مالک اشترذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: مالک اشتر.
پرسش: امام علی ـ علیه‌السلام ـ مالک اشتر را چگونه معرفی می‌کند؟
پاسخ:


مالک اشتر[ویرایش]

مالک بن حارث اشتر نخعی، [۱] [۲] [۳] از اصحاب و یاران نزدیک امام علی علیه‌السلام است که مقام علمی، اجتماعی، سیاسی و مبارزاتی او زبان‌زد عام و خاص بود.

حضور در جنگ‌ها[ویرایش]

حضور او در میدان‌های نبرد و صحنه‌های سیاسی و نظامی، مایه خشنودی علی بن ابی‌طالب ـ علیه‌السلام ـ و لشکر اسلام و سبب نگرانی و ترس و اضطراب دشمنان بود.

الگوی مؤمنان[ویرایش]

مالک اشتر، از شخصیت‌هایی است که شایستگی سرمشق‌شدن و الگو بودن را برای مؤمنان دارد؛ چراکه وی، پس از مرتبه و مقام امامان معصوم علیهم‌السلام سرور و سرآمد زمان خود بود.

ویژگی‌ها[ویرایش]


← اول
او مردی بخشنده، شاعری نام‌آور، سخنوری چیره‌دست، عارفی بصیر و پارسا بود.

← دوم
وی در علوم و معارف دینی مقام و منزلت خوبی داشت.

← سوم
بینش عمیق، معرفت فراگیر و ایمان قویِ این بزرگ‌مرد با اخلاق پسندیده و سیاست علوی آمیخته شده بود.

← چهارم
مالک تنها مرد پیکار و میدان جنگ نبود؛ بلکه با خصوصیات برجسته و خصلت‌های انسانی خود، گوی سبقت را از دیگران ربود و در بین همه آنها بلند آوازه گردید. [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] [۹]

وفادار به امام علی[ویرایش]

این صحابی بزرگ در برابر مولای خود تسلیم و بر پیمان خویش وفادار بود؛ بدین جهت حضرت علی علیه‌السلام او را برای خود یاری خیرخواه و برای دشمنانش رقیب قاطع و سازش‌ناپذیر می‌دانست:

← سخن امام علی
«إِنَّ الرَّجُلَ الَّذِی کُنْتُ وَلَّیتُهُ أَمْرَ مِصْرَ کَانَ رَجُلًا لَنَا نَاصِحاً وَ عَلَی عَدُوِّنَا شَدِیداً نَاقِماً فَرَحِمَهُ اللَّه»؛ «همانا مردی را فرماندار مصر قرار دادم، که نسبت به ما خیرخواه، و به دشمنان ما سخت‌گیر و درهم کوبنده بود، خدا او را رحمت کند». [۱۰] [۱۱]

سخنان امام درباره فرمان‌دهی مالک[ویرایش]

هنگامی ‌که حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ لشکری به تعداد دوازده هزار نفر، راهی شام می‌کرد، فرمان‌دهی آن‌ را به او سپرد و به فرماندهان دیگر ـ زیاد بن نصر و شریح بن هانی ـ نوشت:

← نامه ۱۳ نهج‌البلاغه
«مَالِکَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فَاسْمَعَا لَهُ وَ أَطِیعَا وَ اجْعَلَاهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَا یخَافُ وَهْنُهُ وَ لَا سَقْطَتُهُ وَ لَا بُطْؤُهُ عَمَّا الْإِسْرَاعُ إِلَیهِ أَحْزَمُ وَ لَا إِسْرَاعُهُ إِلَی مَا الْبُطْءُ عَنْهُ أَمْثَل‌».
«مالک بن حارث اشتر را بر شما و بر آنان که زیر فرمان شمایند، فرمان‌دهی می‌دهم. گوش به فرمانش باشید. او را زره و سپر خود قرار دهید؛ زیرا او از کسانی است که از سستی و سقوطش هیچ نگرانی وجود ندارد. نه در کاری که شتاب در آن به خردمندی و آینده‌نگری نیاز دارد سستی می‌کند نه در موردی که درنگ سزاوار است، شتاب می‌ورزد». [۱۲] [۱۳]

