فشار آوردن بر فرزندانذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: پدر و مادر، فشار.

پرسش: چرا والدین فرزندان خود را تحت فشار قرار می‌دهند؟

پاسخ:



مقدمه بحث[ویرایش]

هیچ پدر و مادری دوست ندارد غبار غمی بر دل فرزند خود ببیند یا آسمان دل او را پر از ابر سیاه غصه تماشا کند. همه پدر و مادرها دوست دارند همیشه گل تبسم در چهره فرزندشان با طراوت و شاداب باشد. دوست دارند که خوشی و شادی مهمان سینه بی‌غل‌و‌غش فرزندشان باشد؛ چرا‌که هر اشک فرزندان سنگی است بر شیشه قلبشان و هر آه غمشان آتشی است بر خرمن زندگی‌شان؛ اما این‌که چرا برخی والدین با رفتارهایشان باعث می‌شوند کوهی از فشار روحی بر قلب فرزندانشان بنشیند و... در نوشتار حاضر سعی داریم شما را با نکاتی آشنا سازیم که توجه و تأمل در آن‌ها باعث می‌شود احساس راحتی و نشاط بیش‌تر کنید و اقرار کنید که زندگی کاشتن بذر امید در دل ثانیه‌هاست.

آینده‌نگری[ویرایش]

والدین که افقهای وسیع‌تری از زندگی را تجربه کرده‌اند می‌دانند که هر قدر فرزندشان با تجربه‌های آن‌ها، گرمی و سردی زندگی، تمرین کارهای روزمره زندگی، آشنایی با حرفه و شغل و... بیش‌ترآشنا باشند، از پس سختی‌های زندگی بهتر بر‌می‌آیند و این تمرین‌ها باعث می‌شود که در سختی‌ها احساس تنهایی، بدبختی و ناامیدی نکنند.

گرگ در لباس میش[ویرایش]

در جامعه انسانی افرادی پیدا می‌شوند که از فرصت‌ها سوءاستفاده می‌کنند و با ابراز محبت دروغین اعتماد دیگران را به خود جلب می‌کنند و در موقع حساس به آنها خیانت می‌کنند. این افراد تنها به هوس و شهوت خود فکر می‌کنند به همین خاطر است که والدین به شدت مراقب فرزندانشان هستند که مبادا در مدرسه، کوچه و بازار و... به آن‌ها خیانت کنند یا از آن‌ها سوءاستفاده کنند، به همین خاطر است که در روایت داریم که بهترین دوستان کسی است که قدیمی‌تر باشد؛ چراکه در تجربه و تخلی‌های زندگی امتحان خود را پس داده است و تو را تنها نمی‌گذارد.

آشنا نبودن فرزندان با مسائل زندگی[ویرایش]

اغلب فرزندان که از سختی‌های زندگی و هزینه‌های خانه آگاه نیستند و نمی‌دانند که پول درآوردن به شکل حلال آن تنها با سختی و با ریختن عرق و بی‌خوابی و جان کندن ممکن است. احساس می‌کنند که پدر یا مادرشان نمی‌خواهند فرزندشان خوش باشد یا لباس شیک بپوشند و غذای مناسب و بهتری مصرف کنند، غافل از این‌که طبق برنامه‌ریزی و مدیریت خانه که به عهده والدین است، این مخارج برای یک ماه هم کافی نیست و دقت در صرف هزینه‌ها به خاطر عاقبت‌اندیشی است.

آشنا نبودن با مسائل ویژه جوانان[ویرایش]

در جوانان به خاطر رشد جسمی ـ روانی و فعال شدن هورمون‌های جنسی و... تغییراتی به وجود می‌آید و از سویی دیگر احساساتی از جمله حس رقابت، رفاقت بازی توام با اخلاص، تقلید، استقلال، پرتوقعی، غرور، بلندپروازی، خویشتن‌شناسی و... از ویژگی‌های خاص این دوران است. عدم آگاهی به این ویژگی‌ها می‌تواند برای فرزند و والدین مشکل ایجاد کند؛ چراکه فرزند سعی نمی‌کند از تجربه‌ها و نصیحت‌های صادقانه والدین کمک بگیرد و والدین هم اغلب کارها و جلوه‌های رفتاری را به لجاجت و سرکشی و سرمستی نسبت می‌دهند و گمان می‌کنند که فرزندشان نسبت به اصول و برنامه‌های خانه و حریمِ خانواده بی‌قید‌و‌بند شده است و قصد دارد به طور عمدی موجبات ناراحتی آن‌ها را فراهم سازد. [۱]

بیان نکردن اهداف، برنامه‌ها و مشورت[ویرایش]

برخی والدین به خاطر این‌که توجه ندارند که فرزندشان همان کودک دیروز نیست، پیوسته به فرزندشان به عنوان کودک سابق نگاه می‌کنند و انتظار دارند که آن‌ها بدون هیچ شکایتی به برنامه‌ها و اهداف آن‌ها تن بدهند و حتی در مورد زندگی خودشان برنامه‌ای نداشته باشند. این‌جا بهتر است که والدین با صحبت‌ها و بحث‌های دوستانه، اهدای کتب مفید، کمک از آشنایان رازدار و معتمد، آن‌ها را با واقعیت آشنا کنند تا با تصمیمات یک‌طرفه خود باعث انزجار فرزندشان نشوند.

سن بالا[ویرایش]

گاهی پدر و مادر قصد ندارند موجب ناراحتی فرزندشان شوند اما به خاطر بالا رفتن سن، فشار زندگی، ناراحتی درباره عاقبت فرزندان و زندگی آن‌ها و ضعف قوای شناختی، ادراکی و روحی، بی حوصله و کم صبر می‌شوند. اینجا بر ما واجب است که طبق فرمایش قرآن از در احسان (مالی، رفتاری و گفتاری) با آنها رفتار کنیم و از این آزمایش الهی موفق بیرون آییم.

تربیت مذهبی[ویرایش]

والدینی که معتقد به باورهای دینی هستند عقیده دارند که زندگی تنها به این دنیا ختم نمی‌شود؛ لذا سعی دارند فرزندشان را که عزیز آنان است ‌در بهترین سراها ببینند به همین خاطر اصرار می‌کنند که فرزندشان نسبت به نماز، حجاب و... غفلت نکند، در این هنگام فرزندان عاقل نباید حساب کار نسنجیده والدین را پای خدا و وظایف دینی خود بگذارند. با [[|لج‌بازی]] خود نسبت به عبادات بی‌اعتنا نشوند و به شکل عاقلانه با والدین سخن بگویند.

تحصیل و کسب دانش[ویرایش]

والدین دوست دارند فرزندشان را در راحتی ببینند، نمی‌خواهند آن‌ها جذب خوشی‌های آنی شوند؛ لذا برخی از والدین که نسبت به آینده فرزندشان ناراحت هستند سعی دارند آن‌ها را با زور هم که شده به درس خواندن مجبورکنند تا آینده خوب و لذت‌بخش مستمری داشته باشند؛ اما متأسفانه اغلب آن‌ها به نتیجه مطلوب خود نمی‌رسند؛ چراکه توجه به علاقه‌ها، استعدادها، امکانات و... ندارند و پیوسته با فشار سعی دارند آن‌ها را هل دهند به جای این‌که در او انگیزه ایجاد کنند.

معرفی منابع[ویرایش]

۱. رفتار والدین با فرزندان، محمدعلی سادات، انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران.
۲. مشکلات تربیتی را چه‌گونه حل کنیم، دکتر محمدرضا شرفی، انتشارات تزکیه تهران.

پانویس[ویرایش]
 
۱. قائمی، علی، شناخت هدایت و تربیت نوجوانان و جوانان، ص۱۳ با کمی تغییر، تهران، انتشارات امیری، چاپ هفتم، ۱۳۷۸ ش.


منبع[ویرایش]


سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «فشار آوردن بر فرزندان»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۱۰/۱۹.    



جعبه‌ابزار