کنایهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: کنایه، صفت، بلاغت، بیان، نسبت، تعریض، موصوف.

پرسش: کنایه چیست؟ و چند قسم است؟

پاسخ: کنایه در اصطلاح علم بلاغت، عبارت است از: لفظی که معنای غیر حقیقی آن مورد نظر باشد؛ ولی به دلیل این‌که قرینه‌ای ندارد تا از اراده معنای حقیقی جلوگیری کند، جایز است معنای حقیقی آن نیز اراده شود.

کنایه به تناسب معنایی که به آن اشاره می‌کند، بر سه قسم است: کنایه از صفت، کنایه از موصوف و کنایه از نسبت.

اقسام کنایه از نظر لوازم و سیاق، عبارت است از: ۱. تعریض، ۲. تلویح، ۳. رمز ۴. ایما و اشاره.



کنایه[ویرایش]

یکی از موضوعات مربوط به علم بلاغت، موضوع کنایه است. [۱]

در این‌جا در بخش‌های زیر به این موضوع می‌پردازیم.

معنای لغوی کنایه[ویرایش]

کنایه از ماده «کنی» است، و در لغت یعنی سخنی که انسان می‌گوید، معنای دیگری را از آن در نظر بگیرد. [۲] [۳] [۴]

«کَنَیتُ» یا «کَنَوتُ» بکذا؛ یعنی فلان مطلب را به صراحت نگفتم؛ بلکه به‌طور غیر صریح گفتم. [۵]

تعریف اصطلاحی کنایه[ویرایش]

کنایه در اصطلاح علم بلاغت، عبارت است از: لفظی که معنای غیر حقیقی آن مورد نظر باشد؛ ولی به دلیل این‌که قرینه‌ای ندارد تا از اراده معنای حقیقی جلوگیری کند، جایز است معنای حقیقی آن نیز اراده شود؛ [۶] [۷] مانند: «زیدٌ طویل النجاد» (بند شمشیر زید بلند است). منظور این است که زید شجاع و بلندقامت است.

فرق کنایه با مجاز[ویرایش]

در کنایه گاه می‌توان معنای اصلی را نیز اراده کرد؛ ولی در مجاز چنین امری جایز نیست و اراده معنای حقیقی با مفهوم و معنای مجاز منافات دارد. [۸] البته گاهی در کنایه هم به دلیل خاص بودن موضوع، نمی‌تواند علاوه بر معنای غیر حقیقی معنای اصلی را نیز اراده نمود؛ مثل این آیات شریفه:

ــ «وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمینِه»؛ «و آسمان‌ها هم درهم پیچیده به دست اوست». [۹]

ــ «الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی»؛ «(خدای) رحمان بر تخت فرمان‌روایی و تدبیر امور آفرینش مسلط است». [۱۰]

که کنایه از قدرت کامل و توان غلبه و تسلط است. [۱۱] [۱۲] [۱۳]

اقسام کنایه از جهت معنا[ویرایش]

کنایه به تناسب معنایی که به آن اشاره می‌کند، بر سه قسم است:

← أ. کنایه از صفت
کنایه از صفت؛ مانند: «هو ربیب أبی الهول» (او دست پرورده ابوالهول است) که کنایه از شدت کتمان سر در اوست. کنایه از صفت، با ذکر موصوف یا صفت در جمله، شناخته می‌شود. [۱۴] [۱۵] خود کنایه صفت نیز دارای اقسامی می‌باشد که در کتاب‌های بلاغت به آن پرداخته شده است. [۱۶]

← ب. کنایه از موصوف
کنایه از موصوف؛ مانند این‌که با کنایه به مصری‌ها گفته شود: «أبناء النیل» (فرزندان نیل). [۱۷]

← ج. کنایه از نسبت
کنایه از نسبت، کنایه‌ای که نسبت چیزی به چیزی دیگر خواه در اثبات یا در نفی، مورد نظر باشد؛ یعنی شیء مورد کنایه، نسبتی است که به چیزی که با آن ارتباط دارد اسناد داده شده است؛ [۱۸] [۱۹] مانند:

إنّ السماحةَ و المروءة و الندی فی قبةٍ ضربت علی ابن الحشرَج؛ یعنی بی‌شک گشاده‌دستی، جوان‌مردی و بخشش در خیمه ابن حشرج بر پا شده است.
قرار دادن این سه چیز یعنی «سماحت، مروت و ندی» در جای مختص «ابن حشرج» مستلزم اثبات این صفات در وجود اوست. [۲۰]

اقسام کنایه از نظر لوازم و سیاق[ویرایش]

کنایه به لحاظ واسطه‌ها و لوازم و روند کلام نیز بر چهار قسم تقسیم می‌شود:

← أ. تعریض
تعریض در لغت به معنای خلاف تصریح و صراحت‌گویی است؛ [۲۱]

ولی در اصطلاح، عبارت است از این‌که کلام به‌طور مطلق و بدون قید گفته شود؛ ولی به‌واسطه آن به معنای دیگری اشاره گردد که از سیاق کلام معلوم می‌شود؛ [۲۲] مانند این‌که به انسان مردم‌آزار گفته شود:

«المسلمُ من سلمَ المسلمون مِن لِسانه و یَدِه»؛ [۲۳] مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان وی در امان باشند.

این جمله تعریض بر مسلمان نبودن شخص مردم آزار است.

← ب. تلویح
تلویح در لغت به معنای اشاره از دور به دیگران است. [۲۴]

در اصطلاح یعنی کنایه‌ای که واسطه‌های آن زیاد باشد و تعریضی در آن نیست. [۲۵] [۲۶]

← ج. رمز
رمز در لغت، یعنی اشاره نهانی و با چشم و ابرو به شخصی که نزدیک تو است. [۲۷]

در اصطلاح، کنایه‌ای است که واسطه‌هایش کم و ملازمت دو معنا، پنهان است؛ [۲۸] مانند:

«فلان عریضُ القفا» یا «عریض الوسادة» (پشت گردن فلانی پهن است یا بالش او پهن است) که کنایه از کودنی و حماقت و بی‌خردی شخص است.

← د. ایما و اشاره
ایما و اشاره، کنایه‌ای است که واسطه‌های آن اندک و ملازمت دو معنا روشن است؛ [۲۹] [۳۰] مانند این آیه شریفه:

«وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقامی‌ وَ تَذْکیری بِآیاتِ اللَّهِ فَعَلَی اللَّهِ تَوَکَّلْت‌»؛ «برایشان داستان نوح را بخوان، آن‌گاه که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر درنگ ‌کردن من در میان شما و یادآوری آیات خدا بر شما گران می‌آید، من بر خدا توکل می‌کنم». [۳۱]

«مقام» به حسب لغت، اسم مکان است؛ ولی در این آیه، ایما و اشاره به خود حضرت نوح علیه‌السلام است.

یادآوری چند نکته[ویرایش]


← اول
کنایه، یکی از لطیف‌ترین و دقیق‌ترین شیوه‌های بلاغت است.

← دوم
کنایه، رساتر و بلیغ‌تر از حقیقت و صراحت است؛ زیرا در کنایه ذهن انسان از ملزوم به لازم منتقل می‌شود و این مثل ادعا همراه با شاهد است.

← سوم
کنایه، یا به جهت احترام مخاطب یا برای ایجاد ابهام در شنوندگان یا برای شکست دشمن بدون به‌جا گذاشتن راه نفوذ یا برای منزه دانستن گوش از آن‌چه آزرده می‌شوند و یا برای اغراض و لطایف بلاغی دیگری است. [۳۲]


پانویس[ویرایش]
 
۱. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۹۳، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۲. حمیری، نشوان بن سعید، شمس العلوم‌، محقق، اریانی، مطهر بن علی، عبدالله، یوسف محمد، عمری، حسین بن عبدالله، ج ۹، ص ۵۹۱۴، دمشق، ‌دارالفکر، چاپ اول.
۳. فیروز آبادی، محمد بن یعقوب‌ القاموس المحیط، ج ۴، ص ۳۸۴، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول.    
۴. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۸۶، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۵. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۸۶، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۶. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۸۶، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۷. عونی، حامد، المنهاج الواضح للبلاغة، ج ۱، ص ۱۴۹، بی‌جا، المکتبة الأزهریة للتراث، بی‌تا.    
۸. عونی، حامد، المنهاج الواضح للبلاغة، ج ۱، ص ۱۴۹، بی‌جا، المکتبة الأزهریة للتراث، بی‌تا.    
۹. زمر (۳۹)، آیه ۶۷.    
۱۰. طه (۲۰)، آیه ۵.    
۱۱. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۸۸، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۱۲. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۴، ص ۱۲۰ ۱۲۱، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.    
۱۳. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‌۱۷، ص ۲۹۲، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.    
۱۴. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۸۸، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۱۵. عونی، حامد، المنهاج الواضح للبلاغة، ج ۳، ص ۳۳۱، بی‌جا، المکتبة الأزهریة للتراث، بی‌تا.    
۱۶. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۸۸، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۱۷. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۸۸، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۱۸. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۸۸، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۱۹. عونی، حامد، المنهاج الواضح للبلاغة، ج ۱، ص ۱۵۳، بی‌جا، المکتبة الأزهریة للتراث، بی‌تا.    
۲۰. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۸۸، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۲۱. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح (تاج اللغة و صحاح العربیة)، محقق، عطار، احمد عبد الغفور، ج ‌۳، ص ۱۰۸۷، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.    
۲۲. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۸۹، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۲۳. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، غفاری، علی‌اکبر، آخوندی، محمد، ج ۲، ص ۲۳۴، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.    
۲۴. بستانی، فؤاد افرام، مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی ـ فارسی، ص ۷۶۴، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
۲۵. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۸۹، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۲۶. میدانی دمشقی، عبدالرحمن بن حسن، البلاغة العربیة، ج ۲، ص ۱۴۰، دمشق، بیروت، دارالقلم، الدار الشامیة، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.    
۲۷. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، محقق، مخزومی، مهدی، سامرائی، ابراهیم، ج ۷، ص ۳۶۶، قم، انتشارات هجرت، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.    
۲۸. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۸۹، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۲۹. هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغه، ص ۲۹۰، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    
۳۰. میدانی دمشقی، عبدالرحمن بن حسن، البلاغة العربیة، ج ۲، ص ۱۴۱، دمشق، بیروت، دارالقلم، الدار الشامیة، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.    
۳۱. یونس (۱۰)، آیه ۷۱.    
۳۲. هاشمی، سید احمد، جواهر البلاغه، ص ۲۹۰، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست.    



جعبه‌ابزار