کمیل بن زیادذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: کمیل بن زیاد، اصحاب خاص، صاحب سر امام علی علیه‌السلام، حدیث حقیقت.
پرسش: شخصیت و زندگی‌نامه کمیل بن زیاد را بنویسید و آیا این ظرفیت را داشت که از اصحاب سرِ علی ـ علیه‌السلام ـ باشد؟
پاسخ: برخی از یاران و نزدیکان امام الموحدین علی بن ابی‌طالب ـ علیه‌السلام ـ به‌خاطر درک مفاهیم عالی اسلام و رسیدن به یقین، جامع همه فضایل عالی انسانی شده و در دوران حیات خود در راه اسلام واقعی و احقاق حق و برقراری عدالت از جان مایه می‌گذاشتند و همانند خاری در چشم دشمنان بوده و خواب راحت را از چشم آنان می‌ربودند.


قبیله کمیل[ویرایش]

کمیل پسر زیاد بن نهیک از قبیله (واولادش) نخع بوده، که رسول خدا ـ‌ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ـ درباره آنان دعا فرمود: اللّهم بارک فی النخع؛ [۱]خدایا! برکت را در نخع قرار بده.

پدر کمیل[ویرایش]

نیز پدر کمیل از مسلمین و مؤمنین صدر اسلام به‌شمار می‌رفت. او مردی پارسا بود که با همسری عابد و مؤمن با رسول خدا زندگی می‌کرد.

سال ولادت[ویرایش]

گفته شده که کمیل در سال سوم هجرت به دنیا آمده و در خانواده‌ای کاملاً مسلمان و مؤمن پرورش یافت.

کمیل از محبین امام علی[ویرایش]

این فرزند اسلام از همان ایام کودکی و نوجوانی با مولای خود علی ـ علیه‌السلام ـ ارتباط داشت و در مأموریتی که حضرت به دستور پیامبر قبل از حجة‌الوداع به یمن سفر کرد، از همین ایام تحت تعلیم و تربیت معنوی اسلام ناب قرار گرفته و به برکت تشرف بی‌شمار و قرب بسیار به مولای خویش، بعد از رحلت پیامبر با دیگر فداییان اسلام ۲۵ سال در مدت خانه‌نشینی علی ـ علیه‌السلام ـ همراه حضرتش شجاعانه ایستاد و رسالت خویش را نسبت به خواص انجام می‌داد و به نشر فضایل علی می‌پرداخت. کمیل با صحابه و تابعین در اجتماعاتی که به وجود می‌آمد، از حق علی و جایگاه علی و نسبت علی با رسول خدا ـ‌ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ـ سخن می‌گفتند. [۲]

علت تبعید کمیل[ویرایش]

در جریان اعتراضات مردم به اعمال ناشایست عثمان، کمیل حضور داشته و از منحرف شدن اسلام از مسیر اصلی هراس داشته و زبان به اعتراض گشود که به همین علت همراه عده‌ای دیگر به شام و از آنجا به حمص تبعید می‌شود. [۳]

تجدید پیمان با امام علی[ویرایش]

کمیل همچون هموطن خود مالک‌اشتر نخعی در روز بیعت با علی حضور داشته و در این روز بیعت خویش را تجدید کرده و در مدت خلافت علی ـ علیه‌السلام ـ همواره در کنار مولای خویش بوده و مدتی نیز از طرف حضرت برای حکومت شهر هیت که در نواحی بغداد بوده انتخاب شد. [۴]

کمیل یکی از بزرگان تابعین[ویرایش]

به‌خاطر معاشرت کمیل با صحابه بزرگ پیامبر و بهره‌گیری از حضور آنان، رجال شناسان کمیل را از بزرگان تابعین می‌شناسند؛ کمیل چنان صادقانه و عاشقانه و عارفانه زیست که از خواص اصحاب و صاحب اسرار علی ـ علیه‌السلام ـ گردید.

شهادت کمیل[ویرایش]

تا دوران امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ به‌خاطر مودت و دوستی اهل‌بیت از جانب حجاج بن یوسف ثقفی ـ که در دشمنی با اهل‌بیت معروف است ـ در سن پیری تحت تعقیب و آزار و اذیت قرار گرفت و درنهایت در سال ۸۳ هجری به شهادت رسید. [۵]

کمیل لایق اسرار امام علی[ویرایش]

در اینکه کمیل از اصحاب سر امام بود، شکی نیست و اما اینکه سؤال شده آیا به این ظرفیت رسیده بود که از این افراد باشد، باید دید که علما و عرفا و مورخان درباره کمیل چه دیدگاهی دارند؛ همچنان‌که گفته شد کمیل در ردیف بزرگانی همچون سلمان، ابوذر، عمار، مقداد، حذیفه و... از شخصیت‌های عالی‌رتبه جهان اسلام که ایمان و ایقان داشتند، قرار داشت.

