صحابه و تحریفذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: تحریف قرآن کریم، صحابه، شیعه.
پرسش: آیا شیعه برای رفع تناقض بین آیاتی که در شأن صحابه نازل شده با روایاتی که در نکوهش آنها در کتب شیعه آمده، قائل به تحریف قرآن شده است؟
پاسخ:


آیات در شأن صحابه

[ویرایش]

آیاتی که در مورد اطرافیان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله (صحابه) وجود دارد، به دو دسته کلی قابل تقسیم است:

أ. تمجید صحابه

[ویرایش]

آیاتی که به تمجید از آنها پرداخته است؛ مانند:

ـ «و السابقون الأولون من المهاجرین و الأنصار و الذین اتبعوهم باحسان رضی الله منهم و رضوا عنه ...»؛ «پیش‌گامان نخستین از مهاجران و انصار، و کسانی که به نیکی از آنها پی‌روی کردند، خداوند از آنها (نیز) از او خشنود شدند...» و در روایات شیعه نیز از آنان تجلیل شده است.

ـ «و کذلک جعلناکم أمه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس...»؛

ـ «کنتم خیر أمه أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله»؛

ـ «یا ایها النبی حسبک الله اتبعک من المؤمنون»؛

ـ «و ان الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا بأموالهم و انفسهم فی سبیل الله...»؛

ـ «الذین تبوّء و الدار و الایمان من قبلهم یحبون من هاجر الیهم و لایجدون فی صدورهم حاجه مما أوتوا و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه و من یوق شبح نفسه فاولئک هم الفلحون.»؛

ـ «لقد رضی الله عن المؤمنین اذیبا یعونک تحت الشجره فعلم ما فی قلوبهم فانزل الله السکینه علیهم و اثابهم فتحا قریبا»؛

ـ «محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم ترنهم رکعا سجدوا یتبغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوهم من اثر السجود...» .
[۹] قمی، عباس، سفینة البحار، قم، انتشارات اسوه، چاپ اول، ۱۴۱۴ ه ق، ج ۵، ص ۳۱ ـ ۳۳، ماده «صحب».


← حدیثی از امام علی


چنان‌که حضرت علی علیه‌السلام در مورد آنان می‌فرماید: «... آنها صبح می‌کردند؛ در‌حالی‌که موهای ژولیده و چهره‌های غبار آلوده داشتند، شب را تا صبح در حال سجده و قیام به عبادت می‌گذراندند... .»
[۱۰] نهج‌البلاغه با ترجمه محمد دشتی، خ ۹۷.


بنابراین صحابه مؤمن رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نزد شیعه دارای عظمت و احترام فراوانی هستند.

← دیدگاه سید شرف‌الدین


به قول مرحوم سید شرف‌الدین عالم برجسته شیعه: شیعه امامیه در انتخاب تشیع اقتدا به بزرگان از اصحاب پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ کرده‌اند».
چراکه طبق شمارش ایشان ۲۱۳ تن از صحابه بزرگ رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ مانند: سلمان، ابوذر، مقداد، جابر بن عبدالله انصاری، بلال حبشی، زید بن ارقم و ... شیعه بوده‌اند.

ب. نکوهش صحابه

[ویرایش]

آیاتی نیز به نکوهش بعضی صحابه پرداخته که بر دو قسم‌اند:

← أ. مذمت رفتار برخی صحابه


در دسته‌ای از آنها عمل‌کرد و رفتار آن‌ها مذمت شده است؛ مانند:

ـ کوتاهی بعضی برای حضور در جنگ («یا ایها الذین آمنوا الکم اذا قیل لکم انفروا فی سبیل الله إثا قلتم الی الارض أرفیتم بالحیوه الدنیا من الاخره...»

ـ فرار عده‌ای از آنها از جنگ («ان الذین تولوا منکم یوم التقی لجمعان انما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا») و («لو یجدون ملجأ تاو مغارات أو مدخلا لولوا الیه و هم یجمحون»

ـ ایراد گرفتن به پیامبر در تقسیم غنائم («و منهم من یلمزک فی الصدقات فان اعطوا منها رضوا و ان یعطوا منها اذا هم یسخطون»

ـ رها کردن پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ در حال نماز و رفتن به سراغ تجارت («و اذا ر،وا تجاره او لهو انفضوا الیها و ترکوک قائما»

ـ تهمت زدن به همسر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله («ان الذین جاء و بالافک عصبإ منکم ... اذا تلقونه بالسنتکم و تقولون بافواهکم ما لیس لکم به علم و تحسبونه مرّمنا و هو عندالله عظیم و لولا اذا استمعوه قلتم ما تیکون لنا ان نتکلم بهذا سبحانک هذا بهتان عظیم یعظکم الله ان تعود و المثله ابدا إن کنتم مؤمنون»
و...

← ب. مذمت رفتار و اعتقاد برخی صحابه


گروهی دیگر از آیات علاوه بر رفتار، از اعتقاد بعضی صحابه نیز نکوهش شده است و خدا آنان را منافق دانسته است:

«و ممَّن حَولکم الاعراب منافقون و من اهل المدینه مردوا علی النفاق...»؛ «و از (میان) اعراب بادیه‌نشین که اطراف شما هستند؛ جمعی منافقند، و از اهل مدینه (نیز)، گروهی سخت به نفاق پای بندند، تو آنها را نمی‌شناسی ولی ما آنها را می‌شناسیم... .»

و در قرآن آیات فراوانی در مورد منافقان عصر پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ وجود دارد.

ـ «و من الناس من یقول امنا بالله و بالیوم الاخر و ما هم بمؤمنین یخادعون الله و الذین آمنوا...» و لو شاء الله لذهب بسمعهم و ابصارهم ان الله علی کل شی قدیر».

ـ «انما یستأذنک الذین لا یؤمنون بالله و الیوم الاخر و اربّابت قلوبهم فهم فی ربیهم یترددون...»

ـ «لذا جارک المنافقون... و لکن المنافقون لا یعلمون»

پس آن‌چه از قرآن استفاده می‌شود این است که اصحاب آن حضرت برخی مؤمن درست‌کار، برخی بدعمل، و بعضی نیز اصلاً منافق بوده‌اند و بنا بر آن‌چه گذشت و با توجه به این‌که ملاک برتری افراد، میزان تقوای آن‌هاست («ان اکرمکم عندالله اتقاکم»)، روشن می‌شود که:

←← اولاً


تعریف و تمجید قرآن از صحابه شامل حال صحابه مؤمن درست‌کار می‌شود و یقیناً گروه سوم (منافقان) را شامل نمی‌شود.

←← ثانیاً


اینکه اهل سنت مانند: فخر رازی همه صحابه را اهل بهشت، دانسته‌اند؛ کاملاً باطل است.

←← ثالثاً


روایاتی هم که در کتب شیعه در سرزنش بعضی صحابه وارد شده؛ در مورد گروه سوم (منافقان) از آنها می‌باشد؛ بنابراین هیچ تعارضی با آیاتی که در مدح آن‌هاست ندارد و این‌گونه روایات اختصاص به کتب شیعه ندارد؛ بلکه در معتبرترین کتاب اهل سنت (صحیح نجاری) دست‌کم هشت روایت با لحن بسیار تند از رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ ضد بعضی صحابه ذکر شده که بیانگر ارتداد و در نتیجه جهنمی شدن گروهی از صحابه می‌باشد.
[۲۸] بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌نوبت چاپ، بی‌تا، ص ۱۵۹ ـ ۱۶۰، یک روایت، ج ۸، ص ۱۴۸ ـ ۱۵۲، ۷ روایت.
[۲۹] بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌نوبت چاپ، بی‌تا، یک روایت، ج ۸، ص ۱۴۸ ـ ۱۵۲، ۷ روایت.

مثلاً از ابوهریره چنین نقل می‌کند که پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ پیوسته می‌فرمودند: در روز قیامت گروهی از اصحابم بر من وارد می‌شوند برای نوشیدن از آب کوثر پس ملاحظه، از آن منع می‌گردند؛ پس می‌گویم: «پروردگارا این‌ها اصحاب من‌اند».

خدا می‌فرماید: «تو نمی‌دانی پس از توجه (جنایاتی) کردند، آنان پس از تو مُرتد شده و به مرام گذشتگان خود در جاهلیت پیوستند...»
[۳۰] بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌نوبت چاپ، بی‌تا، یک روایت، ج ۸، ص ۱۵۰.
و طبق روایات دیگر خبر اندکی از آنها تهیه به آتش جهنم می‌روند.

شواهد ارتداد برخی صحابه

[ویرایش]

شواهد این بازگشت به دوران جاهلیت حتی در منابع اهل سنت فراوان است؛ از جمله:

← اول


حضرت محمد، پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ را متهم به هذیان‌گویی کرد و مانع از این شد که چیزی را که مایه نجات از گمراهی مسلمانان بود، بنویسد؛
[۳۱] ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، به تحقیق محمد، ابوالفضل، ابراهیم، بی‌جا، داراحیاء الکتب العربیه، چاپ دوم، ۱۳۸۵ ه ق، ج ۶، ص ؟؟.


← دوم


با اینکه پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ حضرت علی علیه‌السلام را در غدیر خم از طرف خدا به ولایت (امامت) نصب کرده بود؛
[۳۷] التفسیر الکبیر.
عده‌ای در سقیفه بنی‌ساعده او را کنار گذاشتند.

← سوم


عده‌ای دیگر به خانه فاطمه سلام‌الله‌علیها حمله کردند و او را تهدید به سوزاندن خانه‌اش کردند و... که در اثر آن حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها محسنش را سقط کرد و ... که در پی اینها حضرت سوگند یاد کرد که با آنها سخن نگوید؛ و از آنجا قهر کرد و در‌حالی‌که از آنها غضبناک بود، از دنیا رفت؛ و وصیت کرد آن دو بر او نماز نخوانند؛

←← سخنی از ابی‌الحدید


چنان‌که ابن ابی‌لحدید به‌صراحت می‌گوید: «و الصحیح عندی انها ماتت و هی واحدإ علی ابن ابی‌بکر و عمر و انها اوصت ان یصلیا علیها؛ و صحیح نزد من آن است که فاطمه از دنیا رفت؛ در‌حالی‌که بر ابوبکر و عمر غضبناک بود، وصیت کرد آنها بر او نماز نخوانند».

←← نقلی از بخاری و مسلم


و این در حالی است که طبق نقل صحیح بخاری و صحیح مسلم، فاطمه ـ سلام‌الله‌علیها ـ پاره تن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله است
[۴۴] بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌نوبت چاپ، بی‌تا، یک روایت، ج ۵، ص ۳۶.
[۴۵] مسلم بن الحجاج، القشیری النیشابوری، صحیح مسلم بشرح النووی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، بی‌تا، ج ۱۶، ص ۳.
که آزار او آزار پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ می‌باشد
[۴۶] مسلم بن الحجاج، القشیری النیشابوری، صحیح مسلم بشرح النووی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، بی‌تا، ج ۱۶، ص ۳.
و هر کسی که او را به غضب آورد، پیامبر را به خشم آورده است.
[۴۷] مسلم بن الحجاج، القشیری النیشابوری، صحیح مسلم بشرح النووی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، بی‌تا، ج ۱۶، ص ۳.
و کسی که پیامبر را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است.

←← سخن خداوند متعال


خداوند متعال می‌فرماید: «ان الذین یؤذنون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعدلهم عذاباً مهیناً»؛ خدا کسانی را که خدا و رسولش را آزار می‌دهند در دنیا و آخرت لعنت کرده (از رحمتش دور ساخته)، و برای آنها عذاب خوارکننده‌ای آماده کرده است.»

معارض نبودن روایات با قرآن

[ویرایش]

با توجه به روایات «عرضه روایات بر قرآن و کنار زدن مخالفت قرآن»
[۴۹] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی، تهران، علمیه الاسلامیه، بی‌تا، ج ۱، ص ۸۸ ـ ۸۹.
اصلاً هیچ روایتی معارض قرآن نمی‌شود تا کسی از شیعه برای حل تعارض قائل به تحریف قرآن گردد، و نیز چنان‌که گذشت روایات تندی علیه صحابه در صحیح بخاری آمده که بر جهنمی شدن گروهی از آنان دلالت می‌کند؛ پس اگر چنان‌که در سئوال فرض شده این‌گونه روایات در تعارض با قرآن باشد، و حل تعارض انگیزه‌ای برای قول به تحریف گردد، این انگیزه برای اهل سنت بسیار قوی‌تر است تا شیعه؛ زیرا آنان تمام روایات صحاح سته و به‌ویژه صحیح بخاری را صحیح می‌دانند؛ ولی شیعه حتی تمام روایات کافی را نیز صحیح نمی‌داند.
[۵۱] قربانی، زین العابدین، علم حدیث و نقش آن در شناخت و تهذیب، قم، انصاریان، چاپ سوم، ۱۳۷۸، ص ۲۶۸.
چه رسد به بقیه کتاب‌ها.

یادآوری یک نکته مهم

[ویرایش]

در سؤال قول به تحریف توسط شیعه مسلم گرفته شد و حل تعارض بین روایات در نکوهش بعضی صحابه آیات قرآن انگیزه آن معرفی شده است؛ درصورتی‌که اصلاً محققان و علمای بزرگ شیعه قائل به تحریف نیستند تا چیزی انگیزه آن باشد و شاهد آن هم این است که در کتب خود به‌صراحت قول به تحریف را رد کرده‌اند.
[۵۲] معرفت، محمدهادی، صیانه القرآن من التحریف، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۸ ه ق، ص ۵۹ ـ ۷۸.

بلکه برخی مانند شیخ جعفر کاشف الغطاء، صحت قرآن را از ضروریات مذهب شیعه و بلکه از ضروریات دین و در بین مسلمانان اجماعی می‌دانند.
[۵۵] معرفت، محمدهادی، صیانه القرآن من التحریف، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۸ ه ق، ص ۶۴.

علمای شیعه در کتب خود ضمن استدلال‌های محکم بر حفظ قرآن از تحریف، شبهات آن را نیز دفع کرده‌اند،
[۵۹] معرفت، محمدهادی، صیانه القرآن من التحریف، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۸ ه ق، ص ۵۹ ـ ۷۸.
[۶۲] و جوادی آملی، عبدالله، قرآن در قرآن، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ دوم، ۱۳۷۸، ص ۳۱۵ ـ ۳۴۹.
که در اینجا اشاره‌ای گذرا به ادله شیعه بر عدم تحریف قرآن می‌گردد:

ادله شیعه بر عدم تحریف قرآن

[ویرایش]

۱. قرآن رکن و اساس دین اسلام است و به حکم عقل باید حفظ گردد تا دین نیز حفظ گردد تا حجت بر مردم تمام گردد؛
۲. ضروری بودن تواتر قرآن؛
۳. اعجاز و تحدی قرآن؛
۴. آیه حفظ: «انا نحن نزلنا الذکر و اناله لحافظون»؛
۵. آیه نفی باطل از قرآن: «و انه لکتاب عزیز لایأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید»؛
۶. روایاتی که قرآن را محور درستی و نادرستی روایات معرفی می‌کنند؛
۷. نصوصی که از اهل بیت علیهم‌السلام در مورد حفظ قرآن وارد شده است.

نتیجه بحث

[ویرایش]


← اول


روایاتی که در نکوهش صحابه است، موافق با آیاتی است که در همین زمینه آمده، و روایاتی که در مدح آنان است موافق با آیاتی است که در ستایش از آنها می‌باشد. بنابراین بین آیات و روایات هیچ تعارضی نیست.

← دوم


به فرض وجود تعارض و به فرض این‌که حل این تعارض انگیزه‌ای برای قول به تحریف باشد، این انگیزه برای اهل سنت قوی‌تر است.

← سوم


شیعه اصلاً قائل به تحریف نیست تا چیزی انگیزه آن باشد.

منابعی برای مطالعه بیش‌تر

[ویرایش]


۱. تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج ۷، ص ۲۶۳ ـ ۲۶۵، ج ۸، ص ۱۰۷ ـ ۱۱۱ و ج ۲۲، ص ۱۱۹ ـ ۱۲۳.
۲. علم حدیث، تألیف زین العابدین قربانی، قم، انصاریان، چاپ سوم، ۱۳۷۸، ص ۱۶۱ ـ ۲۰۷.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. توبه (۹)، آیه ۱۰۰.    
۲. بقره (۲)، آیه ۱۴۲.    
۳. آل‌عمران (۳)، آیه ۱۱۰.    
۴. انفال (۸)، آیه ۶۴.    
۵. انفال (۸)، آیه ۷۴.    
۶. حشر (۵۹)،‌ آیه ۹.    
۷. فتح (۴۸)، آیه ۱۸.    
۸. فتح (۴۸)، آیه ۲۹.    
۹. قمی، عباس، سفینة البحار، قم، انتشارات اسوه، چاپ اول، ۱۴۱۴ ه ق، ج ۵، ص ۳۱ ـ ۳۳، ماده «صحب».
۱۰. نهج‌البلاغه با ترجمه محمد دشتی، خ ۹۷.
۱۱. شرف الدین، سید عبدالحسین، الفصول المهمة فی تألیف الامامه، تهران:مؤسسه البعثه، چاپ اول، بی‌تا، ص ۱۸۹.    
۱۲. شرف الدین، سید عبدالحسین، الفصول المهمة فی تألیف الامامه، تهران:مؤسسه البعثه، چاپ اول، بی‌تا، ص ۱۹۰ ۲۰۰.    
۱۳. توبه (۹)، آیه ۳۸.    
۱۴. آل‌عمران (۳)، آیه ۱۵۵.    
۱۵. توبه (۹)، آیه ۵۷.    
۱۶. توبه (۹)، آیه ۵۸.    
۱۷. جمعه (۶۲) آیه ۱۱.    
۱۸. نور (۲۴)، آیه ۱۱ ۱۷.    
۱۹. توبه (۹)، آیه ۱۰۱.    
۲۰. بقره (۲)، آیه ۸ ۲۰.    
۲۱. توبه (۹)، آیه ۴۵.    
۲۲. منافقون (۶۳)، آیه ۱ ۸.    
۲۳. حجرات (۴۹)، آیه ۱۳.    
۲۴. فخر، رازی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چ ۳، ج ۱۶، ص ۱۷۱.    
۲۵. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاب‌های مختلف، ج ۷، ص ۲۶۳ ۲۶۵.    
۲۶. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاب‌های مختلف، ج ۸، ص ۱۰۷ ۱۱۱.    
۲۷. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاب‌های مختلف، ج ۲۲، ص ۱۱۹ ۱۲۳.    
۲۸. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌نوبت چاپ، بی‌تا، ص ۱۵۹ ـ ۱۶۰، یک روایت، ج ۸، ص ۱۴۸ ـ ۱۵۲، ۷ روایت.
۲۹. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌نوبت چاپ، بی‌تا، یک روایت، ج ۸، ص ۱۴۸ ـ ۱۵۲، ۷ روایت.
۳۰. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌نوبت چاپ، بی‌تا، یک روایت، ج ۸، ص ۱۵۰.
۳۱. ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، به تحقیق محمد، ابوالفضل، ابراهیم، بی‌جا، داراحیاء الکتب العربیه، چاپ دوم، ۱۳۸۵ ه ق، ج ۶، ص ؟؟.
۳۲. ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، به تحقیق محمد، ابوالفضل، ابراهیم، بی‌جا، داراحیاء الکتب العربیه، چاپ دوم، ج ۱۲، ص ۴۹، ۱۳۸۵ ه ق؛ این خبر متواتر است و در بسیاری از کتب عامه آمده است.    
۳۳. عبیدالله بن عبدالله، الحاکم الحسکانی الحذاء الحنفی، شواهد التنزیل، تحقیق و تعلیق محمدباقر المحمودی، تهران، مؤسسه الطبع و النشر التابعه لوزاره و الارشاد الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۱ ه ق، ج ۱، ص ۲۵۱.    
۳۴. عبیدالله بن عبدالله، الحاکم الحسکانی الحذاء الحنفی، شواهد التنزیل، تحقیق و تعلیق محمدباقر المحمودی، تهران، مؤسسه الطبع و النشر التابعه لوزاره و الارشاد الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۱ ه ق، ج ۱، ص ۲۴۵.    
۳۵. عبیدالله بن عبدالله، الحاکم الحسکانی الحذاء الحنفی، شواهد التنزیل، تحقیق و تعلیق محمدباقر المحمودی، تهران، مؤسسه الطبع و النشر التابعه لوزاره و الارشاد الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۱ ه ق، ج ۱، ص ۲۴۷.    
۳۶. عبیدالله بن عبدالله، الحاکم الحسکانی الحذاء الحنفی، شواهد التنزیل، تحقیق و تعلیق محمدباقر المحمودی، تهران، مؤسسه الطبع و النشر التابعه لوزاره و الارشاد الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۱ ه ق، ج ۱، ص ۲۵۲.    
۳۷. التفسیر الکبیر.
