بنده خدا بودن کفارذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: عبادت، شرک، عبودیت، کفر، بندگی، عبد، جبر و اختیار.

پرسش: در قرآن کریم بارها از بندگان خدا یاد شده است. آیا مشرکان و کفار هم داخل در دایره عبودیت پروردگار بوده و می‌توان آنان را نیز بندگان خدا نامید؟

پاسخ اجمالی: عبد خدا بودن (به معنای خاص آن) همراه با تذلّلی است توام با تقدیس؛ یعنی بنده نهایت خضوع و ذلت را در برابر حق اظهار می‌دارد، و در عین حال او را از تمام نقایص پاک و به تمام کمالات متصف می‌داند و مشرکان به این معنا عبد خدا نیستند؛ اما از عبّاد به معنای عبودیت تکوینی محسوب می‌گردند؛ چنان‌که خداوند متعال در آیه ۱۵ سوره رعد می‌فرماید «هر چه و هر کس در آسمان‌ها و زمین است، بنده خدا و مطیع او در عبودیت است». این همان بندگی است که کفار و مشرکان را شامل می‌شود و به این معنا آنان نیز عباد و بندگان خدا هستند!


معنای عبودیت

[ویرایش]

«عبودیت» به معنای اظهار بندگی و تذلل بوده، و «عبادت» در مرتبه بالاتر از آن، نهایت تذلل و خواری است و کسی سزاوار بندگی نیست، مگر آن‌که نهایت فضل را داشته باشد که همان خدای متعال است. با ذکر این مقدمه باید گفت که عبادت همواره به یک معنا نبوده و در متون گوناگون می‌تواند معنای جداگانه‌ای داشته باشد:
• یکی عبادت تکوینی است که همه موجودات عالم چه انسان و چه حیوان (و حتی اجسام بی‌جان) چنین عبادتی را دارند: «وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً...» در همین راستا تمام مردم (چه مؤمن و چه کافر) بنده و عبد خدا هستند، بلکه همه موجودات عبد اویند، لکن بعضی از آنها تکویناً و از روی جبر و بعضی به اختیار.
• عبادت اختیاری و آن مخصوص انسان است که مامور به آن شده است؛ مانند: «اعْبُدُوا رَبَّکُمُ». «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ».

اقسام عبد

[ویرایش]

عبد و بنده نیز چند قسم است:
۱. عبد (برده) به حکم شرع که خرید فروش آن صحیح بوده: «الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ». «و عَبْداً مَمْلُوکاً لا یَقْدِرُ عَلی‌ شَیْ‌ءٍ».
۲. عبد به معنای فردی که شرایط بندگی خدا را تا‌ اندازه توان خود بجا می‌آورد: «وَ اذْکُرْ عَبْدَنا اَیُّوبَ‌». «اِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُوراً».
۳. عبد به معنای خدمت‌کار؛ بندگان خدمت‌کاری که برای مخارج زندگی با قراردادهایی به خدمت کسی درمی‌آیند.
بنابر‌این باید گفت؛ از نگاهی دیگر تمام انسان‌ها عبد و بنده خدا نیستند؛ بلکه عبد خدا بودن (به معنای خاص آن) همراه با تذلّلی است توام با تقدیس؛ یعنی بنده نهایت خضوع و ذلت را در برابر حق اظهار می‌دارد، و در عین حال او را از تمام نقایص پاک و به تمام کمالات متصف می‌داند، و مشرکان به این معنا عبد خدا نیستند؛ اما از عبّاد به معنای عبودیت تکوینی محسوب می‌گردند؛ چنان‌که خداوند می‌فرماید هر چه و هر کس در آسمان‌ها و زمین است، بنده خدا و مطیع او در عبودیت است: «اِنْ کُلُّ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ اِلَّا آتِی الرَّحْمنِ عَبْداً». یعنی از وجود و آثار وجود جز آنچه را خدا به او داده ندارد، و آنچه را هم به او داده از در بندگی و اطاعت پذیرفته، حتی در پذیرفتنش هم اختیاری از خود نداشته است، البته باید توجه داشت عبودیت مخلوقات تنها به این معنا ظاهر نمی‌گردد، بلکه خدا عبودیت را بر آنان مسجل کرده، و هر یک را در جای خود قرار داده، و او را در کاری که از او می‌خواسته بکار زده، و خود شاهد عبودیتش بوده است: «لَقَدْ اَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا»، باز تنها این نیست، بلکه به زودی هر یک، فرد و تنها نزد او خواهند آمد، در حالی‌که مالک هیچ چیز نیستند، و همراهشان چیزی ندارند، و با همین وضع است که حقیقت عبودیتشان برای همه روشن می‌شود، و آن‌را به چشم خود می‌بینند، این همان بندگی است که کفار و مشرکان را شامل می‌شود و به این معنا آنان نیز عباد و بندگان خدا هستند!

پانویس

[ویرایش]
 
۱. رعد/سوره۱۳، آیه۱۵.    
۲. ر.ک:راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۵۴۲-۵۴۳، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، دمشق، بیروت، دارالقلم‌، الدار الشامیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۳. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج‌۴، ص۲۷۹- ۲۸۳، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.    
۴. بقره/سوره۲، آیه۲۱.    
۵. نساء/سوره۴، آیه۳۶.    
۶. بقره/سوره۲، آیه۱۷۸.    
۷. نحل/سوره۱۶، آیه۷۵.    
۸. ص/سوره۳۸، آیه۴۱.    
۹. اسراء/سوره۱۷، آیه۳.    
۱۰. مریم/سوره۱۹، آیه۹۳.    
۱۱. مریم/سوره۱۹، آیه۹۴.    
۱۲. طباطبائی، سید محمد‌حسین‌، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۱۱۲، قم، دفتر انتشارات اسلامی‌، چاپ پنجم‌، ۱۴۱۷ق.    


منبع

[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «بنده خدا بودن کفار»، تاریخ بازیابی۱۴۰۰/۲/۱۱.    






جعبه ابزار
جعبه‌ابزار