حرکت خورشید در آیات و روایاتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: شب، روز، خورشید، ماه.

پرسش: چرا برخی آیات و روایات، پیدایش شب و روز را به حرکت خورشید و ماه نسبت داده‌اند، با آنکه می‌دانیم که خورشید ثابت بوده و این گردش زمین بر محور خودش است که شب و روز را به وجود می‌آورد؟!

پاسخ اجمالی: سخن گفتن بر اساس ظواهر، حتی امروزه که برخی واقعیات روشن شده است شایع و رایج است، و متکلم روان و بدون تکلف بعضی مسائل را بیان می‌کند ولو به دقت عقلی غلط باشند. همچنین باید به این نکته مهم توجه کرد که برخی مسائل دینی در آیات و روایات به صورت تمثیل و تشبیه بیان شده‌اند؛ زیرا برای عرب جاهلی که دانش چندانی از محیط پیرامون خود ندارد، نمی‌توان صریحاً مطالبی را بیان کرد که با باورهای فعلی آنان و یا حتی تمام جوامع آن‌ روز بشری در تعارض بوده و تنها در قرن‌ها و هزاره‌های بعد به یک باور عمومی تبدیل خواهد شد.


بیان تمثیلی و تشبیهی

[ویرایش]

در پرسش به این پاسخ، ابتدا باید به این نکته مهم توجه کرد که برخی مسائل دینی (خصوصاً آنچه مرتبط با مسائل تجربی؛ نظیر پزشکی، نجوم و...است) در آیات و روایات به صورت تمثیل و تشبیه بیان شده‌اند؛ زیرا برای عرب جاهلی که دانش چندانی از محیط پیرامون خود ندارد، نمی‌توان صریحاً مطالبی را بیان کرد که با باورهای فعلی آنان (و نیز تمام جوامع آن‌ روز بشری) در تعارض بوده و تنها در قرن‌ها و هزاره‌های بعد به یک باور عمومی تبدیل خواهد شد.
خداوند در قرآن می‌فرماید:«وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فی‌ هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَاَبی‌ اَکْثَرُ النَّاسِ اِلاَّ کُفُوراً؛ و همانا ما در این قرآن برای مردم هر‌گونه مثال آوردیم (تا مگر هدایت شوند)، لیکن اکثر مردم به جز از کفر و عناد از هر چیز امتناع کردند». نظیر: سوره کهفآیه ۵۴ و «وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْاَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلیمٌ؛ و (این) مثل‌ها را خدا برای مردم (هوشمند) می‌زند (که به راه معرفتش هدایت یابند) و خدا به همه امور دانا است». و آیاتی نظیر سوره رعد آیه ۷؛ و سوره ایراهیم آیه ۲۵.
البته منظور از این آیات و آیات مشابه این نیست که دین به زبان تمثیل بیان شده و نمی‌توان با استناد به ظواهر آیات، مقاصد شریعت را فهمید؛ بلکه مراد آن است که نیازی نیست که همواره یک حقیقت را به صورت صریح اعلام کرد و می‌توان آن‌را در پوشش کنایه و مجاز نیز اظهار کرد.
سخن گفتن بر اساس ظواهر، حتی امروزه که برخی واقعیات روشن شده است، نیز شایع و رایج است و به عنوان نمونه، مردم از یک دانشمند ستاره‌شناس نیز انتظار دارند که بگوید: «فردا هنگام غروب خورشید نزدتان خواهم آمد»، نه این‌که بگوید: «فردا هنگامی که زمین به دور خویش گردید و زاویه‌ای فلان درجه بین مداری که در آن هستیم و خورشید ایجاد گشت، خدمت خواهم رسید! »
آنچه در روایاتی نظیر «انا معاشر الانبیاء نکلم الناس علی قدر عقولهم»، باید مدّ نظر قرار گیرد، این است که تنزّل دادن یک حقیقت در مقام بیان و ارائه، به معنای باطل و ناصواب شدن آن نیست؛ بلکه به معنای باطن بودن بخشی از آن و ظاهر بودن بخش دیگر است، به گونه‌ای که هر کسی بر اساس استعداد و تلاش خویش، می‌تواند به مراتبی از ظاهر و باطن دست یازد. در این زمینه، قرآن و روایات باید بدون آن‌که دروغی گفته باشند به شیوه‌ای سخن بگویند که بر خلاف موازین پذیرفته شده در زمان خود نباشد؛ زیرا در غیر این صورت، به مخالفت با بدیهیاتی متهم می‌شوند که تمام جوامع بشری بدان معتقد بوده، و به دنبال آن با هوچی‌گری، دیگر آموزه‌های دینی هم زیر سؤال می‌رود.

نکته

[ویرایش]

حال با توجه به آنچه بیان شد، باید عنوان نمود که نه می‌توان ادعا نمود که قرآن کریم مرتکب یک اشتباه فاحش علمی شده است، و نه می‌توان کروی بودن زمین و گردش آن به گرد خودش را از موارد اعجاز قطعی قرآن قرار داد (با آن‌که می‌توان آن را از برخی آیات برداشت کرد)؛ بلکه این‌گونه سخن گفتن صرفاً بیانی متعارف از وقایع پیرامونی انسان‌ها است که با زبان خودشان «بلسان قومه» برای آنها تبیین شده است. این‌گونه است که قرآن می‌فرماید:
«وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْری لِاَجَلٍ مُسَمًّی؛ «[خداوند] خورشید و ماه را مسخّر اراده خود ساخت که هر کدام در وقت خاص به گردش آیند.»، و «کُلٌّ یَجْری لِاَجَلٍ مُسَمًّی»
«وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فی‌ فَلَکٍ یَسْبَحُونَ؛ او است خدایی که شب و روز و خورشید و ماه را بیافرید که هر یک در مدار معینی سیر می‌کنند».
«الشَّمْسُ تَجْری لِمُسْتَقَرٍّ لَها؛ و خورشید (نیز برای آنها نشانه‌ای است) که پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است این تقدیر خداوند قادر و دانا است».
هم‌چنین امام علی (علیه‌السّلام) در فرازی از نهج البلاغه، شب و روز را این‌گونه توصیف کرده است:
«و جعل شمسها آیة مبصرة لنهارها و قمرها آیة ممحوة من لیلها و اجراهما فی مناقل‌ مجراهما و قدر سیرهما فی مدارج درجهما لیمیز بین اللیل و النهار بهما و لیعلم عدد السنین و الحساب بمقادیرهما؛ و خداوند خورشید را نشانه روشنی برای روزش و ماهی که از آسمان محو می‌شود را نشانه‌ای از شبش قرار داد و آن دو را در مسیر خودشان به حرکت درآورد و مسیرشان را به گونه‌ای درجه‌بندی کرد که شب و روز با آن از هم جدا شده و حساب سال‌ها و کارها به دست آید.»
که در زمینه این آیات و روایات می‌توان گفت:
الف) حتی با واقعیت گردش زمین بر گرد خورشید، اگر خورشید و ماه بر اساس محاسبات فوق دقیق ریاضی در مسیر خود (نه گرد زمین، بلکه در آسمان‌ها) حرکت نکنند، سیستم روز و شب زمین نیز مختل خواهد شد؛ زیرا یا ماه جذب زمین و زمین جذب خورشید می‌شد و یا هر دو از منظومه شمسی جدا می‌شدند و در هر دو حالت دیگر شب و روزی باقی نمی‌ماند.
ب) با دقت در خطبه امام علی (علیه‌السّلام) می‌توان به این نکته پی برد که حضرتشان با این وجود نخواسته باور عمومی غلطی را تایید کند که روز و شب را حاصل گردش خورشید به زمین می‌دانست، آنجا که می‌فرماید: لیمیز بین اللیل و النهار بهما (تا خدا با کمک خورشید و ماه، شب و روز را از هم جدا کند) و می‌دانیم که حتی با باورهای آن دوره، گردش ماه گرد زمین تاثیر مستقیمی در جداسازی شب و روز نداشت و در برخی روزها نیز ماه در آسمان قابل مشاهده بوده و در برخی شب‌ها خبری از ماه نبود! به همین دلیل، می‌توان نتیجه گرفت که امام در صدد آن بود که به نکته دیگری (مانند آنچه در بند الف گفته شد) اشاره کند.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. اسراء/سوره۱۷، آیه۸۹.    
۲. کهف/سوره۱۸، آیه۵۴.    
۳. نور/سوره۲۴، آیه۳۵.    
۴. رعد/سوره۱۳، آیه۷.    
۵. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۲۵.    
۶. برقی، احمد بن محمد، محاسن، ج۱، ص۱۹۵، قم، دار الکتب الاسلامیة، چاپ دوم، ۱۳۷۱ق.    
۷. ر.ک:کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۳، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.    
۸. رعد/سوره۱۳، آیه۲.    
۹. لقمان/سوره۳۱، آیه۲۹.    
۱۰. زمر/سوره۳۹، آیه۵.    
۱۱. فاطر/سوره۳۵، آیه۱۳.    
۱۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۳۳.    
۱۳. یس/سوره۳۶، آیه۳۸.    
۱۴. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۱۲۸، خ ۹۱، محقق، صبحی صالح.    


منبع

[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «حرکت خورشید در آیات و روایات» تاریخ بازیابی۱۳۹۹/۱۱/۱۶.    






جعبه ابزار
جعبه‌ابزار