یونسذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: حضرت یونس، خطا، پیامبران.
پرسش: خطای حضرت یونس چه بود؟ پس چگونه پیامبران از اشتباه مصون‌اند؟
پاسخ: حضرت یونس ـ علیه‌السلام ـ سال‌ها در میان قومش در سرزمین نینوا در عراق، به دعوت و تبلیغ مشغول بود؛ اما هرچه تلاش و کوشش نمود، تبلیغ و ارشادهایش در دل مردم مؤثر نیفتاد، فقط دو نفر به او ایمان آوردند؛ چون آن‌ حضرت از دعوت قومش خسته و مأیوس شده بود ـ به جهت تبلیغ طولانی مدت ـ بر آنها غضبناک و خشمگین گردید و از میان آنها بیرون رفت، وی با آنکه مأمور نبود از آنها اعراض کند و از آنجا هجرت نماید، این کار را کرد؛ زیرا یقین داشت که خداوند بر او تنگ نمی‌گیرد. خروج حضرت یونس ـ علیه‌السلام ـ از منطقه مأموریتش ترک اولی بود که از او سر زده؛ مانند برخی از انبیا که ترک اولی نمودند.


اعراض حضرت یونس از قوم خود[ویرایش]

حضرت یونس بن متی ـ علیه‌السلام ـ سال‌ها [۱] در میان قومش در سرزمین نینوا در عراق، به دعوت و تبلیغ مشغول بود؛ اما هرچه کوشش کرد، ارشادهایش در دل امتش مؤثر نیفتاد، فقط دو نفر به او ایمان آوردند؛ یکی ملیخا بود و دیگر روبیل، یکی عابد بود و دیگری عالم؛ [۲] چون آن‌حضرت از دعوت قومش خسته و مأیوس شده بود ـ به جهت تبلیغ طولانی مدت ـ بر آنها غضبناک و خشمگین گردید و از میان آنها بیرون رفت، وی با آنکه مأمور نبود از آنها اعراض کند و از آنجا هجرت نماید، این کار را کرد؛ چون تصور می‌کرد خداوند بر او تنگ نمی‌گیرد؛ مانعی ندارد که خروج حضرت یونس از منطقه مأموریتش ترک اولی باشد که از او سر زده؛ مانند برخی از انبیا که ترک اولی نمودند. [۳]

توبه حضرت یونس[ویرایش]

بنابراین از نظر اینکه یونس ـ علیه‌السلام ـ درباره قوم متمرد خود نفرین کرد و بدون کسب دستور از مقام کبریایی، از قوم خود اعراض نموده و هنگام اجرای عقوبت آنان را رها نمود و به‌سوی آنان باز‌نگشت، با اینکه تمرد نبوده، ولی یونس پیامبر آن‌ را درباره خود لغزش شناخت در مقام توبه و عذرخواهی برآمد؛ درصورتی‌که مقام پیامبران منزه از خطور لغزش است. [۴]

معنای «لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ»[ویرایش]

شایان توجه است که « لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ » در جمله « إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ »، به‌معنای تنگ گرفتن است.

معنای «لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ» از دیدگاه امام رضا[ویرایش]

امام رضا ـ علیه‌السلام ـ « فَظَنَّ » را به «یقین» و « لَنْ نَقْدِرَ » را به «ضیق» و «تنگنا» معنا نموده است. [۵] آن‌حضرت با استناد به قول خداوند متعال در آیه « وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ »؛ [۶] و چون پروردگارش او را بیازماید و روزی‌اش را بر او تنگ گیرد .... فرمود: «قدر» در روزی در این آیه به معنای تنگی و مضیقه روزی است.

تمثیل بودن آیه شریفه[ویرایش]

با توجه به این معنا، وجهی برای این توجیه باقی نمی‌ماند که این جمله در مقام تمثیل باشد؛ چنان‌که برخی از مفسران گفته‌اند: جمله « إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ »، در مقام تمثیل است ـ و معنایش این است که رفتن یونس و جدایی او از قومش، مانند رفتن کسی بود که از مولایش قهر کرده باشد و پنداشته باشد که مولایش بر او دست نمی‌یابد و او می‌تواند با دور شدن از چنگ وی بگریزد ـ چون یونس مقامش بالاتر از این است که حقیقتاً و واقعاً از مولایش قهر کند و به‌راستی بپندارد که خدا بر او قادر نیست و او می‌تواند با سفر کردن از مولایش بگریزد؛ زیرا ساحت پیامبران منزه از چنین پندارهاست، آنان به عصمت خدا معصوم از خطا هستند. بنابراین آیه شریفه از باب تمثیل است، نه حکایت یک واقعیت خارجی. [۷]

در تنگنا قرار دادن حضرت یونس[ویرایش]

به‌هرحال یونس یقین ‌کرد که خداوند بر او تنگ نخواهد گرفت. او گمان می‌کرد تمام رسالت خویش را در میان قوم نافرمانش انجام داده است و حتی ترک اولایی در این زمینه نکرده و اکنون که آنها را به حال خود رها کرده و بیرون می‌رود، چیزی بر او نیست؛ در‌حالی‌که اولی این بود که بیش از این در میان آنها بماند و صبر و استقامت بخرج دهد، شاید بیدار شوند و به‌سوی خدا آیند. سرانجام برای همین ترک اولی خداوند او را در فشار و تنگنا قرار داد، نهنگ عظیمی او را بلعید. [۸]

پانویس[ویرایش]
 
۱. میبدی از عبدالله مسعود نقل می‌کند که حضرت یونس ۳۳ ساله بود که به پیامبری مبعوث شد و ۳۳ قومش را دعوت کرد، در این مدت جز دو مرد کسی دیگر به وی ایمان نیاورد. میبدی، رشیدالدین احمد بن ابی‌سعد، کشف الأسرار و عدة الأبرار، ج ‌۶، ص ۲۹۹، امیرکبیر، تهران، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ ش.
۲. طیب، سیدعبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌۹، ص ۲۳۲، انتشارات اسلام، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸ ش.
۳. ثقفی تهرانی، محمد، تفسیر روان جاوید، ج‌ ۳، ص ۵۷۲ ـ ۵۷۳، برهان، تهران، ۱۳۹۸ ق.
۴. حسینی همدانی، سیدمحمدحسین، انوار درخشان، ج‌ ۱۱، ص ۹۳ ـ ۹۴ کتاب‌فروشی لطفی، تهران، ۱۴۰۴ ق.
۵. . «قَالَ الرِّضَا ـ علیه‌السلام ـ ذَاکَ یُونُسُ بْنُ مَتَّی ع ذَهَبَ مُغاضِباً لِقَوْمِهِ فَظَنَّ بِمَعْنَی اسْتَیْقَنَ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ أَنْ لَنْ نُضَیِّقَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ وَ مِنْهُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ أَیْ ضَیَّقَ وَ قَتَر»؛ امام رضا ـ علیه‌السلام ـ فرمود: ذا النّون یونس بن متی بود که از روی غضب از قوم خود روی پنهان نمود، و یقین نمود که ما رزق او را در هر مکان و محلّ که باشد مضیق نخواهیم کرد. لفظ ظن اینجا به‌معنای استیقن است و از اینجا است قول خدای عزوجل: «وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ»؛ یعنی رزق او را مضیق و مقتر گردانید.
۶. فجر (۸۹)، آیه ۱۶.    
۷. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‌۱۴، ص ۳۱۴، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.    
۸. ناصر مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۴۸۵، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۷۴ ش.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئیست.    






جعبه‌ابزار