گوشه‌گیریذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: عزلت، خلوت، گوشه‌گیری، کناره‌گیری، عبادت، بندگی.

پرسش: در شرایطی که مفسدان در جای جای جامعه حضور دارند، حضور انسان در اجتماع، باعث ترس از آلوده شدن به گناه خواهد شد، دراین صورت بریدن کامل از زندگی اجتماعی و پناه بردن به گوشه‌ای خلوت و دور از اجتماع چه حکمی دارد؟

پاسخ: گوشه‌گیری کامل و همیشگی جایز نیست؛ اما کناره‌گیری از مردم در زمان‌های محدود به منظور مناجات و بندگی ذات حق تعالی، اشکالی ندارد.



معنای لغوی عزلت

[ویرایش]

عزلت یا خلوت یا رهبانیت به معنای کناره‌گیری از مردم و گوشه‌گزینی است،
[۲] کمال‌الدین، عبدالرزاق کاشانی، اصطلاحات الصوفیه، باب خاء.


انواع گوشه‌گیری

[ویرایش]

گوشه‌گیری از انواعی برخوردار است:
۱. گوشه‌گیری کامل و همیشگی.
۲. گوشه‌گیری ناقص و مقطعی.

حکم گوشه‌گیری در اسلام

[ویرایش]

گوشه‌گیری، قسم اول جایز نیست؛ اما کناره‌گیری از مردم در زمان‌های محدود به منظور مناجات و بندگی ذات حق تعالی، اشکالی ندارد.
هر پیامبر و وصی پیامبری مدت کمی از عمر خود را در دوری از مردم به سر برده‌اند
[۴] نراقی، احمد، معراج السعادة، ص۵۶۹.
و به نماز و راز و نیاز و فکر و ذکر پرداخته‌اند.

دلایل مذمت و نکوهش گوشه‌گیری کامل

[ویرایش]

دلایل برای مذمت و نکوهش گوشه‌گیری کامل بیان شده است:

← دلیل اول


عده‌ای از پیروان دین موسی و عیسی (علیهما‌السلام) که در اقلیت و محکومیت حاکمان ظالم قرار گرفته بودند، به‌خاطر ترس از جان و دین خود، از مردم کناره گرفتند و به عبادت مشغول شدند.
[۵] طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۷۸.

گروهی از مسلمانان به گمان این‌که چنین شیوه‌ای پسندیده است، گوشه عزلت اختیار کردند؛ اما با نهی رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) رو‌به‌رو شدند. بعد از رحلت آن حضرت هم عده‌ای از مسلمانان به نام صوفی، گوشه‌گزینی را گزینش کردند و برای آن آدابی قرار دادند که از سوی اهل بیت مورد تأیید قرار نگرفت.
[۶] بهبانی، علی، مصباح الهدایة، ص۱۱۵.


← دلیل دوم


انبیا الاهی و اوصیای آنها، اگرچه دوره‌ای کوتاه از عمر خود را در دوری از مردم به سر بردند، اما همین دوره را به منظور آمادگی بیشتر برای پذیرش بهتر و بیشتر دستورات الاهی و ابلاغ آنها به مردم، سپری کردند؛ لذا هیچ یک از آنها گوشه‌گیری دائمی نداشتند و با حاکمان ظالم مبارزه کردند و در میان مردم و در غم و شادی آنها شریک بودند.

← دلیل سوم


سنت و تدبیر الاهی در خصوص زندگی بشری به‌گونه‌ای است که باید هم ابزارهای گمراهی و هم ابزارهای بندگی فراهم باشد؛ چون کمال آدمی با عبور از آنها به دست می‌آید؛ لذا گوشه‌گزینی، نوعی نابود کردن عوامل رشد و پرورش روح و دین است.

← دلیل چهارم


رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده است که رهبانیت امت من هجرت، جهاد، نماز، روزه، حج و عمره است.

←← سخنی از امام صادق


امام صادق (علیه‌السلام) در فرازی از فرمایش خود در خصوص دین اسلام می‌فرماید: گوشه‌گیری و بیابان‌گردی که دوری از مردم باشد، در دین اسلام وجود ندارد.
[۹] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، باب شرایع، ج۱.


← دلیل پنجم


کناره‌گیری کامل و همیشگی از مردم با روح آموزه‌های دینی؛ مانند ادای حقوق مؤمنان، خوش‌رفتاری با پدر و مادر، دیدار برادران دینی، رواساختن حاجت مؤمن، اصلاح میان مردم، اطعام مؤمن، خیر‌خواهی مؤمن، همت‌گماشتن به امور مسلمانان و صله ارحام و ...، منافات دارد.
[۱۰] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، کتاب الدعاء، کتاب معاشرت.


برخی آداب خلوت‌گزینی در اسلام

[ویرایش]

نکته‌ای که در پایان باید بدان توجه داشت آن است که بین رعایت آداب و دستورات دینی با زندگی اجتماعی، منافاتی وجود ندارد؛ بلکه آداب گوشه‌گیری را در زندگی اجتماعی می‌توان رعایت و اهداف آن را نیز می‌توان به دست آورد؛ چون عمده آداب خلوت‌گزینی؛ غیر از دوری و گوشه‌نشینی از مردم، عبارت‌اند از: وضو دائمی، ذکر دائم،تلاوت قرآن، کم‌خوابی، کم‌گویی، کم‌خوری، خود را در محضر ذات حق تعالی دیدن و...
[۱۱] غزالی، محمد، کیمیای سعادت، ج۱، ص۴۵۴.
[۱۲] بهبانی، علی، مصباح الهدایة، ص۱۱۷.
[۱۳] سهروردی، شهباب الدین، عوارف المعارف، ص۲۱۳.
[۱۴] سهروردی، شهباب الدین، عوارف المعارف، ص۲۲۰.

که در زندگی اجتماعی دینی هم می‌شود عمده آن را رعایت کرد و هدف عمده آن، سلامت دین و آباد نمودن اوقات و بررسی احوال نفس و اخلاص عمل است که همه این اهداف در زندگی اجتماعی دینی قابل تحصیل است.
علاوه با مردم بودن و در اجتماع زندگی کردن اشکالات گوشه‌گزینی را ندارد.
خلاصه این‌که انسان در هر حالی و در هر کاری می‌تواند به یاد ذات حق تعالی باشد و به بررسی و سازندگی حالات نفس بپردازد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. سیدشریف، علی بن محمد جرجانی، التعریفات، باب عین.    
۲. کمال‌الدین، عبدالرزاق کاشانی، اصطلاحات الصوفیه، باب خاء.
۳. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج ۱۹، ص ۱۷۳.    
۴. نراقی، احمد، معراج السعادة، ص۵۶۹.
۵. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۷۸.
۶. بهبانی، علی، مصباح الهدایة، ص۱۱۵.
۷. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۷۸.    
۸. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۱۴، ۲۷۷.    
۹. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، باب شرایع، ج۱.
۱۰. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، کتاب الدعاء، کتاب معاشرت.
۱۱. غزالی، محمد، کیمیای سعادت، ج۱، ص۴۵۴.
۱۲. بهبانی، علی، مصباح الهدایة، ص۱۱۷.
۱۳. سهروردی، شهباب الدین، عوارف المعارف، ص۲۱۳.
۱۴. سهروردی، شهباب الدین، عوارف المعارف، ص۲۲۰.


منبع

[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «گوشه‌گیری»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۸/۱۸.    


رده‌های این صفحه : اخلاق اسلامی | رهبانیت




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار