لعب و لهوذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: لعب، لهو، بازی، غفلت .
پرسش: چرا در آیه ۳۲، سوره انعام (۶)     «وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ» کلمه لعب مقدم بر کلمه لهو شده است، ولی در سوره عنکبوت (۲۹)، آیه ۶۴     «ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ» کلمه لهو مقدم بر کلمه لعب شده، دلیل آن چیست؟
پاسخ:


نمونه‌ای از آیات در تقدیم لعب بر لهو

[ویرایش]

کلمه‌های «لعب و لهو» در کنار یکدیگر، در شش سوره از قرآن کریم آمده که در چهار مورد واژۀ «لعب» مقدم بر «لهو» شده است؛ مانند آیۀ شریفۀ « و مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُون... ».

نمونه‌ای از آیات در تقدیم لهو بر لعب

[ویرایش]

و در دو جای دیگر کلمه لهو مقدم بر لعب شده است؛ مانند آیۀ شریفۀ « وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوان.... ».

معنای لعب و لهو

[ویرایش]

واژۀ «لَعب»، در لغت به معنای بازی است.
[۷] بستانی، فؤاد افرام، مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی ـ فارسی، ص ۱۲۴ و ۷۵۶، انتشارات اسلامی‌، تهران‌، ۱۳۷۵ ش.
[۸] قرشی، سیدعلی‌اکبر، قاموس قرآن، ج ۶، ص ۱۹۱، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۱ ش.
و «لهو»، آن چیزی است که انسان را از آنچه که برای او لازم و مهم است، بازمی‌دارد.
[۹] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داودی‌، ص ۷۴۸ ؟؟؟، دارالعلم، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق.‌
به بیان دیگر، لهو، به معنای مشغول شدن توأم با غفلت است.
[۱۰] قرشی، سیدعلی‌اکبر، قاموس قرآن، ج ۶، ص ۲۱۱، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۱ ش.
اما در بعضی از کتاب‌های لغت، لهو را به معنای لعب دانسته‌اند. و چون لعب چیزی است که نفس آدمی را به‌سوی خود جذب نموده و از کارهای عقلایی و واقعی و دارای اثر باز‌می‌دارد، یکی از مصادیق لهو هم خواهد بود.

تفاوت لعب با لهو

[ویرایش]

برای «لعب» و «لهو»، فرق‌هایی ذکر شده که چند نمونه بیان می‌شود:

← اول


لعب، کاری است که هیچ هدف عقلانی ندارد، ولی دارای هدف خیالی است، ولی لهو نه هدف عقلانی دارد و نه هدف خیالی؛ اگرچه در واقع خالی از هدف نبوده؛ ولی مورد احساس و درک نیست.
[۱۳] گنابادی، سلطان محمد، تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج ۳، ص ۴۳، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات ـ بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۸ ق.


← دوم


لعب، بازی است که کودکان می‌کنند؛ مانند کار بیهوده‌ای که دارای فایده نیست، و لهو، بازی جوانان است.
[۱۵] ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج‌ ۷، ص ۲۷۰، تحقیق: یاحقی، محمدجعفر، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی‌، مشهد، ۱۴۰۸ ق‌.


← سوم


لهو بدون هدف است، در‌صورتی‌که لعب به معنای عملی است که هدفی ناپسندیده و بدون احترام دارد و گاه زندگی فردی لهو است، در آن صورت که برای آن هدف‌هایی در نظر گرفته نشده باشد، یا توجه به اموری سطحی و غیر محترم دارد.
[۱۶] مترجمان، تفسیر هدایت، ج ۹، ص ۴۵۶ و ۴۵۷، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش.

کلمه "لعب"، نیز به معنای کار و یا کارهای منظمی است با نظم خیالی و برای غرض خیالی مثل بازی‌های بچه‌ها، زندگی دنیا همان‌طور که به اعتباری لهو است، همین‌طور لعب نیز هست، برای این‌که فانی و زودگذر است؛ همچنان‌که بازی‌ها این‌طورند».
بنابراین تقدم و تأخر بین دو لغت، تفاوت معنایی چندانی را به دنبال نخواهد داشت و آیات، تفاوت چندانی را با یکدیگر ندارند.

دلایل تقدم و تأخر لعب و لهو

[ویرایش]

با این حال می‌توان دلایلی را برای این تقدم و تأخر یافت که به آنها می‌پردازیم:

← ۱. دلیل اول


یکی از دلایل این تقدم و تاخر، آیات قبل هستند؛ زیرا در قبل از چهار آیه‌ای که لعب مقدم بر لهو شده، آیاتی وجود دارد که موجودات زمینی مورد خطاب آن هستند. در آیات قبل از آیه ۳۲ انعام و ۲۰ حدید، صحبت بر سر کفار است و این آیات، به نوعی برای گوشزد کردن آنها آمده است. در آیات قبل از آیه ۳۶ سوره محمد و ۷۰ سوره انعام، نیز خطاب اصلی آیه به مسلمانان است؛ اما در سوره عنکبوت که تقدم با کلمه لهو است، صحبت بر سر نعمت‌ هایی است که خداوند فروفرستاده و بیان می‌دارد که این خداوند است که باران را نازل می‌کند و....
بنابراین می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که در سوره عنکبوت حیات دنیا فی نفسه و به‌صورت مطلق، توصیف شده و این حیات دنیایی، اگر حیات خدایی نباشد و در غیر مسیری که خداوند آن را خواسته است پیش رود و از نعمت‌های دنیایی در غیر مسیر خداوند استفاده شود، صفتی بهتر از لهو و لعب نمی‌توان بر آن بار کرد و در این میان لهو بودن نیز چشمگیرتر از لعب قابل صدق بر این حیات دنیایی است، از این باب در این آیات کلمه لهو مقدم شده است؛ اما در سه آیه دیگر که کلمه لعب مقدم شده، آیه خطاب به کسانی است که در این دنیا زندگی می‌کنند. حال برای این موجودات عاقل زمینی، اگر خدا را فراموش کنند، لعب بودن و تصورات خام این جهانی و این‌که این دنیا برای آنها یک بازی کودکانه است که خیلی زود تمام می‌شود، شایع‌تر است و خداوند از این باب در این آیات کلمه لعب را مقدم داشته است.

← ۲. دلیل دوم


در آیاتی که لعب مقدم شده، آیه در مقام تعریف مفهوم حیات دنیایی است. از این باب لعب را که قبح بیشتری نسبت به لهو دارد، مقدم داشته است؛ اما در سوره عنکبوت به قرینه وجود کلمه "هذه" به دست می‌آوریم که مصداق خارجی حیات دنیایی مورد توصیف است و در مقام بیان مصداق خارجی لازم است، آنچه که سبب تثبیت خارجی می‌شود را ذکر کند، به همین جهت لهو را که وضوح بیشتری دارد، مقدم کرده است.
[۱۸] مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‌، ج ‌۱۰، ص ۲۴۹، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۶۰ ش‌.

البته هر دو حکمتی که ذکر شد، آیه ۵۱ سوره اعراف را در‌بر‌نمی‌گیرد و این آیه، کلیت دو حکمت مذکور را نقض می‌کند. مگر این‌که قائل شویم این آیه دلیل دیگری برای تقدم کلمه لهو دارد که البته به نظر ما وجود دلیل خاص در این‌جا، نزدیک‌تر به ذهن است.

← ۳. دلیل سوم


نیازی نیست در تمام تقدم و تأخرهای کلمات قرآنی به دنبال حکمت بود، بلکه بسیاری از اینها نیاز به حکمت ندارند و تنها برای تنوع در عبارت و زیبایی آمده‌اند. در کلمات مورد بحث نیز، علت می‌تواند تنوع در ذکر باشد، در نتیجه این دو معنا به یکدیگر شبیه بوده و تا حدودی همدیگر را دربر‌می‌گیرند و به جهاتی همچون فصاحت و تنوع این‌گونه آورده شده اند.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. انعام (۶)، آیه ۳۲.    
۲. محمد (۴۷)، آیه ۳۶.    
۳. حدید (۵۷)، آیه ۲۰.    
۴. انعام (۶)، آیه ۷۰.    
۵. عنکبوت (۲۹)، آیه ۶۴.    
۶. اعراف (۷)، آیه ۵۱.    
۷. بستانی، فؤاد افرام، مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی ـ فارسی، ص ۱۲۴ و ۷۵۶، انتشارات اسلامی‌، تهران‌، ۱۳۷۵ ش.
۸. قرشی، سیدعلی‌اکبر، قاموس قرآن، ج ۶، ص ۱۹۱، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۱ ش.
۹. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داودی‌، ص ۷۴۸ ؟؟؟، دارالعلم، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق.‌
۱۰. قرشی، سیدعلی‌اکبر، قاموس قرآن، ج ۶، ص ۲۱۱، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۱ ش.
۱۱. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۵، ص ۲۵۹، دار صادر، چاپ سوم، بیروت‌، سال ۱۴۱۴ ق‌.    
۱۲. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۴، ص ۲۵۹، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.    
۱۳. گنابادی، سلطان محمد، تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج ۳، ص ۴۳، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات ـ بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۸ ق.
۱۴. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۴، ص ۲۵۹، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.    
۱۵. ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج‌ ۷، ص ۲۷۰، تحقیق: یاحقی، محمدجعفر، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی‌، مشهد، ۱۴۰۸ ق‌.
۱۶. مترجمان، تفسیر هدایت، ج ۹، ص ۴۵۶ و ۴۵۷، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش.
۱۷. موسوی همدانی، سیدمحمدباقر، ترجمه المیزان، ج ‌۱۶، ص ۲۲۵، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۴ ش‌.    
۱۸. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‌، ج ‌۱۰، ص ۲۴۹، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۶۰ ش‌.


منبع

[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئیست.    


رده‌های این صفحه : شیوه ادبی قرآن | قرآن شناسی




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار