توحید و کمالات واجبذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه:واجب الوجود، کمالات وجودی، کمالات خداوند.
پرسش:در بحث یکتایی خداوند می‌گوییم اگر دو واجب الوجود وجود داشته باشد، پس باید بین آن دو تمایزی باشد؛ یعنی صفتی را واجبی دارد که واجب دیگر ندارد و بر عکس و در نتیجه گفته می‌شود چون این واجب فاقد کمال است پس محتاج است و ممکن، اما این سوال برای من مطرح است که ممکن است این واجب اصلاً نیازی به این خصوصیّت نداشته باشد و به عبارتی چرا واجب حتماً باید تمامی کمالات را داشته باشد؟
پاسخ:وحدتی که در جهان حاکم است مانع از آن است که تصور کنیم موجودی فقط نوع خاصی از کمالات را دارا بوده و نیازی هم به هیچ نوع دیگری از کمالات نداشته باشد. این امر فقط در کمالات اعتباری و عرفی قابل تصور است ولی در مراتب وجود قابل تحقق نیست.


کمالات خداوند[ویرایش]

در این استدلال موجودی فرض شده است که همه کمالات را دارا هست بجز برخی کمالات که وجه تمایز او با واجب الوجود مفروض دیگر است. و بنابر فرض پرسشگر نیازی هم به کمالاتی دیگر ندارد.
حال باید دید چنین فرضی که در ذهن قابل فرض است در عالم هستی و جهان واقع می‌تواند محقق شود؟
واقعیت این است که کمالات تکوینی و وجودی به خلاف کمالات اعتباری و عرفی نمی‌توانند بدون هیچ ارتباطی با هم وجود داشته باشند به طوری که در مرزی واقع شده باشد که ابداً رابطه‌ای با سایر کمالات نداشته باشند.این بحث در جای خود به تفصیل قابل بیان و اثبات است.
به بیان دیگر آنچه ما در عالم خارج می‌بینیم ارتباط بین کمالات است نه انفصال و تفکیک و بلکه هر موجودی در هماهنگی با دیگر موجودات عالم بوده و هیچ مرز دقیقی که به طور کامل امور را از هم تفکیک کند را نمی‌توان ادعا کرد. بلکه هرچه بیشتر در مراتب کمال بالاتر رویم شاهد وحدت و هم گرائی و هماهنگی بشتری بین کمالات متکثره در عالم خواهیم بود.
با اثبات این پیش فرض نمی‌توان موجودی را تصور کرد که همه کمالات را دارد بجز برخی کمالات و هیچ ارتباطی هم با سایر کمالات ندارد، زیرا چون مرتبط با دیگر کمالات است، ذاتا نیاز به کامل شدن در آن کمال را هم خواهد داشت (این مطلب در فلسفه بنابر قاعده امکان اشرف به اثبات رسده). بنابراین، چنین موجودی هرچند در مراتب والای کمال باشد نمی‌تواند واجب الوجود باشد. بله مقایسه با عرف بشری شاید این تصور را در مورد واجب الوجود مفروض هم دامن زند.
چون بسیار اتفاق می‌افتد که یک فرد که دارای بخشی از کمالات است ادعا کند که به کمالات دیگر هیچ نیازی ندارد و تا آخر هم در این جهل مرکب بماند اما در عالم تکوین این گونه نیست و هر حقی را حقیقتی است که در ذات یک موجود نهفته است و بی‌نیازی فقط با ادعای بی‌نیازی قابل تحقق نیست.
بنابر این در یک کلمه، وحدت حاکم بر جهان مانع از آن است که تصور کنیم موجودی فقط نوع خاصی از کمالات را بطور تخصصی داشته و نیازی هم به هیچ نوع دیگری از کمال نداشته باشد. این امر فقط در کمالات اعتباری و عرفی قابل تصور است یا در فنون تکنولوژیکی ولی در مراتب والای عالم هستی قابل تحقق نیست.
در قرآن کریم در مورد وحدت خداوند چنین آمده است:
«اگر در آسمان و زمین جز الله خداى دیگرى بود تباهى و فساد ایجاد می شد» [۱].
در این بیان بطور مستیم وحدت خداوند مترتب بر هماهنگی و عدم اختلاف و تباهی در عالم وجود و نظام خلقت شده و برای انتقال به محال بودن کثرت در واجب الوجود بر همین اصل بدیهی تکیه شده و با بهترین و اجمالی‌ترین وجهی علت عدم امکان تعدد در واجب الوجود را بیان نموده است. سایر براهین فلسفی که بطور مفصل‌تر و پیچیده‌تری بیان شده است در نهایت بازگشت به همین اصل دارد.

پانویس[ویرایش]
 
۱. سوره انبیاء/۲۱، آیه۲۲.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست    






جعبه‌ابزار