نابودی دنیاذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: نابودی دنیا، آبادانی آخرت، اراده تکوینی خداوند، اراده تشریعی، اراده الهی.

پرسش: آیا معنای این سخن امام علی ـ علیه‌السلام ـ «أَبَی اللَّهُ إِلَّا خَرَابَ الدُّنْیَا وَ عِمَارَةَ الْآخِرَةِ» به معنای نابودی دنیا و آبادانی آخرت است؟!

پاسخ: مراد امام علی ـ علیه‌السلام ـ از این سخن بیان اراده تکوینی خداوند است نه اراده تشریعی؛ یعنی این‌که اراده تکوینی الهی به آبادانی و دوام دنیا تعلق نگرفته است؛ بلکه به نابودی و خراب شدن دنیا و آبادانی آخرت تعلق گرفته است. البته مراد از این کلام این نیست که خداوند متعال امر به خراب کردن و نابودی دنیا کرده باشد و به دنبال آن، انسان‌ها باید دست به تخریب دنیا بزنند؛ بلکه مقصود این است که بر اساس تصمیم تکوینی پروردگار، ذات و طبیعت دنیا به‌گونه‌ای است که به سمت نابودی و فنا پیش می‌رود و هر چیز تازه آن کهنه می‌شود.

البته به این نکته نیز باید توجه کرد که براساس آموزه‌های دینی یکی از وظایف انسان در دنیا، آباد کردن آن برای اهداف الهی است و سیره و روش معصومان علیهم‌السلام نیز چنین بوده است.



فرازی از نامه امام علی

[ویرایش]

امام علی علیه‌السلام در این فراز از نامه خویش می‌فرماید: «وَ اعْلَمْ أَنَّ مَنْ کَانَتْ مَطِیَّتُهُ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ فَإِنَّهُ یُسَارُ بِهِ وَ إِنْ کَانَ لَا یَسِیرُ أَبَی اللَّهُ إِلَّا خَرَابَ الدُّنْیَا وَ عِمَارَةَ الْآخِرَةِ أَیْ بُنَیَّ فَإِنْ تَزْهَدْ فِیمَا زَهَّدَکَ اللَّهُ فِیهِ مِنَ الدُّنْیَا وَ تَعْزِفْ نَفْسَکَ عَنْهَا فَهِیَ أَهْلُ ذَلِکَ وَ إِنْ کُنْتَ غَیْرَ قَابِلٍ نَصِیحَتِی إِیَّاکَ فِیهَا فَاعْلَمْ یَقِیناً أَنَّکَ لَنْ تَبْلُغَ أَمَلَکَ وَ لَنْ تَعْدُوَ أَجَلَک‌».

ترجمه

[ویرایش]

«بدان! آن که مَرکبش شب و روز است، به‌سوی مقصدش می‌برند، گرچه در حرکت نباشد؛ خداوند جز ویرانی دنیا و آبادی آخرت را نخواسته است. پسرم! اگر از دنیا چنان‌که خدا خواسته است اعراض کنی، دنیا سزاوار آن است، و اگر نصیحت مرا بپذیری، به‌یقین دانسته باش که علاقه به دنیا سرنوشت تو را تغییر ندهد و به آرزوهایت نرسی، و از عمر مقدرت پا فراتر ننهی، و راه پیشینیان (یعنی مرگ) را بپیمایی».‌
[۲] جنتی، احمد، ترجمه تحف العقول، ص ۱۲۳ و ۱۲۵، تهران، مؤسسه امیر کبیر، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.


حالت‌های قابل فرض

[ویرایش]

این عبارت آن‌ حضرت که فرموده‌اند: « خداوند جز ویرانی دنیا و آبادی آخرت را نخواسته است»، به سه حالت قابل فرض است که هرکدام می‌تواند مقصود از کلام باشد.

← اول


این عبارت تکمیل‌کننده جمله قبل (یعنی «به‌سوی مقصدش می‌برند، گرچه در حرکت نباشد») است.

← دوم


مرتبط با جمله مابعد خود باشد.

← سوم


جمله‌ای مستأنفه و جدای از ما قبل و مابعدش از نظر ارتباط معنایی باشد.

شرح فرض اول

[ویرایش]

در صورت اول، معنا و توضیح عبارت ‌چنین است: هر کسی که مرکب او شب و روز است؛ یعنی دارای زندگی دنیوی است و مطابق شب و روز زندگی او گذرانده می‌شود؛ چه مایل باشد و چه نباشد و چه با پای خود در مسیر زندگی حرکت کند یا نکند، او را به پیش می‌برند و به‌سوی نهایت زندگی خویش پیش می‌رود؛ چراکه خدای متعال نابودی دنیا و آبادانی آخرت را اراده کرده و هر آن‌چه دنیوی است، رو به نابودی می‌باشد. این معنا، هم با مفردات عبارت حضرت علی علیه‌السلام بیش‌تر سازگاری دارد؛ زیرا «أَبَی اللَّهُ إِلَّا خَرَابَ الدُّنْیَا» با توجه به لغت عرب، به معنای «ترک الله الا خراب الدنیا» است و هم با سیاق کلام؛ چرا‌که با آمدن «یا بنیّ»، این عبارت از ما بعد خود جدا می‌شود و ما بعد آن مطلب جدیدی را می‌رساند.

