اقسام نسخذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: نسخ، نسخ احکام، آیات منسوخ، نسخ آیات، نسخ در قرآن.

پرسش: معنا، شرایط و اقسام نسخ و نسخ در قرآن چیست؟

پاسخ: در اصل سؤال مورد نظر دو سؤال است که به‌طور جداگانه بدان پرداخته می‌شود:


بخش اول

[ویرایش]

معنا، شرایط و اقسام نسخ کدام است؟

معنای نسخ

[ویرایش]

نسخ در اصطلاح دینی، با الهام از معنای لغوی آن، عبارت است از برداشته شدن حکمی از احکامِ ثابتِ دینی، در اثر سپری شدن وقت و مدت آن؛ یعنی برداشتن حکم سابق که برحسب ظاهر، اقتضای دوام داشته، به‌وسیله تشریع حکم لاحق (بَعدی) به‌گونه‌ای که جای‌گزین آن گردد و امکان جمع میان هر دو نباشد.

شرایط نسخ

[ویرایش]

البته اگر حکمی ناسخ و باطل‌کننده حکم قبلی باشد، باید دارای شرایطی باشد:

۱. منسوخ (حکم اول) حکم شرعی باشد نه عقلی.
۲. منسوخ، محدود به زمان معینی نشده باشد؛ یعنی به‌صورت حکم دائمی و همیشگی باشد.
۳. زمان ناسخ (حکم دوم) متأخر از زمان منسوخ باشد.
۴. میان حکم اول و دوم تعارض کلی و تام برقرار باشد؛ به‌گونه‌ای که امکان جمع میان هر دو حکم نباشد.
۵. تشریع ناسخ از سوی شارع صورت گرفته باشد.

اقسام نسخ

[ویرایش]

در میان مسلمانان در مورد وقوع نسخ اختلافی نیست؛ زیرا بیش‌تر احکام شرایع و ادیان گذشته دین مقدس اسلام نسخ شده است؛
[۱] خویي، ابوالقاسم، بيان در علوم و مسائل كلي قرآن، ترجمه محمدصادق نجفي و هاشم‌زاده هريسي، واحد خوي، دانشگاه آزاد اسلامي، چاپ پنجم، ج ۲، ص ۴۷۸ ـ ۶۶۲.
و هم‌چنین در خود دین اسلام نیز قسمتی از احکام نسخ شده و به‌جای آن احکام دیگری وضع گردیده است؛ به‌عنوان مثال قرآن کریم به نسخ شدن حکمِ نخستین قبله که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و مسلمانان به‌سوی آن نماز می‌خواندند، تصریح می‌کند، و نسخ در این‌گونه موارد، مورد قبول تمام مسلمانان است.
اختلاف در اقسام نسخ، عبارت‌اند از:

← نسخ در تلاوت


نسخ فقط در ناحیه تلاوت باشد نه در حکم؛ یعنی آیه‌ای داشته باشیم که تنها تلاوت آن نسخ شده باشد و از قرآن حذف شده باشد؛ ولی حکم آن باقی باشد.

← نسخ در تلاوت و حکم


نسخ در ناحیه تلاوت، و حکم باشد؛
این دو قسم، از نظر دانشمندان و علمای اسلامی مردود و نفی شده است و چنین نسخی در قرآن مجید وجود ندارد؛ زیرا:

←← اول


قائل بودن به این نوع نسخ، همان عقیده به تحریف قرآن است؛ در‌حالی‌که علماء و دانشمندان اسلامی، بر عدم تحریف در قرآن اتفاق نظر دارند.

←← دوم


روایت‌کننده این اخبار، فقط یک نفر می‌باشد؛ پس خبر واحد می‌باشد؛ به‌عنوان مثال در مورد قسم اول فقط عمر (خلیفه دوم) آیه رجم را آورده و ادعا نموده که از قرآن است، و در مورد قسم دوم، راوی آن فقط عایشه است؛ از‌این‌رو مسلمانان این ادعا را نپذیرفتند؛ زیرا قرآنی بودن یا نبودن چیزی با خبر یک نفر ثابت نمی‌شود، از طرفی هیچ‌کدام از بزرگان و مفسران قرآن در آن زمان، چنین حرفی را تأیید نکرده‌اند.

