إیاکَ نَعبُدُ وَ إیَاکَ نَسْتَعِینذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: إیاک نعبد و إیاک نستعین.
پرسش: اگر خداوند به پیامبر و یا بندگانش گفته که إیاک نعبد و إیاک نستعین بگویند، پس چرا کلمه "قل" ذکر نشده است؟
پاسخ: پرسش شما برگرفته از این ابهام است که آن دسته از متون قرآن که به‌صورت محاوره‌ای و طرفینی می‌باشد، در یکی از گروه‌های ذیل، جای خواهد گرفت:


گروه‌های متون قرآنی محاوره‌ای

[ویرایش]


← گروه اول


دستوری از جانب خداوند به پیامبر و یا دیگر بندگان خود باشد که عمل خاصی را انجام دهند؛ مانند این آیه که: ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت به تو وحی شده را به اطلاع مردم برسان یا این آیه که: ای افراد با ایمان ! پرهیزکار باشید.


← گروه دوم


متنی باشد که توسط خداوند تهیه و در اختیار پیامبر ـ صلی الله‌علیه‌وآله ـ و دیگر بندگان قرار داده شود، تا آنان بتوانند با استفاده از این متن آماده، به گفت‌وگو با خداوند بپردازند. معوذتین
[۳] سوره‌های فلق و ناس.
و آیات بسیار دیگری در این ردیف جای خواهند گرفت، مانند این آیه که: ای پیامبر! بگو خداوندا! همان‌گونه که پدر و مادرم، در کوچکی پرورشم دادند، تو نیز دلسوز آنان باش! و یا این آیه: بگویید که ما به خداوند و آنچه بر ما نازل شده، ایمان آوردیم و...
این دو گروه از آیات اشاره شده، به‌طور معمول، با عباراتی چون "قل" و "قولوا" آغاز شده و خداوند با این روش، پیامبر و افراد با ایمان را به رفتارها و گفتارهای خاصی توصیه می نماید.

← گروه سوم


نقل گفتارهایی از دیگران است که ضمناً مورد تأیید خداوند نیز واقع شده و به همین دلیل می‌تواند، از جانب دیگر افراد با ایمان نیز مورد استفاده قرار گیرد؛ مانند این آیه:و سخن آنان جز این نبود که بگویند خدایا! گناهان و زیاده‌روی‌هایمان را ببخش و گام‌هایمان را استوار و ما را بر کافران پیروز بفرما! و ظاهرا مورد چهارمی وجود نخواهد داشت!

بیان یک شبهه

[ویرایش]

اما ابهام شما این است که متن موجود در سوره حمد، از جمله آیه مورد نظرتان، در کدام‌یک از رده‌بندی‌های یاد شده قرار خواهد گرفت؟ زیرا با توجه به معنای آن، نمی‌توان آن را از گروه اول و دستور به انجام رفتار خاصی دانست و از طرفی، با در نظر گرفتن اینکه هیچ عبارتی، مانند "قل" در ابتدای آن وجود ندارد، نمی‌توان آن را چون آیات گروه دوم و به‌عنوان متنی آماده دانست که در اختیار انسان‌ها قرار گرفته است و در نهایت هیچ نشانه‌ای نیز در متن وجود ندارد که آن را به گفته اشخاص دیگری نسبت داده و در‌صدد تأیید آن باشد! پس، سوره حمد، از جانب چه شخص و خطاب به چه فردی می‌باشد؟!

پاسخ به شبهه

[ویرایش]

در پاسخ، اجمالاً باید گفت که هر بیانی که بتواند صریحاً و یا با استفاده از قراین ، معنای خود را به مخاطب منتقل سازد، می‌تواند از جانب خداوند، مورد استفاده قرار گیرد.
در ارتباط با آیه اشاره شده از سوره حمد نیز با توجه به قرائن، واضح است که این آیه را باید از متون تهیه شده از جانب خداوند (گروه دوم اشاره شده) به‌شمار آورد که برای استفاده مردم، در اختیار آنان قرار گرفته و لازم است در هر نماز ی نیز آن را قرائت نمود؛ اما اینکه چرا در ابتدای آن، مانند بیشتر موارد مشابه ، کلماتی چون "قل" و یا "قولوا" وجود ندارد، باید گفت که می‌توان بدون استفاده از این کلمات نیز، مفهوم مورد نظر را به مخاطب منتقل نمود، چون:

دلایل رساندن مفهوم به مخاطب بدون قل یا قولوا

[ویرایش]


← ۱. دلیل اول


شکی نیست که سوره فاتحه الکتاب ، بخشی از کتاب قرآن و از جانب خداوند بوده و در برجستگی این سوره، همین بس که نام "ام الکتاب" و یا "مادر قرآن" بر او نهاده شده است.

← ۲. دلیل دوم


پرستش غیر خداوند در آیات بسیاری از قرآن کریم، صریحاً ممنوع و مردود می‌باشد و به همین دلیل، به‌هیچ‌وجه متصور نیست که مخاطب آیه، غیر پروردگار باشد.

← ۳. دلیل سوم


حذف کلمه "قل" و یا "قولوا" منحصر به این آیه نبوده و در قرآن کریم موارد دیگری نیز وجود دارد که به‌دلیل وجود شواهد پیرامونی، کلماتی حذف شده است که نمونه بارز آن را در حذف ضمایر متصل منصوب می‌توان مشاهده نمود.

نزول آیه فوق برای استفاده بندگان

[ویرایش]

با توجه به موارد فوق، هیچ تردیدی وجود نخواهد داشت که خداوند آیه « إیاک نعبد و إیاک نستعین » را برای استفاده بندگان خود نازل نموده و ذکر نشدن کلمه "قل" و یا "قولوا" ضرری به آن نخواهد رساند؛ بلکه معنای این کلمه، حتی بدون ذکر آن نیز به‌راحتی از جانب تمام افراد، قابل درک بوده و اساساً معنای دیگری برای آن متصور نخواهد بود
[۱۶] آنچه بیان شد، نباید ابهام دیگری را به ذهن متبادر نماید که اگر لزومی به آوردن این عبارات نبود، پس چرا در دیگر آیات از آنها استفاده شده و آیا در قرآن زیاده گویی وجود دارد؟! چون باید بدانیم که یکی از محاسن کلام شیوا و زیبا، تنوع در گفتار(تلوین) است که در موارد بسیاری از آیات قرآن نیز این هنر فصاحت و بلاغت را به‌خوبی مشاهده می نماییم.
.

← بیان یک نمونه


این‌گونه سخن گفتن را در گفت‌وگوها و آموزش‌های روزمره نیز می‌توانید مشاهده نمایید.
به‌عنوان نمونه، مادر ی که در‌صدد آموختن کلماتی به فرزندان خویش می‌باشد، گاهی خطاب به او بیان می‌دارد که:"بگو" بابا، "بگو" مادر و... و گاهی نیز بدون آنکه از عبارت "بگو" استفاده نماید، تنها متن کلماتی را که قصد آموختن آنها را به فرزند خویش دارد، بر زبان جاری نموده و مورد اعتراض واقع نمی‌شود که چرا در ابتدای سخنت، عبارت "بگو" را نگفتی؟!

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مائده (۵)، آیه ۶۷؛ «یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک».    
۲. بقره (۲)، آیه ۲۷۸.    
۳. سوره‌های فلق و ناس.
۴. اسراء (۱۷)، آیه ۲۴؛ «قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا».    
۵. بقره (۲)، آیه ۱۳۶؛ «قولوا آمنا بالله و ما أنزل إلینا و...».    
۶. آ‌ل‌عمران (۳)، آیه ۱۴۷.    
۷. بقره (۲)، آیه ۸۳.    
۸. آ‌ل‌عمران (۳)، آیه ۶۴.    
۹. هود (۱۱)، آیه ۲.    
۱۰. علق (۹۶)، آیه ۱۴؛ "یری" بدل از "یراه".    
۱۱. نجم (۵۳)، آیه ۱۲؛ "یری" بدل از "یراه".    
۱۲. نجم (۵۳)، آیه ۳۵؛ "یری" بدل از "یراه".    
۱۳. نازعات (۷۹)، آیه ۳۶؛ "یری" بدل از "یراه".    
۱۴. ضحی (۹۳)، آیه ۳.    
۱۵. ضحی (۹۳)، آیه ۶ ۱۰.    
۱۶. آنچه بیان شد، نباید ابهام دیگری را به ذهن متبادر نماید که اگر لزومی به آوردن این عبارات نبود، پس چرا در دیگر آیات از آنها استفاده شده و آیا در قرآن زیاده گویی وجود دارد؟! چون باید بدانیم که یکی از محاسن کلام شیوا و زیبا، تنوع در گفتار(تلوین) است که در موارد بسیاری از آیات قرآن نیز این هنر فصاحت و بلاغت را به‌خوبی مشاهده می نماییم.


منبع

[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئیست.    


رده‌های این صفحه : تفسیر | شیوه ادبی قرآن | قرآن شناسی




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار