منظور از ناامیدی پیامبران در آیه 110 سوره یوسفذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: عصمت، پیامبران، یأس، ناامیدی، سوره یوسف.

پرسش: آیا بر اساس آیه ۱۱۰ سوره یوسف، پیامبران نیز می‌توانند از یاری و رحمت خدا ناامید شوند؟! آیا این گناه کبیره نیست و با عصمت آنان منافات ندارد؟!

پاسخ اجمالی: مأیوس شدن پیامبران از ایمان آوردن قوم خود در این آیه، همان معنایی است که در داستان حضرت نوح (علیه‌السّلام) آمده است؛ که از قوم تو دیگر کسی ایمان نمی‌آورد، مگر همان‌ها که ایمان آورده‌اند. بنا‌بر‌این یاس پیامبران در این‌ موارد یاس و ناامیدی از ایمان آوردن مردم است، نه یاس از رحمت پروردگار. برخی هم می‌گویند، منظور از یاس پیامبران، نومیدی از ایمان نیست، بلکه نومیدی از وقوع عذاب موعود بر کافران بود.


یأس از ایمان آوردن مردم

[ویرایش]

خدای متعال برای دل‌داری پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بعد از آن‌که در آیاتی از سوره یوسف (علیه‌السّلام)، سرگذشت پیامبران پیشین با امت‌هایشان؛ مانند قوم عاد، ثمود و... را بیان نمود، در ادامه می‌فرماید:
«حَتَّی اِذَا اسْتَیْاَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا اَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا...؛ چون پیامبران نومید شدند و یقین کردند که آنها را تکذیب می‌کنند، یاریشان کردیم و هر کس را که خواستیم نجات دادیم و عذاب ما از مردم گناه‌کار بازگردانیده نشود.»
در مورد این آیه، مفسران دیدگاه‌هایی را مطرح کرده‌اند؛ مانند:
کلمات «یاس» و «استیئاس» هر دو به یک معنا است؛ اما بعید نیست «استیئاس» از جهت این‌که از باب استفعال است، به معنای نزدیک شدن به یأس باشد، به جهت ظاهر شدن آثار و نشانه‌های آن و در عرف نیز نزدیک شدن به یاس و ناامیدی را هم یاس می‌گویند، با آن‌که در واقع، یاس حقیقی و قطعی رخ نداده است.
جمله «حَتَّی اِذَا اسْتَیْاَسَ...»، متعلق غایتی است که از آیه قبلی استفاده می‌شد و معنای مجموع آن این است که پیامبرانی که سرگذشت آنها را بیان کردیم، مردانی بودند مانند تو از اهل آبادی‌ها، این رسولان، قوم خود را همچنان دعوت می‌کردند، و مردم نیز، همچنان لجاجت نموده، و پیامبران آنان را به عذاب خدا هشدار می‌دادند و آنان نمی‌پذیرفتند، تا آن‌که رسولان از ایمان آوردن قوم خود مأیوس شدند (و یا نزدیک بود مأیوس شوند) و مردم گمان کردند آن‌کس که به پیامبرشان گفته عذابی دردناک در انتظارشان خواهد بود دروغ گفته است. در این هنگام بود که ما به یاری پیامبران آمدیم، پس هر کس را خواستیم نجات دادیم، و آنها همان مؤمنان بودند و عذاب سخت ما از قوم مجرم درنگذشت و همه را فرا گرفت.
مأیوس شدن پیامبران از ایمان آوردن قوم خود در این آیه، همان معنایی است که در داستان حضرت نوح (علیه‌السّلام) آمده است: «وَ اُوحِیَ اِلی‌ نُوحٍ اَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ اِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ؛ به نوح وحی شد که از قوم تو دیگر کسی ایمان نمی‌آورد، مگر همان‌ها که ایمان آورده‌اند.»بنابر این، یاس پیامبران در این‌جا یاس و ناامیدی از ایمان آوردن مردم بود، نه یاس از رحمت پروردگار.

نومیدی از وقوع عذاب

[ویرایش]

برخی هم می‌گویند، منظور از یاس پیامبران، نومیدی از ایمان نیست، بلکه نومیدی از وقوع عذاب بود. گاهی در زمان بعضی از پیامبران چنین اتفاق می‌افتاد که پیامبری با استناد به وحی الهی به کافران زمان خود، وعده عذاب می‌داد، ولی تحقق آن به طول می‌انجامید و آن پیامبر و پیروان او از نزولِ قریب الوقوع عذاب بر کافران مایوس می‌شدند. البته چنین نبود که پیامبر به کلی از تحقق آن وعده ناامید شود؛ چون یقین داشت که دیر یا زود تحقق خواهد یافت، بلکه ناامیدی پیامبر از قریب الوقوع بودن آن و نزول عذاب در آینده نزدیک بود. همزمان با پیدا شدن حالت ناامیدی در پیامبران، مردم و کافران که می‌دیدند خبری از عذاب موعود نیست، به تکذیب پیامبران می‌پرداختند و گمان می‌کردند که به آنها وعده دروغ داده شده است.
[۵] ‌جعفری، یعقوب، کوثر، ج‌۵، ص۴۶۹، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.

گفتنی است که «ظن» در این‌جا همچنان‌که برخی از مفسران گفته‌اند به معنای یقین است؛ چون رسالت پیامبران تبلیغ دین است تا جایی که یقین پیدا کنند که مردم ایمان نمی‌آورند، و هنگامی که چنین شد خداوند پیامبران را یاری می‌نمود و بر آن مردم عذاب می‌فرستاد.
بنابر‌این، تنها یاس از رحمت پروردگار است که گناه کبیره شمرده می‌شود و هر ناامیدی را نمی‌توان گناه به شمار آورد. و بر اساس آنچه که بیان شد، پیامبران از رحمت خدا مایوس نشدند، بلکه از این‌که مخاطبانشان هدایت شوند، ناامیدشده و یا نزدیک بود که مأیوس شوند.

یاس از تحقق شرایط پیروزی

[ویرایش]

البته برخی هم گفته‌اند؛ از آن‌جا که پیامبران بشر بودند؛ هنگامی که در حالات سخت قرار می‌گرفتند، و تمام درها ظاهراً به روی آنها بسته می‌شد و هیچ راه گشایشی به نظر نمی‌رسید، و فریاد مؤمنانی که کاسه صبرشان لبریز شده بود، به‌طور مرتب در گوش آنها نواخته می‌شد، بی‌اختیار به ذهن آنها خطور می‌کرد که نکند وعده‌ پیروزی خلاف از آب درآید! و یا این‌که ممکن است وعده پیروزی مشروط به شرایطی باشد که حاصل نشده باشد. این تفسیر را به ابن عبّاس منتسب کرده‌اند. و می‌گویند وی برای این تفسیر خود به این آیه استدلال می‌کرد: «حَتَّی یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتی‌ نَصْرُ اللَّهِ». گفتنی است؛ مفسرانی؛ مانند طبرسی و فخر‌رازی بعد از ذکر این احتمال، آن‌را بعید شمرده‌ و معتقد بودند که چنین چیزی از مقام انبیای الهی به دور است.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. یوسف/سوره۱۲، آیه۱۱۰.    
۲. هود/سوره۱۱، آیه۳۶.    
۳. طباطبائی، سید محمد‌حسین‌، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۱، ص۲۷۹، قم، دفتر انتشارات اسلامی‌، چاپ پنجم‌، ۱۴۱۷ق.    
۴. طباطبائی، سید محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۳۸۰، ترجمه، موسوی همدانی، سید محمد باقر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش.    
۵. ‌جعفری، یعقوب، کوثر، ج‌۵، ص۴۶۹، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.
۶. شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۲۰۷، مقدمه، تهرانی، شیخ آقابزرگ، تحقیق، قصیر عاملی، احمد، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.    
۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۱۵، مقدمه، بلاغی‌، محمد جواد، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.    
۸. ر.ک:فخرالدین رازی، محمد، مفاتیح الغیب، ج۱۸، ص۵۲۱، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.    
۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۵، ص۴۱۵.    
۱۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‌۱۰، ص۹۹، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.    


منبع

[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «منظور از ناامیدی پیامبران در آیه ۱۱۰ سوره یوسف»، تاریخ بازیابی۱۴۰۰/۷/۱۹.    






جعبه ابزار
جعبه‌ابزار