← نسخ در حکم


نسخ فقط در ناحیه حکم باشد، نه در تلاوت؛ آن قسم از نسخ که در قرآن انجام شده، این است که آیه‌ای از آیات قرآن نسخ شود و مفهوم و حکم آن در میان مسلمانان واجب‌العمل نباشد و یا اصلا عمل نمودن به مفهوم آن جایز نباشد و از نظر تلاوت در قرآن ضبط شده باشد و مانند سایر آیات تلاوت شود.

اکثر دانشمندان و مفسران این نوع نسخ را می‌پذیرند؛ مانند آیه‌ ۱۲ سوره‌ مجادله که معروف به آیه‌ی نَجوا است و در این آیه خداوند بر مسلمانان شرط فرموده که اگر می‌خواهید با پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به‌صورت نَجْوا و درِگوشِ هم، صحبت کنید باید قبل از آن صدقه بدهید؛ یعنی طبق این آیه شریفه هر‌کس که می‌خواهد با پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به‌صورت نجوا صحبت کند، بر او واجب است که قبل از آن صدقه بدهد؛ در‌حالی‌که این حکم توسط آیه بعدی آن یعنی آیه‌ی ۱۳ همین سوره نسخ شده است؛ زیرا در آن آیه، خداوند حکم وجوب صدقه را از عهده‌ مسلمانان برداشته است، از‌این‌رو آیه‌ی ۱۳ این سوره ناسخ می‌شود، برای آیه‌ ۱۲، که در این‌جا فقط حکم آن برداشته شده است؛ وگرنه تلاوت آن مانند بقیه‌ی آیات به اعتبار خود باقی است.

بخش دوم

[ویرایش]

فلسفه و وجود آیات منسوخ در قرآن کریم کدام است؟

فلسفه آیات منسوخ در قرآن

[ویرایش]

بنا بر عقیده‌ی عقلا و دانشمندان اسلامی، نسخ در احکام محال نیست؛ بلکه ممکن است حکمی از احکام الهی که در مرحله‌ی تشریع و قانون‌گذاری تعیین شده بوده، برداشته شود و تغییر پیدا کند و حکم دیگری جای‌گزین آن شود؛ زیرا حکمی که از طرف خداوند تشریع می‌شود، گاهی هدف از تشریع آن اجرا شدن آن حکم نیست؛ بلکه منظور دیگری در کار است؛ مانند آزمایش و امتحان افراد و یا اتمام حجت و امثال آن که در این‌گونه موارد جز امتحان هدف دیگری در میان نیست و نسخ در این‌گونه موارد، کوچک‌ترین اشکال و محذوری ندارد؛ زیرا هر یک از این دو حکم و حالت یعنی تکلیف و برداشتن تکلیف، هر دو در جای خود دارای حکمت و مصلحت بوده است و یک چنین نسخی مستلزم خلاف حکمت یا عدم اطلاع از حکمت نیست تا درباره‌ی خداوند محال باشد.

و گاهی نیز ممکن است حکمی که روی یک مصلحت واقعی تشریع شده بود، پس از مدتی نسخ شود؛ ولی نه به این معنا که آن حکم برای همیشه تشریع شده بود و بعداً در اثر کشف مصلحت واقعی یا برخورد با اشکال در مقام اجرا، به ناچار از طرف شارع تبصره خورده و یا تغییر پیدا کرده است؛ بلکه بدین معنی که مدت آن حکم در علم خدا از روز اول کوتاه و موقت بوده و پس از تمام شدن مدت آن، رفع و یا تغییر آن اعلان شده است، بنابراین نسخ شرعی در واقع بر این معنی است که مدت حکم از اول موقت و محدود بوده و سپری شدن دوران آن، به‌عنوان نسخ اعلان می‌شود، و نسخ به این معنی هیچ اشکال و محذوری ندارد و قطعاً امکان‌پذیر می‌باشد؛ زیرا تأثیر و دخالت خصوصیات و شرایط زمان در ملاک و حکمت احکام و تشریع آن قابل انکار و تردید نیست و ممکن است یک زمان، شرایط و خصوصیاتی داشته باشد که حکم مخصوص را ایجاد کند و زمان دیگر، با شرایط خاص دیگر، حکم دیگر را.

← لازمه تکامل در حرکات اصلاحی


به بیان دیگر، در هر حرکت اصلاحی و رو به پیش، لازمه‌ی تکامل، نسخ برخی آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌ها می‌باشد؛ زیرا در یک حرکت تدریجی وجود مراحل پی‌درپی و تغییر شرایط، لزوم بازنگری در برنامه را ضروری می‌سازد؛ البته این تا موقعی است که حرکت به رشد نهایی و کمال مقصود نرسیده باشد؛ لذا هرگاه برنامه‌ها تکامل یافت مسأله‌ی نسخ نیز منتفی می‌شود و از‌این‌رو نسخ در یک شریعت تا موقعی است که پیامبر حیات داشته باشد و فوت وی دیگر جایی برای نسخ در شریعت باقی نمی‌گذارد؛ به‌عنوان مثال، نسخِ پیاپی در یک شریعت نوبنیاد همانند نسخه‌های طبیب است که با شرایط و احوال مریض تغییر پیدا می‌کند، و نسخه‌ی دیروز در جای خودمفید، و نسخه‌ی امروز نیز در جای خود مفید است؛

←← سخن خداوند متعال


لذا خداوند می‌فرماید: «ما نَنْسَخْ مِن ءایَة أَوْ نَنْسِها نَأْتَ بِخَیر مِنْها أَوْ مِثْلِها»؛ یعنی هر حکمی را نسخ کنیم، و یا (نسخ) آن را به تأخیر اندازیم، بهتر از آن، یا همانند آن را می‌آوریم. پس هرگونه نسخ که صورت می‌گیرد هر یک در جای خود درست بوده و نسبت به شرایط، رعایت اصلح شده است، و مقصود از «خَیر مِنْها أَوْ مِثْلِها» لحاض دو حالت است: اگر حکم دیروز را نسبت به شرایط امروز بنگری حکم امروز اصلح (خیر) است و اگر هر یک را در جای خود بنگری هر دو حکم همانندند؛ زیرا هر یک با شرایط متناسب خود توافق کامل دارد؛ از طرفی این آیه می‌خواهد این شُبهه را بزداید که در نسخِ احکام یا شرایع هیچ‌گونه اشتباه یا تغییر در رأی که حاکی از پی بردن به ناروایی حکم سابق باشد رُخ نداده است؛ بلکه هر یک در جای خود روا می‌باشد.
[۴] معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، ص ۲۴۹، قم، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید.


نکات مهم

[ویرایش]

در این‌جا به چند نکته مهم توجه کنید:

← مورد نسخ


نسخ فقط در اوامر و نواهی است یعنی فقط در احکام شرعی می‌باشد و لذا در مورد مسائل عقلی و اعتقادات، مثلاً در مورد ذات یا صفات خداوند متعال، و یا نسبت به ارسال پیامبران و کتاب‌های آسمانی آنها، و هم‌چنین در مورد روز قیامت، و نیز اصول عبادات و معاملات و ...، نسخ وجود ندارد؛ زیرا این اصولِ اعتقادی در تمام شرایع الهی وجود داشته و مورد اتفاق نظر همه‌ی شرایع می‌باشند.

←← سخن خداوند متعال


همان‌طور که خداوند متعال فرمود: شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدّینِ ما وَصی بِه نوُحاً و الَّذی أوحَینا اِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ اِبراهیمَ وَ مُوسی و عیسی، أَن أَقیمُوا الدّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فیه؛ «آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود؛ و آن‌چه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم این بود که دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید».

← ناسخ


ناسخ کیست؟ ناسخ تنها و تنها باید شارع حکیم باشد؛ ولی پیامبران و امامان معصوم (علیهم السلام) چون از منبع وحی سخن می‌گویند: «وَ ما یَنطقُ عنِ الهوی، اِن هُوَ وَحْی یُوحی»؛ «و پیامبر از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید؛ بلکه هر‌چه می‌گوید چیزی نیست؛ مگر این‌که به او وحی شده است»؛ لذا به آنان نیز اطلاق شارع می‌گردد و غیر از این‌ها، دیگران حقی در نسخ ندارند.

← تعداد آیات منسوخه


کسانی که شرایط مقرر در تحقیق نسخ را نادیده گرفته، یا نسخ را به مفهوم عام آن گرفته‌اند (که نزد پیشینیان کاربرد داشته و شامل عام و خاص، و مطلق و مقید نیز شده) آمار آیات منسوخه را تا ۲۸۸ آیه رسانده‌اند؛ ولی به نظر می‌رسد که یک زیاده‌روی است و با ضوابط نسخ سازگاری ندارد؛ از طرفی می‌بینیم که در کتاب البیان، آیت اللّه خویی به بیش از یک آیه (آیه‌ی نجوای) قائل به نسخ نیست؛ ولی با ملاحظه آیات دیگری در این باب، آیات منسوخه حدود بیست و اندی خواهد بود؛ ازاین‌رو شُبهه‌ی وجود آیات منسوخه‌ی در قران که موجب گمراه شدن مراجعه‌کنندگان باشد، اساساً منتفی است.
[۶] معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، ص ۲۴۹، قم، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید.


منابع

[ویرایش]

(توجه: کلیات تحقیق به‌صورت اقتباس از بخش نسخ در قرآن کریم، از منابع ذیل می‌باشد).

۱. سید ابوالقاسم خوئی، البیان فی تفسیر القرآن، بی‌جا، انتشارات امید، بی‌تا، ص ۲۷۷ به بعد.
۲. سید محمدباقر حکیم، علوم القرآن، قم، مجمع الفکر الاسلامی، چ ۳، بی‌تا.
۳. محمدهادی معرفت، التمهید فی علوم القرآن، قم، بمرکز مدیریت حوزه‌ی علمیه‌ی قم، چ ۳، ۱۴۱۴.
۴. محمدهادی معرفت، علوم قرآنی، قم، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید، چ ۱.
۵. منّاع القطّان، مباحث فی علوم القرآن، ریاض، مکتبة المعارف للنشر، چ ۱.
۶. حسین جوان آراسته، درس‌نامه علوم قرآنی، قم، دفتر تبلیغات، چ ۱.
۷. محمدباقر سعیدی روشن، علوم قرآنی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چ ۱.
۸. سید ابوالقاسم خویی، بیان در علوم و مسائل کلی قرآن، ترجمه‌ی محمدصادق نجفی و ... خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، چ ۵.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. خویي، ابوالقاسم، بيان در علوم و مسائل كلي قرآن، ترجمه محمدصادق نجفي و هاشم‌زاده هريسي، واحد خوي، دانشگاه آزاد اسلامي، چاپ پنجم، ج ۲، ص ۴۷۸ ـ ۶۶۲.
۲. مجادله (۵۸)، آیه ۱۳.    
۳. مجادله (۵۸)، آیه ۱۳.    
۴. معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، ص ۲۴۹، قم، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید.
۵. ابراهیم (۱۴)، آیه ۱۳.    
۶. معرفت، محمدهادی، علوم قرآنی، ص ۲۴۹، قم، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی التمهید.


منبع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «اقسام نسخ»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۹/۱۱.    


رده‌های این صفحه : قرآن شناسی | نسخ در قرآن




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار