تأنّیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه:فضایل اخلاقی، آرامش.
پرسش :«تأنّی» در آموزه‌های اسلامی به چه معنا است؟


متن کامل پرسش[ویرایش]

«تأنّی» یعنی چه؟ در آموزه‌های اسلامی چیست؟ لطفاً اگر آیه یا حدیثی در این باره هست بیان بفرمایید.

پاسخ[ویرایش]


معنای لغوی تأنی[ویرایش]

«تأنّی» در لغت به معنای درنگ کردن و آهستگی در انجام عمل، نیز وقار و متانت آمده است. [۱]

معنای اصطلاحی تأنی[ویرایش]

در زبان دین هم احادیثی که در آنها واژۀ «تأنّی» و مشتقات آن آمده، همین معنا را می‌رساند؛ مانند:
۱. «التَّأَنِّی‌ حَزْمٌ»؛ تأنّی در کارها دور اندیشی است.
۲. «التَّأَنِّی‌ یُوجِبُ الِاسْتِظْهَارَ»؛ تأنّی سبب پشت‌گرمی است.
۳. «فِی التَّأَنِّی‌ اسْتِظْهَارٌ»؛ در تأنّی، پشت‌گرمی انسان نهفته است.‌
۴. «التَّأَنِّی‌ فِی الْفِعْلِ -الْعَقْلِ‌- یُؤْمِنُ الْخَطَلَ»؛ تأنّی و آهستگی در کردار و تعجیل نکردن، آن را از سستی و اضطراب ایمن می‌سازد. [۲]
۵. «و یَتَشَعَّبُ مِنَ الرَّزَانَةِ التَّوَقُّرُ وَ السُّکُونُ وَ التَّأَنِّی»؛ سنگینی انسان، وقار، آرامش و تأنی او را در پی دارد. ‌ [۳]
۶. «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِأَهْلِ بَیْتٍ خَیْراً أَرْشَدَهُمْ لِلرِّفْقِ وَ التَّأَنِّی»؛ هنگامی که خداوند اراده کند تا به خانواده‌ای خیر عنایت کند آنها را به رفق و تأنی رهنمون می‌سازد.‌ [۴]

تأنی در اخلاق[ویرایش]

تأنی صفتی است که تابع و نتیجۀ اجتماع دو صفت دیگر است که عبارت‌اند از آرامش و حلم ؛ چرا که این دو صفت نمایانگر اعتدال در نیروی غضب انسان‌اند. اما علت این‌که تأنی تابع این دو خصلت است، این است که آرامش عبارت است از سنگینی نفس در خصومات، و حلم عبارت است از طمأنینه نفس به گونه‌ای که غضب به سرعت و آسانی نمی‌تواند آن‌را تحریک کند. این دو صفت با همدیگر سبب به وجود آمدن حالت تأنی که عبارت از عدم شتاب زدگی و نیز وقار و متانت است می‌شود. [۵] شاید به همین دلیل در روایات مذکور از تأنی به حزم (یعنی دور اندیشی به همراه احتیاط) تعبیر شده و آن‌را سبب روشن شدن مطلب و در امان ماندن از خطا دانسته‌اند.
نکته قابل توجهی که در مورد تأنی وجود دارد این است که تأنی مصدر باب تفعل است که گاه در مواردی به کار می‌رود که فاعل، صفتی را از خود نشان دهد که حقیقتاً این صفت در او نهادینه نباشد؛ مثل تحلّم و.... این مطلب نشانگر آن است که استظهار (روشن شدن مطلب) و در امان ماندن از خطا، اثر قهری و وضعی درنگ کردن و شتاب زده نبودن در آن کار است، هر چند انسان ملکۀ این خصلت را نداشته باشد و در سایر کارها به صورت شتاب زده عمل نماید.

پانویس[ویرایش]
 
۱. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ج۱ص۲۱۸، نشر مرتضوی‌، چاپ دوم‌ تهران‌، ۱۳۷۴ش.
۲. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص۴۷۷، دفتر تبلیغات، قم، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.
۳. ابن بابویه، محمد بن علی، علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۱۳، کتاب فروشی داوری، قم، چاپ اول، ۱۳۸۵ش، ۱۹۶۶م.    
۴. ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورّام، ج ‌۲، ص ۲۴۷، مکتبه فقیه، قم، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
۵. مازندرانی، محمد صالح بن احمد، شرح الکافی (الأصول و الروضة)، ج ‌۱، ص ۳۰۶، المکتبة الإسلامیة، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۲ق.


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست    


رده‌های این صفحه : اخلاق اسلامی | فضائل اخلاقی | تأنی




جعبه‌ابزار