← روایتی از ابی‌رافع
عبیدالله بن ابی‌رافع صحابه بزرگوار امام ـ علیه‌السلام ـ می‌گوید: حضرت به من فرمودند: ده تن از ثقه‌های (افراد مورد اعتماد) مرا احضار کن؛ عرض کردم: خود شما آنها را نام ببرید؛ پس حضرت، کمیل بن زیاد را در ردیف آن ده نفر نام برد. [۶]یعنی کمیل از افراد مورد وثوق حضرت بوده و خود حضرت هم به این امر اشاره داشته‌اند.

← دیدگاه علامه شوشتری
علامه شوشتری بر این عقیده است که چون علوم و اسرار در باطن حضرت امیر ـ علیه‌السلام ـ موج می‌زد، می‌خواست که گوهر عرفان را بیرون بریزد، کمیل بن زیاد نخعی را پیش خود می‌نشاند و بر او جواهر اسرار می‌فشاند. [۷]

← دیدگاه کوفی
ابواسحاق کوفی کمیل را از عُباد کوفه معرفی کرده. [۸]

← دیدگاه دانشمندان شیعی و سنی
و همچنین اکثر دانشمندان و رجال‌شناسان و مورخان و عارفان، کمیل بن زیاد نخعی را از اصحاب خاص و یاران نزدیک و از اصحاب سر امام شمرده‌اند و حتی این دیدگاه منحصر به شیعه نیست؛ بلکه دانشمندان اهل تسنن نیز چنین عقیده‌ای دارند. ابن ابی‌الحدید معتزلی معتقد است که کمیل از شیعیان خاص امیرالمؤمنین ـ علیه‌السلام ـ است. [۹]

کمیل از اصحاب سر امام علی[ویرایش]

و باز خود حضرت در جواب کمیل بیان می‌دارند که تو از اصحاب سر من هستی. حضرت وقتی که به بیرون کوفه می‌رفت، کمیل را همراه خود می‌برد و یا زمانی که با کمیل در جایی خلوت می‌کرد، اسرار خویش را بر کمیل بیان می‌نمود و کمیل هم با طرح سؤالاتی عطش خود را نسبت به فراگیری اسرار امام نشان می‌داد. وقتی که کمیل از حضرت در مورد حقیقت سؤال می‌کند، حضرت می‌فرماید: تو را بر حقیقت چکار؟ آن موقع کمیل می‌گوید: آیا من صاحب سر شما نیستم؟ حضرت می‌فرمایند: بلی؛ البته. پس کمیل بن زیاد با این جمله می‌رساند که افشای اسرار به غیر اهلش جایز نیست و این ظرفیت را در خود احساس می‌کند و خواهان جواب این‌گونه سؤالات از حضرت امیر می‌باشد و حتی به این هم اکتفا نکرده و درنهایت می‌گوید: زِدْنی بیاناً؛ یعنی از حضرت می‌خواهد که مسئله را بیشتر بشکافد. [۱۰]

حديث حقيقت بیانگر مقام والای کمیل[ویرایش]

حديث حقيقت بهترين مدرك اين مقام كميل است كه او ظرفيت داشت و از اصحاب سر بوده است؛ چنان‌كه دعای پررمز و راز كميل از او به شيعه رسيده است.

پانویس[ویرایش]
 
۱. سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ امام حسن علیه‌السلام، انتشارات کتاب‌فروشی اسلامی، ج ۲، ص ۱۷۷.
۲. حاکم نیشابوری، مستدرک صحیحین، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ ه‌، ج ۳، ص ۴۸۳.
۳. محمد جریر طبری، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات اساطیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۵، ج ۶، ص ۲۱۹۸.
۴. شهاب‌الدین احمد نویری، نهایة الارب، ترجمه محمود دامغانی، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، ۶۴، ج ۷، ص ۳۶.
۵. قمی، عباس، منتهی الآمال، قم، انتشارات هجرت، چاپ هشتم، ۱۳۷۳، ج ۱، ص ۳۹۴.
۶. مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج ۲، حرف ک، ص ۴۲.
۷. قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، انتشارات کتابفروشی اسلامی، چاپ ۶۵، ج ۲، ص ۱۱ و ۱۰.
۸. ابواسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ترجمه عزیزالله عطاردی، انتشارات عطارد، چاپ اول، ۷۳، ص ۵۳۸.
۹. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ترجمه محمود دامغانی، نشر نی، ج ۴، ص ۱۶۴.    
۱۰. قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، انتشارات کتابفروشی اسلامی، چاپ ۶۵، ج ۲، ص ۱۱.


منبع[ویرایش]
سایت اندیشه قم    






جعبه‌ابزار