صفات قدیم و ازلی خداوندذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: صفات خداوند، قدیم و ازلی.

پرسش: صفات قدیم و ازلی خداوند را با لغت، قرآن و حدیث توضیح دهید؟


واژه شناسی

[ویرایش]

صفت «قدیم (دیرینه)»، فعیل به معنای فاعل از مادّه «قدم» است که بر پیشی گرفتن دلالت دارد. آن‌گاه معانی نزدیک از آن برگرفته می‌شود. برای متضادّ «حدوث»، می‌گویند: «قِدَم»، و گفته می‌شود: «شی‌ءٌ قدیم (شی‌ء کهنه)»، آن‌گاه که زمان آن گذشته باشد. هم‌چنین گفته می‌شود: «قَدَم، یَقدُم، قَدما؛ یعنی: پیش آمد.»
بر این پایه، «قدیم»، گاه درباره موجودی بکار می‌رود که هستی آن، آغازی ندارد و موجودی همیشگی است، و گاه درباره موجودی بکار می‌رود که زمان آن، گذشته است.
صفت «ازلی (همیشگی)» منسوب به ازل است. خلیل بن احمد می‌گوید: «الأَزْلُ: شدّةُ الزّمانِ؛ یعنی شدّت زمان.»
ابن فارس گفته است: «ازل»، دو معنا دارد: تنگی و دروغ.... امّا آن ازلی که به معنای «قِدَم» است، از هیچ یک از این دو معنا نیست؛ بلکه گفتاری است که کوتاه و دگرگون شده است. [آن در اصل] «لم یزل» بوده است. خواستند به آن [«یای»] نسبت دهند [و صفت نسبی بسازند]. درست (مطابق قاعده) نبود. پس به «یزل» نسبت دادند. سپس «یاء» را به همزه بدل ساختند و گفتند: «اَزَلیّ».

قدیم و ازلی در قرآن و حدیث

[ویرایش]

دو صفت «قدیم» و «ازلی» در قرآن کریم نیامده است.
در بحث لغوی گفته شد که ازلی، به معنای «قدیم» است و قدیم، گاه درباره موجودی به‌کار می‌رود که هستی آن، آغازی ندارد و موجودی همیشگی است و گاه درباره موجودی به‌کار می‌رود که زمان آن، گذشته است.
در احادیث، هر گاه «قدیم» و «ازلی» به ذات خدا و صفات ذاتی او نسبت داده می‌شوند، معنای اوّل، مقصود است و هر گاه به آفریده‌ها و افعال خدا (مانند: نیکی، گذشت و آمرزش) نسبت داده می‌شود، معنای دوم، مراد است.
از گونه نخست، می‌توان به تعابیری مانند: «القدیم، المبدئ الّذی لا بدء له؛ دیرینه، آغازگری است که آغازی ندارد» و «القَدیمُ لا یَکونُ حَدیثا و لا یَفنی و لا یَتَغَیَّرُ؛ دیرینه، نوپدید نیست و نابود نمی‌گردد و دگرگون نمی‌شود» و «لن تجتمع صفة الازل و العدم و الحدوث و القدم فی شی‌ء واحد؛ هرگز وصف همیشگی و نیستی و نوپدیدی و دیرینگی، در یک شی‌ء فراهم نمی‌آید»، و از گونه دوم به تعابیری مانند: «و احسانک القدیم الیّ؛ و به نیکیِ دیرینه ات به من» و «ان تعفُ عنّی فقدیما شملنی عفوک و البستنی عافیتک؛ و اگر از من درگذری، از دیرباز، بخشایش تو مرا در بر گرفته و عافیت تو، مرا فرو پوشانده است! » و «یا من عفُوهُ قدیم؛ ‌ای آن که بخشایش او دیرینه است!» اشاره کرد.
درخور ذکر است که احادیث موجود در ذیل عنوان «توصیف دیرینگی او» که به صفات ذاتی خداوند (عزّوجلّ) مرتبط‌اند، به معنای نخست «قدیم»، و بخشی از احادیث موجود در ذیل عنوان «آنچه درباره دیرینگی نام‌ها و کارهای خدا روایت شده است» که به صفات فعلی و افعال خدای والا مربوط‌اند، به معنای دوم «قدیم» اشاره دارند.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. الخلیل بن احمد الفراهیدی، العین، ج۷، ص۳۸۵.    
۲. محمدی مازندرانی، بشیر، مسند ابی بصیر، ج۱، ص۵۳.    
۳. مازندرانی، صالح، شرح اصول کافی، ج۳، ص۳۹۳.    
۴. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، الفصول المهمه فی اصول الائمه، ج۱، ص۱۵۰.    
۵. مجلسی، محمدباقر، زاد المعاد، ج۱، ص۱۷۵.    
۶. الامام زین العابدین (علیه‌السّلام)، صحیفة السجادیة، ص۲۴۸.    
۷. فیض کاشانی، محمدمحسن، الوافی، ج۹، ص۱۶۷۹.    


منبع

[ویرایش]

حدیث‌نت، برگرفته از مقاله «صفات قدیم و ازلی خداوند» تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۳/۷.    



جعبه ابزار
جعبه‌ابزار