همسران بهشتیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: همسر بهشتی، حورالعین، کفویت، غلمان، نعمت‌های بهشتی، نعمت لقاء‌الله.

پرسش: در قیامت به مردان و زنان نیکوکار، دختران و پسران زیباروی بهشتی داده می‌شود، آیا همسر دنیوی صالح و هم‌چنین عاشق و معشوق که به هم نرسیده‌اند نیز، در آخرت به هم می‌رسند؟

پاسخ: «حور» و «عین» به مذکر و مؤنث هر دو اطلاق می‌شود و مفهوم گسترده‌ای دارد که همه همسران بهشتی را شامل می‌شود؛ همسران زن برای مردان با ایمان و همسران مرد برای زنان مؤمن». تمام نعمت‌های بهشتی ـ چه مادی و چه معنوی ـ برای زنان و مردان بهشتی است. غلمان بهشتی، خدمت‌کاران مردان و زنان بهشتی هستند. بنابراین حوریان و دختران زیبارو برای مردان صالح هستند و غِلمان یعنی نوجوانان جاودانی و پسران زیبارو برای زنان صالحه. این نکات، از روح آیات و معنای پنهان آن و با یک تحلیل عقلی به دست می‌آید و مسئله همسری در بهشت، یک امر دوطرفی است.


نعمت همسر بهشتی[ویرایش]

ازدواج و نعمت‌های بهشتی بسیار دامنه گسترده دارند، تا جایی که یک سیب آن عالم از تمام میوه‌های این عالم بهتر است؛ [۱] و یک حورا و دختر زیبارو و یا پسر زیبارو، از تمام زنان صالحه و مردان این عالم بهتر هستند. در قرآن مجید، در سوره‌های متعدد، از جمله سوره واقعه، سوره الرحمن، و سوره طور به این نعمت اشاره شده است.

مراد از حور و عین[ویرایش]

«در آیه «وزوّجناهم بحورٍ عین » [۲] کلمه «حور» و «عین» به مذکر و مؤنث هر دو اطلاق می‌شود و مفهوم گسترده‌ای دارد که همه همسران بهشتی را شامل می‌شود، همسران زن برای مردان با ایمان و همسران مرد برای زنان مؤمن». [۳]

مراد از غلمان[ویرایش]

تمام نعمت‌های بهشتی ـ چه مادی و چه معنوی ـ برای زنان و مردان بهشتی است. غلمان بهشتی، خدمت‌کاران مردان و زنان بهشتی هستند:
«وَ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ غِلْمانٌ لَهُمْ کَاَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَکْنُون » [۴] یعنی «پیوسته در گرد آن‌ها نوجوانانی برای خدمت آنان گردش می‌کنند، که هم‌چون مرواریدهای در صدف‌اند».

هم‌کفو بودن در بهشت[ویرایش]

نمی‌شود در دنیا، «هم‌کفو» بودن یکی از شرایط اساسی ازدواج باشد، ولی در بهشت چنین نباشد. با یک تحلیل عقلی هم به دست می‌آید، وقتی در حدیث آمده: «زنان بهشتی آن‌قدر لطیف‌اند که مغز استخوان ساقشان دیده می‌شود، هر چند که هفتاد جامه از حریر پوشیده باشند»، [۵] این «هم‌کفو» بودن از طرف مرد هم مراعات می‌شود. اگرچه بحث زنان و مردان بهشتی فراتر از این حرف‌هاست:
«در آن‌جا زنانی هستند که جز به شوی خود ننگرند و هیچ انس و جِنّی با آن‌ها در تماس نبوده‌ است. آن دختران چونان یاقوت و مرجان‌اند». [۶] [۷]

مسئله همسری در بهشت[ویرایش]

بنابراین حوریان و دختران زیبارو برای مردان صالح هستند و غِلمان [۸] و «ولدان مخلدون» [۹] یعنی نوجوانان جاودانی و پسران زیبارو برای زنان صالحه.
این نکات، از روح آیات و معنای پنهان آن و با یک تحلیل عقلی به دست می‌آید و مسئله همسری در بهشت، یک امر دوطرفی است. از ابوذر نقل شده است: «همسر بهشتی به شوهرش می‌گوید: سوگند به عزت پروردگارم که در بهشت چیزی را بهتر از تو نمی‌یابم، سپاس مخصوص خداوندی است که مرا همسر تو و تو را همسر من قرار داد». [۱۰]

مراد از توسعه در بهشت[ویرایش]

پس بهشت خانه توسعه‌دار است و نعمت‌های مادی و معنوی آن در توسعه؛ همان‌طوری که طبق آیه شریفه آمده است: «و آن‌ها که ایمان آوردند، فرزندانشان به پیروی از آنان ایمان اختیار کردند، فرزندانشان را ـ در بهشت ـ به آن‌ها ملحق می‌کنیم و از عمل آنها چیزی نمی‌کاهیم، هرکس در گرو اعمال خویش است». [۱۱] زنان و مردان صالح هم می‌توانند با هم همراه باشند. این خود یک نعمت بزرگ است که انسان، فرزندان با ایمان و مورد علاقه‌اش را در بهشت در کنار خود ببیند و از اُنس با آن‌ها لذت ببرد، بی‌آن‌که از اعمال او چیزی کاسته شود. [۱۲] هم‌چنین است در مورد زنان و مردان صالح یا دو عاشق و معشوق که اگر هر دو بهشتی باشند، در آن‌جا به هم‌دیگر برسند. چون در بهشت، حرمت از همه چیز برداشته می‌شود، و از این جهت توسعه وجود دارد. لذا مرد صالح می‌تواند با زن صالح خود در آن دنیا همرا باشد و دو عاشق و معشوق صالح بهشتی که در دنیا به هم نرسیده‌اند، در آن‌جا به هم برسند. هر چند قرآن مجید در این مورد به طور صریح سخن به میان نیاورده، ولی از معنای پنهان بعضی آیات و روح آیات و روایات که گنجایش توسعه و تعمیم دارد، این نکته روشن خواهد شد و هیچ ابهامی باقی نمی‌ماند.

نعمت لقاء‌الله[ویرایش]

در پایان باید گفت، مسئله قیامت، بالاتر از بهشت و نعمت‌های بهشتی ـ از جمله غلمان و حوریان ـ است و به فرموده آیت‌الله جوادی آملی، بهشت حیاط خلوت و پشت حیاط مردان و زنان صالح است، رسیدن مرد و زن صالح، عاشق و معشوق نسبت به هم و سایر نعمت‌های مادی و معنوی در بهشت، در مقابل نعمت «لقاء حق»، مرتبه نازله از نعمت هستند. نعمت عظیم و اکبر همان رضایت حق و لقاءالله است: رضوان من الله اکبرُ کل شیء.

مراد از تاریخ مذکر و مؤنث[ویرایش]

خلاصه وقتی به قرآن مراجعه می‌کنیم می‌بینیم تاریخ مذهب و دین آن‌طوری که قرآن کریم تشریح کرده، یک تاریخ مذکر ـ مؤنث است. قرآن کریم مثل این‌که عنایت خاص دارد که همین‌طور که صدیقین و قدیسین تاریخ را بیان می‌کند، صدیقات و قدیسات تاریخ را هم بیان می‌کند و سرنوشت دنیا و آخرت آنها را در کنار هم و در ارتباط با هم تشریح و تجزیه و تحلیل می‌کند». [۱۳]

منابع[ویرایش]

۱. تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۰۸ الی ۴۶۶ و ج۲۳ ص۱۹۱ به بعد.
۲. تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۵۳ به بعد.
۳. زن در آیینه جلال و جمال، از آیت‌الله جوادی آملی.

پانویس[ویرایش]
 
۱. جوادی آملی، عبدالله، «خارج فقه»، نوار شمارة ۳۴۸، سال ۱۳۸۰.
۲. طور/سوره۵۲، آیه۲۱.    
۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲۸، تهران، دارالکتب الاسلامیه.    
۴. طور/سوره۵۲، آیه۲۴.    
۵. طباطبایی، سید محمدحسین، ترجمه المیزان، ص۱۹، ص۱۹۰، قم، انتشارات اسرار.    
۶. رحمن/سوره۵۵، آیه۵۶.    
۷. رحمن/سوره۵۵، آیه۵۸.    
۸. طور/سوره۵۲، آیه۵۲.    
۹. واقعه/سوره۵۶، آیه۱۷.    
۱۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۹، ص۲۰۸.
۱۱. طور/سوره۵۲، آیه۲۱.    
۱۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲۸، تهران، دارالکتب الاسلامیه.    
۱۳. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۴۰۱، انتشارات صدرا، چاپ سوم، ۱۳۷۸.


منبع[ویرایش]


سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «همسران بهشتی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۲/۱۲.    



جعبه‌ابزار