هراسان خطاب کردن امام زمان در دعای ندبهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: ترس، هراس، امام زمان (عج‌الله‌فی‌فرجه)، دعای ندبه.

پرسش: مگرنه این‌که برای دوستان خداوند به فرموده قرآن کریم، نه خوفی است و نه حُزنی. [۱] حال چرا در دعای روز جمعه خطاب به امام زمان (علیه‌السلام) عرض می‌کنیم: السلام علیک ایّها المهذب الخائف. سلام بر تو ای پاک نهاد هراسان؟

پاسخ:



اقسام خوف[ویرایش]

خوف و هراس دو گونه است. خوف و هراس ممدوح و خوف و هراس مذموم.

← خوف مذموم
خوف و هراس مذموم که برای دوستان خداوند معنا ندارد، خوف از روزگار، ترس از مردم، خوف از دشمن و خلاصه، خوف از خلایق است. از ابوذر غفاری(رحمه‌الله) نقل شده که فرمود:" پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مرا وصیت نمود که در راه خداوند از ملامت هیچ ملامت کننده‌ای خوف نداشته باشم." [۲] و از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده که فرمودند:" مؤمن غیر از خداوند، از احدی نمی‌ترسد." [۳] و به فرموده‌ی قرآن کریم :"این فقط شیطان است که پیروان خود را (با سخنان و شایعات بی اساس) می‌ترساند. از آنها نترسیده و از من بترسید، اگر ایمان دارید." [۴]

← خوف ممدوح
خوف و هراسی که ممدوح است و ارزشمند، خوف از جلال و عظمت الهی است. به فرموده‌ی امام علی (علیه‌السلام):"خوف لباس عارفان است." [۵] و به فرموده‌ی رسول مکرم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله: "هر کس به خداوند عارف‌تر باشد، نسبت به حضرتش هراسان‌تر است." [۶] از این رو، آن پیامبر بزرگوار فرمود:" ترس من از خدا از همه‌ی شما بیشتر است." [۷] و ثمره‌ی این خوف ارزشمند و ممدوح این است که انسان، پناهنده‌ی درگاه الهی می‌گردد. به فرموده‌ی مولی امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام): "اگر از مخلوقات ترسیدی از آنها فرار می‌کنی، اما اگر از خالق ترسیدی به او پناه می‌بری." [۸]

مراتب خوف[ویرایش]

به گفته‌ی جناب خواجه عبدالله انصاری: از میدان تواضع میدان خوف زاید. قوله تعالی: "و امّا من خاف مقام ربّه" خوف ترس است و ترس، حصار یمان است. و تریاق تقوی و سلاح مؤمن است. و آن سه قسم است: یکی خاطر و دیگر مقیم و سوم غالب. آن ترس که خاطر است، در دل آید و بر گذرد. آن کمینه، ترس است که اگر آن نبود، ایمان نبود. که بی بیم، ایمنی روی نیست و بی بیم را ایمان نیست. هر کس را ایمان چندان است که بیم است. دیگر، ترس مقیم است، که آن ترس، بنده را از معاصی باز دارد و از حرام وی را دور کند و اَمَل مرد کوتاه کند. سوم، ترس غالب است و آن ترس مکر است که حقیقت، بدان ترس درست آید و راه اخلاق بدان گشاده آید. و مرد را از غفلت آن باز رهاند و نشان مَکْر دَه چیز است: طاعت بی حلاوت، و اصرار بی توبه، و بستن دَرِ دعا، علم بی عمل، حکمت بی نیت، صحبت بی حرمت، بستن دَرِ تضّرع و صحبت با بدان؛ و برتر از این همه، دو چیز است: بنده را ایمان دهد بی تعین یا بنده را به وی باز گذارد؛ و این بیم تائبان است. [۹]
توضیح این که:حقیقت خوف آن است که سالک به واسطه‌ی نومیدی از حصول مطلوب یا انتظار وقوع مکروهی در آینده، از اطمینان حال بی بهره شود و به اضطراب گرفتار آید. خوف از لحاظ ارتقای حالِ سالک بر سه وجه است:

← خوف عامه
خوف عامّه، و آن بیم از عقوبت الهی است که چون سَطْوَت معبود خویش را دریافته‌اند، مضطرب و پریشانند. خدای تعالی فرمود: "یخافون یوماً تَتَقَّلَبُ فیه القلوب والابصار: از روزی که دل‌ها و دیده‌ها در آن روز حیران و مضطرب است ترسان و هراسانند." [۱۰]

← خوف متوسّطین
و آن بیم از مکر الهی است که ارباب مراقبه و دلشدگانی که ذوق حضور دریافته‌اند، بدان مبتلا و گرفتارند و پیوسته بیمناکند که فیضان ربّانی پایان پذیرد و لذت صفای حضور محو شود. هرچند واقفان این منزل، خود دچار استدراجند که از فیّاض باز مانده و به فیض پرداخته‌اند. خدای بزرگ فرمود: "وَلمن خاف مقام رَبّه جَنتّان [۱۱]: و برای هر که از مقام قهر و کبریایی خدا بترسد، دو باغ بهشتی است."

← خوف بزرگان و صاحبدلان
و آن اجلال از حریم حضرت الهی است که سلطان مشاهده‌ی جمال محبوب به رجای شیدای عاشق چیره گشته و در آن زیبایی جمال، رعنایی جلال نیز در کار آمده، جمال باکمالش جلوه‌ی ناز گرفته و حضرت با عزتش رایت بی نیازی برافراشته. توسن هیبت بر جان حیران قتیل عشق خویش تاخته و سعدی شیراز از آن گلستان جان، در بی‌نشان، نشانی یافته که سروده است:
گر کسی وصف او زِ مَن پُرسد • بیدل از بی نشان چه گوید باز؟
عاشقان کشتگان معشوقند • بر نیاید ز کشتگان آواز [۱۲]
پس حال خواص و اولیا، غیر از احوال دیگران است. خوف حاصل از مشاهده‌ی عظمت و جلال، و تجلی اسماء الهی بر قلب آنان، دم به دم افزونتر گشته و در لذت روحانی آن غوطه‌ورند. چنین خوفی با کریمه‌ی سوره‌ی یونس که فرمود:"بدانید که بر دوستان خداوند ترسی نیست و اندوهی ندارند" [۱۳] منافات ندارد. [۱۴]
از این رو خطاب به مولای بزرگوارمان آقا امام زمان (علیه‌السلام) عرض می‌کنیم: سلام بر تو ای پاک نهاد هراسان و خائف از جلال و جبروت حضرت حق.

پانویس[ویرایش]
 
۱. سوره یونس/۱۰، آیه ۶۲    
۲. علامه‌ مجلسی، بحار الانوار، ج۶۸، ص۳۶۰.    
۳. ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج۳، روایت شماره ۵۴۹۰.    
۴. سوره آل عمران/۳، آیه۱۷۵.    
۵. ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج۷، روایت شماره ۱۲۴۰۸.    
۶. ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج۷، روایت شماره ۱۲۳۹۰.    
۷. نراقی، ملااحمد، معراج السعادة، باب چهارم، صف پنجم، مقام سوم، خوف الهی.
۸. ری شهری، محمد، حسینی، سید حمید، منتخب میزان الحکمة، روایت شماره ۲۰۰۰.    
۹. انصاری، خواجه عبدالله، صد میدان، میدان سی و سوم، ص۳۶ (به اهتمام قاسم انصاری، کتابخانه طهوری، چاپ سوم).
۱۰. سوره نور/۲۴، آیه۳۷.    
۱۱. سوره رحمن/۵۵، آیه۴۶.    
۱۲. دامادی، سید محمد، شرح بر مقامات اربعین یا مبانی سیر و سلوک عرفانی، ص۱۴۵.
۱۳. سوره یونس/۱۰، آیه ۶۲    
۱۴. امام خمینی قدس سره، شرح چهل حدیث، ص۲۳۰ - ۲۳۱.


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «هراسان خطاب کردن امام زمان در دعای ندبه»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۰/۴.    



جعبه‌ابزار