۳۸. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، به تحقیق محمد، ابوالفضل، ابراهیم، بی‌جا، داراحیاء الکتب العربیه، چاپ دوم، ج ۲، ص ۵۶، ۱۳۸۵ ه ق.    
۳۹. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، به تحقیق محمد، ابوالفضل، ابراهیم، بی‌جا، داراحیاء الکتب العربیه، چاپ دوم، ج ۶، ص ۴۸، ۱۳۸۵ ه ق.    
۴۰. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، به تحقیق محمد، ابوالفضل، ابراهیم، بی‌جا، داراحیاء الکتب العربیه، چاپ دوم، ج ۱۴، ص ۱۹۳، ۱۳۸۵ ه ق.    
۴۱. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، به تحقیق محمد، ابوالفضل، ابراهیم، بی‌جا، داراحیاء الکتب العربیه، چاپ دوم، ج ۶، ص ۴۸ ۴۹، ۱۳۸۵ ه ق.    
۴۲. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، به تحقیق محمد، ابوالفضل، ابراهیم، بی‌جا، داراحیاء الکتب العربیه، چاپ دوم، ج ۶، ص ۴۹، ۱۳۸۵ ه ق.    
۴۳. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، به تحقیق محمد، ابوالفضل، ابراهیم، بی‌جا، داراحیاء الکتب العربیه، چاپ دوم، ج ۶، ص ۵۰، ۱۳۸۵ ه ق.    
۴۴. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی‌نوبت چاپ، بی‌تا، یک روایت، ج ۵، ص ۳۶.
۴۵. مسلم بن الحجاج، القشیری النیشابوری، صحیح مسلم بشرح النووی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، بی‌تا، ج ۱۶، ص ۳.
۴۶. مسلم بن الحجاج، القشیری النیشابوری، صحیح مسلم بشرح النووی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، بی‌تا، ج ۱۶، ص ۳.
۴۷. مسلم بن الحجاج، القشیری النیشابوری، صحیح مسلم بشرح النووی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، بی‌تا، ج ۱۶، ص ۳.
۴۸. احزاب (۳۳)، آیه ۵۷.    
۴۹. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی، تهران، علمیه الاسلامیه، بی‌تا، ج ۱، ص ۸۸ ـ ۸۹.
۵۰. سبحانی، جعفر، کلیات فی علم الرجال، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ص ۳۷۵.    
۵۱. قربانی، زین العابدین، علم حدیث و نقش آن در شناخت و تهذیب، قم، انصاریان، چاپ سوم، ۱۳۷۸، ص ۲۶۸.
۵۲. معرفت، محمدهادی، صیانه القرآن من التحریف، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۸ ه ق، ص ۵۹ ـ ۷۸.
۵۳. محمدی، فتح الله، سلامه القرآن من التحریف، تهران، پیام آزادی، چاپ اول، ۱۴۲۰ ه ق، ج ۱، ص ۸۶ ۹۸.    
۵۴. حسینی میلانی، سید علی، التحقیق فی نفی التحریف عن القرآن الشریف، قم، دار القرآن الکریم، چاپ اول، ۱۴۱۰ ه ق، ص ۱۰ ۲۷.    
۵۵. معرفت، محمدهادی، صیانه القرآن من التحریف، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۸ ه ق، ص ۶۴.
۵۶. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، اسماعیلیان، چاپ پنجم، ۱۳۷۱، ج ۱۲، ص ۱۰۴ ۱۳۳.    
۵۷. خوئی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، بی‌جا، انوار الهدی، چاپ هشتم، بی‌تا، ص ۱۹۷ ۲۳۵    
۵۸. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، ۱۳۶۴، ج ۱۱، ص ۲۱ ۳۱.    
۵۹. معرفت، محمدهادی، صیانه القرآن من التحریف، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۸ ه ق، ص ۵۹ ـ ۷۸.
۶۰. محمدی، فتح الله، سلامه القرآن من التحریف، تهران، پیام آزادی، چاپ اول، ۱۴۲۰ ه ق، ج ۱، ص ۸۶ ۹۸.    
۶۱. حسینی میلانی، سید علی، التحقیق فی نفی التحریف عن القرآن الشریف، قم، دار القرآن الکریم، چاپ اول، ۱۴۱۰ ه ق، ص ۱۰ ۲۷.    
۶۲. و جوادی آملی، عبدالله، قرآن در قرآن، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ دوم، ۱۳۷۸، ص ۳۱۵ ـ ۳۴۹.
۶۳. حجر (۱۵)، آیه ۹.    
۶۴. فصلت (۴۱)، آیه ۴۱ ۴۲.    


منبع

[ویرایش]
سایت اندیشه قم.    


رده‌های این صفحه : تضاد آیات | قرآن شناسی




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار