بلال و اهل سنتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: بلال حبشی، اهل سنت.
پرسش: نظر اهل سنت راجع به بلال حبشی چیست؟
پاسخ: آن‌چه در منابع تاریخی اهل سنت درباره صحابی بزرگ جناب بلال بیان شده، این است که وی آزادشده ابوبکر، مؤمن مقاوم در برابر شکنجه‌های کفار، اذان‌گوی پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و از مجاهدان اسلام در جنگ‌ها و همراه پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ بودند. اما پس از رحلت پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ مدینه را ترک کردند و به شام رفتند و در همان‌جا وفات نمودند.


بلال حبشی

[ویرایش]

بلال پسر رباح و حمامة بود که از حبشه به حالت اسارت به شبه‌جزیره عربستان آورده شده بود. او برده‌ی مردی به نام «امیة بن خلف» بود که از سران قریش به شمار می‌رفت.

اسلام آوردن

[ویرایش]

او با ظهور اسلام از اولین کسانی بود که با کمال میل و رغبت اسلام را پذیرفت. گرچه اربابش امیة با تمام قوا در کوبیدن اسلام و محو آثار توحید کوشش می‌نمود.

شکنجه شدن بلال

[ویرایش]

بلال از مسلمانان مستضعفی بود که چون مسلمان شد، مشرکان درصدد برآمدند تا با شکنجه، او را از اسلام برگردانند. گویند نخستین کسانی که اسلام خود را ظاهر ساختند، هفت تن بودند که بلال از جمله‌ی آنان بود، هرکدام از آنها از طرف شخص با نفوذ یا قومی مورد حمایت بودند که یا از شکنجه در امان می‌ماندند یا بعد از شکنجه مورد رسیدگی حامیانشان قرار می‌گرفتند، غیر از بلال که کسی را نداشت.
«امیه» برای برگرداندن بلال از پی‌روی اسلام، او را با وضع بسیار خشنی شکنجه می‌داد و بلال با تمام وجود بر سر ایمان خود پافشاری می‌کرد.

آزادی بلال از بردگی

[ویرایش]

گفته‌اند که بلال توسط ابوبکر از اربابش خریداری و آزاد شد که این نقل مورد تأیید شیعه نیز می‌باشد، هرچند مؤلف قاموس الرجال تشکیک نموده و از کتاب (نقض عثمانیه) تألیف (اسکافی) نقل کرده که بلال آزادشده‌ی رسول خداست؛ ولی شاید این نسبت از این نظر باشد که آزادی او به دستور پیامبر انجام شده است.
[۱۱] شخصیت‌های اسلامی شیعه، ج ۲ و ۱، آیت الله جعفر سبحانی.


موذن پیامبر

[ویرایش]

هنگامی که مدینه پایگاه اسلام قرار گرفت، بلال، موذن اختصاصی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله شد و در تمام جنگ‌ها با پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ شرکت می‌کرد.
[۱۲] زرکلی، الاعلام، ج ۲، ص ۷۳.


ترک مدینه و سفر به شام

[ویرایش]

نقل‌های تاریخی حکایات زیادی را از استقامت‌ها و ایمان محکم او در زمان پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ بیان کرده است. پس از رحلت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، بلال مدینه را ترک نمود و به شام رفت.

علت ترک مدینه

[ویرایش]

تنها بخش زندگی بلال که ممکن است مورد بحث شیعه و سنی واقع شود، همین‌جاست که چرا بلال مدینه را ترک نمود؟
علمای شیعه معتقدند علت آن، این بوده که نمی‌خواسته برای غیر رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ اذان گفته باشد؛ زیرا:

← أ. روایاتی از اهل بیت


روایاتی از ائمه اهل بیت علیهم‌السلام است که می‌فرمایند: "بلال عبد صالحی بود، او گفت: بعد از رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله برای کسی اذان نمی‌گویم و در این هنگام بود که حی علی خیر العمل از اذان ترک شد".

← ب. روایاتی از اهل سنت


روایات تاریخی اهل سنت نیز با صراحت اذان نگفتن بلال برای خلفای بعد از پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ را تأیید می‌کنند.

←← روایتی از واقدی


واقدی نقل می‌کند: پس از رحلت رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ تا پیکر مقدس را دفن نکرده بودند، بلال اذان می‌گفت و چون اشهد ان محمد رسول الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ می‌گفت، مردم در مسجد با صدای بلند می‌گریستند؛ چون پیکر مقدس رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به خاک سپرده شد. ابوبکر به بلال گفت: اذان بگو. بلال گفت: اگر مرا آزاد کرده‌ای که با تو باشم، خود دانی و اگر مرا در راه خدا آزاد کرده‌ای مرا در راه همان خدا آزاد بگذار، ابوبکر گفت: تو را فقط برای خدا آزاد کرده‌ام. گفت: من پس از رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ برای هیچ‌کس اذان نمی‌گویم. ابو‌بکر گفت: آزادی. بلال در مدینه اندکی ماند و همین که سپاهیان به شام رفتند با آنها رفت و در شام ماند.
[۱۸] ترجمه الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۰۲.


