عدم بخشش حق الناس در قیامتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه:حق الناس، حق الله، گناه، توبه، قیامت.
پرسش :آیا این حقیقت دارد که خداوند بلند مرتبه از حق خود در آن دنیا در مقابل بندگان خود می‌گذرد ولی‌ از حق مردم نه؟ چون من بارها شنیده‌ام که خداوند مهربان بخشنده هست و از حق خود نسبت به بندگانش در آن دنیا می‌گذرد. مثلا بنده در یکی‌ از برنامه‌هایی‌ که از ماهواره در ماه محرم امسال پخش می‌شد شنیدم که: پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) چندین بار از خداوند خواهش می کنند که در لحظه ای که مسلمانان در حال جان دادن هستند گناهان آنها را ببخشد و خداوند پس از چند شرایط مثل اینکه انسان اگر یک سال قبل از مرگش توبه کند و به او بر گردد او را می‌بخشد و دفعه‌ی دوم که پیامبر از خداوند می‌خواهد این شرط را آسان تر کند خداوند می گوید اگر انسان ۶ ماه قبل از مرگش توبه کند تمام گناهان او را می بخشد و در نهایت خداوند به پیامبر می گوید اگر انسان در لحظه‌ی مرگ فقط صورت خود را به طرف قبله بچرخاند تمام گناهان او را می‌بخشم.
پاسخ :


مقدمه

[ویرایش]

ابتداء باید یاد آورشد که گاهی در روایات و معارف اسلامی برای این که بخواهند عظمت حق الناس را گوشزد کنند، آن را با حق الله می سنجند و چنین بیان می کنند که خداوند از حق خود می گذرد ولی از حق الناس نمی گذرد. این مطلب اگر چه صحیح است ولی ملاحظاتی را در مورد آن باید رعایت کرد.

عظمت حق الله

[ویرایش]

حق الله بسیار عظیم و سنگین است، برخی از حقوق الاهی هستند که از همه حق الناس ها مهم تر هستند و اگر کسی آن را مراعات نکند در حقیقت گناه بزرگی مرتکب شده است‌، یکی از آنها شرک است که اگر کسی با شرک بمیرد هرگز این گناه از سوی خداوند بخشیده نمی شود! اما پایین‌تر از آن را برای هر کسی که بخواهد و شایسته بداند می‌بخشد.
[۱] سوره نساء/۴، آیه۴۸    ، إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَری‌ إِثْماً عَظیماً.
روایاتی درباره عظمت حقوق الاهی داریم که بسیار این حقوق را محترم و واجب دانسته است. نماز یکی دیگر از حقوق الاهی است که برای ترک کننده آن عذابی همانند عذاب کافران در نظر گرفته شده است.
[۲] حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۲.


توجه به وظایف الهی

[ویرایش]

باید مواظب بود تا بخشنده بودن خداوند، انسان را از انجام وظایف الاهی باز ندارد و موجب تأخیر در توبه نشود.

توبه قبل از مرگ

[ویرایش]

بنا بر برخی از آیات، توبه در زمانی که انسان مطمئن به مرگ شود مورد قبول نیست. خداوند از قول فرعون می فرماید:« چون در حال غرق شدن بود، گفت:ایمان آوردم که بدرستی خدایی جز خدای بنی اسرائیل نیست و من از تسلیم شدگانم. آیا اکنون ایمان می آوری! در حالی که قبلاً عصیان می کردی و از مفسدان بودی». در ذیل این آیه امام کاظم (علیه‌السلام) می فرماید:« چون فرعون در حالی که شدت و سختی مرگ را دید ایمان آورد،... ایمان او مورد قبول واقع نشد.» پس روایاتی مانند آن چه شما ذکر کرده اید را باید طوری بیان و توضیح داد که با این اصل قطعی قرآنی، منافاتی نداشته باشد. همه این روایات وقتی است که، شخص سختی های مرگ را مشاهده نکرده باشد و با اختیار و بدون عامل خارجی ایمان آورده باشد.

معنای توبه

[ویرایش]

«توبه» یک لغت عربی و به معنای «برگشتن» می باشد. توبه از گناه به معنای برگشتن از گناه می باشد. در متون دینی ما از جمله در قرآن هم « توبه عبد » مطرح است و هم « توبه خدا ». توبه عبد به معنای برگشتن عبد به سوی خدا با ترک گناهان خود است. توبه خدا به معنی برگشت خدا به سوی عبد خود با نظر لطف و مرحمت است. توبه انسان گناهکار در بین دو توبه خدا قرار دارد. به این صورت که ابتدا خدا به سوی انسان گناهکار بر می گردد و گناهکار به این وسیله توفیق توبه پیدا می کند و بار دوم خدا بعد از توبه عبد به سوی بنده خود بر می گردد و توبه او را می پذیرد و او را می بخشد.

توبه واقعی

[ویرایش]

آن چه از متون دینی استفاده می شود این است که توبه کردن کار ساده ای نیست. حضرت امیر المؤمنین (علیه‌السلام) می فرماید:«ترک گناه، آسان تر از توبه کردن است» توبه تنها استغفرالله گفتن نیست. توبه یعنی این که انسان با تمام وجود خویش به سوی خدا برگردد. از گناه خود پشیمان شود و تصمیم جدی بگیرد که دیگر آن را تکرار نکند و اگر تضییع حقی کرده است حق الله باشد یا حق الناس آن را بر آورده سازد. قرآن مؤمنین را به « توبه نصوح » دعوت می کند. امام علی (علیه‌السلام) می فرماید:«توبه نصوح یعنی توبه ای که گناهکار؛ در درون خود، پشیمان شود و با زبان استغفار کند و تصمیم بگیرد که گناه خود را تکرار نکند».
روایت شده است که امیر المؤمنین (علیه‌السلام) از مردی شنید که استغفر الله می گفت. فرمود:مادرت به عزایت بنشیند! آیا می دانی استغفار به چه معناست استغفار درجه «علٌیٌین» است و برای تحقق آن شش شرط است. اول پشیمانی از گناه گذشته؛ دوم:تصمیم جدی بر تکرار نکردن آن سوم:حقوق مردم را بپردازی و با پاکی خدا را ملاقات کنی به گونه‌ای که هیچ گناهی بر تو نباشد. چهارم:انجام بدهی هر واجبی را که بجا نیاورده ای پنجم:همت کنی گوشتی را که از حرام بر تن تو روییده ذوب کنی تا پوست به استخوان بچسبد و گوشت تازه ای بروید ششم:رنج عبادت را به تن بچشانی؛ چنان که شیرینی معصیت را به آن چشانده ای، پس آن گاه بگو:استغفر الله» چنان که از این حدیث شریف دانسته می شود شرط قبولی توبه جبران کردن واجبات فوت شده و بجا آوردن حقوق الناس است. برای این که گناه انسان بخشیده شود حقوقی را که از خدا و مردم تضییع کرده است باید جبران کند. خداوند در باره حقوق الناس سخت گیر تر است و تا زمانی که صاحب حق راضی نشده خداوند هم راضی نمی شود و توبه گناهکار را نمی پذیرد. در حدیثی آمده است که «ظلم و ستم در یک ساعت در نزد خدا از شصت سال گناه بدتر است»
[۱۱] جامع السعادات، ج۲، ص ۲۲۱.
. در حدیثی دیگر می خوانیم:« ظلم سه قسم است ظلمی که خدا آن را می آمرزد و ظلمی که خدا نمی آمرزد و ظلمی که خدا از آن صرف نظر نمی کند؛ ظلمی که خدا نمی آمرزد شرک به خدا است و ظلمی که می آمرزد ظلمی است که انسان به خودش می کند در آن چه میان او و خدای عزیز است و اما ظلمی که از آن صرف نظر نمی کند حقوقی است که بندگان بر گردن یکدیگر دارند».

تأخیر در توبه

[ویرایش]

همواره پیش گیری بهتر از درمان است انسان باید بکوشد که مرتکب گناه نگردد و در صورت ارتکاب معصیت فوری توبه کند و امروز و فردا ننماید؛ چرا که تسویف در توبه و به عبارتی به تأخیر انداختن توبه از وساوس شیطان است تا به این ترتیب توفیق توبه را از انسان سلب کند. توبه، واجب فوری است و بلا فاصله واجب است بعد از گناه توبه کرد. لقمان به فرزندش سفارش می کند:« ای پسرم! توبه را به تأخیر نینداز؛ زیرا مرگ ناگهانی فرا می رسد»
[۱۳] دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج۱، ص ۷۲، شریف رضی، ۱۴۱۲ه ق.
. مرگ خبر نمی کند و ممکن است پیش از آن که گناهکار موفق به توبه شود مرگش فرا رسد و بدون توبه از دنیا رود. هم چنین در اثر کثرت گناه، اعتقاد و ایمان انسان ضعیف تر شده و نه تنها توبه نمی کند حتی ممکن است که بسیاری از اعتقادات را تکذیب کند و کافر شود و با کفر از دنیا رود. «سر انجام آنان که به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که کافر شده و آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند».
درست است که «توبه از هر کسی تا زمانی که از حیات خود مأیوس نشده قبول است»؛ولی باید توجه داشت که هر چه توبه به تأخیر انداخته شود، سخت تر خواهد بود؛ چون نفس انسان مزه گناه را هر چه بیشتر بچشد، ترکش سخت تر خواهد بود.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. سوره نساء/۴، آیه۴۸    ، إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَری‌ إِثْماً عَظیماً.
۲. حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۲.
۳. سوره یونس/۱۰، آیه۹۰.    
۴. حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه،ج ۱۶،ص ۹۰.    
۵. ابن فارس، مقاییس اللغة، ج۱، ص ۳۵۷، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ه ق.    
۶. اقتباس از سوره توبه/۹، آیه۱۱۷.    
۷. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص ۴۵۱، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۵ه ش.    
۸. سوره تحریم/۶۶،آیه۸.    
۹. حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، ص ۲۱۰، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴ه ق.    
۱۰. نهج البلاغه، کلمات قصار، حدیث ۴۰۷.    
۱۱. جامع السعادات، ج۲، ص ۲۲۱.
۱۲. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص ۳۳۱، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۵ه ش.    
۱۳. دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب، ج۱، ص ۷۲، شریف رضی، ۱۴۱۲ه ق.
۱۴. سوره روم/۳۰، آیه۱۰.    
۱۵. شیخ مفید، اوائل المقالات، ص ۸۵، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ ه ق.    


منبع

[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست    



جعبه ابزار
جعبه‌ابزار