غیبت کردن با درددلذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: درددل کردن، غیبت.

پرسش: آیا غیبت کردن از روی درددل کردن برای کسی که در اثر اذیت و آزار دیگری تحت فشار روحی است، جایز است؟ خصوصاً برای کسانی که احتمال بدهد با مشورت با آن‌ها برای حل مشکل راهی می‌یابد؟

پاسخ: اصولاً غیبت بیشتر برای درددل کردن اتفاق می‌افتد. درددل کردن برای آرام کردن درون خود از دست کسی که بر نوعی از او ناراحتیم؛ بنابراین خوب است، مواظب باشیم با این توجیه خود را به غیبت آلوده نکنیم و با بیان عیوب این و آن دنبال راحتی نفس خود نگردیم و فکر نکنیم بار غیبت کردن دیگر راحت می‌شویم و از فشار درونی خود می‌کاهیم؛ زیرا غیبت به خودی خود از ارزش شخصیتی افراد کم می‌کند و آثار روانی، معنوی و اجتماعی منفی و بدی برای شخص غیبت‌کننده ایجاد می‌کند و خرجش به دخلش نمی‌ارزد.


مقدمه بحث[ویرایش]

ابتدا درباره مسئله غیبت و حرمت آن توضیحی داده و سپس به موارد جواز غیبت اشاره نموده و در ضمن پاسخ جواب سئوال نیز روشن خواهد شد.

حرام بودن غیبت[ویرایش]

در این باره نخست به آیه‌ای از قرآن اشاره می‌کنیم:

← کلام خداوند متعال
خداوند در سوره حجرات می‌فرماید: «وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا اَیُحِبُّ اَحَدُکُمْ اَنْ یَاْکُلَ لَحْمَ اَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ »؛ «هیچ‌یک از شما دیگری را غیبت نکند. آیا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید». [۱] [۲]

← حدیثی از پیامبر
پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در ضمن وصایای خود به ابوذر می‌فرماید: «غیبت این است که انسان مسلمان از برادر دینی خود سخنی بگوید که مکروه طبع او باشد». گفتم هرگاه آن‌چه را درباره او می‌گوییم، در او وجود دارد، باز هم غیبت است؟ فرمود: «آنچه درباره او می‌گویید و در او موجود باشد، از او غیبت کرده‌اید و اگر آنچه را در حق او می‌گویید، در او نباشد، به او بهتان زده‌اید». [۳] [۴]
غیبت از گناهان کبیره بوده و از آفات زبان به شمار می‌آید و فقهای اسلام و علمای اخلاق در حرمت غیبت اتفاق نظر دارند [۵] [۶] که صورت واقعی و برزخی این عمل به خوردن مردار تشبیه شده است و سبب کدورت قلب گشته و ایمان فرد را هدف قرار می‌دهد و برای غیبت‌کننده جز ذلت و خواری چیز دیگری به بار نمی‌آورد.

آثار منفی اجتماعی غیبت[ویرایش]

غیبت آثار منفی اجتماعی نیز دارد.

← کلام امام خمینی
حضرت امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه) در توضیح آن می‌فرماید:
«اسلام همان‌طور که صلاح و سعادت فرد را پایه‌ریزی می‌کند، به دنبال سعادت و فلاح اجتماعی نیز است و این مقصد بزرگ انجام نگیرد جز در سایه وحدت نفوس و اتحاد هُمم و الفت و ... که افراد جامعه به طوری می‌شوند که نوع بنی‌آدم تشکیل یک شخص دهند ... و آنچه این اخوت را بگسلد و تفرقه (ایجاد کند) مبغوض صاحب شرع و مخالف مقاصد بزرگ است و پرواضع است که این کبیره موبقه (چنین است)». [۷] [۸]

موارد جواز غیبت[ویرایش]

در برخی موارد، غیبت جایز است:
۱. غیبت درباره فسق کسی که تظاهر به آن فسق می‌کند.
۲. مورد دیگر اظهار تظلم است؛ یعنی کسی مظلوم واقع شده و می‌خواهد برای احقاق حق خویش اقدام کند، می‌تواند نزد کسی که توانایی کمک به او را دارد، مطالب را بگوید؛ هر چند غیبت به حساب آید. در مورد شما نیز اگر آزار و اذیت او واقعاً فشار روحی فراوانی وارد می‌کند و نوعی جفا بر شما به حساب آمده و مشکل‌ساز است، می‌توانید با کسی که توانایی کمک و قدرت حل مشکل را دارد، مشورت نموده و مطالب خود بیان دارید و غیبت حرام محسوب نمی‌شود؛ لکن تنها برای درددل جایز نیست و فایده‌ای هم نداشته و گره‌ای از کار شما باز نمی‌کند.

یادآوری یک نکته مهم[ویرایش]

در پایان نکته ظریفی قابل توجه است:
در جایی که انسان گمان دارد از موارد جواز غیبت است، باز باید احتیاط کامل نموده تا در حرام نیفتد.

← دیدگاه امام خمینی
عارفِ واصل امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه) در بیان ترک غیبت در موارد جایز می‌گوید: «انسان باید در همه موارد از مکاید نفس ایمن نباشد و با کمال دقت و احتیاط تام سعی کند و درصدد عذرتراشی نباشد که یکی از موارد استثنا را به دست آورده، به عیب‌جویی و بذله‌گویی سرگرم شود. مکاید نفس بسیار دقیق است، ممکن است انسان را از راه شرع منوّر گول زند و وارد در مهالک کند». [۹]
می‌توان راه دیگری در پیش گرفت و با همسایه خود با گذشت و بزرگواری برخورد نمود و در مقام جفاکاری و آزار و اذیت او، احسان و نیکی کرده و او را شرمنده اخلاق حسنه خویش نمود. چه‌بسا این نوع برخورد از مقابله به مثل، آثار بهتر و سازنده‌تری بدهد. یا عیوب وی را رودررو متذکر شده و با لحنی از او بخواهیم رفتار خویش را اصلاح و دیگران را مورد آزار قرار ندهد. اصولاً غیبت بیشتر برای درددل کردن اتفاق می‌افتد. درددل کردن برای آرام کردن درون خود از دست کسی که بر نوعی از او ناراحتیم؛ بنابراین خوب است، مواظب باشیم با این توجیه خود را به غیبت آلوده نکنیم و با بیان عیوب این و آن دنبال راحتی نفس خود نگردیم و فکر نکنیم بار غیبت کردن دیگر راحت می‌شویم و از فشار درونی خود می‌کاهیم؛ زیرا غیبت به خودی خود از ارزش شخصیتی افراد کم می‌کند و آثار روانی، معنوی و اجتماعی منفی و بدی برای شخص غیبت‌کننده ایجاد می‌کند و خرجش به دخلش نمی‌ارزد.

معرفی منابع[ویرایش]

۱. چهل حدیث، امام خمینی، حدیث نوزدهم، ص۲۸۵ الی ۳۰۴ ـ انتشارات طه.
۲. آفات زبان، محسن غفاری، تهران، پیام آزادی.

پانویس[ویرایش]
 
۱. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۲.    
۲. موسوی خمینی، سیدروح‌الله، چهل حدیث، ج۱، ص۳۰۳، طه، چ۳.    
۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۸، ص۵۹۸ و ۵۹۹، کتاب الحج، چاپ بیروت.    
۴. موسوی خمینی، سیدروح‌الله، چهل حدیث، ج۱، ص۳۰۱، طه، چ۳.    
۵. موسوی خمینی، سیدروح‌الله، چهل حدیث، ج۱، ص۳۱۳، طه، چ۳.    
۶. موسوی خمینی، سیدروح‌الله، چهل حدیث، ج۱، ص۳۰۳، طه، چ۳.    
۷. موسوی خمینی، سیدروح‌الله، چهل حدیث، ج۱، ص۳۰۹ (حدیث نوزدهم)، طه، چ۳.    
۸. موسوی خمینی، سیدروح‌الله، چهل حدیث، ج۱، ص۳۱۰ (حدیث نوزدهم)، طه، چ۳.    
۹. موسوی خمینی، سیدروح‌الله، چهل حدیث، ج۱، ص۳۱۳، طه، چ۳.    


منبع[ویرایش]


سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «غیبت کردن با درددل»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۷/۱۱/۱۹.    







جعبه‌ابزار