مشرکانذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: مشرکان، حج، شرک، جاهل قاصر، اعمال، ادیسون.
پرسش: چرا در قرآن اشاره به شرکت ندادن مشرکان در مراسم حج دارد، مگر مشرکان حج انجام می‌دادند؟ و با توجه به این مطلب، اعمال کسانی مانند ادیسون که دین نداشتند، کاملاً از بین می‌رود؟
پاسخ: به این پرسش در دو بخش زیر پاسخ داده می‌شود.


ویژگی‌های مشرکان[ویرایش]

مشرکان مکه، همان‌طور که از عنوان «شرک» معلوم است، منکر خداوند نبودند، بلکه خدا را به‌عنوان آفریننده آسمان و زمین و نازل کننده باران می‌پذیرفتند و حج انجام می‌دادند با این حال، در مقام پرستش برای خداوند شریک قائل می‌شدند و بت‌ها را شریک خداوند قرار می‌دادند.

مشرکان در قرآن[ویرایش]

قرآن می‌فرماید:
«وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ یَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا یَعْلَمُ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی‌ عَمَّا یُشْرِکُونَ»؛ «آنها غیر از خدا، چیزهایی را می‌پرستند که نه به آنان زیان می‌رساند، و نه سودی می‌بخشد؛ و می‌گویند: اینها شفیعان ما نزد خدا هستند! بگو:آیا خدا را به چیزی خبر می‌دهید که در آسمان‌ها و زمین سراغ ندارد؟! منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‌دهند!». [۱]

نقل شده آیه شریفه «وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ»؛ «و بیش‌تر آنها که مدعی ایمان به خدا هستند، مشرکند!» [۲] درباره مشرکان عرب نازل شده که وقتی از آنها می‌پرسیدند: آفریننده آسمان‌ها و زمین کیست؟ و چه کسی است که باران را از آسمان نازل می‌کند؟ در پاسخ می‌گفتند: «الله»، ولی با این حال شرک می‌ورزیدند و در وقت گفتن تلبیه در حج خود می‌گفتند: «لبیک لا شریک لک الا شریکاً هو لک تملکه و ما ملک». [۳] [۴]

← روایتی از ابن عباس
ابن عباس می‌گوید:

«فَقَامَ عَلِیٌّ ـ علیه‌السلام ـ أَیَّامَ التَّشْرِیقِ یُنَادِی ذِمَّةُ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ بَرِیئَةٌ مِنْ کُلِّ مُشْرِکٍ فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ لَا یَحِجَّنَّ بَعْدَ الْعَامِ مُشْرِکٌ وَ لَا یَطُوفُ بِالْبَیْتِ بَعْدَ الْیَوْمِ عُرْیَانٌ».
پیامبر اسلام ، ابوبکر را فرستاد تا کلمات برائت را ندا دهد آن‌گاه علی را به دنبال او فرستاد تا نامه پیامبر را به او دهد، در آن هنگام که ابوبکر در راه بود صدای شتر پیامبر را از دور شنید و با نگرانی بیرون شد و گمان کرد که پیامبر است، ولی او علی بود که نامه پیامبر خدا را به او داد و در آن ابوبکر مأموریت یافته بود که در موسم حج باشد و علی مأموریت یافته بود این کلمات را ندا دهد، پس رفتند و حج به‌جای آوردند و علی در ایام تشریق به‌پا خاست و ندا در داد که خدا و رسول او از هر مشرکی بیزار است، چهار ماه در زمین بگردید و پس از این سال هیچ مشرکی حج نکند و هیچ‌کس در بیت عریان طواف نکند. [۵]

از این سخن روشن می‌شود که مشرکان نیز حج به‌جا می‌آوردند که البته حج آنان با خرافاتی آمیخته شده بود که یکی از آن خرافات‌ها عریان طواف کردن در برخی از حالات بود.

← تغییر حج در ماه‌های حرام
هم‌چنین در میان عرب رسم بود که در ماه‌های حرام، حج تغییر می‌کرد. مجاهد در این‌باره می‌گوید: مشرکان هر ماهی حج بجا می‌آوردند، دو سال در محرم حج و دو سال در صفر، ... آن‌گاه پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ در سال دیگر حج انجام داد و در خطبه اموری را گفت که تا به حال باقی است... و گفت: سال دوازده ماه باشد چهار ماه از آن ماه‌های حرام باشد سه ماه به دنبال یک‌دیگر: ذی القعده، ذی الحجه و محرم، و یک ماه جدا: رجب میان جمادی و شعبان. و قصد پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ از این سخن آن بود که باطل بکند آنچه عرب انجام می‌دادند از نسئ؛ یعنی تأخیر کردن حرمت ماه به ماهی دیگر. [۶]

بنابراین مشرکان شبه جزیره عربستان، برخی سنت‌های ابراهیمی از جمله حج را به‌صورت ناقص و تحریف شده حتی در برخی اوقات همراه مسلمانان [۷] انجام می‌دادند.

نتیجه اعمال ادیسون[ویرایش]

اگر افرادی مانند ادیسون جاهل قاصر بودند، احتمال سعادتمند شدن آنها وجود دارد. در این‌باره نمایه « عدل الاهی و عدم آشنایی انسان‌ها با تشیع»، سؤال ۳۵۷۴ را مطالعه کنید. اما اگر مشرک معاند باشند، پاداش خدماتشان در همین دنیا به آنان داده خواهد شد. پاداشی مانند نام نیک.

← سخن خداوند متعال
خداوند در قرآن می‌فرماید:
«مَنْ کانَ یُریدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فیها ما نَشاءُ لِمَنْ نُریدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً»؛ «آن‌کس که (تنها) زندگی زودگذر (دنیا) را می‌طلبد، آن مقدار از آن‌ را که بخواهیم ـ و به هر کس اراده کنیم ـ می‌دهیم سپس دوزخ را برای او قرار خواهیم داد، که در آتش سوزانش می‌سوزد در‌حالی‌که نکوهیده و رانده (درگاه خدا) است». [۸]


پانویس[ویرایش]
 
۱. یونس (۱۱۰)، آیه ۱۸.    
۲. یوسف (۱۲)، آیه ۱۰۶.    
۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه:بلاغی‌، محمدجواد، ج ۵، ص ۴۱۰.    
۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغی‌، محمدجواد، ج ۵، ص ۴۱۰، ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
۵. سید ابن طاووس‌، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ج ‌۱، ص ۳۹، خیام، قم‌، چاپ اول‌، ۱۴۰۰ق‌.    
۶. . اسفراینی، ابوالمظفر شاهفور بن طاهر، تاج التراجم فی تفسیر القرآن للأعاجم، ج ‌۲، ص ۸۶۱، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.
۷. . بعضی گفته‌اند: منظور از روز حج اکبر، روز دهم ذی الحجه از سال نهم هجرت است، چون در آن روز بود که مسلمانان و مشرکان یک‌جا اجتماع کرده و هر دو طایفه به حج خانه خدا پرداختند، و بعد از آن سال دیگر هیچ مشرکی حج خانه خدا نکرد.
۸. اسراء (۱۷)، آیه ۱۸.    


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلاام کوئست.    


رده‌های این صفحه : فقه | حج | پیشینه حج




جعبه‌ابزار