← نامه ۳۸ نهج‌البلاغه
«أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَعَثْتُ إِلَیکُمْ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ لَا ینَامُ أَیامَ الْخَوْفِ وَ لَا ینْکُلُ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ أَشَدَّ عَلَی الْفُجَّارِ مِنْ حَرِیقِ النَّارِ وَ هُوَ مَالِکُ بْنُ الْحَارِثِ أَخُو مَذْحِجٍ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا أَمْرَهُ فِیمَا طَابَقَ الْحَقَّ فَإِنَّهُ سَیفٌ مِنْ سُیوفِ اللَّهِ لَا کَلِیلُ الظُّبَةِ وَ لَا نَابِی الضَّرِیبَةِ فَإِنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تَنْفِرُوا فَانْفِرُوا وَ إِنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تُقِیمُوا فَأَقِیمُوا فَإِنَّهُ لَا یقْدِمُ وَ لَا یحْجِمُ وَ لَا یؤَخِّرُ وَ لَا یقَدِّمُ إِلَّا عَنْ أَمْرِی وَ قَدْ آثَرْتُکُمْ بِهِ عَلَی نَفْسِی لِنَصِیحَتِهِ لَکُمْ وَ شِدَّةِ شَکِیمَتِهِ عَلَی عَدُوِّکُمْ».
«من بنده‌ای از بندگان خدا را به‌سوی شما فرستادم، که در روزهای وحشت، نمی‌خوابد، و در لحظه‌های ترس از دشمن روی نمی‌گرداند، بر بدکاران از شعله‌های آتش تندتر است، او مالک پسر حارث مذحجی [۱۴] است. آنجا که با حق است، سخن او را بشنوید، و از او اطاعت کنید، او شمشیری از شمشیرهای خداست، که نه تیزی آن کُند می‌شود، و نه ضربت آن بی‌اثر است. اگر شما را فرمان کوچ کردن داد، کوچ کنید، و اگر گفت بایستید، بایستید، که او در پیش روی و عقب‌نشینی و حمله، بدون فرمان من اقدام نمی‌کند». [۱۵] [۱۶]

شهادت مالک[ویرایش]

هنگامی ‌که امام علی علیه‌السلام خبر شهادتش را شنید سخت متأثر شد و با نهایت تأسف فرمود:
«مالِکُ وَ ما مالِکُ؟ وَاللَّهِ لَوْ کانَ جَبَلًا لَکانَ فِنْداً، وَ لَوْ کانَ حَجَراً لَکانَ صَلْداً لا یرْتَقیهِ الْحافِرُ وَ لا یوفی‌ عَلَیهِ الطَّائِرُ».
«مالک! و چه بود مالک! به خدا سوگند! اگر کوه بود یکتا (و سرفراز و دست نایافتنی‌) و اگر سنگ بود، سرسخت (و نفوذناپذیر) بود. هیچ مرکبی نمی‌توانست از کوهسار وجودش بالا رود و هیچ پرنده‌ای به اوج او راه یابد». [۱۷]

پانویس[ویرایش]
 
۱. بدرالدین عینی، محمود بن أحمد، مغانی الأخیار فی شرح أسامی رجال معانی الآثار، تحقیق:محمد حسن إسماعیل، محمد حسن، ج ۳، ص ۶، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۷ق.
۲. ابن عدیم عقیلی، عمر بن أحمد، بغیة الطلب فی تاریخ حلب، محقق:سهیل زکار، ج ۴، ص ۱۸۷۵، دارالفکر، بیروت، بی‌تا.    
۳. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج ‌۵، ص ۲۵۹، دارالعلم للملایین، بیروت، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م.    
۴. امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب‌، ج ۱۱، ص ۸۰ ـ ۸۳، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه‌، قم، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
۵. امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب‌، ج ۱۱، ص ۸۰ ـ ۸۳، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه‌، قم، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
۶. جمعی از نویسندگان، ترجمه الغدیر، ج ۲۱، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۴، بنیاد بعثت، تهران.
۷. جمعی از نویسندگان، ترجمه الغدیر، ج ۱۷، ۲۶۶ ـ ۲۶۸، بنیاد بعثت، تهران.
۸. جمعی از نویسندگان، ترجمه الغدیر، ج ۱۷، ص ۸۱ ـ ۸۷، بنیاد بعثت، تهران.
۹. شیخ مفید، الاختصاص، محقق و مصحح:غفاری، علی‌اکبر، محرمی زرندی، محمود، ص ۷۹ ۸۲، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.    
۱۰. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ص ۶۵۸، نامه ۳۴.    
۱۱. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صالح، صبحی، نامه ۳۴، ص ۴۰۷، هجرت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
۱۲. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ص ۵۹۸، نامه ۱۳.    
۱۳. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صالح، صبحی، نامه ۱۳، ص ۳۷۲ ـ ۳۷۳، هجرت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
۱۴. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‌، الطبقات الکبری‌، تحقیق:عطا، محمد عبد القادر، ج ‌۶، ص ۲۳۹، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۰ق؛ مذحج:نام قبیله مالک اشتر است.    
۱۵. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ص ۶۶۵، نامه ۳۸.    
۱۶. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صالح، صبحی، نامه ۱۳، ص ۴۱۱، هجرت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
۱۷. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صالح، صبحی، حکمت ۴۴۳، ص ۵۵۴، هجرت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    






جعبه‌ابزار