شرح فرض دوم

[ویرایش]

طبق فرض دوم، معنای عبارت این می‌شود:خداوند از انسان‌ها تنها آبادانی دنیا را نخواسته، بلکه آبادانی آخرت هدف خلقت انسان است و پروردگار عالم از انسان‌ها آبادانی آخرت را می‌خواهد، پس اگر آن‌چنان که خدا خواسته است از دنیا اعراض کنی، دنیا سزاوار آن است. به عبارت دیگر، سزاوار نیست دنیای خود را آباد کنی؛ چون خواست خدا به نابودی دنیا تعلق گرفته است و آن‌چه خراب‌شدنی است لایق و سزاوار آباد کردن نیست. این معنا هرچند خیلی مطابق سیاق کلام حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ نمی‌باشد، ولی از نظر مضمون و محتوا صحیح به نظر می‌آید و خللی به عبارت وارد نمی‌سازد.

شرح فرض سوم

[ویرایش]

طبق فرض سوم که این عبارت را مستأنفه و جدای از قبل و بعد آن در معنا بدانیم؛ معنای عبارت این خواهد بود: آن‌چه اراده الهی به آن تعلق گرفته است، نابودی و خراب شدن دنیا و آبادانی آخرت است؛ و خدای متعال امتناع کرده است، مگر از خرابی دنیا و آبادانی آخرت.

اراده تکوینی خداوند

[ویرایش]

نکته اساسی که باید در نظر داشت این است که کلام امام علی علیه‌السلام را مطابق هر یک از فروض فوق بگیریم، مراد ایشان از این سخن بیان اراده تکوینی خداوند است نه اراده تشریعی. به بیان روشن‌تر، مقصود این است که اراده تکوینی الهی به آبادانی و دوام دنیا تعلق نگرفته است؛ بلکه به نابودی و خراب شدن دنیا و آبادانی آخرت تعلق گرفته است و مراد از این کلام این نیست که خداوند متعال امر به خراب کردن و نابودی دنیا کرده باشد و به دنبال آن، انسان‌ها باید دست به تخریب دنیا بزنند؛ بلکه مقصود این است که خداوند متعال ذات و طبیعت دنیا را به‌گونه‌ای قرار داده است که به سمت نابودی و فنا می‌رود و هر‌چیز تازه آن کهنه می‌شود. مفاد این عبارت نظیر سخنان دیگر آن‌ حضرت است که در وصف دنیا می‌فرماید: «ای مردم! شما در این دنیا هدف تیرهای مرگ هستید، که در هر جرعه‌ای، اندوهی گلوگیر، و در هر لقمه‌ای استخوان شکسته‌ای قرار دارد، در دنیا به نعمتی نمی‌رسید جز با از دست دادن نعمتی دیگر، و روزی از عمر سال‌خورده‌ای نمی‌گذرد مگر به ویرانی یک روز از مهلتی که دارد، و بر خوردنی او چیزی افزوده نمی‌شود مگر به نابود شدن روزی تعیین شده، و اثری از او زنده نمی‌شود، مگر به نابودی اثر دیگر، و چیزی برای او تازه و نو نمی‌شود، مگر به کهنه شدن چیز دیگر، و چیز جدیدی از او نمی‌روید، مگر به درو شدن چیزی دیگر».
[۵] شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ترجمه دشتی، محمد، ص ۲۶۷، ترجمه خطبه ۱۴۵، قم، مشهور، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.


نتیجه بحث

[ویرایش]

بنابراین مقصود این نیست که خداوند متعال به اراده تشریعی امر به خراب کردن و نابودی دنیا کرده باشد؛ زیرا براساس آموزه‌های دینی یکی از وظایف انسان در دنیا آباد کردن آن برای اهداف الهی است؛ چنان‌که خداوند در قرآن فرموده است: «شما را جز او خدایی نیست، اوست که شما را از این زمین آفریده و شما را در آن زندگانی داده و آباد کردن آن‌ را از شما خواسته است»؛ «وَ إِلی‌ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فیها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی قَریبٌ مُجیبٌ».

علاوه این‌که سیره و روش عملی امام علی ـ علیه‌السلام ـ مانند تمام اولیای الهی، تلاش در جهت آباد کردن دنیا بوده است.
[۸] مطهری، مرتضی، مجموعه ‌آثار، ج ‌۱۸، ص ۲۸۹، تهران، انتشارات صدرا.



پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، محقق، مصحح، غفاری، علی‌اکبر، ص ۷۷، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.    
۲. جنتی، احمد، ترجمه تحف العقول، ص ۱۲۳ و ۱۲۵، تهران، مؤسسه امیر کبیر، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
۳. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین‌، قم، نشر هجرت‌، چاپ دوم،ج ۸، ص ۴۱۸؛ در کتاب العین آمده است:«کل من ترک أمرا و رده، فقد أَبَی‌».    
۴. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح‌، بیروت، نشر دار العلم للملایین‌، چاپ اول، ج ۶، ص ۲۲۵۹؛ در الصحاح آمده است:«أَبَی‌ فلانٌ‌ یَأْبَی‌ (بالفتح فیهما، مع خُلُوٍّ من حروف الحلْق، و هو شاذٌّ) أی امتنع».    
۵. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ترجمه دشتی، محمد، ص ۲۶۷، ترجمه خطبه ۱۴۵، قم، مشهور، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
۶. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة ت حسون، ص ۳۱۱، خطبه ۱۴۵.    
۷. هود (۱۱)، آیه ۶۱.    
۸. مطهری، مرتضی، مجموعه ‌آثار، ج ‌۱۸، ص ۲۸۹، تهران، انتشارات صدرا.


منبع

[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست.    



جعبه ابزار
جعبه‌ابزار