؤسسة آل البیت (ع) لإحیاء التراث‌، مشهد، چاپ اول، ۱۳۸۴ش.
۷. یاران مخصوص حضرت عیسی علیه‌السلام.
۸. راغب أصفهانی، حسین بن محمد، مفردات فی غریب القرآن‌، ج ۱، ص ۱۳۵.    
۹. . راغب أصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن‌، محقق و مصحح: داوودی، صفوان عدنان، ص ۲۶۳، دارالقلم، الدارالشامیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
۱۰. صف (۶۱)، آیه ۱۴.    
۱۱. آل‌عمران (۳)، آیه ۵۲.    
۱۲. ابن أبی‌طاهر، احمد بن أبی‌طاهر، بلاغات النساء، ص ۵۹، الشریف الرضی، قم، چاپ اول، بی‌تا.


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : رجال | صحابه




جعبه‌ابزار