←← روایتی از عسقلانی


عسقلانی در الاصابه نقل می‌کند: بلال بعد از پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ برای جهاد به شام رفت.

←← روایتی در برخی کتب اهل سنت


در مقابل این دیدگاه، در بعضی کتب اهل سنت روایتی نقل شده که بیان می‌کند: رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ چون رحلت فرمود، بلال نزد ابوبکر آمد و گفت: ای خلیفه رسول خدا من از پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ شنیدم که می‌فرمود: برترین عمل مؤمن جهاد در راه خداست. ابوبکر گفت: می‌خواهی چه کنی؟ گفت: می‌خواهم در راه خدا به جهاد بروم و به فیض شهادت برسم. ابوبکر گفت: تو را به حق خدا و به حق و حرمت خود سوگندت می‌دهم (که نروی) من پیر و ناتوان شده‌ام و مرگم نزدیک است. بلال با ابوبکر باقی ماند و چون ابوبکر درگذشت، بلال پیش عمر آمد و به او همان سخن را گفت که به ابوبکر گفته بود. عمر هم همان‌گونه که ابوبکر گفته بود پاسخ داد؛ ولی بلال نپذیرفت.
[۲۳] ترجمه الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۰۲.


←← روایتی دیگر


در نقل ضعیف دیگری نیز گفته شده: زمانی که عمر به شام رفت بلال که در شام بود، برای او اذان گفت.

←← توضیح


البته روایت اول منافاتی با روایات مورد استناد شیعه ندارد و تصریحی به اذان گفتن ندارد و روایت دوم علاوه بر ضعف سند اثبات نمی‌کند که بلال رسماً اذان‌گوی خلفا بوده؛ نهایت این‌که در موردی که خلیفه حضور داشته، اذان گفته است.

نتیجه بحث

[ویرایش]

پس در مجموع می‌توان گفت از نظر منابع تاریخی اهل سنت و شیعه، جناب بلال اذان‌گویی خلفا را قبول نکردند.

وفات بلال

[ویرایش]

زمان وفات بلال را همه‌ی مورخان در زمان خلافت عمر و حوالی سال ۱۷ تا ۲۰ هجرت می‌دانند.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۱، ص ۱۷۹.    
۲. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۸، ص ۲۲۹؛ در نقل‌های تاریخی بلال چهارمین یا پنجمین مسلمان معرفی شده است.    
۳. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۷، ص ۴۱.    
۴. ابن سعد بغدادی، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۱۷۵ و ۱۷۶.    
۵. بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۵۶.    
۶. ابن سعد بغدادی، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۱۷۵ و ۱۷۶.    
۷. بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۵۶.    
۸. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۱، ص ۱۸۲.    
۹. ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۱، ص ۴۱۵، دارالعلمیه.    
۱۰. ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۱، ص ۲۴۳، دارالفکر.    
۱۱. شخصیت‌های اسلامی شیعه، ج ۲ و ۱، آیت الله جعفر سبحانی.
۱۲. زرکلی، الاعلام، ج ۲، ص ۷۳.
۱۳. شیخ مفید، الاختصاص، ص ۷۱.    
۱۴. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۸۳؛ رَوَی أَبُو بَصِیرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه‌السلام أَنَّهُ قَالَ إِنَّ بِلَالًا کَانَ عَبْداً صَالِحاً فَقَالَ لَا أُؤَذِّنُ لِأَحَدٍ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَتُرِکَ یَوْمَئِذٍ حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَل.    
۱۵. ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۱، ص ۲۴۳، دارالفکر.    
۱۶. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۱، ص ۱۸۲.    
۱۷. ابن سعد بغدادی، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۱۷۸.    
۱۸. ترجمه الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۰۲.
۱۹. بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۲۶.    
۲۰. عسقلانی، الاصابه، ج ۱، ص ۴۵۵.    
۲۱. ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۱، ص ۲۴۴، دارالفکر.    
۲۲. ابن سعد بغدادی، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۱۷۸.    
۲۳. ترجمه الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۰۲.
۲۴. ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۱، ص ۲۴۴، دارالفکر.    
۲۵. المقریزی، امتاع الاسماع، ج ۶، ص ۳۵۰.    
۲۶. بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۲۶.    
۲۷. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه للبیهقی مخرجا، ج ۱، ص ۳۴۸.    
۲۸. ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۱، ص ۲۴۴، دارالفکر.    


منبع

[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : رجال | صحابه




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار