نسخ احکامذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: نسخ، تخصیص، بدا، احکام الهی، منکران نسخ.

پرسش: فرق نسخ با تخصیص و بدا چیست؟ عده‌ای منکر نسخ می‌باشند و برای خود ادله‌ای دارند آیا ادله آنها تمام هست یا خیر؟

پاسخ:

فهرست مندرجات

۱ - تفاوت نسخ با تخصیص
۲ - تفاوت نسخ با بدا
۳ - ادله منکران نسخ
       ۳.۱ - شبهه اول
              ۳.۱.۱ - پاسخ
       ۳.۲ - شبهه دوم
              ۳.۲.۱ - پاسخ
       ۳.۳ - شبهه سوم
              ۳.۳.۱ - پاسخ
       ۳.۴ - شبهه چهارم
              ۳.۴.۱ - پاسخ
       ۳.۵ - شبهه پنجم
              ۳.۵.۱ - پاسخ
       ۳.۶ - شبهه ششم
              ۳.۶.۱ - پاسخ
۴ - پانویس
۵ - منبع

تفاوت نسخ با تخصیص

[ویرایش]

نسخ عبارت از قطع و رفع حکم سابق از تمام افراد موضوع در زمان لاحق است؛ اما تخصیص محدود کردن و منحصر کردن حکم عام از بعض افراد و رفع حکم از سایر افراد و اخراج آنها از شمول حکم می‌باشد.

تفاوت نسخ با بدا

[ویرایش]

بدا در تکوینیات است که مردم به حسب ظاهر بر ثبوت چیزی گمان می‌کنند و از رفع آن بی‌خبرند که بعداً‌ تبدل می‌یابد و در موقع خود بر آن آگاهی پیدا می‌کنند و گمان می‌کنند که بدا حاصل شده است لذا بدا و نسخ در این جهت مثل هم می‌باشند، با این تفاوت که نسخ در تشریعیات است و بدا در تکوینیات است.
[۱] معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، ص ۲۵۴، قم، مؤسسه فرهنگی التمهید، چاپ اول، ۱۳۷۸.


ادله منکران نسخ

[ویرایش]

ادله منکران نسخ بدین شرح است:

← شبهه اول


نسخ در احکام خدا مستلزم یکی از دو امر محال است؛ زیرا شارع که حکم اولی را تغییر می‌دهد یا به این جهت است که حکمت و مصلحت را در مقام تشریع و قانون‌گذاری رعایت نکرده است و یا این‌که سرنوشت کار را نمی‌دانسته و در نتیجه قانون در مقام اجرا با مشکل روبه‌رو شده و به ناچار آن را نسخ کرده است و هر دو در مورد خداوند محال هستند.

←← پاسخ


گاهی حکمی که از طرف خداوند تشریع می‌شود، هدف از آن اجرا شدن آن حکم نیست؛ بلکه هدفی دیگر در کار است؛ مثل آزمایش و امتحان و یا اتمام حجت، در این موارد نسخ هیچ‌گونه محذور و و اشکالی ندارد؛ زیرا هر دو حکم در جای خود دارای حکمت و مصلحت هستند و برخلاف مصلحت یا ناشی از عدم اطلاع از حکمت نیست، گاهی هم ممکن است حکمی براساس مصلحتی تشریع شود، ولی پس از مدتی نسخ شود، به این معنا که از اول آن حکم در علم خداوند کوتاه و موقت بوده و پس از تمام شدن آن مدت رفع و تغییر آن اعلان شده است.

← شبهه دوم


خداوند که می‌دانست این حکم محدود است و به نسخ منجر می‌شود، پس چرا چنین قانونی را وضع کرد؟

←← پاسخ


خداوند با این کار می‌تواند افراد را امتحان کند که آیا به این حکم عمل می‌کنند یا نه، مثل این‌که خداوند حضرت ابراهیم را به ذبح اسماعیل امر فرمود. علاوه بر این‌که ممکن است هدف از حکم اول بعث و اراده جدی بوده باشد و خواست که این حکم اجرا شود؛ مثل آیه نجوی که مردم مأمور به صدقه دادن در موقع پرسش از رسول‌ الله صلی‌الله‌علیه‌وآله بودند، و به این وسیله مسلمانان واقعی و منقاد محض از غیر آن معلوم شوند.

