عربذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: عرب، عجم.
پرسش: آیا امام حسین ـ علیه‌السلام ـ در حدیثی بین عرب و عجم فرق گذاشته‌اند و عجم را مذمت کرده‌اند؟
پاسخ: روایتی که اشاره کردید از اباعبدالله ـ علیه‌السلام ـ یعنی امام صادق است (نه امام حسین علیه‌السلام) که فرموده‌اند: ما از قریشیم و شیعیان ما عرب هستند و دشمنان ما عجم. این روایت به این معنای ظاهری (که منظور ار لفظ عرب، قریش و عجم همان نژادهای معروف باشند) از نظر سند و دلالت قابل استناد نیست؛ از نظر سند بعضی راویان این حدیث ضعیفند و قابل اعتماد نیستند؛ اما از نظر دلالت این معنای ظاهری روایت، مخالف آیات قرآن، روایات فراوان و عقل است که ملاک برتری را فقط تقوا و ایمان قرار داده‌اند و تبعیض نژادی را باطل می‌دانند و این در حالی است که پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و امامان معصو م ـ علیهم‌السلام ـ فرمودند: اگر حدیثی از ما مخالف با صریح آیات قرآن و یا سنت قطعی باشد، آن را نپذیرید و قبول نکنید.


روایتی درباره عرب و عجم[ویرایش]

صفحه ۱۶۴ کتاب عربی سفینة البحار شیخ عباس قمی مربوط به لفظ ( عجم ) است و محدث قمی منتخب احادیث مربوط به عجم را از کتاب بحارالانوار در این بخش جمع‌آوری کرده است. در این قسمت روایتی از امام حسین ـ علیه‌السلام ـ دیده نشد؛ اما روایتی از حضرت اباعبدالله آمده است که مقصود امام صادق ـ علیه‌السلام ـ است. روایت چنین است: ضریس‌بن عبد‌الملک می‌گوید که شنیدم از امام صادق ـ علیه‌السلام ـ که می‌فرمود: ما از قریشیم و شیعیان ما عرب هستند و دشمنان ما عجم. [۱]

بیان نکاتی در بررسی روایت[ویرایش]

برای بررسی چنین روایاتی باید نکات زیر را در نظر گرفت:

← ۱. بررسی روایت از نظر سند
نکته اول که در روایات باید رعایت شود، سند آنهاست و این‌که همه افراد نقل‌کننده آن شناخته‌شده و معتبر باشند. در سند این روایت فردی به نام سلمة‌بن خطاب وجود دارد که علمای رجال او را فردی ضعیف و غیرقابل اعتماد می‌دانند. [۲] علاوه بر این‌که سند این روایت به دلیل فاصله زیاد زمانی بین دو راوی از اتصال برخوردار نیست و به نظر می‌رسد، نام راویانی در سند نیامده است و از این جهت غیرقابل اعتماد است.

← ۲. بررسی روایت از نظر محتوا
نکته دوم بررسی از نظر محتوا و تطبیق با آیات قرآن و روایات قطعی است.
معنای ظاهری [۳] این روایت، مخالف با آیات قرآن («یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی‌ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ»)، [۴] روایات فراوان [۵] و عقل است که ملاک برتری را فقط تقوا و ایمان قرار داده‌اند و تبعیض نژادی را باطل می‌دانند. پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و امامان معصوم ـ علیهم‌السلام ـ فرمودند: «قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ إِنَّ عَلَی کُلِّ حَقٍّ حَقِیقَةً وَ عَلَی کُلِّ صَوَابٍ نُوراً فَمَا وَافَقَ کِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوهُ؛ اگر حدیثی از ما مخالف با صریح آیات قرآن و یا سنت قطعی باشد آن را نپذیرید و قبول نکنید». [۶] پس معنای ظاهری این روایت حتی اگر از نظر سند بی‌نقص و درست باشد، قابل پذیرش نیست.

← ۳. مراد از لفظ عرب و عجم
نکته سوم: این مباحث در صورتی است که معنای ظاهری لفظ عرب و عجم مقصود باشد؛ اما در لغت و زبان عرب، لفظ عرب و عجم همیشه اشاره به قبیله و نژاد نمی‌باشند؛ بلکه اشاره به اوصافی دارند. این اوصاف ممکن است در نژاد و قبیله‌ای باشد؛ مانند این‌که مقصود از عرب، اصیل و با ریشه، و منظور از عجم، بی‌پایه و اساس است. در این صورت اگر روایت از نظر سند صحیح باشد، از نظر محتوا مشکلی ندارد.

←← معانی مختلف الفاظ عرب و عجم
توضیح مطلب این‌که:
در فهم معانی الفاظ توجه به جَو آن زمان و این‌که هر اصطلاحی در چه معنایی به کار می‌رفته است، لازم است؛ چون در هر زبانی با گذشت زمان تغییراتی در معانی صورت می‌گیرد. در روایت مورد نظر دو لفظ عرب و عجم الفاظی هستند که علاوه بر معنی عرب‌زبان و غیر‌ عرب‌زبان که معنای اصلیشان است، در مقاصد دیگر نیز به کار می‌روند؛ مثلاً "اعرب" به معنی "صریح و بدون واهمه حرف خود را زد" آمده یا "العرب" به معنی نشاط نیز استعمال شده است [۷] و " اعجم" به کسی که روشن و واضح صحبت نمی‌کند؛ هر چند عرب باشد، می‌گویند و "عجماء" به معنی چهارپایان و هر جانداری که زبان فهم نیست آمده است. [۸] و در روایتی نیز در جواب این سؤال که معنی عجم چیست گفته شده، عجم یعنی گوسفند و گاو و کبوتر و غیره. [۹]
با توجه به مطلب بالا فهمیدن معنی مورد نظر امام از میان معانی بسیار مختلف "عرب" و "عجم" که در روایت به کار رفته است، ضروری است. برای فهم این مقصود باید روایات دیگری که این الفاظ در آنها به کار رفته یا از نظر معنا شباهت با حدیث مورد نظر دارند، بررسی شوند.

←← مقصود امام از دو لفظ عرب و عجم
از احادیثی که در این زمینه وارد شده، فهمیده می‌شود [۱۰] که عرب در این‌گونه روایات به معنای اصیل، ثابت، باریشه یا واضح و بدون ابهام آمده است و عجم به معنای بی‌ریشه، متزلزل و یا بی‌عقل در این روایات استعمال شده که همگی متناسب با معانی اصلیشان هستند.
تناسب معنای اصلی و فرعی ( واقعی و مجازی ) در این دو لفظ ظاهراً به این علت به وجود آمده که در آن زمان مقایسه عرب و غیرعرب برای تشخیص نژاد اصیل افراد عرب مورد بحث بسیار واقع می‌شده و مقام و رتبه عرب اصیل نزد اعراب بالاتر بوده است. به همین دلیل امام برای اصلاح تفکری که معتقد به اصیل و با ارزش بودن عرب در مقابل غیرعرب بود، چنین فرموده که اصالت وابسته به پیروی از مکتب حق است و با این بیان که ما و شیعیان ما عرب و با ریشه هستیم، با آن افکار باطل مبارزه نمودند.
روایتی که می‌فرماید: "ما عربیم و شیعیان ما نیز از ما هستند... " [۱۱] و روایت دیگری که می‌فرماید:" هر‌کس مسلمان زاییده شود، عرب است … " [۱۲] مؤید این مطلب هستند.

←← معنای قریش و روایت مورد نظر
با توجه به این مطلب، قریش نیز که از اصیل‌ترین اقوام عرب است، به معنای ثبات و با اصالت‌تر به کار رفته و معنی روایت مورد نظر این‌گونه می‌شود: ما با اصالت‌ترین انسان‌‌ها و شیعیانمان نیز اصیل و باریشه هستند و دشمنانمان متزلزل و بی‌پایه می‌باشند.

← ۴. روایاتی در تمجید قبایل غیرعرب
به علاوه این‌که روایات بسیاری به جهت ایمان، عمل درست، ثبات و پایداری برخی قبایل غیرعرب به تمجید فراوان آنها پرداخته‌اند. تعدادی از این روایات این چنین‌اند:

←← أ. اول
امام باقر علیه‌السلام، بخشی از یاران حضرت مهدی را از اولاد عجم معرفی می‌کنند. [۱۳]

←← ب. دوم
از امیر المومنین نقل شده که فرمودند: زمانی خواهد آمد که اقوام عجم جایگاه‌هایی در مسجد کوفه ساخته و به مردم قرآن را آن‌طور که نازل شده است، تعلیم می‌کنند. [۱۴]

←← ج. سوم
از امیر المؤمنین در جای دیگر درباره فارس‌ها روایت شده که به اعراب فرموده‌اند: به‌خاطر نزول قرآن با آنها جنگ کردید؛ اما دنیا به پایان نمی‌رسد تا این‌که آنها به‌خاطر تفسیر و باطن آن با شما خواهند جنگید. ( یعنی شما تفسیر آن را رها خواهید کرد و آنها برآن ثابت قدمند). [۱۵] [۱۶]

پانویس[ویرایش]
 
۱. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۴۰۴؛ منبع اصلی روایت کتاب معانی الاخبار، ص ۴۰۴ است.    
۲. خویی، سید ابوالقاسم، معجم الرجال، ج ۴، ص ۹.
۳. که منظور ار لفظ عرب، قریش و عجم همان نژادهای معروف باشند.
۴. حجرات (۴۹)، آیه ۱۳.    
۵. معدن الجواهر، ص ۲۱؛ قال سیدنا رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ أیها الناس إن ربکم واحد و إن أباکم واحد لا فضل لعربی علی عجمی و لا لعجمی علی عربی و لا لأحمر علی أسود و لا لأسود علی أحمر إلا بالتقوی قال الله تعالی إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُم‌.
۶. کلینی، کافی، ج ۱، ص ۶۹.    
۷. ابن‌منظور، لسان‌العرب ج ۱، ص ۵۸۹.    
۸. ابن‌منظور، لسان‌العرب ج ۱۲، ص ۳۸۶.    
۹. طریحی، مجمع البحرین، ج ۶ ؟؟؟، ص ۱۱۲.
۱۰. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۴۰۴.    
۱۱. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۴۰۴.    
۱۲. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۴۰۴.    
۱۳. سفینة البحار، ج ۲، ص ۱۶۴.
۱۴. سفینة البحار، ج ۲، ص ۱۶۴.
۱۵. أبي‌العباس عبدالله‌بن جعفر حميري، قرب الاسناد، ص ۵۲ ؟؟؟.
۱۶. علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۴، ص ۱۷۴.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : حدیث شناسی | تفسیر حدیث




جعبه‌ابزار