شکوهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه:ناسپاسی، رضایت، شکوه،شکایت.
پرسش :آیا شکوه در اسلام مشکلی دارد؟ آیا ناشکری به حساب می‌آید؟
پاسخ :


معنای شکوه

[ویرایش]

«شکوه» یعنی اظهار اندوه و توصیف گرفتاری نمودن.
[۲] قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ۴، ص ۶۵، دار الکتب الإسلامیة،تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.


اقسام شکوه

[ویرایش]

شکوه بر دو قسم است:

← شکوه مذموم


«آن است که شخص، از خداوند حکیم شکوه نماید مثلاً بگوید:خدایا مرا به بلایی گرفتار نمودی که کسی به آن گرفتار نشده است و یا به من چیزی اصابت نموده است که هیچ‌کس را مانند آن اصابت نکرده است.
[۳] کلینی، الاصول من الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۳، ص ۱۱۶، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.     «إِنَّمَا الشَّکْوَی أَنْ یَقُولَ قَدِ ابْتُلِیتُ بِمَا لَمْ‌ یُبْتَلَ‌ بِهِ‌ أَحَدٌ وَ یَقُولَ لَقَدْ أَصَابَنِی مَا لَمْ یُصِبْ أَحَداً»

این نوع شکوه، جایز نیست، بلکه مورد نهی و مذمت قرار گرفته است؛ زیرا گاهی از اوقات خداوند متعال برای امتحان بندگانش آنان را به بلا و مصیبت‌هایی گرفتار می‌کند و در مقابل از آنان انتظار صبر و بردباری دارد.
[۴] سوره بقره/۲، آیه۱۵۵.     «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرین»

امام سجاد (علیه السلام) می‌فرماید:«شکوه نمودن از خداوند متعال، از گناهانی است که موجب محروم شدن انسان از روزی می‌شود.

← شکوه مباح


«آن است که شخص، نزد خداوند متعال و به درگاه او، اظهار غم و اندوه از مشکلات و گرفتاری‌های خود نماید؛ چنان‌که حضرت یعقوب در فراغ فرزندش حضرت یوسف نزد خداوند از غم و اندوه وارده شکایت کرد و عرضه داشت:«إِنَّما أَشْکُوا بَثِّی‌ وَ حُزْنِی‌ إِلَی‌ اللَّهِ‌ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ».
[۶] سوره یوسف/۱۲، آیه۸۶.     «گفت:«من غم و اندوهم را تنها به خدا می‌گویم (و شکایت نزد او می‌ برم)! و از خدا چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌ دانید»
این‌گونه شکوه نمودن اشکالی ندارد.
همچنین از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:« حضرت علی بن الحسین (علیهماالسلام) مدت بیست یا چهل سال بر پدرشان گریستند و طعام و غذائی نبود که در مقابل حضرت بگذارند مگر آن‌که حضرتش بیاد امام حسین (علیه السلام) گریه می‌کردند تا جایی که خادم حضرت، محضر مبارکش عرض نمود:فدایت شوم ای پسر رسول خدا می‌ترسم که شما هلاک شوید. حضرت فرمودند:«تنها درد دل و غم خود را با خدا گویم و از لطف و کرم بی‌اندازه او چیزی دانم که شما نمی‌دانید.» سپس فرمودند:«هیچ‌گاه محل کشته شدن فرزندان فاطمه (علیهاالسلام) را به یاد نمی‌آورم، مگر آن‌که حزن و غصه حلقوم من را می‌فشارد».
البته در روایات، وارد شده است که نزد مؤمن شکوه نمودن همانند آن است که شکوه نزد خداوند برده باشی و اشکالی ندارد، اما شکوه نمودن نزد غیر مؤمن و کافر، در حکم شکوه نمودن از خداوند است و جایز نیست.
گفتنی است، اگرچه شکوه نمودن نزد برادران مؤمن مباح است و در حکم شکوه نزد خدا بردن است، ولی سخنی از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که ایشان با بیانی کلی، زبان به شکوه گشودن را در منافات با صبر جمیل ارزیابی می‌فرماید.
[۹] کلینی، الاصول من الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج۲، ص ۹۳، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.     «قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع یَرْحَمُکَ اللَّهُ مَا الصَّبْرُ الْجَمِیلُ قَالَ ذَلِکَ صَبْرٌ لَیْسَ فِیهِ شَکْوَی إِلَی النَّاسِ»
پس بهتر است انسان تا می‌تواند بر بلا و مصیبت‌ها صبر کند.

نتیجه

[ویرایش]

شکوه نمودن نزد خدا یا برادران مؤمن مباح بوده، ناشکری محسوب نمی‌گردد، ولی شکوه از خداوند متعال و یا نزد کافر و غیر مؤمن، مذموم بوده و موجب محرومیت از رزق و روزی می‌گردد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص ۴۶۳، دارالعلم الدار الشامیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۲. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ۴، ص ۶۵، دار الکتب الإسلامیة،تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.
۳. کلینی، الاصول من الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۳، ص ۱۱۶، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.     «إِنَّمَا الشَّکْوَی أَنْ یَقُولَ قَدِ ابْتُلِیتُ بِمَا لَمْ‌ یُبْتَلَ‌ بِهِ‌ أَحَدٌ وَ یَقُولَ لَقَدْ أَصَابَنِی مَا لَمْ یُصِبْ أَحَداً»
۴. سوره بقره/۲، آیه۱۵۵.     «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرین»
۵. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار،‌ ج ۷۰، ص ۳۷۵، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.    
۶. سوره یوسف/۱۲، آیه۸۶.     «گفت:«من غم و اندوهم را تنها به خدا می‌گویم (و شکایت نزد او می‌ برم)! و از خدا چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌ دانید»
۷. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص ۱۱۵.    
۸. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، محقق، مصحح، مؤسسة آل البیت(ع)، ج ۲، ص ۴۱۱ - ۴۱۲، مؤسسة آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.    
۹. کلینی، الاصول من الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج۲، ص ۹۳، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.     «قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع یَرْحَمُکَ اللَّهُ مَا الصَّبْرُ الْجَمِیلُ قَالَ ذَلِکَ صَبْرٌ لَیْسَ فِیهِ شَکْوَی إِلَی النَّاسِ»


منبع

[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست    






جعبه ابزار
جعبه‌ابزار