← شبهه سوم


بعضی برای انکار نسخ به آیه: «لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ» استدلال کرده‌اند، ترجمه این آیه می‌گوید: قرآن در معرض بطلان قرار نمی‌گیرد و از آنجا که نسخ ابطال حکمی است که در آیه‌ای آمده است؛ پس طبق این آیه در قرآن نسخ وجود ندارد.

←← پاسخ


نسخ باطل نمی‌باشد تا آن‌که ورود آن در قرآن خلاف این آیه باشد؛ بلکه نسخ حق است و موافق با حکمت و مصلحت است.
[۴] حکیم، محمدباقر علوم قرآنی، ص ۲۱۱، ترجمه محمدعلی لسانی فشارکی، تهران، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، چاپ اول، ۱۳۷۸.


← شبهه چهارم


وجود آیات منسوخ در قرآن موجب گمراهی می‌گردد و برخی ندانسته‌ آیه منسوخ را مورد عمل قرار می‌دهند.

←← پاسخ


پی‌آمدهای جهل و نادانی افراد از خودشان نشأت گرفته و اگر اهل دانش باشند می‌توانند ناسخ را از منسوخ تشخیص بدهند، همان‌طوری که جدا کردن آیات محکم و متشابه کار دشواری است؛ اما برای دانشمندان ثابت‌قدم کاری آسان است.

← شبهه پنجم


وجود آیات ناسخ و منسوخ در قرآن مستلزم وجود تنافی میان برخی آیات می‌شود و با آیه: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً» سازگار نمی‌باشد؛ چون این آیه تنافی و تضاد را در بین آیات نفی می‌کند.

←← پاسخ


وجود تنافی و تضاد در صورتی است که ظاهری نباشد؛ ولی اگر هر حکم منسوخی از نظر زمان و مکان با حکم ناسخ مغایرت داشت و هر کدام در جای خود دارای مصلحت زمانی خویش بود، در آن صورت دیگر تنافی وجود ندارد، و تعارض و تنافی بین آنها بدوی است و مستقر نمی‌باشد؛ چنان‌که معارضة خاص و عام و مطلق و مقید بد وی است و با تأمل قابل حل است.
[۶] معرفت، محمدهادی علوم قرآنی، ص ۲۶۸، قم، موسسه فرهنگی التمهید، چاپ اول، ۱۳۷۸.


← شبهه ششم


اصلاً وجود آیات منسوخ در قرآن چه فایده‌ای جز تلاوت لفظ بدون محتوی دارد؟

←← پاسخ


نفس وجود آیات منسوخ و ناسخ سیر تاریخی و مراحل تشریع احکام را نشان می‌دهد و این خود یک ارزش تاریخی دینی دارد که مراحل تکامل شریعت را نشان می‌دهد. علاوه بر آن‌که قرآن در جنبه‌های مختلف دارای اعجاز می‌باشد ومنحصر به جنبه تشریع احکام نمی‌باشد بلکه اعجاز بیانی قرآن هم از اهمیت بالایی برخوردار است و هر آیه‌ای سندی از اعجاز قرآن است.
[۷] معرفت، محمدهادی علوم قرآنی، ص ۲۶۸، قم، موسسه فرهنگی التمهید، چاپ اول، ۱۳۷۸.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، ص ۲۵۴، قم، مؤسسه فرهنگی التمهید، چاپ اول، ۱۳۷۸.
۲. خویی، ابوالقاسم، محاضرات، ج ۵، ص ۳۲۸، قم، ناشر دارالهادی للمطبوعات، چاپ سوم، ۱۴۱۰ه‌.    
۳. فصلت (۴۱)، آیه ۴۲.    
۴. حکیم، محمدباقر علوم قرآنی، ص ۲۱۱، ترجمه محمدعلی لسانی فشارکی، تهران، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، چاپ اول، ۱۳۷۸.
۵. نساء (۳)، آیه ۸۲.    
۶. معرفت، محمدهادی علوم قرآنی، ص ۲۶۸، قم، موسسه فرهنگی التمهید، چاپ اول، ۱۳۷۸.
۷. معرفت، محمدهادی علوم قرآنی، ص ۲۶۸، قم، موسسه فرهنگی التمهید، چاپ اول، ۱۳۷۸.


منبع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «نسخ احکام»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۹/۱۰.    


رده‌های این صفحه : قرآن | نسخ در قرآن




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار