رحمت الهیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: رحمت الهی، کار نیک، پاداش.

پرسش: گستردگی و وسعت رحمت الهی که در آیات و روایات به آن اشاره شده است، با آیه شریفه: «هر کس ذره‌ای کار نیک انجام دهد پاداش آن را خواهد دید»، چگونه قابل جمع است؟ و آیا میان این‌ها منافاتی نیست؟

پاسخ: خداوند دارای وعده و وعید است و خلف وعید از ناحیه خداوند نه تنها ناپسند نیست، بلکه پسندیده و زیباست و با عدالت خداوند هم منافاتی ندارد. حساب و کتاب الهی از پرونده‌های انسانی بسیار دقیق است و این کار هیچ منافاتی با رحمت الهی ندارد و رحمت الهی چه در دنیا و چه در آخرت، هم‌چنان نورافشانی می‌کند و پرتو شعاع آن بسیار گسترده است. رحمت الهی نیز بر غضب الهی پیشی دارد و پس از حساب و کتاب دقیق، باز میدان برای رحمت و عفو باز است و گروه بسیاری از دوزخیان نیز با مجازات‌های کوتاه‌مدت و یا بلند‌مدت از دوزخ آزاد می‌شوند. اگر کسی به آخرت معتقد نبود و کار خوبی برای تأمین رفاه جامعه بشری انجام داد و نسبت به وحی آسمانی هم عناد نداشت، ممکن است در آخرت پاداش مناسب ببیند و آن پاداش، همان کاهش عذاب است. بنابراین هیچ‌کدام از این عرصه‌ها با هم منافات ندارد. عرصه حساب و کتاب دقیق در جای خودش و عرصة رحمت و مغفرت در جای خودش و وعده و وعید الهی در جای خودش و غضب الهی هم در جای خودش اعمال می‌شود و هیچ تنافی و تضاد در این عرصه‌ها وجود ندارد.


وعده و وعید الهی[ویرایش]

هیچ‌ کاری بر خداوند پوشیده نیست و همة رفتارهای خوب و بد بندگان را شاهد و ناظر است؛ ازاین‌رو به نیکان و صالحان وعده آمرزش و پاداش بزرگ داده است و به کافران و تکذیب‌کنندگان وعید به کیفر داده است. می‌دانیم خداوند به وعده‌هایش وفا می‌کند؛ زیرا خُلف وعده یا بر اثر ندانستن مسئله است، یا بر اثر فراموشی، یا ناتوانی، یا بخل و...، لکن ذات خداوندی از همة صفات یادشده منزه و از تمام این نقص‌ها مبراست.

← وفای به وعده
پس وقتی خداوند وعده داد، قطعاً و حتماً به آن وفا می‌کند؛ پس وفای به وعده لازم است و دلیل عقلی و نقلی بر آن اتفاق دارد. [۱]

← خلف وعید
اما از ناحیه وعید چه؟ آیا خُلف وعید هم قبیح است؟ گروهی از متکلمان معتقدند، حق تعالی آن‌گونه که خُلف وعده نمی‌کند و نیکوکاران را پاداش نیک و شایسته می‌دهد، بدکاران را نیز همان‌گونه، به عذاب شکنجه می‌کند و خلف وعید قبیح است، آن‌سان که خلف وعده قبیح و زشت است.
ولی بیش‌تر متکلمان بر این باورند که خلف وعید نه تنها قبیح نیست، بلکه از باب سبقت رحمت بر غضب لطف و کرم محسوب می‌شود. خداوند می‌تواند به علت یا عللی که بر ما پوشیده است، از جرم گناه‌کار بگذرد و او را مشمول رحمت گسترده خویش قرار دهد. [۲]

حساب‌رسی خداوند[ویرایش]

در روز قیامت مردم از قبرهای پراکنده بیرون آیند تا اعمال آنان به آنها ارائه شود. هر کس به قدر ذره‌ای کار نیک کرده باشد، آن را خواهد دید و هرکس به ‌اندازه ذره‌ای کار زشت مرتکب گشته باشد، آن را خواهد دید. [۳] مردم در قیامت می‌گویند وای بر ما! این چگونه کتابی است که اعمال کوچک و بزرگ ما را فرو نگذاشته، جز‌ آن‌که همه را شمرده است و در آن کتاب، همه اعمال خود را حاضر ببیند و خدا به هیچ کس ستم نخواهد کرد. [۴] در آن روز هر کس آن‌چه کار نیک به جا آورده و آن‌چه بدی مرتکب شده، حاضر شده می‌یابد و آرزو می‌کند:
کاش میان او و آن کارهای بد فاصله‌ای دور بود. [۵] امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: انسان در روز قیامت هر چه کرده، همه را به خاطر می‌آورد. هر کلمه‌ای که گفته، هر پلکی که بر هم زده و هر قدمی که برداشته، گویا اکنون آن را انجام داده است. [۶]
می‌گویند شخصی از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) تقاضا کرد قرآن کریم را به وی بیاموزد. یکی از یاران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) مأمور شد تا به او قرآن بیاموزد. چون دو آیه «فَمَنْ یَعْمَل مِِثقالَ ذَرّةٍ خیراً یَرَه و...» [۷] را به وی آموخت، آن شخص به معلم خود گفت: همین آیه بس است، دیگران تعجب کردند که چرا با آن عطش فراوان برای آموختن قرآن کریم به دو آیه بسنده کرد؟ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) فرمود: او با خواندن این دو آیه فقیه شد؛ یعنی این شخص، عارف به معاد شد که از مهم‌ترین معارف دینی است. [۸]
ذره‌ای گر جهد تو افزون شود در ترازوی خدا موزون شود. [۹]
ترازوهای عدل را برای روز قیامت خواهیم نهاد و به هیچ کس ستمی نخواهد شد و چیزی مانع آن نخواهد بود. [۱۰]
به هر تقدیر حساب و کتاب الهی بسیار دقیق است و خداوند از ذره ذره اعمال حساب می‌کشد و هر که، هرچه کرد، به حساب او ثبت شده و در قیامت به حساب او می‌آید: «لها ما کَسَبَت‌ْ و عَلیها ما اکْتَسَبَتْ» [۱۱] یعنی هرکس هر چه نیکی کند، به سود اوست و هر چه بدی کند، به زیان اوست.

جمع‌بندی[ویرایش]

آن‌چه در یک جمع‌بندی قابل بیان است، این است که:

← اول
خداوند دارای وعده و وعید است و خلف وعید از ناحیه خداوند نه تنها ناپسند نیست، بلکه پسندیده و زیباست و با عدالت خداوند هم منافاتی ندارد.

← دوم
حساب و کتاب الهی از پرونده‌های انسانی بسیار دقیق است و این کار هیچ منافاتی با رحمت الهی ندارد و رحمت الهی چه در دنیا و چه در آخرت، هم‌چنان نورافشانی می‌کند و پرتو شعاع آن بسیار گسترده است.

← سوم
رحمت الهی نیز بر غضب الهی پیشی دارد و پس از حساب و کتاب دقیق، باز میدان برای رحمت و عفو باز است و گروه بسیاری از دوزخیان نیز با مجازات‌های کوتاه‌مدت و یا بلند‌مدت از دوزخ آزاد می‌شوند. اگر کسی به آخرت معتقد نبود و کار خوبی برای تأمین رفاه جامعه بشری انجام داد و نسبت به وحی آسمانی هم عناد نداشت، ممکن است در آخرت پاداش مناسب ببیند و آن پاداش، همان کاهش عذاب است. [۱۲]
به هرحال بهشت الهی بر دوزخ الهی پیروز است و فقط «خالدین» برای همیشه در دوزخ می‌مانند و تعداد آنها نیز زیاد نیست.

نتیجه[ویرایش]

بنابراین هیچ‌کدام از این عرصه‌ها با هم منافات ندارد. عرصه حساب و کتاب دقیق در جای خودش و عرصة رحمت و مغفرت در جای خودش و وعده و وعید الهی در جای خودش و غضب الهی هم در جای خودش اعمال می‌شود و هیچ تنافی و تضاد در این عرصه‌ها وجود ندارد.
به طور مثال: دو نفر که با هم دادوستد دارند، تمام حساب‌های خودشان را به طور دقیق ثبت می‌کنند و پس از چندی، حساب‌رسی می‌کنند و ممکن است یکی از آن دو بدهکار شود و شخص طلب‌کار، از سر دوستی و از محبت و معرفت، طلب خود را ببخشد یا مصالحه کند. آیا در چنین حالتی، ثبت حساب‌ها و به دنبال آن حساب‌رسی دقیق، منافات با دوستی و محبت دارد؟ چنین کاری نه تنها ناپسند نیست و با محبت و دوستی منافات ندارد، بلکه دوستی‌ها و محبت را زیاد می‌کند؛ چون هرج و مرج و بی‌حساب و کتاب کار کردن، در همه عرصه‌ها ناپسند و غیر عقلانی است.
هم‌چنین است، در دستگاه الهی، که عدالت خداوندی ایجاب می‌کند، یک حساب و کتاب دقیق در جهان هستی حاکم باشد و به دنبال آن یک حساب‌رسی دقیق نیز صورت بگیرد و پس از آن خداوند به وعده‌هایش حتماً و قطعاً عمل می‌کند و دنبال آن اگر به وعیدش خواست عمل نکند و بنده مجرمی را به عللی عفو بکند، چنین می‌کند و این کار منافاتی با عدالت الهی هم ندارد و اگر هم بخواهد به وعید خود عمل نماید، یا قوه غضب خود را به کار گیرد، چنین می‌کند، ولی رحمت الهی همیشه بر غضب الهی پیشی دارد و در دنیا و آخرت پرتوافشانی می‌کند.

منابع[ویرایش]

۱. تفسیر موضوعی قرآن کریم، معاد در قرآن، ج۴ و ۵، آیت‌الله جوادی آملی.
۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر موضوعی، پیام قرآن، معاد در قرآن، ج۵ و ۶.
۳. علامه طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ذیل سوره زلزال.
۴. تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۴، ذیل آیه ۱۵۶، سوره اعراف.

پانویس[ویرایش]
 
۱. جوادی‌ آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، معاد در قرآن، ص۱۷۴-۱۷۵، قم، انتشارات اسراء، ج۵، چاپ اول، ۱۳۸۱.
۲. جوادی‌ آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، معاد در قرآن، ص۱۷۴-۱۷۵، قم، انتشارات اسراء، ج۵، چاپ اول، ۱۳۸۱.
۳. زلزله/سوره۹۹، آیه۷-۸.    
۴. کهف/سوره۱۸، آیه۴۹.    
۵. آل‌عمران/سوره۳، آیه۳۰.    
۶. حویزی، عبدعلی، تفسیر نورالثقلین، ج۳، ص۲۶۷، ح ۱۱۴.    
۷. زلزله/سوره۹۹، آیه۷-۸.    
۸. جوادی‌ آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، معاد در قرآن، ص۱۷۴-۱۷۵، قم، انتشارات اسراء، ج۵، چاپ اول، ۱۳۸۱.
۹. مثنوی معنوی، دفتر پنجم، بیت ۹۷۱.
۱۰. انبیاء/سوره۲۱، آیه۴۷.    
۱۱. بقره/سوره۲، آیه۱۸۶.    
۱۲. جوادی‌ آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، معاد در قرآن، ص۱۷۴-۱۷۵، قم، انتشارات اسراء، ج۵، چاپ اول، ۱۳۸۱.


منبع[ویرایش]

سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «رحمت الهی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۱/۱۲.    



جعبه‌ابزار